تجدید نبوت
پاسخ به دو شبهه
تجربۀ دینی در تعارض با خاتمیت
- برخی از روشنفکرانِ دینی معاصر، وحی را نوعی تجربۀ دینی میدانند و برای رشد اندیشۀ بشر معتقدند ختم نبوت به معنای بینیازی انسانها از فرستادن رسولان الهی است، زیرا بشر در کودکی اش تحت فرمان غریزهاش بود و بر همین اساس، وحی که خود نوعی غریزه محسوب میشد، نازل شد و انسانها را به سمت سعادت، هدایت میکرد ولی کم کم بعد از رشد عقلی انسانها، تشخیص راه درست و غلط توسط عقل انجام میگرفت و بر همین اساس وحی و نبوت کارایی خود را از دست داده و باید به پایان میرسید. به عبارتی این عده معتقدند پیامبر اسلام میان جهان کهنه و نو ایستاده و اسلام که ظهورش ولادت عقل برهانی است، بشر را از دورۀ کودکی (یعنی سلطه غرایز) به مرحله بلوغ و بزرگسالی (یعنی تحت فرمان عقل) رسانده است؛ این عده بر اساس این نظریۀ نتیجه گرفتند تعیین زمان ختم رهبری پیامبر(ص) به معنای فارغ التحصیل شدن انسان از مکتب وحی است و بشر بر اساس اجتهاد در تعلیمات وحیانی میتواند به سمت کمال حرکت کند[۱].
- چنین برداشتی نه تنها ختم نبوت پیامبر(ص) را زیر سوال میبرد بلکه سبب شد امامت بعد از نبوت که مکمل نبوت نیز هست، دچار خدشه شود؛ زیرا بنابر توجیه خاتمیت از طریق بلوغ عقلی، چنین به نظر میآید که نیازی به امامت و وجود امام بعد از پیامبر(ص) نیست؛ زیرا عقل مسلمانان و حداقل عقل نخبگان آنان میتواند جایگزین مناسبی برای اصل امامت باشد. به عبارتی میتوان این شبهه را اینگونه مطرح کرد: وقتی مردم به حدی از رشد و بلوغ فکری و عقلی رسیدهاند که میتوانند برنامه هدایت و سعادت خود را یکجا تحویل بگیرند و در پرتو اجتهاد، کلیات وحی را تفسیر و توجیه کنند، دیگر چه نیازی به مرجع تفسیر دین (امامت) بعد از نبوت دارند[۲].
- این دیدگاه با اشکلات متعددی مواجه است از جمله:
- وحی، هدایتی فراتر از حس و عقل است و نمیتوان آنرا از سنخ غریزه دانست؛ این سخن به منزلۀ، بینیازیِ مطلقِ انسان از دین است[۳]؛
- مقصود از بلوغ عقلی مسلمین، بعد از ختم نبوت به معنی تخصص در دینشناسی آنان نیست بلکه مقصود استعداد آنان در نگهداری کتاب آسمانی از آفت تحریف و حفظ و انتقال صحیح آن به نسلهای بعدی است[۴]. به عبارتی میتوان گفت بلوغ عقلی بشر یکی از ارکان ختم نبوت است به این معنی که انسان میتواند حافظ و نگهبان مواریث علمی و دینی خود و مشغول نشر و تبلیغ و تعلیم و تفسیر آن باشد. دقیقا به دلیل همین مطلب است که با پایان یافتن نبوت تشریعی، نبوت تبلیغی نیز به پایان رسید، زیرا بشر زمانی محتاج به وحی تبلیغی است که درجۀ عقل و علم و تمدن او در حدی که عهدهدار امر دینداری از قبیل: دعوت و تعلیم و تبلیغ و تفسیر و اجتهاد نباشد؛ اما بعد از ظهور علم و عقل وقتی انسان میتواند به تمام این موارد دسترسی پیدا کند، نبوت تبلیغی اثرش را از دست میدهد و وجود آن لزومی ندارد[۵].
شبهه نیاز به شریعت جدید
- با وجود دگرگونیهای چشمگیری که در دنیا اتفاق افتاده، ختم نبوت به معنی ختم شریعت نمیتواند صحیح باشد چراکه این تفاوتها و دگرگونیها در جهان، شریعت جدیدی را میطلبد.
- در پاسخ گفته شده است: اینکه چه نوع تحولاتی اقتضای تغییر قوانین بنیادی یعنی حاصل شدن شریعت جدید را دارد، در حد توان انسانهای عادی نیست[۶]. اما بر اساس معیارهای ظاهری راز خاتمیت نبوت و شریعت اسلامی را میتوان در این چند بند خلاصه کرد.
- مصونیت اسلام از چالش تحریف با تضمین خداوند: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾[۷]
- تواناییِ بشر برای گرفتن دین کامل در دورۀ رسالت پیامبر(ص)
- قدرت علمای امت در استخراج و تبلیغ حکم الهی با شناخت اصول کلی اسلام و درک شرایط زمان و مکان؛ چنانکه در شریعت اسلام برای وضع مقررات، اصول و قواعدی پیشبینی شده است که جزئیات آن در مباحث فقهی، بحث اختیارات حکومت و حاکم اسلامی وجود دارد.
- با توجه به این اقسام در مییابیم با از میان رفتن علل تجدید نبوت و شریعت، مردمان جهان به تکرار شریعت جدید نیازی ندارند[۸].
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۵۲۹ ـ ۵۳۸؛ الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۰.
- ↑ ر.ک: حجتالله نیکویی، تئوری امامت در ترازوی نقد، ص ۱۳.
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۵۲۹ ـ ۵۳۸.
- ↑ ر.ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۱۴۳ ـ ۱۴۶.
- ↑ ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۱۲.
- ↑ ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۱۲-۱۱۳.
- ↑ «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۵۲۹ ـ ۵۳۸.