ویژگیهای امینالله: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-''']] ==پانویس== {{پانویس}} +''']] {{پایان منابع}} == پانویس == {{پانویس}})) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ویژگیهای امینالله در قرآن]] - [[ویژگیهای امینالله در حدیث]] - [[ویژگیهای امینالله در کلام اسلامی]]| پرسش مرتبط = ویژگیهای امینالله (پرسش)}} | ||
== مقدمه == | |||
==مقدمه== | |||
[[امین الله]] دارای چهار ویژگی است: | [[امین الله]] دارای چهار ویژگی است: | ||
#'''[[برخورداری از علم ویژه]] به [[حقیقت قرآن]] [[کریم]]''': اگر [[امام]] [[امین]] [[خدا]] بر [[وحی]] ([[قرآن]]) باشد، طبیعی است که [[علم]] به [[حقیقت قرآن]] در [[اختیار]] دارد. به نظر میرسد، این [[حقیقت]] در روایاتی بازتاب یافته است که [[ائمه]]{{عم}} را راسخنان در عمل معرفی میکنند و این [[روایات]] از این جهت، همسو و هم افقاند؛ چنانکه در ضمن روایتی صحیح از [[امام باقر]] یا [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است که در این باره، با اشاره به [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش.».. سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>، فرمودند: “رسول [[الله]]{{صل}} برترینِ [[راسخان در علم]] است. [[خداوند]] (عزّ و جل) تمام [[علوم]] مربوط به تنزیل و [[تأویل قرآن]] را به وی آموخته است... و [[جانشینان]] پس از وی نیز تمام آن را میدانند...”<ref>{{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ... وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ...}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱۳.</ref>. همچنین [[ابوبصیر]] در [[روایت]] صحیح دیگری از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند، که فرمودند: “ما [[راسخان]] در علمیم و ما [[تأویل قرآن]] را میدانیم”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱۳؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۲۳-۲۲۴. صفار هشت روایت در این باره نقل کرده است.</ref>. | # '''[[برخورداری از علم ویژه]] به [[حقیقت قرآن]] [[کریم]]''': اگر [[امام]] [[امین]] [[خدا]] بر [[وحی]] ([[قرآن]]) باشد، طبیعی است که [[علم]] به [[حقیقت قرآن]] در [[اختیار]] دارد. به نظر میرسد، این [[حقیقت]] در روایاتی بازتاب یافته است که [[ائمه]] {{عم}} را راسخنان در عمل معرفی میکنند و این [[روایات]] از این جهت، همسو و هم افقاند؛ چنانکه در ضمن روایتی صحیح از [[امام باقر]] یا [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده است که در این باره، با اشاره به [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش.».. سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>، فرمودند: “رسول [[الله]] {{صل}} برترینِ [[راسخان در علم]] است. [[خداوند]] (عزّ و جل) تمام [[علوم]] مربوط به تنزیل و [[تأویل قرآن]] را به وی آموخته است... و [[جانشینان]] پس از وی نیز تمام آن را میدانند... ”<ref>{{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ... وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ...}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱۳.</ref>. همچنین [[ابوبصیر]] در [[روایت]] صحیح دیگری از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] میکند، که فرمودند: “ما [[راسخان]] در علمیم و ما [[تأویل قرآن]] را میدانیم”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱۳؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۲۳-۲۲۴. صفار هشت روایت در این باره نقل کرده است.</ref>. | ||
