معرفت‌شناسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۶۵۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ سپتامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:
نظر معرفت‌شناسان [[اسلامی]] تقریباً موافق با این نظریه است و ایشان همه باورها و [[علوم]] را به بدیهیات ارجاع می‌دهند. هر چند که در تعیین مصداق آن، برخی اصل استحاله نقیضین و برخی اصل هوهویت و برخی دیگر اصل [[واقعیت]] و یا اصل امتناع دور و [[تسلسل]] و... را مبدأ و خاستگاه اصلی معرفت‌های بشری معرفی کرده‌اند.
نظر معرفت‌شناسان [[اسلامی]] تقریباً موافق با این نظریه است و ایشان همه باورها و [[علوم]] را به بدیهیات ارجاع می‌دهند. هر چند که در تعیین مصداق آن، برخی اصل استحاله نقیضین و برخی اصل هوهویت و برخی دیگر اصل [[واقعیت]] و یا اصل امتناع دور و [[تسلسل]] و... را مبدأ و خاستگاه اصلی معرفت‌های بشری معرفی کرده‌اند.
ناگفته نماند که علاوه بر مسائل مطرح‌شده، مسائل متعدد دیگری هم در معرفت‌شناسی بررسی می‌‌شود<ref>See: the Theory of Knowledge، & An Introduction to Contemporary Epistemology، Dancy Jonatha، & The Encyclopedia of philosophy، ed. by Paul Edwards، & Routledge Encyclopedia of philosophy، ed. by Craig Edward.</ref>.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[اهم مسائل معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «اهم مسائل معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۵۷.</ref>
ناگفته نماند که علاوه بر مسائل مطرح‌شده، مسائل متعدد دیگری هم در معرفت‌شناسی بررسی می‌‌شود<ref>See: the Theory of Knowledge، & An Introduction to Contemporary Epistemology، Dancy Jonatha، & The Encyclopedia of philosophy، ed. by Paul Edwards، & Routledge Encyclopedia of philosophy، ed. by Craig Edward.</ref>.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[اهم مسائل معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «اهم مسائل معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۵۷.</ref>
==نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی==
[[صدق]] و [[کذب]] از اساسی‌ترین مسائل [[علم]] معرفت‌شناسی و [[فلسفه]] [[منطق]] است و شاید در ابتدا بعید به نظر برسد که در معنا و ماهیت صدق یا ملاک و معیار صدق یک گزاره و یا حتی در موصوف آن [[اختلاف]] وجود داشته باشد، ولی مع‌الوصف [[معرفت‌شناسان]] و [[فیلسوفان]] در این حوزه مباحث مفصل و دقیقی را مطرح کرده‌اند که گاه برخی از آنها موجب [[تحول]] عظیم در ساحت [[علوم]] و [[اندیشه‌ها]] و دغدغه‌ها [[فکری]] [[انسان]] در فضای طرح آن نظریه شده است<ref>مثل تجربه‌گرایی ویلیام اکام و نظریه اصالت عملی (پراگماتیسم)، چارلز پریس (۱۸۳۹-۱۹۱۴)، ویلیام جیمز (۱۸۴۲-۱۹۱۰) و جان دیونی (۱۸۵۹-۱۹۵۲).</ref>.<ref>[[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۱۵.</ref>
===تاریخچه انسجام‌گرایی===
