شر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) |
||
| (۳۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[شر در قرآن]] - [[شر در کلام اسلامی]] - [[شر در فقه سیاسی]] - [[شر در جامعهشناسی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
معمولاً شر، به ضدّ خیر تعریف میشود و به معنای چیزی است که برای [[انتخاب]] و [[اختیار]] آن [[تمایل]] و رغبت وجود ندارد، از آنرو که در آن ضرر و [[سوء]] اثر و [[فساد]] است<ref>مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ذیل ماده «شر».</ref>. | |||
در مسئله شر گفته میشود که چگونه میتوان پذیرفت خدایی عالم، قادر و [[خیرخواه]] باشد و در کنار آن [[شرور]] و کژیهای [[اخلاقی]] و طبیعی را در عالم مشاهده کرد؟ به بیان دیگر، اگر خدایی خیرخواه وجود دارد، [[جهان]] باید از شر خالی باشد. پس، حال که جهان از نارسایی و [[کژی]] بری نیست، ادعای خدایی با اوصاف یاد شده محل [[تأمل]] است<ref>محمدی، «حل معمّای شر در آثار استاد جوادی آملی»، فصلنامه اسرا، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱.</ref> | |||
== | == راهکارهای دفع شبهه == | ||
راهکارهای متعددی در دفع [[شبهه]] شر قابل پیگیری است، که به نظر میرسد بر دو راهکار تأکید بیشتری شده است. | |||
# '''راهکار نیستیگرایی:''' مشهورترین جوابی که به این شبهه داده شده و از [[زمان]] افلاطون تاکنون بر آن اصرار داشتهاند، این است که چون شر امری اعتباری و عدمی است، مبدأ و آفرینندهای ندارد. این بیان در رد [[عقیده]] ثنویه است از اساس منکر وجود شر در عالم شده و [[معتقد]] بودند، [[شرور]] همگی اعدام و بطلان محضاند. پس از او این راهکار به عنوان یکی از محکمترین [[براهین]] مورد توجه [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] قرار گرفت. | |||
# '''راهکار [[نظام احسن]]:''' بسیاری از [[حکما]] و [[فیلسوفان اسلامی]] در آثار و نوشتههای خود در [[دفاع]] از شبهه شر راهکار نظام احسن را مورد توجه قرار دادند. نظام احسن مبنی بر این اصل کلی است که از [[خداوند]] احسنالخالقین نشاید که به [[خلقت]] جهانی دست بزند که دارای [[عیب]] و نشر باشد. آنچه از شرور و [[ناملایمات]] در عالم تحقق دارد، ریشه در تضادها و تزاحمهای عالم حاکی و عنصری دارد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۱ ـ ۱۲۲.</ref>. | |||
#[[ | |||
== | == [[فلسفه]] [[شرور]] == | ||
علاوه بر بررسی ماهوی شرور که مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بحث مهمتری که در [[منابع دینی]] بیشتر مورد عنایت و توجه است، [[فلسفه وجودی]] شرور و در [[حقیقت]] [[سختیها]] و [[بلایا]] است، که به نکاتی از آن اشاره میشود: [[جهان]] پیوسته به هم وابسته است؛ زیرا اشیا از نظر خوبی و بدی اگر از اشیای دیگر مستقل در نظر گرفته شوند، یک [[حکم]] دارند و اگر جزء یک [[نظام]] و به عنوان عضوی از یک اندام در نظر گرفته شوند، [[حکم]] دیگری پیدا میکنند که احیاناً ضد حکم اولی است. [[زشتیها]] چون جزئی از مجموعه جهانند و نظام کل به وجود آنها بستگی دارد، [لازمه مجموعه جهان هستند]، بلکه از نظر نمایان ساختن زیباییها نیز وجود آنها لازم است؛ زیرا اگر بین [[زشتی]] و [[زیبایی]]، مقارنه و مقابله برقرار نمیشد، نه [[زیبا]]، زیبا بود و نه [[زشت]]، زشت. | |||
[[خداوند متعال]] به هر موجودی همان وجود و همان اندازه از کمال و زیبایی را میدهد که میتواند بپذیرد، نقصانات از ناحیه ذات خود آنهاست، نه از ناحیه [[فیض]] [[باریتعالی]]. | |||