#'''[[مرجعیت دینی]]''': [[هدف]] از [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[هدایت]] انسانهاست. اگر [[خداوند]] [[علوم]] موجود در [[قرآن]] را به کسی میدهد، بیتردید مسئولیتی را بر عهده وی میگذارد و آن [[مسئولیت]] همان [[ابلاغ]] و [[تفسیر وحی]] و [[هدایت مردم]] است. از اینرو، در [[روایات مستفیض]]، که البته برخی از آنها صحیح هم هستند، از [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} با عنوان “تراجمة | # '''[[مرجعیت دینی]]''': [[هدف]] از [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[هدایت]] انسانهاست. اگر [[خداوند]] [[علوم]] موجود در [[قرآن]] را به کسی میدهد، بیتردید مسئولیتی را بر عهده وی میگذارد و آن [[مسئولیت]] همان [[ابلاغ]] و [[تفسیر وحی]] و [[هدایت مردم]] است. از اینرو، در [[روایات مستفیض]]، که البته برخی از آنها صحیح هم هستند، از [[امامان]] [[پاک]] {{عم}} با عنوان “تراجمة لوحیه”، به معنای [[مفسران]] [[وحی الهی]]، یاد شده است. در این باره، [[ابو حمزه ثمالی]] در ضمن روایتی صحیح، از [[امام سجاد]] {{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: “بین [[خدا]] و حجتش حجابی نیست.... ما ابواب خداییم... و ما [[مفسران]] [[وحی]] اوییم”<ref>{{متن حدیث|لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ حُجَّتِهِ حِجَابٌ... نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ... وَ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ...}}. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۳۵.</ref>. [[سدیر]] پس از آنکه به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کرد که برخی از [[مردم]] ایشان را [[خدا]] میدانند، با [[انکار]] شدید آن [[حضرت]] مواجه شد؛ آنگاه پرسید: شما کیستید؟ [[امام]] {{ع}} فرمود: “ما خزان [[علم]] خداییم؛ ما [[مفسران]] [[امر]] خداییم”<ref>{{متن حدیث|قَالَ قُلْتُ فَمَا أَنْتُمْ قَالَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ أَمْرِ اللَّهِ نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲ و ۲۶۹.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} این تعبیر را برای ابو خالد قماط نیز بیان کرده<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۳.</ref> و [[امام هادی]] {{ع}} نیز یکی از [[مقامات ائمه]]، را با عبارت {{متن حدیث|تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ}} توصیف کردهاند<ref>شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۲، ص۶۱۱.</ref>. | ||
#'''[[عصمت]]''': گفته شد که [[امام]] [[امین الله]] بر [[قرآن کریم]] است و [[شأن مرجعیت دینی]] در [[تفسیر قرآن]] را بر عهده دارد. روشن است که اگر او [[امین الله]] است، نباید نسبت به این [[علوم]] [[خیانت]] کند؛ در غیر این صورت، نمیتوان او را [[امین الله]] دانست. به دیگر بیان، ممکن است کسی دانشی را در [[اختیار]] داشته باشد، اما در صورت [[لزوم]] آن را در [[اختیار]] دیگران قرار ندهد یا آنکه از آن استفاده صحیحی نکند. مفهوم [[امین الله]] بیانگر آن است که [[ائمه]]{{عم}} کسانیاند که حافظان سرّ الهیاند؛ آنگونه که [[خداوند]] میخواهد از این [[علوم]] استفاده میکنند و از این جهت، [[معتمد]] [[خداوند]] متعالاند؛ به دیگر سخن، از این جهت، آنها [[معصوم]] از [[گناه]] و اشتباهاند و به [[وظایف]] خود عمل میکنند. این [[حقیقت]]، همان امری است که در برخی زیارتنامههای [[مأثور]]، از [[ائمه]]{{عم}} صادر شده است؛ برای نمونه، [[امام صادق]]{{ع}} به [[شیعیان]] خود سفارش کردهاند که به هنگام [[زیارت]] [[مزار]] [[شریف]] [[حضرت امام حسین]]{{ع}}، این عبارات را بخوانند: {{متن حدیث|صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَمِينُهُ بَلَّغْتَ نَاصِحاً وَ أَدَّيْتَ أَمِيناً...