اصلاح سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
== اصلاح از راه مبارزه با حکومت جور بنی‌امیه ==
== اصلاح از راه مبارزه با حکومت جور بنی‌امیه ==
{{همچنین|اصلاح|مبارزه سیاسی|حکومت جور|بنی‌امیه}}
{{همچنین|اصلاح|مبارزه سیاسی|حکومت جور|بنی‌امیه}}
[[ابوسفیان]] در حدود بیست سال با [[پیامبر]] {{صل}} جنگید و در حدود پنج شش سال آخر، [[قائد]] اعظم [[تحریم]]، علیه [[اسلام]] بود. ولی متأسفانه به دلیل سیاست‌های قومی [[خلفاء]] پس از ده سال از [[وفات پیامبر]] {{صل}}، پسر او [[معاویه]]، که همیشه دوش به دوش و پا به پای پدرش با اسلام می‌جنگید، [[والی شام]] و [[سوریه]] شد و سی سال بعد از [[وفات پیغمبر]]، [[خلیفه]] و [[امیرمؤمنان]] گردید.
[[ابوسفیان]] در حدود بیست سال با [[پیامبر]] {{صل}} جنگید و در حدود پنج شش سال آخر، [[قائد]] اعظم [[تحریم]]، علیه [[اسلام]] بود. ولی متأسفانه به دلیل سیاست‌های قومی [[خلفاء]] پس از ده سال از [[وفات پیامبر]] {{صل}}، پسر او [[معاویه]] که همیشه دوش به دوش و پا به پای پدرش با اسلام می‌جنگید، والی شام و [[سوریه]] شد و سی سال بعد از [[وفات پیغمبر]]، [[خلیفه]] و [[امیرمؤمنان]] گردید.


[[امویان]]، [[ثروت]] و [[سیاست]] را به دست آوردند، اما [[دیانت]] را هرگز و چون به [[حکومت]] رسیدند، [[تظاهر]] به [[دین]] و [[مؤمن]] نمایی را به جای آن برگزیدند و [[روحانیون]] [[بی‌تقوا]]، مانند [[ابوهریره]] را به کار گرفتند. دنیاداران به دلیل وجود رقیبان بر دنیای خود هراسناک بودند و گاه ناخشنود، و [[دین‌داران]] به این دلیل که دین در مخاطره و [[تهدید]] قرار گرفته بود، بر می‌آشفتند. این است که هم [[زبیر]] و [[عبدالله بن زبیر]] و... و هم [[مقداد]] و [[ابوذر]] و [[عمار]] و [[حجر]] و.... همگی سر به [[شورش]] برداشتند.
[[امویان]]، [[ثروت]] و [[سیاست]] را به دست آوردند، اما [[دیانت]] را هرگز و چون به [[حکومت]] رسیدند، تظاهر به [[دین]] و [[مؤمن]] نمایی را به جای آن برگزیدند و [[روحانیون]] بی‌تقوا، مانند [[ابوهریره]] را به کار گرفتند. دنیاداران به دلیل وجود رقیبان بر دنیای خود هراسناک بودند و گاه ناخشنود، و [[دین‌داران]] به این دلیل که دین در مخاطره و [[تهدید]] قرار گرفته بود، بر می‌آشفتند. این است که هم [[زبیر]] و [[عبدالله بن زبیر]] و... و هم [[مقداد]] و [[ابوذر]] و [[عمار]] و [[حجر]] و... همگی سر به [[شورش]] برداشتند.


در ماجرای [[قتل عثمان]] دسته قدرت‌طلبان و دنیاداران بیشتر دخیل بودند. [[عمرو عاص]] خود می‌گفت که بر هیچ [[چوپانی]] نگذشتم، مگر این که او را به قتل عثمان تحریک کردم<ref>مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج۳، ص۲۳.</ref>.
در ماجرای قتل عثمان دسته قدرت‌طلبان و دنیاداران بیشتر دخیل بودند. [[عمرو عاص]] خود می‌گفت که بر هیچ چوپانی نگذشتم، مگر اینکه او را به قتل عثمان تحریک کردم<ref>مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج۳، ص۲۳.</ref>. معاویه با این که پرورده [[عثمان]] بود، [[فکر]] کرد که از مرده عثمان بیشتر می‌توان سود برد، تا از زنده او؛ هم از نظر برانگیختن احساس‌ها برای بیرون کردن مخالفان و رقیبان از صحنه و هم از جهت قبضه [[قدرت]].
معاویه با این که پرورده [[عثمان]] بود، [[فکر]] کرد که از [[مرده]] عثمان بیشتر می‌توان سود برد، تا از زنده او؛ هم از نظر [[برانگیختن]] [[احساس‌ها]] برای بیرون کردن [[مخالفان]] و رقیبان از صحنه و هم از جهت قبضه [[قدرت]].


معاویه برخی را به تهدید و برخی را به [[تطمیع]] به سوی خویش متمایل کرد و علی همچنان [[پایدار]] به عنوان [[دشمن]] اصلی او باقی ماند. این بود که از [[دشنام]] و [[جعل]] [[احادیث]] علیه او و [[تهمت]] و منع نقل [[فضایل]] او و از میان بردن [[دوستان]] و یارانش و هر کار دیگری کوتاهی نکرد.
معاویه برخی را به تهدید و برخی را به تطمیع به سوی خویش متمایل کرد و علی همچنان [[پایدار]] به عنوان [[دشمن]] اصلی او باقی ماند. این بود که از [[دشنام]] و جعل [[احادیث]] علیه او و [[تهمت]] و منع نقل [[فضایل]] او و از میان بردن [[دوستان]] و یارانش و هر کار دیگری کوتاهی نکرد.
علاوه بر اینها در این دوره، کسانی چون [[حکیم]] بن عاص - که [[پیامبر خدا]] {{صل}} آنان را از [[جامعه]] [[مسلمانان]] طرد کرده بود- به [[فرماندهی]] ولایات گماشت و [[مروان]] را نیز چندان [[قدرت]] بخشید که به جای [[خلیفه]] [[فرمان]] می‌داد و قلمرو [[حکومت]] را چندان [[گسترش داد]] که «[[فلسطین]]» و «[[حمص]]» را هم بدان افزود و [[رهبری]] و [[قیادت]] سپاهی چهارگانه را به وی سپرد و برای او که [[پول]] و نیروی بسیار گرد آورده بود، زمینه‌ای ساخت که در [[زمان]] علی {{ع}} در برابر آن [[حضرت]] ایستاد و خواهان ادامه [[سلطنت]] خود شد. هر چند که [[معاویه]] از زمان خلیفه‌های پیشین به [[فرمانداری]] برگزیده شده بود، اما این [[اقتدار]] و افسار گسیختگی را نداشت.
 
علاوه بر اینها در این دوره، کسانی چون [[حکیم بن عاص]] ـ که [[پیامبر خدا]] {{صل}} آنان را از [[جامعه]] [[مسلمانان]] طرد کرده بود ـ به [[فرماندهی]] ولایات گماشت و [[مروان]] را نیز چندان [[قدرت]] بخشید که به جای [[خلیفه]] [[فرمان]] می‌داد و قلمرو [[حکومت]] را چندان گسترش داد که «[[فلسطین]]» و «حمص» را هم بدان افزود و [[رهبری]] و [[قیادت]] سپاهی چهارگانه را به وی سپرد و برای او که [[پول]] و نیروی بسیار گرد آورده بود، زمینه‌ای ساخت که در [[زمان]] علی {{ع}} در برابر آن حضرت ایستاد و خواهان ادامه [[سلطنت]] خود شد. هر چند که [[معاویه]] از زمان خلیفه‌های پیشین به فرمانداری برگزیده شده بود، اما این [[اقتدار]] و افسار گسیختگی را نداشت.
 
[[عزم]] [[امام حسین]] {{ع}} برای [[اصلاح]] [[سیاسی]] و ساختار [[حکومتی]] و تحقق [[حکومت دینی]]، به ویژه پس از مرگ معاویه و روی کار آمدن [[یزید]]، أشکارتر و راسخ‌تر شد؛ زیرا که [[سلطه]] باند [[اموی]] گسترده‌تر و یزید بسی بی‌پرواتر از پدر خویش به نابودی سنت‌های [[پیامبر]] و اصول و ارزش‌های دینی پرداخته بود. از این رو در برابر [[بیعت]] خواهی یزید ایستاد و اظهار داشت: «همه از خداییم و به سوی او می‌رویم، بنابراین باید با [[اسلام]] خداحافظی کرد که [[امت اسلامی]] به [[فرمانروایی]] چون یزید گرفتار آمده است»<ref>{{متن حدیث|إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ}}.</ref>، «من از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیدم فرمود: [[خلافت]] بر [[دودمان]] [[ابوسفیان]] و [[طلقاء]] و [[فرزندان]] طلقاء [[حرام]] است»<ref>{{متن حدیث|وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} يَقُولُ الْخِلَافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى آلِ أَبِي سُفْيَانَ‌...}}.</ref>.


[[عزم]] [[امام حسین]] {{ع}} برای [[اصلاح]] [[سیاسی]] و ساختار [[حکومتی]] و تحقق [[حکومت دینی]]، به ویژه پس از [[مرگ معاویه]] و روی کار آمدن [[یزید]]، أشکارتر و راسخ‌تر شد؛ زیرا که [[سلطه]] باند [[اموی]] گسترده‌تر و یزید بسی بی‌پرواتر از [[پدر]] خویش به نابودی سنت‌های [[پیامبر]] و اصول و [[ارزش‌های دینی]] پرداخته بود. از این رو در برابر [[بیعت]] خواهی یزید ایستاد و اظهار داشت:
{{متن حدیث|إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ}}<ref>«همه از خداییم و به سوی او می‌رویم، بنابراین باید با [[اسلام]] خداحافظی کرد که [[امت اسلامی]] به [[فرمانروایی]] چون یزید گرفتار آمده است»</ref>.
{{متن حدیث|وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} يَقُولُ الْخِلَافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى آلِ أَبِي سُفْيَانَ‌...}}<ref>«من از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیدم فرمود: [[خلافت]] بر [[دودمان]] [[ابوسفیان]] و [[طلقاء]] و [[فرزندان]] طلقاء [[حرام]] است»</ref>.
اگر معاویه را بر [[منبر]] من دیدید شکمش را بشکافید. «به [[خدا]] [[سوگند]]! [[اهل مدینه]] او را بر منبر جدم دیدند و به فرمانش عمل نکردند؛ از این رو خدا آنان را به فرزندش [[یزید]] گرفتار کرد. [[خدا]] عذابش را در [[آتش]] بیفزاید»<ref>فرهنگ جامع سخنان امام حسین {{ع}}، ص۳۲۲- ۳۲۳.</ref>.
اگر معاویه را بر [[منبر]] من دیدید شکمش را بشکافید. «به [[خدا]] [[سوگند]]! [[اهل مدینه]] او را بر منبر جدم دیدند و به فرمانش عمل نکردند؛ از این رو خدا آنان را به فرزندش [[یزید]] گرفتار کرد. [[خدا]] عذابش را در [[آتش]] بیفزاید»<ref>فرهنگ جامع سخنان امام حسین {{ع}}، ص۳۲۲- ۳۲۳.</ref>.
اینجاست که [[امام]] نوک پیکان [[اصلاح خود]] را متوجه [[ساختار حکومت]] و [[رهبری جامعه]] می‌کند و تمام تلاش خویش را در جهت افشای [[حکومت ظالم]] و [[مستبد]] [[اموی]] به کار می‌گیرد. و فرمود:
{{متن حدیث|فَيَا عَجَباً وَ مَا لِيَ لَا أَعْجَبُ وَ الْأَرْضُ مِنْ غَاشٍ غَشُومٍ وَ مُتَصَدِّقٍ ظَلُومٍ وَ عَامِلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ بِهِمْ غَيْرِ رَحِيمٍ}}<ref>«شگفتا! و چرا در شگفت نباشیم که [[زمین]] در [[تصرف]] مردی دغل و [[ستم‌کار]] و [[مالیات]] بگیری نابه‌کار است، حاکمی است بر [[مؤمنان]] که نسبت به آنها [[مهربانی]] ندارد»تحف العقول، ص۱۶۹ -۱۷۰.</ref>. و نیز فرمود:
{{متن حدیث|نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ أَوْلَى بِوَلَايَةِ هَذَا الْأَمْرِ عَلَيْكُمْ مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُدَّعِينَ مَا لَيْسَ لَهُمْ}}<ref>«ما [[خاندان پیامبر]] {{صل}} از اینها که [[ادعای دروغ]] دارند و با شما به [[ستم]] و [[دشمنی]] [[رفتار]] می‌کنند به [[ولایت]] و [[رهبری]] برتریم» تاریخ طبری، ج۴، ص۳۰۳.</ref>.


بنابراین، [[اصلاح]] ساختار حکومت و رهبری [[تشکیل حکومت اسلامی]] [[حقیقی]]، یکی از مهم‌ترین ابعاد [[نهضت حسینی]] است.<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاح‌طلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاح‌طلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۶۲.</ref>
اینجاست که [[امام]] نوک پیکان اصلاح خود را متوجه ساختار حکومت و [[رهبری جامعه]] می‌کند و تمام تلاش خویش را در جهت افشای [[حکومت ظالم]] و [[مستبد]] [[اموی]] به کار می‌گیرد. و فرمود: «شگفتا! و چرا در شگفت نباشیم که [[زمین]] در [[تصرف]] مردی دغل و [[ستم‌کار]] و [[مالیات]] بگیری نابه‌کار است، حاکمی است بر [[مؤمنان]] که نسبت به آنها [[مهربانی]] ندارد»<ref>{{متن حدیث|فَيَا عَجَباً وَ مَا لِيَ لَا أَعْجَبُ وَ الْأَرْضُ مِنْ غَاشٍ غَشُومٍ وَ مُتَصَدِّقٍ ظَلُومٍ وَ عَامِلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ بِهِمْ غَيْرِ رَحِيمٍ}}، تحف العقول، ص۱۶۹ -۱۷۰.</ref> و نیز فرمود: «ما [[خاندان پیامبر]] {{صل}} از اینها که [[ادعای دروغ]] دارند و با شما به [[ستم]] و [[دشمنی]] [[رفتار]] می‌کنند به [[ولایت]] و [[رهبری]] برتریم»<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ أَوْلَى بِوَلَايَةِ هَذَا الْأَمْرِ عَلَيْكُمْ مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُدَّعِينَ مَا لَيْسَ لَهُمْ}}،  تاریخ طبری، ج۴، ص۳۰۳.</ref>.
 
بنابراین، [[اصلاح]] ساختار حکومت و رهبری [[تشکیل حکومت اسلامی]] [[حقیقی]]، یکی از مهم‌ترین ابعاد [[نهضت حسینی]] است<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاح‌طلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاح‌طلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۶۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش