محمد بن علی شلمغانی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
'''ابو جعفر محمد بن علی شلمغانی''' از یاران [[امام عسکری]]{{ع}} بود و در آغاز از فقهای بزرگ [[امامیه]] به شمار می‏‌رفت، اما پس از وفات [[امام حسن عسکری]]{{ع}} به دلیل عقاید انحرافی که داشت مورد لعن [[امام زمان]] {{ع}} قرار گرفت و پس از آن به دار آویخته شد.
'''ابو جعفر محمد بن علی شلمغانی''' از یاران [[امام عسکری]] {{ع}} بود و در آغاز از فقهای بزرگ [[امامیه]] به شمار می‏‌رفت، اما پس از وفات [[امام حسن عسکری]] {{ع}} به دلیل عقاید انحرافی که داشت مورد لعن [[امام زمان]] {{ع}} قرار گرفت و پس از آن به دار آویخته شد.


==شلمغانی قبل از انحراف==
== شلمغانی قبل از انحراف ==
اسم شلمغانی [ابو جعفر محمد بن علی" معروف به "[[ابن ابی العزاقری]]" و "[[ابن ابی العزاقیر]]" بود. او یکی از [[اصحاب]] [[امام حسن عسکری]] {{ع}} و یکی از مؤلفین و علمای [[امامیه]] و [[مردم]] روستای "شلمغان" از حومه‌های واسط‍‌ و یکی از قرّاء [[قرآن مجید]] در آنجا بود.
اسم شلمغانی [ابو جعفر محمد بن علی" معروف به "[[ابن ابی العزاقری]]" و "[[ابن ابی العزاقیر]]" بود. او یکی از [[اصحاب]] [[امام حسن عسکری]] {{ع}} و یکی از مؤلفین و علمای [[امامیه]] و [[مردم]] روستای "شلمغان" از حومه‌های واسط‍‌ و یکی از قرّاء [[قرآن مجید]] در آنجا بود.


شلمغانی قبل از [[انحراف]]، پیش طائفه [[امامیه]] مقامی جلیل داشت و تالیفات او مورد استفاده [[امامیه]] بود، تا آنجا که [[حسین بن روح]]، در همان‌روز که رسما به [[مقام]] [[نیابت]] نشست، پس از اجرای مراسم این کار، با جماعتی از وجوه [[شیعه]] به خانه [[شلمغانی]] رفت و هنگامی که پنهان شده بود [[شلمغانی]] را به [[نیابت]] خود [[منصوب]] کرد. [[شلمغانی]] در این دوره بین او و طائفه [[امامیه]] رابط‍‌ بود و [[توقیعات]] [[حضرت قائم]] {{ع}} به توسط‍‌ [[حسین بن روح]] به دست [[شلمغانی]] صادر می‌شد و [[مردم]] در رفع حوائج و حل مشکلات خود به او مراجعه می‌نمودند. البته درست معلوم نیست که [[حسین بن روح]] در چه موقع در خفا می‌زیسته و دوره استتار او چه اندازه طول کشیده است، ولی از قرائن معلوم می‌شود که دوره اختفاء او مصادف با شروع ایام [[وزارت]] "حامد بن عباس (۳۰۶ تا ۳۱۱) و پایان آن بوده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۳۵.</ref>.
شلمغانی قبل از [[انحراف]]، پیش طائفه [[امامیه]] مقامی جلیل داشت و تالیفات او مورد استفاده [[امامیه]] بود، تا آنجا که [[حسین بن روح]]، در همان‌روز که رسما به [[مقام]] [[نیابت]] نشست، پس از اجرای مراسم این کار، با جماعتی از وجوه [[شیعه]] به خانه [[شلمغانی]] رفت و هنگامی که پنهان شده بود [[شلمغانی]] را به [[نیابت]] خود [[منصوب]] کرد. [[شلمغانی]] در این دوره بین او و طائفه [[امامیه]] رابط‍‌ بود و [[توقیعات]] [[حضرت قائم]] {{ع}} به توسط‍‌ [[حسین بن روح]] به دست [[شلمغانی]] صادر می‌شد و [[مردم]] در رفع حوائج و حل مشکلات خود به او مراجعه می‌نمودند. البته درست معلوم نیست که [[حسین بن روح]] در چه موقع در خفا می‌زیسته و دوره استتار او چه اندازه طول کشیده است، ولی از قرائن معلوم می‌شود که دوره اختفاء او مصادف با شروع ایام [[وزارت]] "حامد بن عباس (۳۰۶ تا ۳۱۱) و پایان آن بوده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۳۵.</ref>.