}}<ref>ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص۲۰۳؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۲.</ref>؛ “درود [[خدا]] بر تو باد! [[شهادت]] میدهم که تو [[بنده]] و [[امین]] خدایی. [[[دین]] را] مشفقانه [[تبلیغ]] کردی و ادا نمودی، در حالی که [[امین]] بودی”. نظیر این عبارت، از [[امام کاظم]]{{ع}} نیز در [[زیارت پیامبر]] اکرم{{صل}} وارد شده است. روایتی صحیح السند از ایشان [[نقل]] شده است که فرمودند: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۵۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶. گفتنی است، سند این روایت در این دو منبع با یکدیگر متفاوت است و سند شیخ طوسی، سند صحیحی است.</ref>. بیانات پیش گفته از انجام دادن وظایفی حکایت دارد که بر عهده [[ائمه]]{{عم}} نهاده شده بود. [[امام هادی]]{{ع}} رابطه میان مفهوم [[امین الله]] و [[مقام عصمت]] را به گونهای روشنتر [[تبیین]] کردهاند. ایشان در [[زیارت جامعه کبیره]]، [[ائمه]]{{عم}} را اینگونه معرفی میکنند: {{متن حدیث|حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ... تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ... عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً}}<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶.</ref>؛ [[[سلام]] بر شما ای] حافظان سرّ [[خدا]] و خازنان [[علم]] [[خدا]]... [[مفسران]] [[وحی]] او... [[خداوند]] شما را از [[لغزشها]] [[معصوم]] ساخت و از [[فتنهها]] ایمن داشت و از [[آلودگی]] [[پاکیزه]] ساخت و [[پلیدی]] را از شما [[اهل بیت]] برد و شما را [[تطهیر]] کرد. به نظر میرسد، تعابیر یاد شده در [[مقام]] بیان این امر است که [[ائمه]]{{عم}} از این جهت که حافظان سرّ [[الهی]] و [[مفسران]] [[وحی]] خداوندند، که این مفاهیم با مفهوم [[امین الله]] همسویند، لازم است [[معصوم]] باشند؛ از اینرو، [[خداوند متعال]] آنها را از [[آلودگی]] و [[پلیدی]] [[پاکیزه]] ساخته است. | # '''[[عصمت]]''': گفته شد که [[امام]] [[امین الله]] بر [[قرآن کریم]] است و [[شأن مرجعیت دینی]] در [[تفسیر قرآن]] را بر عهده دارد. روشن است که اگر او [[امین الله]] است، نباید نسبت به این [[علوم]] [[خیانت]] کند؛ در غیر این صورت، نمیتوان او را [[امین الله]] دانست. به دیگر بیان، ممکن است کسی دانشی را در [[اختیار]] داشته باشد، اما در صورت [[لزوم]] آن را در [[اختیار]] دیگران قرار ندهد یا آنکه از آن استفاده صحیحی نکند. مفهوم [[امین الله]] بیانگر آن است که [[ائمه]] {{عم}} کسانیاند که حافظان سرّ الهیاند؛ آنگونه که [[خداوند]] میخواهد از این [[علوم]] استفاده میکنند و از این جهت، [[معتمد]] [[خداوند]] متعالاند؛ به دیگر سخن، از این جهت، آنها [[معصوم]] از [[گناه]] و اشتباهاند و به [[وظایف]] خود عمل میکنند. این [[حقیقت]]، همان امری است که در برخی زیارتنامههای [[مأثور]]، از [[ائمه]] {{عم}} صادر شده است؛ برای نمونه، [[امام صادق]] {{ع}} به [[شیعیان]] خود سفارش کردهاند که به هنگام [[زیارت]] [[مزار]] [[شریف]] [[حضرت امام حسین]] {{ع}}، این عبارات را بخوانند: {{متن حدیث|صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَمِينُهُ بَلَّغْتَ نَاصِحاً وَ أَدَّيْتَ أَمِيناً...}}<ref>ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص۲۰۳؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۲.</ref>؛ “درود [[خدا]] بر تو باد! [[شهادت]] میدهم که تو [[بنده]] و [[امین]] خدایی. [[[دین]] را] مشفقانه [[تبلیغ]] کردی و ادا نمودی، در حالی که [[امین]] بودی”. نظیر این عبارت، از [[امام کاظم]] {{ع}} نیز در [[زیارت پیامبر]] اکرم {{صل}} وارد شده است. روایتی صحیح السند از ایشان [[نقل]] شده است که فرمودند: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۵۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶. گفتنی است، سند این روایت در این دو منبع با یکدیگر متفاوت است و سند شیخ طوسی، سند صحیحی است.