ایثار در قرآن
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ایثار (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
تنظیم آیات ایثار به ترتیب مصحفی آنها
- ﴿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ﴾[۱].
- ﴿قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾[۲].
- ﴿وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۳].
- ﴿فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ﴾[۴].
- ﴿فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى﴾[۵].
- ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾[۶].[۷].
ایثار در تفاسیر
شیخ طوسی در تبیان فی قوله تعالی: ﴿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا﴾[۸]، فرموده: این حکایت گفته برادران یوسف(ع) است، هنگامی که شنیدند او اعتراف به یوسف بودن خود کرده است. پس آنان در این موقع به صورت سوگند چنین گفتند: ﴿تالله﴾: به خدا سوگند که: ﴿تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا﴾، محقّقاً خداوند تو را بر ما فضیلت داد، و ایثار، اراده تفضیل و برتریدادن یکی از دو شیء است بر دیگری، و آن، نظیر اختیار است[۹]. نیز فی قوله تعالی: ﴿قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ...﴾، فرموده: ساحران به فرعون گفتند: هرگز تو را بر دلایلی که صحّت نبوّت موسی را ثابت کرده و صدق گفتار او را تأیید میکند، بر نمیگزینیم و اختیار نمیکنیم و نیز تو را بر آنکس که ما را آفریده، اختیار نمیکنیم، (حال) هر کاری نسبت به ما میخواهی انجام دهی، تمام و کامل انجام بده: ﴿وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ﴾، که تو تنها میتوانی با سلطهات در زندگی این جهان هر کاری را انجام دهی، نه در سرای آخرت: ﴿إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾[۱۰]. فی قوله تعالی: ﴿وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ﴾ فرموده: انصار کسانی از مهاجرین را که نسبت به مال بر آنان سزاوارتر بودند، بر خودشان مقدّم داشتند، گرچه خود سخت به آن نیازمند بودند[۱۱]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾، فرموده: منافع زندگی دنیا را همراه با ارتکاب به گناهان و ترک واجبات اختیار نمود. پس ایثار، اراده شیء بر طریق تفضیل، و برتری آن بر غیرش است، و آن، مانند اختیار میباشد؛ زیرا آن را اختیار میکند، بنا بر آنکه نسبت به غیرش خیر است[۱۲].
همینطور فی قوله تعالی: ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾، فرموده: یعنی زندگانی دنیا را بر زندگی آخرت اختیار نموده و آن را برگزیدند؛ اینگونه که برای دنیا کار کنند، نه برای آخرت، و آن بر دو وجه است: یکی آنکه آسانگرفتن امور دنیا را مجاز بدانند، و دیگر این که نافرمانیکردن از فرمان خدا را حرام بدانند[۱۳]. شیخ طبرسی در مجمع البیان فی قوله تعالی: ﴿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا﴾، فرموده: (برادران یوسف) به خدای سبحان سوگند یاد کردند که محققاً خدا تو را به حلم، علم، عقل، حسن و ملک بر ما برتری داد و اختیار نمود. ﴿وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ﴾؛ یعنی: و ما در آنچه انجام دادیم، جز خطاکاران گناهکار، چیزی نبودیم، و این سخن دلالت دارد بر این که برادران یوسف از آنچه انجام داده بودند، پشیمان شده و بر تکرار آن گناه اصرار نداشتند[۱۴].