این نظریه را اگر چه ایده‌آلیست‌هایی چون برادلی<ref>Haack، Susan، Philosophy of logics، p. 96.</ref> (١٩١۴) و براند بلنشارد<ref>Bradley.</ref> (۱۹۳۹) و نیز برخی از رقبای پوزیست منطقی آنها به صورت نظریه‌ای در مقابل نظریه مطابقت مطرح کردند، ولی می‌‌توان این نظریه را یکی از دو نظریه معروف سنتی درباره نظریه‌های صدق دانست که معمولاً با نام [[فلاسفه]] عقلی‌مسلک، افراد [[معتقد]] به ساختن ساختارهای فکری؛ از قبیل لایب نیز<ref>Brand Blanshard.</ref>، اسپینوزا<ref>G. Leibniz.</ref> و هگل<ref>B. Spinoza.</ref> گره خورده است<ref>G. Hegel.</ref>.<ref>[[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۱۵.</ref>
===معنای انسجام===
اما در چه شرایطی می‌‌توان گفت که یک گزاره با بقیه گزاره‌های یک مجموعه انسجام دارد؟ به تعبیر دیگر، معنای خود انسجام چیست؟ معرفت‌شناسان در این‌باره پیشنهادهای مؤثری داشته‌اند از ما به دو پیشنهاد مهم آنها اشاره می‌کنیم:
#'''سازگاری''': سازگاری در کلی‌ترین معنا نبود تناقض منطقی بین دو گزاره است؛ مثلاً، دو گزاره: «انیشتین فیزیک‌دان است»، «انیشتین فیزیک‌دان نیست»، به هیچ‌وجه با هم سازگار نیستند، ولی این از دو جمله با گزاره «انیشتین ریاضیدان است»، تناقضی ندارد. مهم‌ترین اشکال به این پیشنهاد این است که نبود تناقض در مجموعه‌ای از گزاره‌ها تنها، شرط لازم برای حصول معنای صدق در آن مجموعه است<ref>Grayling، A. C، An introduction to philosophical logic، p. 130.</ref> [[و]] به هیچ‌وجه نمی‌توان پذیرفت که این معیار به طور کامل [[صدق]] یک قضیه به معنای [[معرفت‌شناختی]] آن را تضمین می‌کند.
#'''استلزام منطقی''': دومین پیشنهاد مهم در روشن‌کردن معنای [[انسجام]]، استفاده از مفهوم استلزام منطقی است. گزاره «مهرداد دیروز خواهرزاده‌اش را دید»، منطقاً مستلزم گزاره «مهرداد خواهری دارد» و نیز گزاره «[[خواهر]] مهرداد [[فرزندی]] دارد» نیز هست. لازم به یادآوری است که استلزام منطقی در اینجا دو معنا دارد: اول، گزاره‌ای از گزاره دیگر به دست می‌آید و دوم، از گزاره‌ای گزاره دیگری نتیجه گرفته می‌شود. حال، اگر مقصود از انسجام، چنین معنایی باشد، مجموعه‌ای که همه گزاره‌های آن در نسبتی منطقی با یک‌دیگر روابط لزومی و ضروری دارند، مجموعه منسجم خواهد بود<ref>شمس، منصور، آشنایی با معرفت‌شناسی، ص۱۲۷.</ref>. ناگفته پیداست که باید بیشتر شیفتگان [[ریاضیات]] و به ویژه [[هندسه]] به این معیار انسجام علاقه داشته باشند.. که از این افراد می‌‌توان به [[فیلسوف]] هلندی، باروخ اسپینوزا اشاره کرد؛ حال آن‌که این پیشنهاد بر خلاف پیشنهاد نخست بسیار سخت‌گیرانه است. [[پرسش]] اصلی این است که آیا ممکن است اساساً همه گزاره‌ها چنین ارتباطی با هم داشته باشند؟ چراکه در بسیاری از گزاره‌ها اصولاً چنین نسبت‌هایی وجود ندارد.<ref>[[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۱۶.</ref>
===مراد از مجموعه‌گزاره‌ها===
پرسش پراهمیت دیگر که در مقابل هر دو پیشنهاد مطرح می‌شود، این است که وقتی می‌گویید: p باید با سایر گزاره‌ها انسجام داشته باشد، منظور شما از این مجموعه‌گزاره‌ها چیست؟
