بشارت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع'
جز (جایگزینی متن - 'سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، [[فرهنگنامه' به 'سعیدیانفر و ایازی، [[فرهنگنامه') |
جز (جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع') |
||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[بشارت]] و [[انذار]] یکی از روشهای [[تبلیغی]] [[پیامبر]] است. در برخی از این [[آیات]]، تنها کار [[پیامبر]] و یا [[بشارت]] در کنار [[انذار]] معرفی شده است. این معنا در برابر این [[تصور]] است که [[پیامبر]] کاری اجرایی و [[مدیریتی]] دارد، یا در عمل میتواند از روشهای غیر بشارتی و [[تبلیغی]] مثل [[اجبار]] و سیطرهجویی استفاده کند و یا با [[قدرت]] قاهره | [[بشارت]] و [[انذار]] یکی از روشهای [[تبلیغی]] [[پیامبر]] است. در برخی از این [[آیات]]، تنها کار [[پیامبر]] و یا [[بشارت]] در کنار [[انذار]] معرفی شده است. این معنا در برابر این [[تصور]] است که [[پیامبر]] کاری اجرایی و [[مدیریتی]] دارد، یا در عمل میتواند از روشهای غیر بشارتی و [[تبلیغی]] مثل [[اجبار]] و سیطرهجویی استفاده کند و یا با [[قدرت]] قاهره مانع از [[بیدینی]] [[مردم]] شود و یا عذابهای [[الهی]] نازل کند تا [[مردم]] بترسند و [[گمراه]] نشوند؛ بدین جهت این [[آیات]] محدودکننده قلمرو [[مسئولیت]] [[انبیا]] است. از سوی دیگر این سؤال مطرح است که در مقایسه میان [[بشارت]] و [[انذار]]، کدام [[وصف]] مقدم است، آیا از این [[آیات]] میتوان تقدم [[بشارت]] را بر [[انذار]] استفاده کرد و آیا توجه [[پیامبر]] به امیددهی بیشتر از ایجاد [[خوف]] بوده و آیا اساس [[تبلیغ]] بر [[تشویق]] میگردد و [[تنبیه]] و [[ترس]] امر ثانوی است، یا هرکدام [[جایگاه]] خود دارد و [[توازن]] شرط موفقیت است. این مسئله به [[تعلیم و تربیت]] هم بر میگردد که آیا از [[نبوت]] به [[تبلیغ دین]] هم قابل سرایت است و آیا این [[آیات]] چه نکاتی را بیان میکند؟ | ||
[[قرآن]] در ۸۱ [[آیه]] در ۴۷ [[سوره]] مسئله [[بشارت]] را به شکلهای مختلف مطرح کرده است. هر چند که گاه این [[بشارتها]] برای [[عذاب]] و [[جهنم]] آمده و در جهت [[تعریض]] و [[توبیخ]] است. ([[آل عمران]]: ۲۱، [[نساء]]: ۱۳۸، [[توبه]]: ۱۳۴، [[لقمان]]: ۷، جاثیه: ۸، انشقاق: ۲۴) و یا [[بشارتها]] از سنخ [[تبلیغ]] نیست، اما با تعبیرهای مختلف عمل و [[جایگاه]] [[انبیا]] را در جهت ایجاد [[شوق]] به خوبی و روشی برای [[دعوت]] به [[خوبیها]] نشان میدهد. در حالی که [[انذار]] و نذیر بودن [[پیامبر]] در ۵۴ [[آیه]] آمده است. آیا از این دو نکته (تقدم [[بشارت]] و تعداد افزونتر [[آیات]]) نمیتوان روش بشارتی را در نظر [[قرآن]] مطلوبتر دانست، شاید این چنین باشد. شواهدی از این ترجیح در [[احادیث]] [[پیامبر]] و [[اهلبیت]]{{عم}} [[مشاهده]] میشود، به عنوان نمونه [[پیامبر]] به یکی از اصحابش (معاذ) که برای [[تبلیغ]] [[اسلام]] به [[یمن]] فرستاد، [[دستور]] داد: {{متن حدیث|يسر و لا تعسر، و بشر و لا تنفر}} آسان بگیر و سخت نگیر، نوید بده (میلها را تحریک کن) و [[مردم]] را متنفر نساز<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۵۸۹.</ref>. | [[قرآن]] در ۸۱ [[آیه]] در ۴۷ [[سوره]] مسئله [[بشارت]] را به شکلهای مختلف مطرح کرده است. هر چند که گاه این [[بشارتها]] برای [[عذاب]] و [[جهنم]] آمده و در جهت [[تعریض]] و [[توبیخ]] است. ([[آل عمران]]: ۲۱، [[نساء]]: ۱۳۸، [[توبه]]: ۱۳۴، [[لقمان]]: ۷، جاثیه: ۸، انشقاق: ۲۴) و یا [[بشارتها]] از سنخ [[تبلیغ]] نیست، اما با تعبیرهای مختلف عمل و [[جایگاه]] [[انبیا]] را در جهت ایجاد [[شوق]] به خوبی و روشی برای [[دعوت]] به [[خوبیها]] نشان میدهد. در حالی که [[انذار]] و نذیر بودن [[پیامبر]] در ۵۴ [[آیه]] آمده است. آیا از این دو نکته (تقدم [[بشارت]] و تعداد افزونتر [[آیات]]) نمیتوان روش بشارتی را در نظر [[قرآن]] مطلوبتر دانست، شاید این چنین باشد. شواهدی از این ترجیح در [[احادیث]] [[پیامبر]] و [[اهلبیت]]{{عم}} [[مشاهده]] میشود، به عنوان نمونه [[پیامبر]] به یکی از اصحابش (معاذ) که برای [[تبلیغ]] [[اسلام]] به [[یمن]] فرستاد، [[دستور]] داد: {{متن حدیث|يسر و لا تعسر، و بشر و لا تنفر}} آسان بگیر و سخت نگیر، نوید بده (میلها را تحریک کن) و [[مردم]] را متنفر نساز<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۵۸۹.</ref>. | ||