</ref>. بیانات پیش گفته از انجام دادن وظایفی حکایت دارد که بر عهده [[ائمه]] {{عم}} نهاده شده بود. [[امام هادی]] {{ع}} رابطه میان مفهوم [[امین الله]] و [[مقام عصمت]] را به گونهای روشنتر [[تبیین]] کردهاند. ایشان در [[زیارت جامعه کبیره]]، [[ائمه]] {{عم}} را اینگونه معرفی میکنند: {{متن حدیث|حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ... تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ... عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً}}<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶.</ref>؛ [[[سلام]] بر شما ای] حافظان سرّ [[خدا]] و خازنان [[علم]] [[خدا]]... [[مفسران]] [[وحی]] او... [[خداوند]] شما را از [[لغزشها]] [[معصوم]] ساخت و از [[فتنهها]] ایمن داشت و از [[آلودگی]] [[پاکیزه]] ساخت و [[پلیدی]] را از شما [[اهل بیت]] برد و شما را [[تطهیر]] کرد. به نظر میرسد، تعابیر یاد شده در [[مقام]] بیان این امر است که [[ائمه]] {{عم}} از این جهت که حافظان سرّ [[الهی]] و [[مفسران]] [[وحی]] خداوندند، که این مفاهیم با مفهوم [[امین الله]] همسویند، لازم است [[معصوم]] باشند؛ از اینرو، [[خداوند متعال]] آنها را از [[آلودگی]] و [[پلیدی]] [[پاکیزه]] ساخته است. | ||
#'''[[منصوب بودن به نصب الهی]]''': با تحلیلی [[عقلی]] میتوان گفت: [[خداوند]] باید [[امین الله]] را به این [[مقام]] [[منصوب]] کند. [[مردم]] نمیتوانند کسی را بشناسند و برگزینند که [[شأن مرجعیت دینی]] در [[تفسیر قرآن]] را دارد و از اینرو، باید [[معصوم]] باشد تا در امانتی که [[خداوند]] بدو سپرده است، خیانتی نکند. در این باره [[امام صادق]]{{ع}} فرمودهاند: “خداوند تبارک و تعالی ما را برای خود برگزید؛ پس ما را برگزیدگان از میان بندگانش و امینان بر وحیاش قرار داد”<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى انْتَجَبَنَا لِنَفْسِهِ فَجَعَلَنَا صَفْوَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أُمَنَاءَهُ عَلَى وَحْيِهِ}}. محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۲.</ref>. بنابراین [[امین الله]] کسی است که اولاً، [[علم الهی]] و [[خطاناپذیر]] نسبت به [[قرآن کریم]] به او داده شده است؛ ثانیاً، [[مسئول]] [[تفسیر]] [[کتاب خدا]] و [[تبیین]] آن است؛ ثالثاً، [[معصوم]] است و [[خیانت]] در [[علوم]] مزبور نخواهد کرد و آنها را به [[مردم]] [[ابلاغ]] خواهد کرد. از این تحلیل فهمیده میشود که [[امین الله]] باید [[مرجع]] [[دینی]] و در نتیجه، [[هدایت کننده]] [[مردم]] باشد؛ افزون بر آن، روشن است که همگان قابلیت دریافت چنین علومی را ندارند؛ از اینرو، این افراد، اولاً، [[برترین]] انسانهایند و تنها در این صورت است که [[قبح]] ترجیح [[مفضول]] بن [[افضل]] دامنگیر [[ساحت]] کبریایی [[خداوند متعال]] نمیشود؛ ثانیاً، اینان معصوماند و در نتیجه [[برگزیده]] و [[منصوب]] از جانب خداوندند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۹۷-۳۰۸.</ref>. | # '''[[منصوب بودن به نصب الهی]]''': با تحلیلی [[عقلی]] میتوان گفت: [[خداوند]] باید [[امین الله]] را به این [[مقام]] [[منصوب]] کند. [[مردم]] نمیتوانند کسی را بشناسند و برگزینند که [[شأن مرجعیت دینی]] در [[تفسیر قرآن]] را دارد و از اینرو، باید [[معصوم]] باشد تا در امانتی که [[خداوند]] بدو سپرده است، خیانتی نکند. در این باره [[امام صادق]] {{ع}} فرمودهاند: “خداوند تبارک و تعالی ما را برای خود برگزید؛ پس ما را برگزیدگان از میان بندگانش و امینان بر وحیاش قرار داد”<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى انْتَجَبَنَا لِنَفْسِهِ فَجَعَلَنَا صَفْوَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أُمَنَاءَهُ عَلَى وَحْيِهِ}}. محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۲.</ref>. بنابراین [[امین الله]] کسی است که اولاً، [[علم الهی]] و [[خطاناپذیر]] نسبت به [[قرآن کریم]] به او داده شده است؛ ثانیاً، [[مسئول]] [[تفسیر]] [[کتاب خدا]] و [[تبیین]] آن است؛ ثالثاً، [[معصوم]] است و [[خیانت]] در [[علوم]] مزبور نخواهد کرد و آنها را به [[مردم]] [[ابلاغ]] خواهد کرد. از این تحلیل فهمیده میشود که [[امین الله]] باید [[مرجع]] [[دینی]] و در نتیجه، [[هدایت کننده]] [[مردم]] باشد؛ افزون بر آن، روشن است که همگان قابلیت دریافت چنین علومی را ندارند؛ از اینرو، این افراد، اولاً، [[برترین]] انسانهایند و تنها در این صورت است که [[قبح]] ترجیح [[مفضول]] بن [[افضل]] دامنگیر [[ساحت]] کبریایی [[خداوند متعال]] نمیشود؛ ثانیاً، اینان معصوماند و در نتیجه [[برگزیده]] و [[منصوب]] از جانب خداوندند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۹۷-۳۰۸.</ref>. | ||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:291506008.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|'''معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان''']] | # [[پرونده:291506008.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|'''معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان''']] | ||
| خط ۲۰: | خط ۱۷: | ||
[[رده:ویژگیهای امینالله]] | [[رده:ویژگیهای امینالله]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۴۳
مقدمه
امین الله دارای چهار ویژگی است:
- برخورداری از علم ویژه به حقیقت قرآن کریم: اگر امام امین خدا بر وحی (قرآن) باشد، طبیعی است که علم به حقیقت قرآن در اختیار دارد. به نظر میرسد، این حقیقت در روایاتی بازتاب یافته است که ائمه (ع) را راسخنان در عمل معرفی میکنند و این روایات از این جهت، همسو و هم افقاند؛ چنانکه در ضمن روایتی صحیح از امام باقر یا امام صادق (ع) نقل شده است که در این باره، با اشاره به آیه ﴿وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ﴾[۱]، فرمودند: “رسول الله (ص) برترینِ راسخان در علم است. خداوند (عزّ و جل) تمام علوم مربوط به تنزیل و تأویل قرآن را به وی آموخته است... و جانشینان پس از وی نیز تمام آن را میدانند... ”[۲]. همچنین ابوبصیر در روایت صحیح دیگری از امام صادق (ع) نقل میکند، که فرمودند: “ما راسخان در علمیم و ما تأویل قرآن را میدانیم”[۳].
- مرجعیت دینی: هدف از نزول قرآن کریم، هدایت انسانهاست. اگر خداوند علوم موجود در قرآن را به کسی میدهد، بیتردید مسئولیتی را بر عهده وی میگذارد و آن مسئولیت همان ابلاغ و تفسیر وحی و هدایت مردم است. از اینرو، در روایات مستفیض، که البته برخی از آنها صحیح هم هستند، از امامان پاک (ع) با عنوان “تراجمة لوحیه”، به معنای مفسران وحی الهی، یاد شده است. در این باره، ابو حمزه ثمالی در ضمن روایتی صحیح، از امام سجاد (ع) نقل میکند که فرمودند: “بین خدا و حجتش حجابی نیست.... ما ابواب خداییم... و ما مفسران وحی اوییم”[۴]. سدیر پس از آنکه به امام صادق (ع) عرض کرد که برخی از مردم ایشان را خدا میدانند، با انکار شدید آن حضرت مواجه شد؛ آنگاه پرسید: شما کیستید؟ امام (ع) فرمود: “ما خزان علم خداییم؛ ما مفسران امر خداییم”[۵]. امام صادق (ع) این تعبیر را برای ابو خالد قماط نیز بیان کرده[۶] و امام هادی (ع) نیز یکی از مقامات ائمه، را با عبارت «تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ» توصیف کردهاند[۷].
