اخلاق: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
==[[اخلاق اجتماعی]]== | ==[[اخلاق اجتماعی]]== | ||
==[[دانش اخلاق]]== | ==[[دانش اخلاق]]== | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۰ مهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۵:۱۴
- مدخلهای وابسته به این بحث:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اخلاق (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
اخلاق جمعِ خُلق است، یعنی روش، رفتار و خصلت. رفتار هر شخص ریشه در خصلتهای درونی او دارد و رذایل اخلاقی یا فضایل اخلاقی در حالات بیرونی و رفتاری او آشکار میشود. در "علم اخلاق" از صفات نیک و بد بحث میشود و به دو بخش تقسیم میگردد: اخلاق نظری و اخلاق عملی. در اخلاق نظری صفات نیک و بد شناسایی و معرّفی میشود. در اخلاق عملی راه تهذیب نفس و رسیدن به کمالات انسانی مطرح میشود. موضوعاتی از قبیل: حسد، ریا، تکبّر، غفلت، دروغ، حبّ دنیا، هوای نفس، غضب، از رذایل اخلاقی به شمار میرود و اوصافی مانند صبر، حلم، یقین، توکّل، اخلاص، شجاعت، جود، عفو و حسن خلق از فضایل محسوب میشود. اخلاق نیکو انسان را به خدا نزدیک میسازد و رذایل اخلاقی سبب رفتن به دوزخ میگردد. در این موضوع، کتابهای بسیاری نوشته شده و یکی از سودمندترین و کاربردیترین دانشهاست و بخش عظیمی از آیات قرآن و روایات درباره موضوعات اخلاقی است. از سوی دیگر، "اخلاق" به رفتار پسندیده گفته میشود و در منابع دینی از "حُسن خلق" و اخلاق نیکو بسیار ستایش شده و آنان که خوش اخلاقاند، نزد خدا مقرّبترند. پیامبر خدا(ص) بعثت خود را برای تکمیل مکارم اخلاق معرفی کرده است «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ» و خودش بهترین اخلاق را داشته است. قرآن کریم، اخلاق او را ستوده و اخلاق عظیمی شمرده است ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾[۱]. اخلاق پسندیده آن حضرت، یکی از عوامل محبوبیت او و موفقیت در دعوت مردم به دین خدا بود[۲].
معنای اخلاق
- در معنی واژه اخلاق در بین علما و دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد؛ مرحوم حاج شیخ عباس قمی و راغب اصفهانی[۳]، دانشمند معتقدند: خُلق "به ضم" و خَلق "به فتح" در اصل یک معنا دارند؛ لیکن برحسب استعمال خَلق را در صور و اشکال ظاهری که با چشم دیده میشوند و خُلق را در صفات و سجایای باطنی که با دیده بصیرت درک میشوند، استعمال میکنند. بنابراین اخلاق یعنی: صورت درونی و چهره باطنی انسان[۴].
- غزالی اخلاق را حالتی راسخ و مؤثر در روان انسان میداند که در سایه آن بدون اندیشه و تأمل افعال و رفتار از بشر صادر میشود گروهی اخلاق را عبارت از ملکات و صورتهای نفسانی ثابت که از تکرار عمل حاصل میشود، میدانند. اما گروهی دیگر اخلاق را عبارت از مجموعه اصول حاکم بر رفتار انسانی و پاسداری از این روابط میدانند[۵].
- گاهی واژه اخلاق صرفاً در مورد صفات و افعال نیک و پسندیده بهکار میرود مثلاً ایثارگری را صفتی اخلاقی و عمل دزدی را غیر اخلاقی مینامند[۶].
- فخر رازی خُلق را عبارت از ملکهای میداند که به واسطه آن، افعال از نفس به آسانی و بدون بهکار بردن اندیشه صادر میشود[۷].
- عبدالرزاق لاهیجی مینویسد: "خُلق ملکهای است نفسانی که مقتضی سهولت صدور افعال از نفس بدون نیاز به فکر و تأمل میباشد"[۸][۹]
- در غیاث اللغات، معادل خلق، خوی آمده است و در لغت عرب به معنای عادت، طبیعت، سجیت، دین و مروت ذکر شده است[۱۰].
- مرحوم فیض کاشانی اخلاق را اینگونه تعریف کرده است: اخلاق هیئتی است استوار و راسخ در جان، که کارها به آسانی و بدون نیاز به تفکر و اندیشه از آن صادر میشود. اگر این هیئت به گونهای باشد که افعال زیبا و پسندیده از نظر عقل و شرع، از آن صادر شود، آن را اخلاق نیک مینامند و اگر افعال زشت و ناپسند از آن صادر شود، آن را اخلاق بد گویند[۱۱].