نیز فی قوله تعالی: ﴿قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا﴾، فرموده: (ساحران در پاسخ به فرعون) گفتند: هرگز ما تو را بر ادلهای که دلالت بر صدق موسی و صحت نبوّت او دارد و بر معجزاتی که نیروها و قواهای بشری در برابر آنها عاجز و ناتوان است و بر آن کسی که ما را آفریده، برتر ندانسته و برنمیگزینیم، و نیز گفتند: ما هرگز تو را اختیار نمیکنیم بر آنچه از دلایل روشن که بر ما ثابت شد و آنچه از حق که بر ما آشکار گردید: آنکه ما را آفریده، خداست[۱۵]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ...﴾، فرموده: و (انصار) مهاجرین را برگزیدند و آنان را در بذل اموال و استفاده از منازلشان، بر خود مقدم داشتند. ﴿وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ﴾ هرچند خودشان نسبت به آن، فقیر و محتاج بودند، و خدای سبحان چنین بیان فرمود تا معلوم شود که ایثار آنان به لحاظ غنا و بینیازی آنان از مال نبوده؛ بلکه به لحاظ نیاز و حاجت (مهاجران) بود. پس آن کار آنان، در اجر و پاداش نزد خدای متعال، بزرگ و اعظم است، و از انس بن مالک روایت میشود که: او به خدای متعال سوگند یاد کرد که در انصار، بخیل یافت نمیشود و این آیه را قرائت مینمود: ﴿وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ﴾: کسی که بخل را از خودش دفع کند و آن را از نفسش منع نماید، ﴿فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾: این چنین کسانی، همان پیروزمندان رستگار به پاداش خدای متعال و نعمتهای بهشتاند[۱۶].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿قَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ﴾، فرموده: پس (آن کافر) گفت: این (قرآن) چیزی به جز نقل قول و روایت ساحران نیست، و گفتهاند:یؤثر، از ایثار است؛ یعنی سحری است که بر نفوس تأثیر میگذارد و به جهت حلاوت و شیرینی که دارد، نفوس آن را بر میگزینند[۱۷]. فی قوله تعالی: ﴿وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾ هم فرموده: زندگانی دنیا را بر آخرت برتری و تفضیل میدهند، و ایثار، اراده شیء است از طریق برتری دادن آن بر غیرش (در پاورقی مجمع البیان در اینباره افزوده که: این آیه دلالت دارد بر این که: ایثار الحیوة الدنیا رأس کل خطیئة، و آن بدان جهت است که مادّیین چنین پندارند که موجود، منحصر در این جسم محسوس است. آنان بر گرد این پندارند و در غیر از آن، هم خود را مصروف نمیدارند و از اینرو منکر بعث، نشور، ملایکه، قبر، بهشت و جهنم هستند و به سعادت و شقاوت توجهی ندارند، جز آنچه موجب راحتی بشر در زندگی این دنیا است و برای لذات هم زشتی و قبحی قایل نیستند به جز وقتی که مانع از لذت دنیوی قویتر و عمومیتر بشوند. بنابراین: حب الدنیا رأس کل خطیئة)[۱۸]. نیز فی قوله تعالی: ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾، فرموده: خدای سبحان خطاب به کافران فرمود: بلکه آنان زندگانی دنیا را بر آخرت اختیار کردند؛ پس برای آن کار کرده و آن را آباد میسازند و در امر آخرت، تفکر و اندیشه نمیکنند. گفتهاند که این آیه عام است برای مؤمن و کافر، بنا بر اعم اغلب در امر مردم[۱۹].
زمخشری در تفسیر کشاف فی قوله تعالی: ﴿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ﴾[۲۰]، فرموده: ﴿لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا﴾؛ یعنی تو را به واسطه تقوا، صبر و سیره نیکوکاران بر ما برتری داد، و البته، کار ما و حال ما این بود که خطاکارانی باشیم که با بیصبری و بیپروایی عمداً مرتکب گناه بشویم[۲۱]. نیز فی قوله تعالی: ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾، فرموده: پس به آنچه در آن رستگار نمیشوید، عمل نکنید[۲۲]. شُبَّر در تفسیرش، فی قوله تعالی: ﴿لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا﴾، فرموده: {{عربی|فضّلک بحسن الخلق و الخلق»: خدای متعال تو (یوسف) را به واسطه حسن آفرینش و حسن اخلاقت بر ما (برادران) فضیلت و برتری داد[۲۳]. فی قوله تعالی: ﴿لَنْ نُؤْثِرَكَ﴾ هم فرموده: لن نختارک.: هرگز ما (ساحران) تو (فرعون) را اختیار نمیکنیم[۲۴]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿سِحْرٌ يُؤْثَرُ﴾[۲۵]، فرموده: یعنی سحری که از قول ساحران میگویند و آن را روایت میکنند[۲۶]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾، فرموده: فاشتغل بشهواتها عن عمل الاخرة.: با اشتغال به بو الهوسیهای دنیا، از کار آخرت باز ماندند[۲۷].
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان فی قوله تعالی: ﴿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ﴾، فرموده: ایثار، همان اختیار و تفضیل بوده و معنای آیه معلوم است، و در آن، اعتراف آنان (برادران یوسف) به خطا کاریشان است و این که خدای تعالی یوسف را بر آنان برتری داده است[۲۸]. نیز فی قوله تعالی: ﴿قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا﴾، فرموده: هرگز تو را بر آنچه شاهد آن بودیم، از قبیل: اژدها شدن عصا و بلعیدن ریسمانهای ساحران و برگشت دوباره آن به حالت اول که همان عصا بود، اختیار نمیکنیم و تو را بر آنکس که ما را آفرید، برنمیگزینیم، و مراد آنان از ﴿نُؤْثِرَكَ﴾، ایثار شخص نسبت به جسد انسانی صاحب روح نیست؛ بلکه نسبت به آن جسد به اضافه چیزهایی است که او از این دنیای عریض و طویل ادعای تملّک آن را دارد از مال و منال[۲۹].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ﴾[۳۰]، فرموده: ایثار الشیء، اختیار نمودن و مقدّمداشتن آن بر غیرش است، و خصاصة، فقر و حاجت است؛ یعنی: و مهاجرین را بر خودشان مقدّم میدارند، گرچه خودشان (بدان) محتاج و نیازمندند، و فی قوله: ﴿وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ﴾، از راغب نقل کرده که: ﴿شُحَّ﴾ بخل توأم با حرص است در چیزی که عادت به آن وجود دارد، و ﴿يُوقَ﴾، فعل مضارع مجهول از وقایه به معنای حفظ است؛ یعنی: و کسی که حفظ میکند؛ یعنی خدا او را حفظ مینماید از تنگنظریاش درباره بذل آنچه از مال در دستش است یا از واقعشدن مال در دست غیرش: ﴿فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۳۱]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿قَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ﴾[۳۲]، فرموده: این قرآن به جز روایت و آموزشی از ساحران نیست[۳۳].
فی قوله تعالی: ﴿وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾ هم فرموده: و ایثار حیات دنیوی، به معنای پیروینمودن نفس است در آنچه اراده میکند و اطاعتکردن آن است در آنچه به آن تمایل دارد و مخالفت با خدای متعال است در آنچه او اراده میکند[۳۴]. نیز فی قوله تعالی: ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾، فرموده: خطاب به عامه مردم است بنا بر آنچه طبع بشری اقتضای آن را دارد از تعلق به دنیا و اشتغال به آباداننمودن آن، و ایثار، به معنای اختیار است، و گفتهاند: خطاب به کفار است، و به هر حال، کلام بر سیاق سرزنش و توجه مؤکّد به آن است[۳۵]. در تفسیر نمونه فی قوله: ﴿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا﴾، آورده که: ﴿آثَرَكَ﴾ از ماده ایثار، در اصل به معنای جستجوی اثر چیزی است و از آنجا که به فضل و نیکی «اثر» گفته میشود، این کلمه به معنای برتریدادن و فضیلتبخشیدن آمده است. بنابراین، ﴿آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا﴾، مفهومش این میشود که: خداوند تو را بر ما فضیلت بخشید (البته، به خاطر کارهای نیک تو و اعمال بد ما)[۳۶].
فی قوله تعالی: ﴿قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا﴾ هم آورده که: گفتند: به خدایی که ما را آفریده است (سوگند) که ما هرگز تو را بر این دلایل روشنی که به سراغ ما آمده، مقدّم نخواهیم داشت». او درباره ﴿وَالَّذِي فَطَرَنَا﴾ در چند صفحه بعد چنین آورده: توجه به این نکته نیز لازم است که جمعی از مفسران جمله ﴿وَالَّذِي فَطَرَنَا﴾ را سوگند نگرفتهاند، بلکه آن را عطف بر ﴿مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ﴾ میدانند و بنابراین معنای مجموع جمله چنین میشود: ما هرگز تو را بر این دلایل روشن، و بر خدایی که ما را آفریده است، مقدّم نخواهیم شمرد. ولی تفسیر اول صحیحتر به نظر میرسد؛ چون عطف این دو بر یکدیگر چندان مناسب نیست (دقت کنید)[۳۷].