==آغاز انحراف شلمغانی==
== آغاز انحراف شلمغانی ==
[[شلمغانی]] [[هدایت]] فعالیت‌های [[امامیه]] را در [[بغداد]] و [[کوفه]] سال‌ها به عهده داشت. وی از موقعیتی که [[حسین بن روح]] برای او فراهم کرده بود، سوءاستفاده کرد و جاه‌طلبی و شهرت، او را به [[عقاید]] انحرافی کشاند<ref>آخرین امید، داود الهامی، ص ۱۳۴.</ref>. [[شلمغانی]] سخنانی از خود می‌‏ساخت و به [[حسین بن روح]] و دیگر نایبان نسبت می‏‌داد<ref> ر.ک: نعمت اللّه صفری فروشانی، غالیان،ص ۱۳۶</ref>. او می‌کوشید تا برخی از وکلای [[امامیه]] و [[خاندان]] ایشان به‌ویژه وکلای بسطام را به پذیرش [[آیین]] حلولیه و تناسخ [[ارواح]] متقاعد سازد. لذا پس از مدتی اعلام داشت که [[روح]] [[پیامبر]] {{صل}} در جسم [[سفیر دوم]] و [[روح]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} در جسم [[سفیر سوم]] و [[روح]] [[فاطمه زهرا]] {{س}} در جسم ام کلثوم ـ دختر سفیر دوم ـ حلول کرده است؛ در همان حال [[شلمغانی]] از وکلای فرعی و زیردست خود خواست تا این [[راز]] را فاش نسازند، زیرا [[عقیده]] [[حق]] است<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۷۲.</ref>.  
[[شلمغانی]] [[هدایت]] فعالیت‌های [[امامیه]] را در [[بغداد]] و [[کوفه]] سال‌ها به عهده داشت. وی از موقعیتی که [[حسین بن روح]] برای او فراهم کرده بود، سوءاستفاده کرد و جاه‌طلبی و شهرت، او را به [[عقاید]] انحرافی کشاند<ref>آخرین امید، داود الهامی، ص ۱۳۴.</ref>. [[شلمغانی]] سخنانی از خود می‌‏ساخت و به [[حسین بن روح]] و دیگر نایبان نسبت می‏‌داد<ref> ر. ک: نعمت اللّه صفری فروشانی، غالیان، ص ۱۳۶</ref>. او می‌کوشید تا برخی از وکلای [[امامیه]] و [[خاندان]] ایشان به‌ویژه وکلای بسطام را به پذیرش [[آیین]] حلولیه و تناسخ [[ارواح]] متقاعد سازد. لذا پس از مدتی اعلام داشت که [[روح]] [[پیامبر]] {{صل}} در جسم [[سفیر دوم]] و [[روح]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} در جسم [[سفیر سوم]] و [[روح]] [[فاطمه زهرا]] {{س}} در جسم ام کلثوم ـ دختر سفیر دوم ـ حلول کرده است؛ در همان حال [[شلمغانی]] از وکلای فرعی و زیردست خود خواست تا این [[راز]] را فاش نسازند، زیرا [[عقیده]] [[حق]] است<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۷۲.</ref>.  


