امایوب انصاری
مقدمه
امایوب و یا امخالد انصاری دختر قیس بن سعد بن قیس بن عمرو بن امرؤ القیس بن مالک اغر است. فرزندش خالد بن زید بن کلیب بن ثعلبة بن عبد عوف بن غنم، مکّنی به ابوایوب انصاری، صحابه رسول الله(ص) و از اصحاب خاص امیرالمؤمنین علی(ع) است. او به نجار که وابسته به قبیله مشهور خزرج بود، نسب میبرد[۱]. امایوب نیز از کسانی است که مسلمان شد و با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرد[۲]. آنچه که امایوب و فرزندش را در چشم مسلمانان بزرگ ساخته، فرود آمدن پیامبر اکرم(ص) به منزل او - به رغم اصرار بسیار دیگران - پس از هجرت به مدینه بوده است. ازاینرو مورخان به اتفاق از آنان به عنوان مهمانداران پیامبر اکرم(ص) یاد کردهاند[۳]. گویند رسول الله(ص) فرمود: راه شترم را باز گذارید و آن را رها کنید زیرا این حیوان مأموریتی دارد که خود آن را انجام میدهد. شتر در محله بنی مالک بن نجار کنار خانه ابوایوب توقف کرد و ابوایوب خورجین و زاد و توشه پیامبر اکرم(ص) را برداشت و به خانه خود برد. امایوب در آن زمان نابینا بود. آن حضرت با کشیدن دست خود بر روی چشمان او، بینایی را به وی بازگرداند[۴].
به گفته بلاذری رسول الله(ص) هفت ماه تا اتمام ساختمان مسجد و منزل در خانه آنان سکنی گزید[۵]. این خانه پیوسته مورد عنایت مسلمانان بوده است، چنانکه بعدها در آنجا مدرسهای برای مذاهب اربعه ساخته شد که به «شهابیه» شهرت یافت و در آن محل فرود آمدن شتر رسول الله(ص) را که بدان «مَبروکه» میگفتند، مشخص ساخته و بدان تبرک میجستند[۶]. ابوایوب پس از رحلت رسول الله(ص) همراه با یازده صحابی دیگر به دفاع از خلافت و وصایت امیرالمؤمنین علی(ع) برخاست[۷]، ازاینرو ابناثیر وی را از اصحاب خاص امیرالمؤمنین میداند[۸]. پس از قتل عثمان از نخستین کسانی بود که با امیرالمؤمنین بیعت کرد و انصار را بدان ترغیب کرد و سپس در تمام جنگها که آن حضرت در آن درگیر شد، شرکت کرد[۹]. رشادتهای اعجابانگیز او را همه یاد کردهاند. در جنگ صفین رجز میخواند و میجنگید و در جنگ نهروان امام او را به فرماندهی سوارهنظام گماشت[۱۰]. چون از او میپرسیدند: چرا در رکاب علی(ع) با اهل قبله قتال میکنی؟ میگفت: پیامبر اکرم(ص) از ما پیمان گرفت که به همراهی امیرالمؤمنین علی(ع) با ناکثین، قاسطین و مارقین نبرد کنیم[۱۱]. او همچنین در سال ۳۵ هجری همراه با گروهی در کوفه شهادت داد که حدیث غدیر را از پیامبر اکرم(ص) شنیده است[۱۲]. امایوب نیز همچون همسرش از شیعیان خاص امیرالمؤمنین علی(ع) است.[۱۳]
پس از جنگ نهروان از سوی امیرالمؤمنین(ع) به امارت مدینه گماشته شد، اما پس از آنکه بسر بن ابی أرطاة از طرف معاویه به حجاز حمله کرد، او ناگزیر مدینه را ترک و به امام در کوفه ملحق شد. بسر نیز خانه او را در مدینه به آتش کشید[۱۴].
پس از شهادت امیرالمؤمنین نیز برای جنگ به سرحدات رفت. در سال ۴۹ هجری در حالی که دیگر پیر و ناتوان شده بود همراه سپاهی که به قصد جنگ با رومیان به فرماندهی یزید بن معاویه، عازم بود، رفت، اما زمانی که قسطنطنیه در محاصره مسلمانان بود، سخت بیمار شد. یزید به عیادتش آمده گفت: چون از دنیا رفتم جسد مرا سوار بر مرکبی کن و تا آنجا که به راحتی توانستی در سرزمین دشمن پیش بروی، به همراه ببر و در آنجا به خاک بسپار[۱۵]. بر اساس روایتی دیگر او گفت: از رسول الله(ص) شنیدم که مردی صالح در کنار دیوارهای قسطنطنیه دفن خواهد شد، امیدوارم که آن مرد من باشم[۱۶]. او را کنار حصار قسطنطنیه دفن کردند و یزید بر جنازهاش نماز گزارد[۱۷]. آیتالله خویی درباره شرکت او در جنگهای زمان معاویه و تحت فرماندهی یزید، احتمال میدهد که او با اذن امام حسن(ع) و به قصد پیشبرد و تقویت اسلام شرکت میکرده است[۱۸]. رومیان پس از تصرف قسطنطنیه، قبر او را ترمیم کرده و در خشکسالی به واسطه او طلب باران میکنند[۱۹].[۲۰]
منابع
پانویس
- ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۰۷؛ وقعة صفین، ص۳۶۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۲۴.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶۷.
- ↑ برای نمونه ر.ک: السیرة النبویه ابن هشام، ج۲، ص۱۴۱؛ الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۰۷.
- ↑ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۳۶۵.
- ↑ فتوح البلدان، ص۴۰.
- ↑ مرآة الجنان، ج۱، ص۱۲۴.
- ↑ رجال برقی، ص۶۶،۶۳.
- ↑ اسدالغابة، ج۵، ص۱۴۳.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۸؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۲۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۵۹.
- ↑ الاخبار الطوال، ص۲۰۷، ۲۱۰؛ الفتوح، ج۳، ص۴۸-۴۹.
- ↑ المعیار و الموازنه، ص۳۷؛ اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۱۰.
- ↑ اسدالغابة، ج۵، ص۲۰۵.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۵۶.
- ↑ ر.ک: انساب الاشراف، ج۲، ص۳۸۲؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۱۳۹؛ الغارات، ج۲، ص۶۰۲-۶۰۴.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۰۸-۴۰۹.
- ↑ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۵، ص۱۱۶.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۰۸-۴۰۹.
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۲۴.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۰۷؛ اسدالغابه، ج۲، ص۸۰.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۸۸.