نیز فی قوله تعالی: ﴿وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ﴾ هم آورده: آنها مهاجران را بر خود مقدّم میدارند، هر چند شدید فقیر باشند. در پاورقی درباره ﴿خَصَاصَةٌ﴾ آمده: «خصاصةٌ» از مادة خصاص بر وزن اَساس، به معنای شکافهایی است که در دیوار خانه به وجود میآید، و از آنجا که فقر در زندگی انسان ایجاد شکاف میکند، از آن تعبیر به «خصاصةٌ» شده است[۳۸]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿قَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ﴾، آورده که: و سرانجام (ولید بن مغیره مخزومی) گفت: این (قرآن) چیزی جز یک سحر جالب، همانند آنچه از پیشینیان نقل شده، نیست، و در ادامه آورده که: جمله «و» از ماده اثر، به معنای روایتی است که از پیشینیان نقل شده و آثاری است که از آنها باقی مانده، و بعضی آن را از ماده ایثار به معنای برگزیدن و مقدّمداشتن دانستهاند. مطابق معنای اول ولید میگوید: این سحری است همانند سحرهایی که از پیشینیان نقل شده، و مطابق معنای دوم میگوید: سحری است که به خاطر حلاوت و جاذبهاش در دلها اثر میکند و مردم آن را بر همه چیز مقدّم میدارند[۳۹].
نیز فی قوله تعالی: ﴿فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى﴾، آورده که: امّا کسی که طغیان کند و زندگی دنیا را بر همه چیز مقدّم دارد، مسلماً دوزخ جایگاه و مأوای اوست[۴۰]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾، أورده که: سپس به عامل اصلی انحراف، از این برنامه فلاح و رستگاری اشاره کرده، میافزاید: بلکه شما حیات دنیا را مقدّم میدارید، و پس از تفسیر آیه بعد، به نقل از نورالثقلین (ج ۵، ص۵۵۶ – ۵۵۷)، آورده که: و این در حقیقت همان مطلبی است که در احادیث نیز آمده است: «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ»؛ یعنی محبت دنیا سرچشمه هر گناهی است[۴۱].[۴۲]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.
- ↑ «گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.
- ↑ «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.
- ↑ «و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.
- ↑ «اما آنکه سرکشی کرده باشد * و زندگی این جهان را برگزیده باشد * تنها دوزخ جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۳۷-۳۹.
- ↑ «بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۲۳۹.
- ↑ «گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.
- ↑ تبیان، ج۶، ص۱۹۰.
- ↑ تبیان، ج۷، ص۱۶۹.
- ↑ تبیان، ج۹، ص۵۶۴.
- ↑ تبیان، ج۱۰، ص۲۶۴.
- ↑ تبیان، ج۱۰، ص۳۳۲.
- ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۲۶۱.
- ↑ مجمع البیان، ج۷، ص۲۱.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۲۶۲.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۸۸.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۳۵.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۶.
- ↑ «گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.
- ↑ کشاف، ج۲، ص۳۴۲.
- ↑ کشاف، ج۲، ص۲۴۵.
- ↑ تفسیر شبر، ص۵۱۴.
- ↑ تفسیر شبر، ص۶۵۹.
- ↑ «و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.
- ↑ تفسیر شبر، ص۱۱۷۰.
- ↑ تفسیر شبر، ص۱۱۹۰.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۲۶۰.
- ↑ المیزان، ج۱۴، ص۱۹۶.
- ↑ المیزان، ج۱۴، ص۱۹۶.
- ↑ المیزان، ج۱۹، ص۲۳۸.
- ↑ «و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۱۶۹.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۲۹۴.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۳۹۳.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۶۳.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۲۵۴.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۵۱۸.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۳۰-۲۳۱.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۱۰۶.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۰۴.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۲۴۱-۲۴۸.