[[حسین بن روح]] پس از [[کشف]] [[عقاید]] [[کفرآمیز]] [[شلمغانی]]، وی را از سمت خود برکنار کرد و [[ارتداد]] او را در همه‌جا منتشر ساخت؛ نخست در میان [[خاندان]] نوبخت و سپس در میان سایرین<ref>غیبة طوسی، ص ۲۵۱.</ref>.
[[حسین بن روح]] پس از [[کشف]] [[عقاید]] [[کفرآمیز]] [[شلمغانی]]، وی را از سمت خود برکنار کرد و [[ارتداد]] او را در همه‌جا منتشر ساخت؛ نخست در میان [[خاندان]] نوبخت و سپس در میان سایرین<ref>غیبة طوسی، ص ۲۵۱.</ref>.
خط ۲۴: خط ۲۴:
پس از آنکه [[ارتداد]] او مسلم شد و [[لعن]] او صادر گردید، عده‌ای از [[امامیه]] از [[حسین بن روح]] راجع به کتاب‌های او سؤال کردند و گفتند: خانه‌های ما از آنها پر است، با آنها چه باید کرد؟ [[حسین بن روح]] گفت: جواب من در این خصوص همان جوابی است که [[امام]] [[ابو محمد حسن بن علی]] [[عسکری]] {{ع}} موقعی که [[مردم]] در خصوص کتب [[بنی فضال]] از او پرسیدند به ایشان داد و فرمود: "آنچه را [[روایت]] کرده‌اند بگیرید و آنچه را که به [[رأی]] خود آورده‌اند، رها کنید"<ref> غیبة طوسی، ص ۳۸۷.</ref>. از سوی [[امام زمان]] {{ع}} توقیعی بر [[لعن شلمغانی]] و عده‌ای دیگر مانند او به دست [[ابوالقاسم]] [[حسین بن روح]] صادر شد<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۸۹ (به نقل از آخرین امید، ص ۱۴۰).</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۳۵؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۸۳ - ۳۸۵.</ref>
پس از آنکه [[ارتداد]] او مسلم شد و [[لعن]] او صادر گردید، عده‌ای از [[امامیه]] از [[حسین بن روح]] راجع به کتاب‌های او سؤال کردند و گفتند: خانه‌های ما از آنها پر است، با آنها چه باید کرد؟ [[حسین بن روح]] گفت: جواب من در این خصوص همان جوابی است که [[امام]] [[ابو محمد حسن بن علی]] [[عسکری]] {{ع}} موقعی که [[مردم]] در خصوص کتب [[بنی فضال]] از او پرسیدند به ایشان داد و فرمود: "آنچه را [[روایت]] کرده‌اند بگیرید و آنچه را که به [[رأی]] خود آورده‌اند، رها کنید"<ref> غیبة طوسی، ص ۳۸۷.</ref>. از سوی [[امام زمان]] {{ع}} توقیعی بر [[لعن شلمغانی]] و عده‌ای دیگر مانند او به دست [[ابوالقاسم]] [[حسین بن روح]] صادر شد<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۸۹ (به نقل از آخرین امید، ص ۱۴۰).</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۳۵؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۸۳ - ۳۸۵.</ref>


==لعن و اعدام شلمغانی==
== لعن و اعدام شلمغانی ==
پس از آنکه [[لعن شلمغانی]] به دست [[حسین بن روح]] شایع گردید، [[امامیه]] [[بغداد]] از او دوری جستند و همه حکایت [[لعن]] او را در محافل و مجالس [[نقل]] می‌کردند. [[شلمغانی]] برای اثبات [[حقانیت]] خیالی خود معارضه با [[حسین بن روح]] و متقاعد کردن [[امامیه]]، [[کتاب الغیبة]] خود را در این ایام تألیف کرد و در آن به تعرض [[حسین بن روح]] پرداخته و مدّعی همکاری و همقدمی با [[شیخ]] [[ابو القاسم نوبختی]] در تهیه اسباب کار [[وکالت]] و [[نیابت]] بوده است. ولی [[اکثریت]] [[امامیه]] به دعاوی او گوش فراندادند و در [[لعن]] او کوشیدند<ref>غیبة طوسی، ص ۲۵۵.</ref>.
پس از آنکه [[لعن شلمغانی]] به دست [[حسین بن روح]] شایع گردید، [[امامیه]] [[بغداد]] از او دوری جستند و همه حکایت [[لعن]] او را در محافل و مجالس [[نقل]] می‌کردند. [[شلمغانی]] برای اثبات [[حقانیت]] خیالی خود معارضه با [[حسین بن روح]] و متقاعد کردن [[امامیه]]، [[کتاب الغیبة]] خود را در این ایام تألیف کرد و در آن به تعرض [[حسین بن روح]] پرداخته و مدّعی همکاری و همقدمی با [[شیخ]] [[ابو القاسم نوبختی]] در تهیه اسباب کار [[وکالت]] و [[نیابت]] بوده است. ولی [[اکثریت]] [[امامیه]] به دعاوی او گوش فراندادند و در [[لعن]] او کوشیدند<ref>غیبة طوسی، ص ۲۵۵.</ref>.


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش