راسخ در علم در حدیث: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== | {{خرد}} | ||
{{علم معصوم}} | |||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[راسخ در علم]]''' است. "'''[[راسخ در علم]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | |||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[راسخ در علم در قرآن]] | [[راسخ در علم در حدیث]] | [[راسخ در علم در کلام اسلامی]] | [[راسخ در علم در فلسفه اسلامی]] | [[راسخ در علم در عرفان اسلامی]]| [[مقام رسوخ در علم]]</div> | |||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[راسخ در علم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | |||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | |||
==[[راسخان در علم]] در [[روایات]]== | |||
*دو دسته از [[روایات]] اسلامی در منابع [[فریقین]] در معناشناسی [[راسخون در علم]] مفید به نظر میرسد:<ref>الجامع لأحکام القرآن، ج۴، ص۱۹</ref> | |||
# | #دستۀ اول: روایاتی که [[رسوخ در علم]] را به معنایی سلبی و حاکی از پایبندیهای علمی و عملی شمرده و بر [[پرهیز]] [[راسخان در علم]] از ورود به عرصههای ژرف و [[ناپیدا]] و شبههزای [[معارف]] تأکید میکند. در [[روایت]] مشهوری از [[پیامبر]]{{صل}} به [[نقل]] تنی چند از [[صحابه]]، [[فضیلتهای اخلاقی]] و [[روحی]] ملاک [[صدق]] [[رسوخ]] درعلم شمرده شده که میتواند در همین زمینه ارزیابی شود:<ref>تفسير القرآن العظيم، ج ۲، ص ۵۹۹؛ الاتقان، ج ۲، ص۵۰۵؛ جامع البيان، ج ۳، ص۱۸۵</ref> «إِنَّ الرَّاسِخَ مَنِ اسْتَقَامَ قَلْبُهُ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ وَ بُرَّتْ يَمِينُهُ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه؛ کسی که دستش به [[نیکی]] و زبانش به [[راستی]] و دلش به [[استواری]] و شکمش به عفّت و [[پاکی]] متّصف باشد، [[راسخ]] درعلم است».<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳</ref> در منابع [[شیعی]] نیز روایاتی از [[اهل بیت]]{{ع}} همان وجه سلبی را [[تأیید]] میکند: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پاسخ مردی که از ایشان درخواست کرد تا [[خدا]] را چنان توصیف کند که [[محبت]] و معرفتش چنان افزون شود که گویی به طور مستقیم به او مینگرد، با [[خشم]] و [[غضب]] [[مردم]] را به [[مسجد]] فرا خوانده و در بخشی از [[خطبه]] خویش چنین میفرماید:<ref>نهج البلاغه، خ ۹۱؛ نيز ر.ک. التوحيد، ص ۴۸، ح ۱۳؛ تفسير العیاشی، ج ۱، ص۱۶۳</ref> «وَ اعْلَم أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ فَمَدَحَ اللَّه اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِين؛ بدان که «[[راسخان در علم]]» کسانی هستند که [[اقرار]] به [[جهل]] نسبت به آنچه در پردۀ [[غیب]] [[نهان]] است، آنان را از فرو افتادن در پس این پردهها بینیاز ساخته است. پس [[خداوند]] نیز اعتراف آنها را به [[ناتوانی]] از دستیابی به آنچه در قلمرو [[دانش]] ایشان نیست، ستوده و ترک ژرف کاوی را در آنچه به پیجویی در عمق آن وادار نشدهاند، «[[رسوخ]]» نامیده است. پس تو نیز به همان بسنده کن و [[عظمت]] [[خداوند سبحان]] را با [[میزان]] [[عقل]] خود مسنج تا از تباهان نباشی».<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳</ref> | ||
#دستۀ دوم: روایاتی که از [[رسوخ در علم]] معنایی ایجابی و ناظر به ویژگیهای علمی [[راسخان]] به دست داده و به طور خاص با [[تطبیق]] مفهوم «[[الراسخون فی العلم]]» بر [[پیشوایان معصوم]] [[دین]] در منابع [[شیعی]] و برخی [[صحابه]] در منابع [[سنی]]، این معنا را نشان میدهند.<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳</ref> در این زمینه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرمایند:<ref>نهج البلاغه، خ ۲۰۱</ref> «أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم؛ کجایند آنان که به [[دروغ]] و [[تجاوز]] [[گمان]] بردهاند که آنها [[راسخان]] در علماند، نه ما؟ آنها از این رو، به این [[گمان]] رفتهاند که [[خداوند]] ما را رفعت بخشیده وآنان را پایین نشانده است».<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳</ref> | |||
#امام صادق | |||
#ابوبصیر | ==[[روایات]] [[راسخ در علم]] بودن [[امامان]]== | ||
*برخی از [[احادیث]] بیانگر آنند که [[راسخین در علم]]، که از [[تأویل قرآن]] آگاهند و علمشان به [[تأویل]] در کنار [[علم]] [[خدا]] قرار گرفته، همان [[امامان]]{{ع}} هستند و همان هایند که [[خداوند]] در کتاب محکم خویش دربارۀ آنها میگوید:<ref>سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹</ref> «بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ».<ref>ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص ۶۹؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص ۲۳ ـ ۲۷</ref> در [[اصول کافی]]<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳</ref> بابی وجود دارد با عنوان: «بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ»<ref> ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹</ref> برخی از این [[روایات]] عبارتند از: | |||
# [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند:<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۴، مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۲۸۵ و غرر الحکم ش ۲۸۲۶</ref> «کجایند کسانی که [[گمان]] کردهاند [[راسخان در علم]] آنهایند نه ما؟ آنان [[دروغ]] میگویند و به [[حق]] ما [[تجاوز]] میکنند. [[خداوند]]، ما را بالا برده و آنها را [[پست]] کرده است و به ما بخشیده و آنها را [[محروم]] ساخته است».<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹؛ منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۸۴ ـ ۱۹۳</ref> | |||
#برید از یکی از [[صادقین]]({{ع}}) دربارۀ [[تفسیر]] آیۀ: «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۷</ref> [[روایت]] کرد که فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳، ح ۲</ref> «[[برترین]] [[راسخان در علم]] [[رسول خدا]] است که [[خداوند]] تمام آنچه را که بر او نازل کرده تنزیل و تأویلش را نیز به او [[تعلیم]] داده است و چنین نیست که [[خداوند]] چیزی را به او نازل کند و [[تاویل]] آن را به او نیاموزد و اوصیای آن [[حضرت]] تمامیآن را میدانند. بعد فرمود: [[قرآن]] [[عام و خاص]]، [[محکم و متشابه]]، [[ناسخ و منسوخ]] دارد، و [[راسخون در علم]] آن را میدانند».<ref>ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص ۶۹؛ مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص ۱۴۲؛ حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی{{ع}}، ص ۷۶؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص ۲۳ ـ ۲۷؛ میرشمسی، صدیقه، تاویل در قرآن، فصلنامه پژوهشنامه متین، ش ۱۵ و ۱۶، ص ۲۱۷</ref> | |||
# [[رسول اکرم]]{{صل}} دربارۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند:<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۳۹</ref> «[[علی]] پس از من [[تأویل]] آنچه را [[مردم]] از [[قرآن]] نمیدانند، به آنها میآموزد».<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹</ref> | |||
# [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرمایند: «ما [[راسخان در علم]] هستیم».<ref>ر.ک. حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی{{ع}}، ص ۷۶</ref> | |||
# [[یعقوب]] ابن [[یزید]] از ابن ابی عمیر از [[سیف]] ابن عمیره از ابی صباح کنانی [[روایت]] کرده است، [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «ای اباصباح! ما قومیهستیم که [[خداوند]] طاعتمان را [[واجب]] کرد و [[انفال]] و [[اموال]] [[برگزیده]] برای ماست و ما [[راسخان در علم]] هستیم و ما مورد [[حسد]] [[مردم]] هستیم همانطور که [[خداوند]] فرمود: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه»»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۸۴ ـ ۱۹۳</ref> | |||
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳</ref> «[[راسخون در علم]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[امامان]] بعد از اویند».<ref>ر.ک. باقری، سیدمحمدفائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۶۰</ref> | |||
# [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دربارۀ آیۀ: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»<ref>سورۀ نحل، آیۀ ۴۳</ref> میفرمایند «[[آگاه]] باشید که ذکر [[رسول]] خداست و ما اهل او هستیم، ماییم [[راسخان در علم]]، ماییم [[چراغ هدایت]] و پرچمهای [[پرهیزگاری]]».<ref>ر.ک. ناصحیان، علی اصغر، تاویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش ۱۱، ص ۱۴۳ ـ ۱۴۶</ref> | |||
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «ای ابو صباح! ما قومی هستیم که [[خداوند]]، [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از ما را [[واجب]] ساخته (...) و ماییم [[راسخان در علم]]».<ref>ر.ک. ناصحیان، علی اصغر، تاویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش ۱۱، ص ۱۴۳ ـ ۱۴۶</ref> | |||
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند:<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۶۶، ص ۸۰. </ref> «وَ عَجَزَ كُلُ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ عَنْ مَعْرِفَةِ تَأْوِيلِ كِتَابِهِ غَيْرَهُمْ لِأَنَّهُمْ هُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ الْمَأْمُونُونَ عَلَى تَأْوِيلِ التَّنْزِيل».<ref>ر.ک. رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت{{ع}}</ref> | |||
# [[ابوبصیر]] میگوید: شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} میفرمود:<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۲۳، ص ۱۹۱. </ref> «إِنَ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ يَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ يَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِيهِ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْكَمُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَدِينُ بِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا يَعْمَلُ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا»<ref>سورۀ ال عمران، آیۀ ۷</ref> وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ آلُ مُحَمَّد».<ref>ر.ک. رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت{{ع}}</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{یادآوری پانویس}} | {{یادآوری پانویس}} | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||
نسخهٔ ۱۶ آوریل ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۳۲
- اين مدخل از زیرشاخههای بحث راسخ در علم است. "راسخ در علم" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل راسخ در علم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
راسخان در علم در روایات
- دو دسته از روایات اسلامی در منابع فریقین در معناشناسی راسخون در علم مفید به نظر میرسد:[۱]
- دستۀ اول: روایاتی که رسوخ در علم را به معنایی سلبی و حاکی از پایبندیهای علمی و عملی شمرده و بر پرهیز راسخان در علم از ورود به عرصههای ژرف و ناپیدا و شبههزای معارف تأکید میکند. در روایت مشهوری از پیامبر(ص) به نقل تنی چند از صحابه، فضیلتهای اخلاقی و روحی ملاک صدق رسوخ درعلم شمرده شده که میتواند در همین زمینه ارزیابی شود:[۲] «إِنَّ الرَّاسِخَ مَنِ اسْتَقَامَ قَلْبُهُ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ وَ بُرَّتْ يَمِينُهُ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه؛ کسی که دستش به نیکی و زبانش به راستی و دلش به استواری و شکمش به عفّت و پاکی متّصف باشد، راسخ درعلم است».[۳] در منابع شیعی نیز روایاتی از اهل بیت(ع) همان وجه سلبی را تأیید میکند: امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ مردی که از ایشان درخواست کرد تا خدا را چنان توصیف کند که محبت و معرفتش چنان افزون شود که گویی به طور مستقیم به او مینگرد، با خشم و غضب مردم را به مسجد فرا خوانده و در بخشی از خطبه خویش چنین میفرماید:[۴] «وَ اعْلَم أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ فَمَدَحَ اللَّه اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِين؛ بدان که «راسخان در علم» کسانی هستند که اقرار به جهل نسبت به آنچه در پردۀ غیب نهان است، آنان را از فرو افتادن در پس این پردهها بینیاز ساخته است. پس خداوند نیز اعتراف آنها را به ناتوانی از دستیابی به آنچه در قلمرو دانش ایشان نیست، ستوده و ترک ژرف کاوی را در آنچه به پیجویی در عمق آن وادار نشدهاند، «رسوخ» نامیده است. پس تو نیز به همان بسنده کن و عظمت خداوند سبحان را با میزان عقل خود مسنج تا از تباهان نباشی».[۵]
- دستۀ دوم: روایاتی که از رسوخ در علم معنایی ایجابی و ناظر به ویژگیهای علمی راسخان به دست داده و به طور خاص با تطبیق مفهوم «الراسخون فی العلم» بر پیشوایان معصوم دین در منابع شیعی و برخی صحابه در منابع سنی، این معنا را نشان میدهند.[۶] در این زمینه امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:[۷] «أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم؛ کجایند آنان که به دروغ و تجاوز گمان بردهاند که آنها راسخان در علماند، نه ما؟ آنها از این رو، به این گمان رفتهاند که خداوند ما را رفعت بخشیده وآنان را پایین نشانده است».[۸]
روایات راسخ در علم بودن امامان
- برخی از احادیث بیانگر آنند که راسخین در علم، که از تأویل قرآن آگاهند و علمشان به تأویل در کنار علم خدا قرار گرفته، همان امامان(ع) هستند و همان هایند که خداوند در کتاب محکم خویش دربارۀ آنها میگوید:[۹] «بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ».[۱۰] در اصول کافی[۱۱] بابی وجود دارد با عنوان: «بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ»[۱۲] برخی از این روایات عبارتند از:
- امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:[۱۳] «کجایند کسانی که گمان کردهاند راسخان در علم آنهایند نه ما؟ آنان دروغ میگویند و به حق ما تجاوز میکنند. خداوند، ما را بالا برده و آنها را پست کرده است و به ما بخشیده و آنها را محروم ساخته است».[۱۴]
- برید از یکی از صادقین((ع)) دربارۀ تفسیر آیۀ: «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»[۱۵] روایت کرد که فرمودند:[۱۶] «برترین راسخان در علم رسول خدا است که خداوند تمام آنچه را که بر او نازل کرده تنزیل و تأویلش را نیز به او تعلیم داده است و چنین نیست که خداوند چیزی را به او نازل کند و تاویل آن را به او نیاموزد و اوصیای آن حضرت تمامیآن را میدانند. بعد فرمود: قرآن عام و خاص، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ دارد، و راسخون در علم آن را میدانند».[۱۷]
