(۸۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۰ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اعراف در قرآن]] - [[اعراف در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }}
{{امامت}}
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| نام آیه = آیه اعراف
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| نام تصویر = آیه ۴۶ ـ ۴۹ سوره اعراف.jpg
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| توضیح تصویر =
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[کرامت در قرآن]] | [[کرامت در حدیث]] | [[کرامت در کلام اسلامی]] | [[کرامت در فلسفه اسلامی]] | [[کرامت در عرفان اسلامی]]</div>
| متن آیه =
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| معنی آیه = و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند ...
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[کرامت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| شماره آیه = ۴۶ ـ ۴۹
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| نام سوره = اعراف
| شماره جزء = ۸
| نامهای دیگر =
| شأن نزول =
| مصداق آیه =
| دلالت آیه = {{فهرست جعبه|دلالت بر بیان ویژگیهای انسانهای مؤمن}}
| نتایج آیه =
}}
==واژهشناسی لغوی==
== معناشناسی ==
*اَعراف جمع عُرْف، مکانهای بلند و مرتفع را گویند<ref>لسانالعرب، ج۹، ص۱۵۶، «عرف».</ref>، از آن جهت که آشکار و به راحتی قابل رؤیت است، برخلاف مکان پست<ref>التبیان، ج۴، ص۴۱۰.</ref>. به یال اسب و تاج خروس، نیز عرف گفته میشود، زیرا در قسمت مرتفع بدن آنان قرار دارد<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۶۵۱; مفردات، ص۵۶۱، «عرف».</ref>. اعراف السحاب نیز به بخشهای بالایی ابر اطلاق میگردد<ref>لسان العرب، ج۹، ص۱۵۷، «عرف».</ref>. آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ أَهَؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ}}﴾}}<ref> و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامدهاند ولی (آن را) امید میبرند ندا میدهند که: درود بر شما! و چون چشمانشان به سوی دمسازان آتش گردانده میشود میگویند: پروردگارا ما را با گروه ستمکاران مگذار!و اعرافیان به مردانی که آنان را به چهره میشناسند بانگ برمیدارند که: (مال) اندوختن شما و سرکشی کردنتان به کارتان نیامد آیا همینانند که سوگند میخوردید خداوند به آنان بخشایشی نمیرساند؟ (آنگاه به رهروان بهشت میگویند) به بهشت در آیید، نه بیمی خواهید داشت و نه اندوهگین خواهید شد؛ سوره اعراف، آیه: ۴۶ - ۴۹.</ref> درباره اعراف و اصحاب آن سخن گفته است. به همین مناسبت سوره هفتم قرآن "اعراف" نام گرفته و آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ }}﴾}}<ref> روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد. (منافقان) آنان را ندا میدهند: آیا ما با شما نبودیم؟ میگویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریفت.پس، امروز از شما و از کافران سربهایی پذیرفته نیست، جایگاهتان آتش (دوزخ) است، همان (دوزخ) یار شماست و این پایانه، بد است؛ سوره حدید، آیه: ۱۳- ۱۵.</ref> نیز به آن تفسیر شده است<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۳۸۲ -۳۸۵.</ref>
اعراف در لغت یعنی مکانهای بلند و مرتفع و این ارتفاع به حدی است که شخص به محیط بیرون اشراف داشته و همه چیز برای او قابل [[رؤیت]] است<ref>التبیان، ج۴، ص۴۱۰. </ref> و در اصطلاح یعنی مکانی بلند میان [[بهشت و دوزخ]] که شخص بر آن دو اشراف دارد<ref>تصحیح الاعتقادات۲۲۳، المفردات، ص۳۲۲. </ref> و در اصطلاح [[قرآنی]] اعراف یعنی جهانی مافوق که [[اصحاب اعراف]] همه را به چهره میشناسند و میتوانند به [[اهل]] [[بهشت و جهنم]]، به [[اذن]] خداوندی [[دستور]] بدهند و راهنمایشان کنند.