- علامه مجلسی در تعریف اخلاق میگوید: اخلاق، ملکهای نفسانی است که کار به آسانی از آن صادر میشود. برخی از این ملکات فطری و ذاتیاند و پارهای از آنها نیز با تفکر و تلاش و تمرین و عادت دادن نفس به آنها، به دست میآیند... چنانچه بخیل در ابتدا با سختی و جان کندن چیزی را میبخشد اما در اثر تکرار، اخلاق بخشش به صورت خوی و عادت او در میآید[۱۲].
- اخلاق عبارت است از مجموعه ملکات نفسانی و صفات و خصایص روحی. اخلاق در این معنا، یکی از ثمرات تربیت، بلکه مهمترین ثمره آن است[۱۳].
- اخلاق از نظر لغوی، به مجموعه فضائل و رذائلی که در انسان به صورت درآمدهاند، اطلاق میشود[۱۴][۱۵]
- مرحوم احمد نراقی در کتاب سیف الأمه و برهان المله (در رد نظریات هنری مارتین مسیحی) به مدنی بالطبع بودن انسان، متفاوت بودن انسانها با یکدیگر، و ضرورت ضابطه و قانون و حاکمیت خدا و پس از آن تعیین فردی از سوی خدا برای بیان احکام تکلیفیه انسان اشاره مینماید.
- نجمه کیخا در کتاب مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی مینویسد: "یکی از تفاوتهای اخلاق و حقوق در این است که اخلاق برخلاف مواد حقوقی ضمانت اجرایی قانونی ندارد، بلکه تنها از جنبه درونی و مذهبی ضمانت میشود"[۱۶].
- در اسلام منشأ و مبنای قانون الهی، در نظر داشتن زمینههای فطرت و آفرینش انسان است که عقل بشر به منزله راهنمایی برای وصول به آن مقصد بوده اخلاق که اندیشه و حقوق جمع، آن را غنیتر میسازد[۱۷].
- اخلاق از نظر اسلام بر پایههای توحید، معاد، وجود روح و بقای آن بعد از مرگ استوار است؛ بهترین ضامن اجرایی آن، ایمان است، که اگر در کالبد افراد جامعه نهادینه شود، نهان و آشکار جامعه با نور ایمان هدایت میگردد؛ که میوههای شیرین این درخت، اعتماد، امنیت، حیا، عفت، راستی، حقطلبی و... خواهد شد؛ و زندگی در چنین جامعهای مثل زندگی در گوشهای از بهشت خواهد بود[۱۸].
- زمانی فضائل و کمالات اخلاقی از پشتوانه قابل اعتمادی برخوردار میشود که بر ایمان به خدا تأکید داشته باشد[۱۹][۲۰]
- ویکتور فرانکل روانشناس و صاحب مکتب معنادرمانی، ایمان مذهبی را یکی از عناصر مهم در حفظ ارزشهای اخلاقی افراد در اردوگاههای کار اجباری میداند[۲۱].
- الکسیس کارل میگوید: "... انسان در ساختن یک سیستم اخلاقی مستقل از مذهب آنچنان که سقراط میخواست موفق نشد..."[۲۲].
- ویلیام جیمز در کتاب خود بُعد اخلاقی ایمان دینی را از قول امرسون تأیید مینماید[۲۳].
- یکی از شیوههای مطالعه در اخلاق، رویکرد اخلاق نقلی است که در آن به پیروی از آنچه در کتاب خدا و سنت نبی اکرم(ص) و اهلبیت گرامیاش(ع) بیان شد، تأکید میگردد. این شیوه تمامی مزایای شیوههای دیگر مطالعات اخلاقی را داراست[۲۴][۲۵]
اخلاق اجتماعی
دانش اخلاق
پرسشهای وابسته
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۱.
- ↑ ر.ک: سفینة البحار، ج۲، ص۶۷۶؛ مفردات، ص۱۵۹.
- ↑ محمدعلی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۵؛ محمد رضا مهدوی کنی، نقطههای آغاز در اخلاق عملی، ص۱۳.
- ↑ علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۳۱.
- ↑ مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، ص۱۶.
- ↑ فخرالدین رازی، جامع العلوم، ص۲۰۱.
- ↑ عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۸۵.
- ↑ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۲۵.
- ↑ علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن در اسلام، ص۱۷۸.
- ↑ محمد تقی مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، ص۱۴.
- ↑ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۷۲.
- ↑ محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۸.
- ↑ سید حسن هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص۲۹.
- ↑ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۲۶.
- ↑ نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۲۶.
- ↑ علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۲۶.
- ↑ اخلاق در نهجالبلاغه، ص۲۴.
- ↑ محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۲۴.
- ↑ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۲۷.
- ↑ احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ویراست دوم، ص۲۳۵.
- ↑ کارل الکسیس، نیایش (بخش مقدمه)، مقدمه و ترجمه محمد تقی شریعتی، ص۲۸.
- ↑ ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدی قائینی، ص۸-۹.
- ↑ احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، ص۲۲-۲۳.
- ↑ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۲۸.