- عصمت: گفته شد که امام امین الله بر قرآن کریم است و شأن مرجعیت دینی در تفسیر قرآن را بر عهده دارد. روشن است که اگر او امین الله است، نباید نسبت به این علوم خیانت کند؛ در غیر این صورت، نمیتوان او را امین الله دانست. به دیگر بیان، ممکن است کسی دانشی را در اختیار داشته باشد، اما در صورت لزوم آن را در اختیار دیگران قرار ندهد یا آنکه از آن استفاده صحیحی نکند. مفهوم امین الله بیانگر آن است که ائمه (ع) کسانیاند که حافظان سرّ الهیاند؛ آنگونه که خداوند میخواهد از این علوم استفاده میکنند و از این جهت، معتمد خداوند متعالاند؛ به دیگر سخن، از این جهت، آنها معصوم از گناه و اشتباهاند و به وظایف خود عمل میکنند. این حقیقت، همان امری است که در برخی زیارتنامههای مأثور، از ائمه (ع) صادر شده است؛ برای نمونه، امام صادق (ع) به شیعیان خود سفارش کردهاند که به هنگام زیارت مزار شریف حضرت امام حسین (ع)، این عبارات را بخوانند: «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَمِينُهُ بَلَّغْتَ نَاصِحاً وَ أَدَّيْتَ أَمِيناً...»[۸]؛ “درود خدا بر تو باد! شهادت میدهم که تو بنده و امین خدایی. [[[دین]] را] مشفقانه تبلیغ کردی و ادا نمودی، در حالی که امین بودی”. نظیر این عبارت، از امام کاظم (ع) نیز در زیارت پیامبر اکرم (ص) وارد شده است. روایتی صحیح السند از ایشان نقل شده است که فرمودند: «السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ»[۹]. بیانات پیش گفته از انجام دادن وظایفی حکایت دارد که بر عهده ائمه (ع) نهاده شده بود. امام هادی (ع) رابطه میان مفهوم امین الله و مقام عصمت را به گونهای روشنتر تبیین کردهاند. ایشان در زیارت جامعه کبیره، ائمه (ع) را اینگونه معرفی میکنند: «حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ... تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ... عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً»[۱۰]؛ [[[سلام]] بر شما ای] حافظان سرّ خدا و خازنان علم خدا... مفسران وحی او... خداوند شما را از لغزشها معصوم ساخت و از فتنهها ایمن داشت و از آلودگی پاکیزه ساخت و پلیدی را از شما اهل بیت برد و شما را تطهیر کرد. به نظر میرسد، تعابیر یاد شده در مقام بیان این امر است که ائمه (ع) از این جهت که حافظان سرّ الهی و مفسران وحی خداوندند، که این مفاهیم با مفهوم امین الله همسویند، لازم است معصوم باشند؛ از اینرو، خداوند متعال آنها را از آلودگی و پلیدی پاکیزه ساخته است.
- منصوب بودن به نصب الهی: با تحلیلی عقلی میتوان گفت: خداوند باید امین الله را به این مقام منصوب کند. مردم نمیتوانند کسی را بشناسند و برگزینند که شأن مرجعیت دینی در تفسیر قرآن را دارد و از اینرو، باید معصوم باشد تا در امانتی که خداوند بدو سپرده است، خیانتی نکند. در این باره امام صادق (ع) فرمودهاند: “خداوند تبارک و تعالی ما را برای خود برگزید؛ پس ما را برگزیدگان از میان بندگانش و امینان بر وحیاش قرار داد”[۱۱]. بنابراین امین الله کسی است که اولاً، علم الهی و خطاناپذیر نسبت به قرآن کریم به او داده شده است؛ ثانیاً، مسئول تفسیر کتاب خدا و تبیین آن است؛ ثالثاً، معصوم است و خیانت در علوم مزبور نخواهد کرد و آنها را به مردم ابلاغ خواهد کرد. از این تحلیل فهمیده میشود که امین الله باید مرجع دینی و در نتیجه، هدایت کننده مردم باشد؛ افزون بر آن، روشن است که همگان قابلیت دریافت چنین علومی را ندارند؛ از اینرو، این افراد، اولاً، برترین انسانهایند و تنها در این صورت است که قبح ترجیح مفضول بن افضل دامنگیر ساحت کبریایی خداوند متعال نمیشود؛ ثانیاً، اینان معصوماند و در نتیجه برگزیده و منصوب از جانب خداوندند[۱۲].
منابع
پانویس
- ↑ «در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش.».. سوره آل عمران، آیه ۷.
- ↑ «رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ... وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ...». محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱۳؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۲۳-۲۲۴. صفار هشت روایت در این باره نقل کرده است.
- ↑ «لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ حُجَّتِهِ حِجَابٌ... نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ... وَ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ...». شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۳۵.
- ↑ «قَالَ قُلْتُ فَمَا أَنْتُمْ قَالَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ أَمْرِ اللَّهِ نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ». محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲ و ۲۶۹.
- ↑ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۳.
- ↑ شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۲، ص۶۱۱.
- ↑ ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص۲۰۳؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۲.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۵۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶. گفتنی است، سند این روایت در این دو منبع با یکدیگر متفاوت است و سند شیخ طوسی، سند صحیحی است.
- ↑ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶.
- ↑ «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى انْتَجَبَنَا لِنَفْسِهِ فَجَعَلَنَا صَفْوَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أُمَنَاءَهُ عَلَى وَحْيِهِ». محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۲.
- ↑ فاریاب، محمد حسین، معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان، ص ۲۹۷-۳۰۸.