==اعراف در قرآن==
در [[قرآن]] از مردانی یاد شده که در اعرافاند و در [[قیامت]] همۀ چهرهها را میشناسند و راهنماییشان میکنند: {{متن قرآن|وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَنَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ}}<ref>«و چون چشمانشان به سوی دمسازان آتش گردانده میشود میگویند: پروردگارا ما را با گروه ستمکاران مگذار! و اعرافیان به مردانی که آنان را به چهره میشناسند بانگ برمیدارند که: (مال) اندوختن شما و سرکشی کردنتان به کارتان نیامد» سوره اعراف، آیه ۴۷ ـ ۴۸</ref>. [[سوره]] هفتم [[قرآن]] را، به همین سبب اعراف نامیدهاند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۲۵. </ref>. در چهار [[آیه]] از این [[سوره]]، کلمۀ اعراف آمده است و دربارۀ معنای آن [[اختلاف]] نظر وجود دارد مانند معانی زیر: اعراف محلی است که بر [[بهشتیان]] و [[دوزخیان]] اشراف دارد و یا اعراف، تلی است میان [[بهشت و دوزخ]] و یا اینکه اعراف، دیواری است که میان [[مؤمن]] و [[منافق]] حایل میشود<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۸۶. </ref>.
در چیستی اعراف و هویّت اصحاب اعراف، بین مفسران اختلاف نظر وجود دارد، هر چند قدر مسلم آن است که مسئله اعراف و اصحاب اعراف به قیامت مربوط میشود. برخی گفتهاند: در آیه ۴۶ سوره اعراف چون ابتدا تعبیر "حجاب" آمده و سپس اعراف و صفات اصحاب اعراف نام برده شده، معلوم میشود اعراف بلندیهای دیوار یا حجابی است که بین بهشت و دوزخ قرار دارد و بر هر دو طرف مشرف است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ}}﴾}} <ref>المیزان، ج۸، ص۱۲۱.</ref>؛ همچنین در آیه ۱۳ سوره حدید سخن از دیواری به میان آمده که در قیامت بین مؤمنان و منافقان زده میشود که درونش رحمت و برونش عذاب است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}﴾}}. گفته شده که اعراف یکی از مقامهای عالی روحانی است که از بهشت و دوزخ خارج بوده و بر آن دو احاطه دارد<ref>التحقیق، ج۸، ص۹۹، «عرف»; المیزان، ج۸، ص۱۳۲ـ۱۳۳.</ref>. در برخی تفاسیر، کوهها یا تپههای فاصل بین بهشت و جهنم است<ref>الدرالمنثور، ج۳، ص۴۶۱.</ref> و در روایتی از [[رسول اکرم]]{{صل}} اعراف، کوه اُحد دانسته شده که بر اثر علاقه [[پیامبر]]{{صل}} به آن، در قیامت بین بهشت و جهنم تجسّم مییابد<ref>تفسیر قرطبی، ج۷، ص۱۳۶.</ref>. از [[ابن عباس]]، تفسیر اعراف به محل مشرف بر صراط نقل شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۴، ص۸۷.</ref> و حسن و زجّاج، بدون توضیحی روشن، اعراف را از ریشه معرفت و شناخت دانستهاند<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۴، ص۸۷.</ref>. برخی نیز افزودهاند که اهل اعراف، کاملان در علم و معرفتاند و طوایف مردم را میشناسند و بهشتیان و دوزخیان را از یکدیگر تشخیص میدهند<ref>العرشیه، ص۹۰.</ref>؛ نیز گفته شده که اعراف و اصحاب اعراف به یک معناست<ref>اسفار، ج۹، ص۳۱۸.</ref>. در روایتی آمدهاست که اعراف بزرگوارترین آفریدگان نزد خداوندند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۴۴.</ref>. از آیات{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ أَهَؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ }}﴾}}<ref> و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامدهاند ولی (آن را) امید میبرند ندا میدهند که: درود بر شما!