بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
میان [[عارف]] و صوفی و میان [[عرفان]] و تصوف فرق است و نباید این دو را به هم آمیخت<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]].</ref>. | میان [[عارف]] و صوفی و میان [[عرفان]] و تصوف فرق است و نباید این دو را به هم آمیخت<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]].</ref>. | ||
==[[امام رضا]]{{ع}} در برابر فتنه صوفیه== | == [[امام رضا]]{{ع}} در برابر فتنه صوفیه == | ||
بعضی از | بعضی از فِرق [[اسلامی]] اگر به [[امامت]] هم معتقدند امامی میخواهند که بر او امامت کنند نه امامی که از او [[اطاعت]] نمایند. [[فرقه]] صوفیه از این دسته است که در طول [[تاریخ]] برای خود تفکری را قائل بودهاند که اگر [[ائمه اطهار]] را با آن [[تفکر]] مطابق ندیدهاند خود را طبق مدل امامت [[اصلاح]] نکردهاند، بلکه سعی کردهاند [[امام]] [[معصوم]] را به سبک و سیاق تفکر خود [[دعوت]] کنند. اگر بعضی [[نعمتها]] و ارزاق الهی را بر خود [[حرام]] کردهاند، مثلاً چند روزی گوشت نخوردهاند و در ترک بعضی نعمتها بودهاند اگر امام معصومی را دیدهاند که در ترک نیست [[طعنه]] و کنایه زدهاند که چرا مثل ما نیستی؟ چرا [[لباس]] درشت و [[خشن]] نمیپوشی؟ اینها [[تفکرات]] من درآوردی خود را ملاک حقانیت تشخیص دادهاند و همه [[جامعه اسلامی]] حتی امامت را با آن تفکر سنجیدهاند و به [[اکثریت]] مهر [[باطل]] زدهاند. در [[عصر حضرت رضا]]{{ع}} هم این گروه حضور فعال داشتهاند. | ||
آبی در | آبی در نثرالدر مینویسد: گروهی از صوفیه در [[خراسان]] خدمت [[حضرت رضا]]{{ع}} رسیده عرض کردند: [[امیرالمؤمنین]] [[مأمون]] [[مقام]] خلافتی که [[خدا]] به او عنایت کرده، خواست به شایستهترین [[مردم]] واگذار نماید، شما [[خانواده]] [[پیغمبر]] را از همه مردم به [[مقام رهبری]] شایستهتر دید و از میان [[اهل بیت]] شما را از هر نظر لایقتر به [[مقام امامت]] تشخیص داد و لذا تصمیم گرفت [[خلافت]] را به شما واگذارد با اینکه مردم احتیاج دارند به کسی که غذای خوب نخورد و لباس درشت بپوشد و سوار الاغ شود و به [[عیادت]] مریض رود. (کنایه از اینکه توقع داریم شما لباس درشت بپوشی و غذای خوب نخوری و این تعریضی بر امامت بود). حضرت رضا{{ع}} که تکیه نموده بود، راست نشست، فرمود: یوسف [[پیامبر]] بود، لباسهای دیبا آراسته با طلا میپوشید و تکیه بر تخت [[فرعون]] مینمود و [[حکومت]] میکرد، امام باید [[عادل]] و [[دادگر]] باشد. وقتی حرف میزند راست بگوید، وقتی [[حکومت]] میکند [[عدالت]] ورزد و به [[وعده]] خود [[وفا]] کند! [[خداوند]] خوراک و [[پوشاک]] را [[حرام]] نفرمود بعد این [[آیه]] را قرائت نمود: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>.<ref>بحار الانوار، ج۴۹، ص۲۷۵؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۰۴.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام رضا (کتاب)|مظلومیت امام رضا]]، ص ۱۳۱.</ref> | ||
حضرت رضا{{ع}} که تکیه نموده بود، راست نشست، فرمود: یوسف [[پیامبر]] بود، لباسهای دیبا آراسته با طلا میپوشید و تکیه بر تخت [[فرعون]] مینمود و [[حکومت]] میکرد، امام باید [[عادل]] و [[دادگر]] باشد. وقتی حرف میزند راست بگوید، وقتی [[حکومت]] میکند [[عدالت]] ورزد و به [[وعده]] خود [[وفا]] کند! [[خداوند]] | |||
== منابع == | == منابع == | ||