اگر منظور مجموعه‌باورهای شخص باورمند است؛ آن‌گاه به دامن نسبیت درباره گزاره‌های صادق خواهیم افتاد و اگر مراد از مجموعه‌باورها همه باورهایی باشد که [[فرهنگ]]، [[جامعه]] یا گروهی خاص آنها را پذیرفته‌اند، باید گفت، گزاره p مثلاً، تنها ممکن است به حسب آن مجموعه می‌‌تواند صادق باشد و چنانچه این گزاره با مجموعه یا فرهنگ مغایر سنجیده شود، گزاره p دیگر صادق نخواهد بود. این اشکال در آنجا که مقصود از باورهای پیش‌گفته همه باورهای صادق در [[زمان]] t و یا حتی تا زمان t باشد نیز وارد خواهد بود<ref>شمس، منصور، آشنایی با معرفت‌شناسی، ص۹ و۱۲۸.</ref>.<ref>[[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۱۶.</ref>
===جنبه‌های انسجام‌گرایی===
نکته مهم درباره نظریه‌های [[صدق]] این است که باید بین معیار [[صدق]] و تعریف آن فرق قائل شویم، در تعریف صدق به تحلیل معنای صدق پرداخته می‌شود، ولی در معیار صدق فرد به دنبال ابزاری می‌‌گردد که به کمک آن [[صدق]] چیزی روشن شود. ممکن است ما مفهوم «تب‌ داشتن» را بدانیم، ولی ابزاری برای اندازه‌گیری و [[اطمینان]] از وجود آن نداشته باشیم. ما نخست [[انسجام]] را به مثابه تعریف صدق بیان می‌کنیم و سپس اندکی هم درباره معیارپنداری انسجام سخن می‌گوییم. ناگفته نماند، کسانی که درباره تعریف صدق انسجام‌گرا هستند، در باب معیار صدق و موجه‌سازی نیز انسجام‌گرا شده، به این نظریه تن داده‌اند. برخی نیز بین این دو نظریه خلط کرده، آنها را یکی دانسته‌اند.
#'''انسجام به مثابه ماهیت صدق''': وقتی [[نظریه]] انسجام درباره چیستی صدق مطرح می‌شود، به معنای آن است که واقعیت‌داشتن یک گزاره چیزی جز انسجام و [[هماهنگی]] آن با مجموعه‌گزاره‌هایی به‌سامان نیست<ref>Kirkham، Richard، Truth، the coherence theory of Routledge. Encyclopdia of philosophy، vd. q. 9، p. 470.</ref> و به تعبیر دیگر، وقتی می‌گوییم، گزاره p صادق است؛ به این معناست که گزاره p عضوی از مجموعه‌ای هماهنگ از گزاره‌ها به نام s است. پیشنهاد انسجام، [[رهیافت]] بسیار مهمی در یافتن واقع به شمار می‌‌رود؛ زیرا فرد تلاش می‌کند بدون رفتن به فراسوی [[باور]]، با [[کشف]] وضعیتی در درون باروها خود را به صدق قضیه رهنمون شود.
#'''انسجام به مثابه توجیه‌گر صدق''': اما اگر انسجام و معیار کشف صدق لحاظ شود و نه با عنوان معنای آن، گویای آن است که یک قضیه فارغ از معنای در نظر گرفته شده برای صدق آن - مثل مطابقت یا واقع یا مطابقت با یافته‌های [[حسی]] و... وقتی که در شبکه باورهای هماهنگ و منسجم قرار می‌گیرد، ممکن است صادق تلقی شود. مثال معروفی که در این باره بیان می‌شود، ساختار جدول کلمات متقاطع است. خانه‌های این جدول‌ها معمولاً مرتبط با هم طراحی می‌شوند؛ یعنی پاسخ‌های خانه‌های عمودی به گونه‌ای با پاسخ‌های خانه‌های افقی ارتباط دارند و به عکس. و از طرفی، نیاز این [[خانه‌ها]] به هم به گونه‌ای است که نمی‌توان دقیقاً گفت، کدام [[خانه]] جدول، باید نخست پاسخ داده شود و پاسخ به آن از دیگر [[پاسخ‌ها]] [[پشتیبانی]] می‌کند.