بین آنچه ما به عنوان [[مصیبت]] و بدی میخوانیم و آنچه به نام کمال و [[سعادت]] میشناسیم، رابطه علی و معلولی وجود دارد. بدیها مادر خوبیها و زاینده آنها هستند که حتی زیباییها، جلوه خود را از زشتیها دریافت میکنند و اگر زشتی و بدی وجود نمیداشت، [[زیبایی]] و خوبی نیز مفهوم نداشت، به این معنی که زیبایی زیبا در [[احساس]]، رهین وجود زشتی زشتها و پدید آمدن مقایسه بین آنهاست. | |||
[[رده:مدخل]] | زشتیها، مقدمه وجود زیباییها و آفریننده و پدیدآورنده آنهایند. در شکم [[گرفتاریها]] و [[مصیبتها]]، نیکبختیها و [[سعادتها]] نهفته است، همچنان که گاهی هم در درون سعادتها، [[بدبختیها]] [[تکوین]] مییابند و این، فرمول این [[جهان]] است. | ||
[[رده: | |||
خلاصه [[فلسفه]] [[شرور]] آنکه: | |||
# شرور یا اعدامند و یا وجوداتی که منشأ عدم در اشیای دیگرند و از آن جهت شرند که منشأ عدمند؛ | |||
# آنچه واقعاً وجود دارد و جعل و [[خلق]] و [[علیت]] به آن تعلق میگیرد، وجود [[حقیقی]] است، نه وجود اضافی؛ | |||
# شرور، مطلقاً مجعول و مخلوق بالتبع و بالعرضند نه مجعول بالذات؛ | |||
# جهان یک واحد تجزیهناپذیر است، حذف بعضی از اجزای جهان و ابقای بعضی، توهم محض و بازیگری خیال است؛ | |||
# شرور و [[خیرات]]، دو صف و دو رده جدا نیستند، عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیکناپذیرند؛ | |||
# نه تنها عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیکناپذیرند، وجودهای حقیقی نیز به [[حکم]] اصل تجزیهناپذیری جهان، پیوسته و جداناشدنی هستند؛ | |||
# موجودات به اعتبار انفراد و [[استقلال]]، حکمی دارند و به اعتبار جزء بودن و عضویت در یک اندام، حکمی دیگر؛ | |||
# آنجا که اصل پیوستگی و انداموارگی حکمفرماست، وجود انفرادی و مستقل، اعتباری و انتزاعی است. | |||
در منابع روایی بر ارزشمندی [[سختیها]] و [[بلایا]] تأکید فراوانی شده است: [[امام صادق]]{{ع}} از قول [[امام علی]]{{ع}} نقل میفرماید: همانا سختترین [[مردم]] از حیث [[بلا]] پیغمبراناند، سپس [[جانشینان]] آنها، سپس نیکوتر و نیکوتر. همانا اینچنین است که [[مؤمن]] [[مبتلا]] میشود به اندازه کارهای نیکویش؛ هر آن کس که کار او درست باشد و [[دین]] او [[نیکو]] باشد، کار او سخت گردد بلای او، و این برای آن است که [[خدای تعالی]] قرار نداده است [[دنیا]] را [[ثواب]] برای [[مؤمن]] و [[عقوبت]] را برای [[کافر]]، و آنکه دین او سبک و [[عقل]] او [[ضعیف]] باشد بلای او کمتر است، و همانا [[بلا]] به سوی مؤمن تندتر است از [[باران]] به سوی آرامگاه [[زمین]]<ref>کلینی، اصول کافی، ج۲، کتاب الایمان و الکفر، ح۲۹، ص۲۵۹.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴.</ref> | |||
== [[حکمت الهی]] و مسئله شر == | |||
[[انسان]] گرچه از نظر معلومات در ابتدای راه است و ناشناختههای فراوانی پیش رو دارد، [[آگاه]] است که [[هدف از آفرینش]] او تنآسایی و بهرهمندی هرچه بیشتر از نعمتهای مادی نیست، بلکه [[سعادت]] و [[رستگاری]] [[حقیقی]] است که در [[سایه]] [[عبادت]] [[خداوند]] و [[قرب]] او حاصل میشود و همینطور [[آگاه]] است که ترجیح منافع جمعی بر [[مصالح]] فردی کاری [[حکیمانه]] است و بسیاری از [[شرور]] به خاطر کارهای خود او و ناشی از اعمال زشت اوست. با توجه به این [[آگاهیها]] میتوان گفت شرور پیرامون ما با اهداف خردمندانه فراوانی پدید میآیند، گرچه همه آنها را ندانیم و تأمین کننده مصالحی هستند که به بعضی از آنها اشاره میکنیم: | |||
# '''شکوفا شدن استعدادها:''' بسیاری از استعدادهای مادی و [[معنوی]] جز در رویارویی با [[سختیها]] و [[مشکلات]] شکوفا نمیشود و همانگونه که عضلات بدن یک ورزشکار تنها با تمرینهای سخت و طاقتفرسا ورزیده میشود، برخی از قابلیتهای [[روحی]] و معنوی [[انسان]] نیز در رویارویی با [[بلایا]] و [[مصائب]] آشکار میشوند و بسیاری از اکتشافات و اختراعات [[علمی]] به سبب نیاز جدی انسان و هنگام رویارویی با مشکلات [[حیات]] فردی و جمعی رخ داده است. | |||
# '''[[آزمون الهی]]:''' [[آدمی]] در کوران [[آزمایش الهی]] همانند سنگ معدنی است که در کورهای آتشین نهاده میشود تا ناخالصیهای آن جدا و جوهره گرانبهای آن پیراسته از شوائب و کدورت آشکار شود و خداوند انسان را گاه با [[رفاه]] و [[آسایش]] و گاه با قرار دادن در موقعیتهای دشوار و گرفتار کردن او در دامان بلایا و مصائب [[بیماریها]]، [[گرفتاریها]]، شکستها، [[فقر]] و [[تنگدستی]]، درد و [[رنج]] و... میآزماید و این [[آزمایش]] علاوه بر پرورش [[روح]] و جسم [[انسانها]] واقعیت درونی آنان را آشکار میکند و باید دانست که در [[آزمایشهای الهی]] غایت فعل به مخلوق (انسان) برمیگردد، نه اینکه غایت آن [[کشف]] [[حقیقت]] مجهول باشد. | |||
# '''بیدارگری:''' فرورفتن در [[نعمتهای الهی]] گاهی آدمی را به [[خواب غفلت]] عمیقی فرو میبرد که در آن حال انسان از اصل [[آفرینش]] خود [[غافل]] شده، [[مسئولیت]] خود را در برابر خداوند و نتیجه کار خود را فراموش میکند و فایده بلایا و [[مصائب]] در این هنگام بیدارگری و هشیاری در برابر مسئولیتهایی است که [[خداوند]] به عهده شخص نهاده است و شکسته شدن خودخواهیها، خودمحوریها و تکبرهای ناشی از استغناهاست و این صفات با وجو [[بلاها]] به [[تواضع]] و [[خشوع]] و [[خضوع]] تبدل میشود<ref>ر.ک: سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۳۱۸-۳۲۰؛ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید ۱ و۲، ص۱۹۷-۱۹۹؛ سبحانی، جعفر، الهیات و معارف اسلامی استاد جعفر سبحانی، ص۱۵۸-۱۶۲؛ همو؛ شناخت صفات خدا، ص۲۵۲-۲۶۴.</ref>. | |||
# '''[[شکرگزاری]]:''' چه خوب گفتهاند: «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید»؛ [[بلایا]] ایجاد کننده زمینه شکرگزاری در برابر نعمتهایی است که [[خداوند]] به [[انسان]] داده است و این بلاها انسان فرورفته در [[نعمت]] و [[غافل]] از [[منعم]] را بیدار و [[شکرگزار]] میکند<ref>سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۳۱۸-۳۲۰.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[حکمت الهی و مسئله شر (مقاله)|مقاله «حکمت الهی و مسئله شر»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۹۰.</ref> | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | |||
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[حکمت الهی و مسئله شر (مقاله)|مقاله «حکمت الهی و مسئله شر»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== جستارهای وابسته == | |||
{{مدخل وابسته}} | |||
* [[سوء]] | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:مفاهیم]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۲
مقدمه
معمولاً شر، به ضدّ خیر تعریف میشود و به معنای چیزی است که برای انتخاب و اختیار آن تمایل و رغبت وجود ندارد، از آنرو که در آن ضرر و سوء اثر و فساد است[۱].
در مسئله شر گفته میشود که چگونه میتوان پذیرفت خدایی عالم، قادر و خیرخواه باشد و در کنار آن شرور و کژیهای اخلاقی و طبیعی را در عالم مشاهده کرد؟ به بیان دیگر، اگر خدایی خیرخواه وجود دارد، جهان باید از شر خالی باشد. پس، حال که جهان از نارسایی و کژی بری نیست، ادعای خدایی با اوصاف یاد شده محل تأمل است[۲].[۳]
راهکارهای دفع شبهه
راهکارهای متعددی در دفع شبهه شر قابل پیگیری است، که به نظر میرسد بر دو راهکار تأکید بیشتری شده است.