و چون چشمانشان به سوی دمسازان آتش گردانده میشود میگویند: پروردگارا ما را با گروه ستمکاران مگذار!و اعرافیان به مردانی که آنان را به چهره میشناسند بانگ برمیدارند که: (مال) اندوختن شما و سرکشی کردنتان به کارتان نیامد.آیا همینانند که سوگند میخوردید خداوند به آنان بخشایشی نمیرساند؟ (آنگاه به رهروان بهشت میگویند) به بهشت در آیید، نه بیمی خواهید داشت و نه اندوهگین خواهید شد.و دمسازان آتش بهشتیان را ندا میکنند که از آب یا از آنچه خداوند روزی شما کرده است بر ما (نیز) فرو ریزید! میگویند: خداوند هر دو را بر کافران حرام کرده است.(همان) کسانی که دین خویش را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت و امروز ما آنان را از یاد میبریم چنان که آنان دیدار این روزشان را از یاد برده بودند و به آیات ما انکار میورزیدند؛ سوره اعراف، آیه: ۴۶- ۵۱.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ }}﴾}}<ref> روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد. (منافقان) آنان را ندا میدهند: آیا ما با شما نبودیم؟ میگویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریفت.پس، امروز از شما و از کافران سربهایی پذیرفته نیست، جایگاهتان آتش (دوزخ) است، همان (دوزخ) یار شماست و این پایانه، بد است؛ سوره حدید، آیه: ۱۳- ۱۵.</ref> برمیآید که اعراف، حدّ فاصل میان بهشت و دوزخ است، بهگونهای که مانعی میان آندو محسوب نمیشود و بهشتیان و دوزخیان صدای هم را میشنوند و با یکدیگر گفتوگو میکنند. و اصحاب اعراف هر دو گروه را مشاهده و با آنان گفتگو میکنند<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۳۸۲ -۳۸۵.</ref>
==اصحاب اعراف و ویژگیهای آنان==
== [[اصحاب اعراف]] ==
*درباره هویّت اصحاب اعراف ۱۲ قول وجود دارد که اساس همه آنها به سه قول بازمیگردد<ref>المیزان، ج۸، ص۱۲۹.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۳۸۲ -۳۸۵.</ref:
[[اصحاب اعراف]] چه کسانی هستند؟ اکثر دانشمندان و [[مفسران]]، با توجه به روایاتی که در این زمینه وجود دارد، معتقدند [[اصحاب اعراف]]، [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{ع}} هستند<ref>اسفار، ج۹، ص۳۱۸، الاعتقادات، ص۷۰. </ref>؛ صفار حدود ۱۹ [[روایت]] از طرق مختلف [[نقل]] کرده که دلالت براین مطلب دارد؛ چنانکه در روایتی [[یزید بن معاویه]] العجلی میگوید از [[امام باقر]] {{ع}} دربارۀ [[تفسیر]] آیۀ {{متن قرآن|وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ}}<ref>«و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند» سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref> سؤال کردم. حضرت فرمودند: «[[آیه]] در [[حق]] این [[امت]] نازل شد و مراد از [[رجال اعراف]]، [[ائمه]] از [[آل محمد]] هستند»<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}}عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ عَلَی الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیماهُمْ قَالَ أُنْزِلَتْ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ الرِّجَالُ هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ}}؛ بصائر الدرجات، ص۴۵۳.</ref>.
#انسانهای بزرگ و باشخصیت که بر همه آفریدگان اشراف دارند و اوّلین و آخرین را میشناسند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ}}﴾}}، چنانکه در دنیا، اهل خیر و ایمان و اهل شرّ و طغیان را میشناختند<ref>اسفار، ج۹، ص۳۱۷.</ref>. آنان بر بهشتیان درود میفرستند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلامٌ عَلَيْكُمْ}}﴾}} و در قیامت که بسیاری در وحشت و اضطراب به سر میبرند، تسلّی دهنده دیگران هستند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ}}﴾}} و روزی که فرمان و قدرت خدا نافذ است اصحاب اعراف هم به اذن خداوند دارای نفوذ و قدرت هستند، ازاینرو برای ورود به بهشت فرمان میدهند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ}}﴾}}. آنان دوزخیان را سرزنش میکنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ}}﴾}} این قراین نشان میدهد که اصحاب اعراف، بندگان ویژه الهیاند که از میان مردم برگزیده شده و از اهوال و مراحل مختلف حسابرسی قیامت مستثنا هستند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ }}﴾}}<ref> پس او را دروغگو انگاشتند از این رو آنان را (در دوزخ) حاضر میگردانند.مگر بندگان ناب خداوند را؛ سوره صافات، آیه: ۱۲۷- ۱۲۸.</ref> و در گفتوگوی آنها هیچگونه ترس و اضطرابی مشاهده نمیشود. تعبیر به "رجال" نیز نشان دهنده آن است که اصحاب اعراف در مراحل کمال انسانیّت به سر میبرند، زیرا در آیات قرآن، تعبیر "رجال" غالباً درباره افراد با شخصیت آمده است<ref>المیزان، ج۸، ص۱۲۳ـ۱۲۵.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ }}﴾}}<ref> مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد؛ از روزی میهراسند که دلها و دیدهها در آن زیرورو میشوند؛ سوره نور، آیه:۳۷.</ref>؛
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ }}﴾}}<ref> هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست میدارند و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد؛ سوره توبه، آیه:۱۰۸.</ref>. اشکال شده است که این نظر، با جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ}}﴾}} و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}﴾}} سازگاری ندارد، زیرا سازگاری ندارد، زیرا چگونه کسانی که از همه آفریدگان برترند، وارد بهشت نشده در آرزوی آن به سر میبرند و زمانی که اهل جهنم را میبینند، با تضرّع و دعا از خداوند میخواهند که آنان را در زمره ستمکاران قرار ندهد. پاسخ این است که اولاً به نظر میرسد این دو عبارت مربوط به اهل بهشت باشد و اصحاب اعراف هنگامی بر آنان سلام میکنند که هنوز وارد بهشت نشده باشند<ref>تفسیر قرطبی، ج۷، ص۱۳۷; المیزان، ج۸، ص۱۲۹ـ۱۳۰.</ref> و برای نجات خود از آتش دوزخ دعامیکنند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۳۱.</ref>. ثانیاً اگر این دو جمله مربوط به اصحاب اعراف باشد، بدین معناست که اهل بهشت وارد بهشت شدهاند؛ ولی اصحاب اعراف بااینکه از آنان برترند هنوز وارد نشدهاند و آنان میدانند که سرانجام وارد خواهند شد، زیرا "طمع" در اینجا به معنای علم<ref>تفسیر قرطبی، ج۷، ص۱۳۷.</ref> و یقین<ref>اسفار، ج۹، ص۳۱۷.</ref> است و اشکالی ندارد که انسانهای با شرافت و برتر، دیرتر از دیگران وارد بهشت شوند<ref>اسفار، ج۹، ص۳۱۷ـ۳۱۸.</ref>. دعای مزبور نیز هیچگونه دلالتی بر پایین بودن منزلت آنان ندارد، زیرا پیامبران الهی و بندگان صالح او و فرشتگان مقرّب نیز چنین دعایی دارند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۳۱.</ref>. برخی این انسانهای بزرگ را [[انبیا]] میدانند<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۴، ص۸۷.</ref>. روایاتی نیز وارد شده است که اصحاب اعراف، [[امامان]]{{عم}} هستند<ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۸; نورالثقلین، ج۲، ص۳۲ـ۳۳.</ref>، چنانکه در روایتی از امیرالمؤمنین، [[امام علی]]{{ع}} آمده است: ما اعراف هستیم و در روز قیامت، بین بهشت و جهنم قرارمیگیریم، پس هیچکس وارد بهشت نمیشود، جز اینکه ما را به ولایت بشناسد و ما او را بهاطاعت بشناسیم و هیچکس وارد آتش نمیشود، مگر اینکه او ولایت ما و ما اطاعت او را انکار کنیم<ref>المیزان، ج۸، ص۱۴۵.</ref>. [[ابو علی جبائی]] میگوید: آنان انسانهای عادلی هستند که بر امتها گواهی میدهند. نظر دیگر آن است که اصحاب اعراف، فقیهان و عالماناند<ref>تفسیر ماوردی، ج۲، ص۲۲۵; تفسیر قرطبی، ج۷، ص۱۳۵.</ref>. [[آلوسی]]<ref>روح المعانی، مج۵، ج۸، ص۱۸۴.</ref> و [[حسکانی]]<ref>شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۶۴.</ref> و دیگران از [[ابن عباس]] نقل کردهاند که اصحاب اعراف، [[عباس]]، [[حمزه]]، [[امام علی]]{{ع}} و [[جعفر]] هستند<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۳۸۲ -۳۸۵.</ref>
#اشخاص متوسطی که از کافران و منافقان برترند و در نهایت وارد بهشت خواهند شد. آنان کسانی هستند که آرزوی ورود به بهشت را دارند؛ ولی هنوز به آن وارد نشدهاند. در آیه ۴۷ سوره اعراف با بیان اینکه صورتهای آنان به سمت جهنّمیان برگردانده میشود، وحشت آنان از سرنوشتشان هنگامی که چشمانشان به دوزخیان میافتد، ترسیم شده، از اینرو به خدا پناه میبرند. بنابراین قول، گفته شده که اصحاب اعراف گروهی هستند که حسنات و سیّئاتشان مساوی است و هیچ یک بر دیگری ترجیحی ندارد تا استحقاق بهشت یا جهنم را داشته باشند، بدین جهت بر اعراف متوقف میشوند<ref>التبیان، ج۴، ص۴۱۱.</ref>. آرای دیگر در این باره عبارت است از: فرزندان کافران که در طفولیت مرده باشند<ref>روح المعانی، مج۵، ج۸، ص۱۸۴.</ref>، مردم زمان فترت<ref>روح المعانی، مج۵، ج۸، ص۱۸۴.</ref>، جنّیان با ایمان<ref>المیزان، ج۸، ص۱۲۶.</ref>، فرزندان زنا<ref>تفسیر قرطبی، ج۷، ص۱۳۶.</ref>، کسانی که در عبادت دچار خود بزرگ بینی میشوند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۲۶; روضالجنان، ج۸، ص۲۰۴.</ref>، کسانیکه ارتکاب صغایر، آنان را در آخرین رتبه انسانها قرار میدهد و کفاره آن، مشکلات و نابسامانیهایی است که در دنیا میبینند<ref>تفسیر قرطبی، ج۷، ص۱۳۶.</ref>، کسانی که تنها پدر یا مادر آنها از آنان خشنود باشد<ref>روض الجنان، ج۸، ص۲۰۳.</ref> و کسانی که بدون اجازه پدر به جهاد رفتهاند<ref>مبهمات القرآن، ج۱، ص۴۷۶.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۳۸۲ -۳۸۵.</ref>
#فرشتگان که بهصورت مردانی بر اعراف آشکار میشوند و مأمور تشخیص مؤمن از کافر هستند<ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۶۵۲; تفسیرقرطبی، ج۷، ص۱۳۶; المیزان، ج۸، ص۱۲۶.</ref>؛ ولی این رأی درست نیست، زیرا لفظ "رجال" بر فرشتگان اطلاق نمیشود، چون فرشتگان به مذکّر یا مؤنّث بودن متّصف نمیگردند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۲۲; اسفار، ج۹، ص۳۱۷.</ref>. این اختلاف در معرفی اصحاب اعراف در روایات فریقین<ref>الدرالمنثور، ج۳، ص۴۶۰ـ۴۶۷; البرهان، ج۲، ص۵۴۶ـ۵۵۷.</ref> نیز به چشم میخورد. طبق برخی روایات، اعراف جایگاهی است که انسانهای باایمان و قوی از آن میگذرند؛ ولی افراد متوسط در آن باز میمانند و از سویی، سرپرستان و پیشوایان الهی نیز در آنجا توقف میکنند تا هم ضعیفان را یاری رسانند و هم شاهد حال اهل بهشت و جهنم در دو طرف باشند و با آنان گفتوگو کنند، چنانکه در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} به این مطلب اشاره شده است<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۲۵۹.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۳۸۲ -۳۸۵.</ref>