بر اساس نظریه انسجام‌گروی، پشتیبانی [[باورها]] از یک‌دیگر در ساختار توجیه چیزی شبیه همین وضعیت است<ref>شمس، منصور، آشنایی با معرفت‌شناسی، ص۱۵۰-۱۵۲.</ref>.<ref>[[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۱۷.</ref>
===ایرادها و ابهام‌ها===
در این مورد نیز در نظریه اسنجام از دو مفهوم کلیدی [[انسجام]] و مجموعه [[باورها]] بهره برده شده است و چنان‌چه پیش از این در بررسی محتوای این دو مفهوم درباره تعریف [[صدق]] اشاره شده، این دو مفهوم نه به صورت متمایز برای مخاطبان، روشن و نه معیار بدون اشکالی در تشخیص آنها داده می‌شود. به همین دلیل ما همواره با این دو [[پرسش]] روبه‌رو خواهیم بود که اولاً: معنای انسجام چیست؟ و ثانیاً: انسجام با کدام و در کدام مجموعه از باورها معتبر است؟
اشکال دیگری که درباره این نظریه مطرح می‌شود، این ست که، ممکن است ما افسانه‌ای سراسر مرتبط و هماهنگ داشته باشیم که بر اساس این نظریه باید آن را [[مطابق با واقع]] و یا به لحاظ معرفت‌شناسی معتبر بدانیم، در حالی‌که هیچ [[عقل]] سلیمی این مسئله را نمی‌پذیرد<ref>سروش، عبدالکریم، جایگاه منطق در معارف بشری، ص۴۳-۵۰.</ref>.
اما مهم‌ترین اشکال این نظر، همان‌طور که خود رشر هم به آن اشاره کرده، این است که وقتی شما داده جدیدی را به مجموعه اطلاعاتی خود وارد می‌کنید و آن را با بقیه ناسازگار می‌‌یابید، آیا به دلیل [[ناسازگاری]]، تازه‌وارد را حذف می‌کنید؟ که در آن صورت در دانسته‌های قبلی کشیده می‌‌شوید و [[پویایی]] [[علم]] را بی‌اعتبار می‌کنید و یا اینکه در دانسته‌های پیشین خود دست می‌‌برید، که اگر این‌گونه باشد، دلیل ترجیح این ‌یکی چیست؟<ref>Truth، the coherence theory of Routledge. Encyclopdia of philosophy، vd. q. 9، p. 97.</ref>
به هر حال، چنان‌چه در سطور پیشین نیز اشاره شد صاحبان این نظریه با مشکل مهمی روبه‌رو هستند و آن این است که وقتی شخصی مثل گالیله با محاسبات [[علمی]] [[کشف]] می‌کند که [[زمین]] به دور [[خورشید]] نمی‌چرخد و بر این اساس [[ستاره‌شناسی]] قدیم را نمی‌توان پذیرفت، چه کاری باید انجام دهد و دیگران چگونه می‌‌توانند سخن او را بپذیرند؟ زیرا پذیرش نظریه جدید طبق این مبنا پذیرش گزارهای ناهماهنگ با مجموعه باورهای قبلی است.
البته تبیین اشکالات و ابهاماتی مطرح‌شده درباره این نظریه به مجال بیشتری نیاز دارد.<ref>[[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۱۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۱۰: خط ۱۳۹:
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[چیستی معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «چیستی معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[چیستی معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «چیستی معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[اهم مسائل معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «اهم مسائل معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[اهم مسائل معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «اهم مسائل معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی (مقاله)|مقاله «نظریه انسجام‌گرایی در معرفت‌شناسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۹۰

ویرایش