دعوت در فقه سیاسی
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل دعوت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
دعوت، نخستین گام پیامبر(ص) در سیاست خارجی اسلام بوده و هدف از آن، درخواست پذیرش غیر مسلمان به اسلام است. بر اساس آیات قرآن، دعوت بایستی با حکمت، موعظه نیکو، مناظره با نیکوترین روش انجام پذیرد ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ﴾[۱].
دعوت به اسلام، به صورت سرّی یا علنی است و تشخیص این دو امر، به عهدۀ پیامبر(ص) و یا امام معصوم(ع) بوده است؛ به عنوان مثال، پیامبر(ص) زمانی در خانه "ارقم بن ابی الارقم" به طور مخفی[۲] و زمانی نیز در کنار خانه کعبه به صورت آشکار[۳]، مردم را به اسلام دعوت میکرد. برخی از دعوت جهانی پیامبر(ص) عبارت بودند از[۴]:
- دعوت از دربار ایران (خسرو پرویز) توسط "عبدالله بن حذافه سهمی"؛
- دعوت از دربار مصر، توسط "حاطب بن ابی بلتعه"؛
- دعوت از دربار روم، توسط "دحیه کلبی".
گفتنی است دعوت توسط انبیای پیشین، به همان دو صورت سرّی و آشکار انجام میگرفت؛ از جمله ایمان آوردن "مؤمن آل فرعون" که به طور سرّی، به رسالت حضرت موسی(ع) ایمان آورده بود. نام این فرد به اسامی (حزبیل، خبرل، سمعان و حبیب) آمده است، ولی مشهور همان حزبیل است[۵].[۶].
دعوت فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم
خواندن، درخواست کردن، ندا دادن و صدا زدن، دعوت کردن به چیزی یا کسی، استغاثه و یاری خواستن، پرسیدن، فریاد زدن با حسرت و اندوه[۷].
﴿وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ﴾[۸].
دعوت کردن به معنای تبلیغ (دُعاة جمع داع به معنای مبلِّغ و دعوت کننده) یکی از وظایف مهم انبیای الهی بوده است.
در قرآن کریم، دعوتِ خدا و رسول(ص) با این واژه بیان شده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾[۹] و ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ﴾[۱۰].
از دیدگاه قرآن دعوت الهی سه شیوه دارد:
دعوت با حکمت که اثبات حق به علم و عقل است، هیچ شک و شبهه و ابهامی باقی نمیگذارد.
موعظه دو قسم است: حسنه و غیر حسنه. مراد از موعظه حسنه موعظهای است که با اخلاق نیکو ایراد شود و واعظ به موعظه خود پایبند باشد. چنین دعوتی، قلب مخاطب را برای پذیرش حق آمادهتر میکند.
جدال یعنی گفتگوی دو طرفه و مناظره که برای دعوت به حق باید به شکل احسن باشد؛ یعنی موجب تهیج، مقاومت یا عناد طرف مقابل نگردد؛ لذا باید از سوء تعبیر، اهانت و بدگویی به طرف مقابل و اعتقاداتش خودداری شود[۱۱].
اصل دعوت در همه نظامهای سیاسی و اجتماعی با هدف تعلیم و تثبیت ارزشها و هنجارهای مطلوب با ابزارهای مختلف، از عمدهترین وظایف دولت، گروههای مختلف و آحاد مردم جهت تقویت روحیه جامعهپذیری است.
درباره شرایط دعوت و ویژگیهای دُعات در تفاسیر بحثهای زیادی مطرح شده که از حوصله این مقال خارج است[۱۲].[۱۳]
منابع
فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی
نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم
ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی
پانویس
- ↑ «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
- ↑ تاریخ طبری، ج۲، ص۶۲؛ مسند احمد، ج۱، ص۱۱۱؛ سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۷۰-۲۶۹.
- ↑ سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۶۵.
- ↑ طبقات ابن سعد، ج۱، ص۲۸۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۹۶-۲۹۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۸۱؛ سیره حلبی، ج۳، ص۲۸۰؛ اسدالغابه، ج۱، ص۳۶۲؛ بحارالانوار، ج۲۰، ص۳۸۰-۳۷۸؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۶۰۶.
- ↑ کشف الاسرار و عدة الابرار، ج۸، ص۴۶۶.
- ↑ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص ۱۰۶.
- ↑ محمود سرمدی، «دعا، دعوت»، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۱، ص۱۰۵۴-۱۰۵۵.
- ↑ «و ای قوم من! چگونه است که (من) شما را به رهایی فرا میخوانم و (شما) مرا به آتش (دوزخ) فرا میخوانید؟» سوره غافر، آیه ۴۱.
- ↑ «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴.
- ↑ «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
- ↑ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۷۱-۲۷۲.
- ↑ ر.ک: وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۲۴، ص۲۲۸-۲۳۲ و ج۱۱، ص۱۵۲-۱۵۳.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۲۸۰-۲۸۲.