==منابع==
اما همانطور که در بیان فوق گفته شد، دانشمندان و [[مفسرین]] براین نظریه [[اتفاق نظر]] ندارند که [[اصحاب اعراف]] همان [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} هستند چنانکه؛ [[ابن عربی]] میگوید [[اصحاب اعراف]]، کسانی هستند که [[حسنات]] و سیئاتشان مساوی است، یک چشمشان به سوی [[بهشت]] و چشم دیگر به [[جهنم]] دوخته شده است؛ در حالی که وارد شدن به هر کدام از این دو [[جایگاه]]، برای آنان رجحانی ندارد؛ اما وقتی [[دستور]] [[سجده]] به آنها داده میشود، همه [[سجده]] میکنند و وارد [[بهشت]] میشوند. [[صدرالمتألهین]] در شواهد الربوبیه همین قول را برگزید اما پس از مشاهدۀ قول اکثر [[علمای شیعه]] که قائلند [[اصحاب اعراف]]، [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه طاهرین]] است از نظریۀ اولش برگشت<ref>ر.ک: [[رحمتالله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمتالله]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۵۵.</ref>.
برخی از اقوال دیگر دربارۀ اینکه [[اصحاب اعراف]] چه کسانی هستند عبارت است از: [[اصحاب اعراف]] بزرگانیاند که به [[کرامت الهی]] متمایزند؛ کسانیاند که [[حسنات]] و [[سیئات]] آنان برابر است؛ [[اهل]] فترتاند، یعنی میان [[بعثت]] دو [[پیامبر]] قرار گرفتهاند و [[حجت]] بر آنان تمام نشده است؛ آنان، [[جنیان]] مؤمناند؛ [[فرزندان]] نابالغ کافراناند و یا [[فرزندان]] نامشروعاند<ref>المیزان ج، ۸، ص ۱۲۸ـ ۱۲۶؛ پیام قرآن، ج ۶، ص ۵۴۹. </ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۸۶-۸۷.</ref>
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
[[رده:مدخلهای درجه دو دانشنامه]]
== ویژگیهای [[اصحاب اعراف]] ==
[[رده:اعراف]]
اما به دور از هر نظریۀ دیگری و فقط با نگاه به [[آیات]] قرانی در [[سورۀ اعراف]] و توجه به ویژگیهای [[اصحاب اعراف]] میتوان دریافت، [[اصحاب اعراف]] اگر هم [[ائمۀ معصومین]] نباشند؛ ولی یقینا انسانهای بزرگ و با عظمتی هستند که نمونه ای از این ویژگیها عبارتاند از:
# [[اصحاب اعراف]] کسانی هستند که در [[دنیا]]، [[اهل]] [[خیر]] و [[ایمان]] و [[اهل]] [[شرّ]] و [[طغیان]] را میشناختند: {{متن قرآن|يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ}}<ref>«هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند» سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>.
# [[اصحاب اعراف]] کسانی هستند که به [[بهشتیان]] [[فرمان]] ورود به [[بهشت]] را میدهند: «ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ»<ref>سوره اعراف، آیه۴۹.</ref>.
# تعبیر رجال در آیۀ {{متن قرآن|وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ}}<ref>«و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند» سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>، نشان دهندۀ عظمت این [[اصحاب]] است چراکه در [[آیات]] دیگر [[قرآن]] برای نشان دادن عظمت [[شخصیت]] افراد از تعیبر رجال استفاده شده است: {{متن قرآن|رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ}}<ref>«مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد؛ از روزی میهراسند که دلها و دیدهها در آن زیرورو میشوند» سوره نور، آیه ۳۷.</ref> اما تعبیر رجال، همچنانکه ثابت کنندۀ عظمت [[روحی]] [[اصحاب اعراف]] است، میتواند درصدد [[اثبات]] این مطلب باشد که اصحاب اعراف نمیتوانند از [[فرشتگان]] باشند چراکه لفظ رجال بر فرشتگانی که به مذکّر، مؤنّث بودن متّصف نمیشوند اطلاق نمیشود<ref>ر.ک: [[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۳۸۲ -۳۸۵. </ref>.
== [[وظایف]] اصحاب اعراف ==
همچنین از وظایفی که بر دوش [[اصحاب اعراف]] گذاشته شده که در بعضی از مواقع با ویژگیهایی این [[اصحاب]] مشترک است، میتوان این عظمت را متوجه شد از جملۀ این [[وظایف]]:
# اولین عملی که توسط [[اصحاب اعراف]] در [[قیامت]] صورت میگیرد، این است که [[اهل اعراف]] در جایی بلند، میان [[بهشت و دوزخ]] جای میگیرند، تا بر [[بهشتیان]] و [[دوزخیان]] اشراف داشته باشند و به [[مؤمنین]] بهشتی [[سلام]] و تحیت میگویند.
# بعد از تحیت و [[سلام]] [[بهشتیان]]، توسط [[اصحاب اعراف]]، این عده ([[اصحاب اعراف]]) به [[دوزخیان]] نگاه میکنند و آنان را مورد [[سرزنش]] قرا میدهند و میگویند: آیا متوجه شدید که [[مال]] و فرزندانی که جمع کردید و تکبرها که ورزیدید، سودی به حالتان نداشت؟ این [[مؤمنان]]، همانهایی هستند که قسم خوردید [[رحمت الهی]] و [[بهشت]] جاویدان متوجه آنها نخواهد شد. آنگاه خطاب به [[مؤمنان]] میگویند: به [[بهشت]] بروید که [[ترس]] و اندوهی بر شما نیست<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۲۱ـ ۱۳۳. </ref>.
# در [[قیامت]] عده ای از [[مردم]] به خاطر [[ضعف]] [[ایمانی]] که داشتند؛ همچنانکه دارای [[اعمال]] خیرند ولی دچار [[معصیت الهی]] شدند، این افراد، برای ورودشان به [[بهشت]] احتیاج به کمک دارند، وظیفۀ دیگر [[اهل اعراف]] این است که با شفاعتشان بتوانند این عده را وارد [[بهشت]] کنند<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص ۵۵۴.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۸۷. </ref>
== نتیجه گیری ==
بنابراین از شواهدی که در [[آیات]] [[سورۀ اعراف]] و همچنین روایاتی که در این زمینه وجود دارد، میتوان نتیجه گرفت [[اهل اعراف]] [[ائمۀ معصومین]] {{ع}} هستند که در جایی بلند میان [[بهشت و دوزخ]] قرار دارند به طوری که بر [[بهشتیان]] و [[دوزخیان]] اشراف دارند و [[وظیفه]] ایشان در این سه مورد خلاصه میشود: به [[بهشتیان]] [[سلام]] [[تحیت]] میگویند؛ [[دوزخیان]] را مورد [[سرزنش]] قرار میدهند و افراد ضعیف الایمان را برای ورود به [[بهشت]] [[شفاعت]] میکنند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۸۷. </ref>.
اعراف در لغت یعنی مکانهای بلند و مرتفع و این ارتفاع به حدی است که شخص به محیط بیرون اشراف داشته و همه چیز برای او قابل رؤیت است[۱] و در اصطلاح یعنی مکانی بلند میان بهشت و دوزخ که شخص بر آن دو اشراف دارد[۲] و در اصطلاح قرآنی اعراف یعنی جهانی مافوق که اصحاب اعراف همه را به چهره میشناسند و میتوانند به اهلبهشت و جهنم، به اذن خداوندی دستور بدهند و راهنمایشان کنند.