- راهکار نیستیگرایی: مشهورترین جوابی که به این شبهه داده شده و از زمان افلاطون تاکنون بر آن اصرار داشتهاند، این است که چون شر امری اعتباری و عدمی است، مبدأ و آفرینندهای ندارد. این بیان در رد عقیده ثنویه است از اساس منکر وجود شر در عالم شده و معتقد بودند، شرور همگی اعدام و بطلان محضاند. پس از او این راهکار به عنوان یکی از محکمترین براهین مورد توجه فیلسوفان و متکلمان قرار گرفت.
- راهکار نظام احسن: بسیاری از حکما و فیلسوفان اسلامی در آثار و نوشتههای خود در دفاع از شبهه شر راهکار نظام احسن را مورد توجه قرار دادند. نظام احسن مبنی بر این اصل کلی است که از خداوند احسنالخالقین نشاید که به خلقت جهانی دست بزند که دارای عیب و نشر باشد. آنچه از شرور و ناملایمات در عالم تحقق دارد، ریشه در تضادها و تزاحمهای عالم حاکی و عنصری دارد[۴].
فلسفه شرور
علاوه بر بررسی ماهوی شرور که مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بحث مهمتری که در منابع دینی بیشتر مورد عنایت و توجه است، فلسفه وجودی شرور و در حقیقت سختیها و بلایا است، که به نکاتی از آن اشاره میشود: جهان پیوسته به هم وابسته است؛ زیرا اشیا از نظر خوبی و بدی اگر از اشیای دیگر مستقل در نظر گرفته شوند، یک حکم دارند و اگر جزء یک نظام و به عنوان عضوی از یک اندام در نظر گرفته شوند، حکم دیگری پیدا میکنند که احیاناً ضد حکم اولی است. زشتیها چون جزئی از مجموعه جهانند و نظام کل به وجود آنها بستگی دارد، [لازمه مجموعه جهان هستند]، بلکه از نظر نمایان ساختن زیباییها نیز وجود آنها لازم است؛ زیرا اگر بین زشتی و زیبایی، مقارنه و مقابله برقرار نمیشد، نه زیبا، زیبا بود و نه زشت، زشت.
خداوند متعال به هر موجودی همان وجود و همان اندازه از کمال و زیبایی را میدهد که میتواند بپذیرد، نقصانات از ناحیه ذات خود آنهاست، نه از ناحیه فیض باریتعالی.
بین آنچه ما به عنوان مصیبت و بدی میخوانیم و آنچه به نام کمال و سعادت میشناسیم، رابطه علی و معلولی وجود دارد. بدیها مادر خوبیها و زاینده آنها هستند که حتی زیباییها، جلوه خود را از زشتیها دریافت میکنند و اگر زشتی و بدی وجود نمیداشت، زیبایی و خوبی نیز مفهوم نداشت، به این معنی که زیبایی زیبا در احساس، رهین وجود زشتی زشتها و پدید آمدن مقایسه بین آنهاست.
زشتیها، مقدمه وجود زیباییها و آفریننده و پدیدآورنده آنهایند. در شکم گرفتاریها و مصیبتها، نیکبختیها و سعادتها نهفته است، همچنان که گاهی هم در درون سعادتها، بدبختیها تکوین مییابند و این، فرمول این جهان است.
- شرور یا اعدامند و یا وجوداتی که منشأ عدم در اشیای دیگرند و از آن جهت شرند که منشأ عدمند؛
- آنچه واقعاً وجود دارد و جعل و خلق و علیت به آن تعلق میگیرد، وجود حقیقی است، نه وجود اضافی؛
- شرور، مطلقاً مجعول و مخلوق بالتبع و بالعرضند نه مجعول بالذات؛
- جهان یک واحد تجزیهناپذیر است، حذف بعضی از اجزای جهان و ابقای بعضی، توهم محض و بازیگری خیال است؛
- شرور و خیرات، دو صف و دو رده جدا نیستند، عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیکناپذیرند؛
- نه تنها عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیکناپذیرند، وجودهای حقیقی نیز به حکم اصل تجزیهناپذیری جهان، پیوسته و جداناشدنی هستند؛
- موجودات به اعتبار انفراد و استقلال، حکمی دارند و به اعتبار جزء بودن و عضویت در یک اندام، حکمی دیگر؛
- آنجا که اصل پیوستگی و انداموارگی حکمفرماست، وجود انفرادی و مستقل، اعتباری و انتزاعی است.
در منابع روایی بر ارزشمندی سختیها و بلایا تأکید فراوانی شده است: امام صادق(ع) از قول امام علی(ع) نقل میفرماید: همانا سختترین مردم از حیث بلا پیغمبراناند، سپس جانشینان آنها، سپس نیکوتر و نیکوتر. همانا اینچنین است که مؤمن مبتلا میشود به اندازه کارهای نیکویش؛ هر آن کس که کار او درست باشد و دین او نیکو باشد، کار او سخت گردد بلای او، و این برای آن است که خدای تعالی قرار نداده است دنیا را ثواب برای مؤمن و عقوبت را برای کافر، و آنکه دین او سبک و عقل او ضعیف باشد بلای او کمتر است، و همانا بلا به سوی مؤمن تندتر است از باران به سوی آرامگاه زمین[۵].[۶]
حکمت الهی و مسئله شر
انسان گرچه از نظر معلومات در ابتدای راه است و ناشناختههای فراوانی پیش رو دارد، آگاه است که هدف از آفرینش او تنآسایی و بهرهمندی هرچه بیشتر از نعمتهای مادی نیست، بلکه سعادت و رستگاری حقیقی است که در سایه عبادت خداوند و قرب او حاصل میشود و همینطور آگاه است که ترجیح منافع جمعی بر مصالح فردی کاری حکیمانه است و بسیاری از شرور به خاطر کارهای خود او و ناشی از اعمال زشت اوست. با توجه به این آگاهیها میتوان گفت شرور پیرامون ما با اهداف خردمندانه فراوانی پدید میآیند، گرچه همه آنها را ندانیم و تأمین کننده مصالحی هستند که به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
- شکوفا شدن استعدادها: بسیاری از استعدادهای مادی و معنوی جز در رویارویی با سختیها و مشکلات شکوفا نمیشود و همانگونه که عضلات بدن یک ورزشکار تنها با تمرینهای سخت و طاقتفرسا ورزیده میشود، برخی از قابلیتهای روحی و معنوی انسان نیز در رویارویی با بلایا و مصائب آشکار میشوند و بسیاری از اکتشافات و اختراعات علمی به سبب نیاز جدی انسان و هنگام رویارویی با مشکلات حیات فردی و جمعی رخ داده است.
- آزمون الهی: آدمی در کوران آزمایش الهی همانند سنگ معدنی است که در کورهای آتشین نهاده میشود تا ناخالصیهای آن جدا و جوهره گرانبهای آن پیراسته از شوائب و کدورت آشکار شود و خداوند انسان را گاه با رفاه و آسایش و گاه با قرار دادن در موقعیتهای دشوار و گرفتار کردن او در دامان بلایا و مصائب بیماریها، گرفتاریها، شکستها، فقر و تنگدستی، درد و رنج و... میآزماید و این آزمایش علاوه بر پرورش روح و جسم انسانها واقعیت درونی آنان را آشکار میکند و باید دانست که در آزمایشهای الهی غایت فعل به مخلوق (انسان) برمیگردد، نه اینکه غایت آن کشف حقیقت مجهول باشد.
- بیدارگری: فرورفتن در نعمتهای الهی گاهی آدمی را به خواب غفلت عمیقی فرو میبرد که در آن حال انسان از اصل آفرینش خود غافل شده، مسئولیت خود را در برابر خداوند و نتیجه کار خود را فراموش میکند و فایده بلایا و مصائب در این هنگام بیدارگری و هشیاری در برابر مسئولیتهایی است که خداوند به عهده شخص نهاده است و شکسته شدن خودخواهیها، خودمحوریها و تکبرهای ناشی از استغناهاست و این صفات با وجو بلاها به تواضع و خشوع و خضوع تبدل میشود[۷].
- شکرگزاری: چه خوب گفتهاند: «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید»؛ بلایا ایجاد کننده زمینه شکرگزاری در برابر نعمتهایی است که خداوند به انسان داده است و این بلاها انسان فرورفته در نعمت و غافل از منعم را بیدار و شکرگزار میکند[۸].[۹]
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ذیل ماده «شر».
- ↑ محمدی، «حل معمّای شر در آثار استاد جوادی آملی»، فصلنامه اسرا، ص۱۱۰.
- ↑ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱.
- ↑ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۲۱ ـ ۱۲۲.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۲، کتاب الایمان و الکفر، ح۲۹، ص۲۵۹.
- ↑ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴.
- ↑ ر.ک: سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۳۱۸-۳۲۰؛ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید ۱ و۲، ص۱۹۷-۱۹۹؛ سبحانی، جعفر، الهیات و معارف اسلامی استاد جعفر سبحانی، ص۱۵۸-۱۶۲؛ همو؛ شناخت صفات خدا، ص۲۵۲-۲۶۴.
- ↑ سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۳۱۸-۳۲۰.
- ↑ رضائی، حسن، مقاله «حکمت الهی و مسئله شر»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۹۰.