خلافت عمر: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[خلافت عمر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[خلافت عمر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==خلافت عمر در نظام سیاسی اسلام== | ==خلافت عمر در نظام سیاسی اسلام== | ||
نسخهٔ ۹ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۸:۱۲
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل خلافت عمر (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
خلافت عمر در نظام سیاسی اسلام
پس از مرگ ابوبکر، عمر بن خطاب بر مسند خلافت تکیه زد. وی که از سوی خلیفه پیشین به این سمت منصوب شد[۱]، بیش از ده سال بر جامعه اسلامی حکومت کرد. در دوران خلافت عمر، قدرت سیاسی و نظامی مسلمین شکوفاتر شد و با فتح ایران، دمشق، حمص، بعلبک، انطاکیه، بیتالمقدس و مصر، جغرافیای جهان اسلام به سرعت توسعه یافت. در این دوران گسترش جغرافیایی خلافت، سبب پیچیدهتر شدن ساختار حکومت گردید و برای انتخاب کارگزاران و نظارت بر عملکرد آنان، به ویژه در زمینه امور مالی ضوابط خاصی تعیین گردید.
یکی از معیارهای اصلی خلیفه برای انتخاب کارگزار، توان و تجربه نظامی کافی بود. وی کمتر از یاران مشهور پیامبر برای اداره امور استفاده میکرد. دلایلی برای اتخاذ این سیاست ذکر شده است: ۱. آلوده شدن به کارهای اجرایی؛ ۲. خوف از پراکنده شدن در شهرها و قرار گرفتن در محور مخالفت علیه خلیفه؛ ۳. جلوگیری از نشر احادیث پیامبر خدا در شهرها، چنانچه خطیب بغدادی نقل کرده است که عمر، در پی ابوالدرداء، ابو مسعود انصاری و عبدالله بن مسعود فرستاد و پیغام داد که: این همه حدیثی که از رسول خدا(ص) نقل میکنید چیست؟”[۲]. یکی از ویژگیهای مهم دوران زمامداری عمر، کنترل و نظارت بر کارگزاران بود؛ بدین شکل که موقع عزیمت آنان به محلّ خدمت، ثروتشان ثبت میشد و در وقت بازگشت، ثروت آنان را به دو نیم تقسیم کرده، نیمهای را به آنان پس میدادند و نیمی دیگر را به بیتالمال میسپردند که به این کار، اصطلاحاً “مشاطر” اموال میگویند. اساس این کنترل به این جهت بود که عمر تقریباً همه کارگزاران خود را در این باره خطاکار میدانست و بیشتر از جهت مالی این کنترل صورت میگرفت؛ ولی در میان کارگزاران خود، به طور محسوس، از معاویه بن ابی سفیان که بر دمشق حکومت میکرد، هیچ گونه بازخواستی نکرد[۳].
امام علی(ع) در زمان خلافت عمر، مشاور امین و کارآمد حکومت بود و برای گرهگشایی و حل معظلات فکری و مدیریتی نظام، گامهایی اساسی برداشت؛ به همین دلیل، خلیفه همواره از نقش هدایتگرانه امام تجلیل نموده و رهنمودهای ایشان را بر نظرات دیگر صحابه مقدم میداشت؛ البته با این وجود، مخالفت خاموش امام با اصل حکومت، یکی از چالشهای نظام خلافت در زمان عمر به شمار میآید؛ ضمن اینکه شکل انتخاب خلیفه دوم که با نحوه گزینش خلیفه اول متفاوت بود، “بحران مشروعیت” نظام خلافت را جدیتر میکرد[۴].
در این دوران همچنین فاصله گرفتن از سنتهای اصیل نبوی و رواج برخی بدعتها، بیتوجهی به اصل شایستهسالاری و انتخاب افرادی چون: فرزند ابوسفیان برای یک منصب مهم حکومتی و رواج نابرابریهای غیر عادلانه بین اقشار و نژادهای گوناگون مسلمین، از جمله عرب و عجم، کارکرد نظام خلافت را زیر سؤال برده بود[۵]. عمر در آخرین روزهای زندگی، مانند ابوبکر در امر انتخاب خلیفه پس از خود عثمان، سعد و عبدالرحمن بن عوف و واگذاری حق انتخاب خلیفه به این شورا، زمینههای دست یافتن عثمان به قدرت را فراهم ساخت[۶].[۷]
منابع
پانویس
- ↑ تاریخ خلفا، ج۲، ص۶۳.
- ↑ رجوع کنید به طبقات کبری، ج۳ ص۴۹۹؛ تاریخ خلفاء، ج۲، ص۷۱-۷۲.
- ↑ تاریخ خلفا، ص۷۵-۷۷.
- ↑ مروج الذهب، ج۲ ص۳۱۶؛ ماجرای سقیفه، ص۳۳۲.
- ↑ تاریخ خلفا، ج۲، ص۸۱-۸۲.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰.
- ↑ نصرتی، علی اصغر، نظام سیاسی اسلام، ص ۱۹۵.