در قرآن از مردانی یاد شده که در اعرافاند و در قیامت همۀ چهرهها را میشناسند و راهنماییشان میکنند: ﴿وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَنَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ﴾[۳]. سوره هفتم قرآن را، به همین سبب اعراف نامیدهاند[۴]. در چهار آیه از این سوره، کلمۀ اعراف آمده است و دربارۀ معنای آن اختلاف نظر وجود دارد مانند معانی زیر: اعراف محلی است که بر بهشتیان و دوزخیان اشراف دارد و یا اعراف، تلی است میان بهشت و دوزخ و یا اینکه اعراف، دیواری است که میان مؤمن و منافق حایل میشود[۵].
اصحاب اعراف چه کسانی هستند؟ اکثر دانشمندان و مفسران، با توجه به روایاتی که در این زمینه وجود دارد، معتقدند اصحاب اعراف، پیامبر (ص) و ائمه (ع) هستند[۶]؛ صفار حدود ۱۹ روایت از طرق مختلف نقل کرده که دلالت براین مطلب دارد؛ چنانکه در روایتی یزید بن معاویه العجلی میگوید از امام باقر (ع) دربارۀ تفسیر آیۀ ﴿وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ﴾[۷] سؤال کردم. حضرت فرمودند: «آیه در حق این امت نازل شد و مراد از رجال اعراف، ائمه از آل محمد هستند»[۸].
اما به دور از هر نظریۀ دیگری و فقط با نگاه به آیات قرانی در سورۀ اعراف و توجه به ویژگیهای اصحاب اعراف میتوان دریافت، اصحاب اعراف اگر هم ائمۀ معصومین نباشند؛ ولی یقینا انسانهای بزرگ و با عظمتی هستند که نمونه ای از این ویژگیها عبارتاند از:
تعبیر رجال در آیۀ ﴿وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ﴾[۱۴]، نشان دهندۀ عظمت این اصحاب است چراکه در آیات دیگر قرآن برای نشان دادن عظمت شخصیت افراد از تعیبر رجال استفاده شده است: ﴿رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ﴾[۱۵] اما تعبیر رجال، همچنانکه ثابت کنندۀ عظمت روحیاصحاب اعراف است، میتواند درصدد اثبات این مطلب باشد که اصحاب اعراف نمیتوانند از فرشتگان باشند چراکه لفظ رجال بر فرشتگانی که به مذکّر، مؤنّث بودن متّصف نمیشوند اطلاق نمیشود[۱۶].
همچنین از وظایفی که بر دوش اصحاب اعراف گذاشته شده که در بعضی از مواقع با ویژگیهایی این اصحاب مشترک است، میتوان این عظمت را متوجه شد از جملۀ این وظایف:
بعد از تحیت و سلامبهشتیان، توسط اصحاب اعراف، این عده (اصحاب اعراف) به دوزخیان نگاه میکنند و آنان را مورد سرزنش قرا میدهند و میگویند: آیا متوجه شدید که مال و فرزندانی که جمع کردید و تکبرها که ورزیدید، سودی به حالتان نداشت؟ این مؤمنان، همانهایی هستند که قسم خوردید رحمت الهی و بهشت جاویدان متوجه آنها نخواهد شد. آنگاه خطاب به مؤمنان میگویند: به بهشت بروید که ترس و اندوهی بر شما نیست[۱۷].
در قیامت عده ای از مردم به خاطر ضعفایمانی که داشتند؛ همچنانکه دارای اعمال خیرند ولی دچار معصیت الهی شدند، این افراد، برای ورودشان به بهشت احتیاج به کمک دارند، وظیفۀ دیگر اهل اعراف این است که با شفاعتشان بتوانند این عده را وارد بهشت کنند[۱۸].[۱۹]
↑«و چون چشمانشان به سوی دمسازان آتش گردانده میشود میگویند: پروردگارا ما را با گروه ستمکاران مگذار! و اعرافیان به مردانی که آنان را به چهره میشناسند بانگ برمیدارند که: (مال) اندوختن شما و سرکشی کردنتان به کارتان نیامد» سوره اعراف، آیه ۴۷ ـ ۴۸
↑«و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند» سوره اعراف، آیه ۴۶.
↑«مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد؛ از روزی میهراسند که دلها و دیدهها در آن زیرورو میشوند» سوره نور، آیه ۳۷.