- رسول اکرم(ص) دربارۀ امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:[۱۸] «علی پس از من تأویل آنچه را مردم از قرآن نمیدانند، به آنها میآموزد».[۱۹]
- امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «ما راسخان در علم هستیم».[۲۰]
- یعقوب ابن یزید از ابن ابی عمیر از سیف ابن عمیره از ابی صباح کنانی روایت کرده است، امام صادق(ع) فرمودند: «ای اباصباح! ما قومیهستیم که خداوند طاعتمان را واجب کرد و انفال و اموال برگزیده برای ماست و ما راسخان در علم هستیم و ما مورد حسد مردم هستیم همانطور که خداوند فرمود: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه»»[۲۱]
- امام صادق(ع) فرمودند:[۲۲] «راسخون در علم امیرالمؤمنین(ع) و امامان بعد از اویند».[۲۳]
- امیرالمؤمنین(ع) دربارۀ آیۀ: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»[۲۴] میفرمایند «آگاه باشید که ذکر رسول خداست و ما اهل او هستیم، ماییم راسخان در علم، ماییم چراغ هدایت و پرچمهای پرهیزگاری».[۲۵]
- امام صادق(ع) فرمودند: «ای ابو صباح! ما قومی هستیم که خداوند، اطاعت و فرمانبری از ما را واجب ساخته (...) و ماییم راسخان در علم».[۲۶]
- امام صادق(ع) فرمودند:[۲۷] «وَ عَجَزَ كُلُ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ عَنْ مَعْرِفَةِ تَأْوِيلِ كِتَابِهِ غَيْرَهُمْ لِأَنَّهُمْ هُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ الْمَأْمُونُونَ عَلَى تَأْوِيلِ التَّنْزِيل».[۲۸]
- ابوبصیر میگوید: شنیدم امام صادق(ع) میفرمود:[۲۹] «إِنَ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ يَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ يَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِيهِ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْكَمُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَدِينُ بِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا يَعْمَلُ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا»[۳۰] وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ آلُ مُحَمَّد».[۳۱]
پانویس
- ↑ الجامع لأحکام القرآن، ج۴، ص۱۹
- ↑ تفسير القرآن العظيم، ج ۲، ص ۵۹۹؛ الاتقان، ج ۲، ص۵۰۵؛ جامع البيان، ج ۳، ص۱۸۵
- ↑ ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳
- ↑ نهج البلاغه، خ ۹۱؛ نيز ر.ک. التوحيد، ص ۴۸، ح ۱۳؛ تفسير العیاشی، ج ۱، ص۱۶۳
- ↑ ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳
- ↑ ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳
- ↑ نهج البلاغه، خ ۲۰۱
- ↑ ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳
- ↑ سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹
- ↑ ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص ۶۹؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص ۲۳ ـ ۲۷
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۴۴، مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۲۸۵ و غرر الحکم ش ۲۸۲۶
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹؛ منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۸۴ ـ ۱۹۳
- ↑ سورۀ آل عمران، آیۀ ۷
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳، ح ۲
- ↑ ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص ۶۹؛ مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص ۱۴۲؛ حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی(ع)، ص ۷۶؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص ۲۳ ـ ۲۷؛ میرشمسی، صدیقه، تاویل در قرآن، فصلنامه پژوهشنامه متین، ش ۱۵ و ۱۶، ص ۲۱۷
- ↑ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۳۹
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹
- ↑ ر.ک. حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی(ع)، ص ۷۶
- ↑ ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۸۴ ـ ۱۹۳
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳
- ↑ ر.ک. باقری، سیدمحمدفائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۶۰
- ↑ سورۀ نحل، آیۀ ۴۳
- ↑ ر.ک. ناصحیان، علی اصغر، تاویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش ۱۱، ص ۱۴۳ ـ ۱۴۶
- ↑ ر.ک. ناصحیان، علی اصغر، تاویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش ۱۱، ص ۱۴۳ ـ ۱۴۶
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۶۶، ص ۸۰.
- ↑ ر.ک. رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت(ع)
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۲۳، ص ۱۹۱.
- ↑ سورۀ ال عمران، آیۀ ۷
- ↑ ر.ک. رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت(ع)