استفاده از خطابه در سیره پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع)

می‌توان گفت: اولین خطبه‌ای که پیامبر(ص) پس از برانگیخته شدن به رسالت ـ در دعوت عموم مردم به اسلام ـ خواند، زمانی بود که بر کوه صفا بر بالای سنگ بلندی ایستاد و با صدایی رسا فریاد برآورد: «يَا صَبَاحاً»[۱] و با جمع کردن مردم به گرد خود، آنان را به اسلام دعوت کرد و فرمود: «ای مردم! هرگاه من به شما گزارش دهم که پشت این کوه دشمنان شما موضع گرفته‌اند و قصد جان و مال شما را دارند آیا مرا تصدیق می‌کنید؟ همگی گفتند: ما در طول زندگی از تو دروغی نشنیده‌ایم. سپس فرمود: ای گروه قریش! خود را از آتش نجات دهید. من برای شما در پیشگاه خدا نمی‌توانم کاری انجام دهم. من شما را از عذاب دردناک می‌ترسانم...»[۲].

نخستین خطابه‌های پیامبر(ص) بیشتر در موضوع‌های توحید، نفی شرک و نبوّت بود و بعدها در موضوع‌های دیگری مانند: معاد، جنگ، موعظه‌های اخلاقی و سایر مسائل اجتماعی، ایراد می‌شد. پیامبر(ص)، همین‌که با مسأله‌ای اجتماعی، اخلاقی یا دینی روبه‌رو می‌شد که تبیین آن برای مردم ضرورت داشت، بر فراز منبر قرار می‌گرفت و درباره آن برای مردم سخن می‌گفت. در ذیل آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ[۳] آمده است: «برخی از اصحاب پیامبر با هم عهد بستند که روزها روزه بگیرند و شب‌ها را به عبادت بگذرانند، گوشت نخورند و در نهایت تارک دنیا شوند. خبر به پیامبر رسید. پیامبر(ص) به مسجد رفت و پس از نماز جماعت بر منبر رفته و برای آنان خطبه خواند و فرمود: چرا برخی، زن، عطر، خواب و شهوت‌های دنیا را بر خود حرام می‌کنند؟! من به شما نمی‌گویم مانند کشیش‌ها و راهبان باشید؛ در دین من، ترک گوشت، زن و گوشه کنیسه نشستن جایز نیست. رهبانیت امت من در جهاد است.»..[۴]. همچنین از زمانی که نماز جمعه واجب شد، پیامبر(ص) هر جمعه دو خطبه می‌خواند و در آن به آموزش مسائل دینی اعم از اخلاقی، اعتقادی، سیاسی و...، می‌پرداخت.

از خطبه‌های پیامبر(ص) که بگذریم، خطابه‌های امام علی(ع) نیز مشهور و معروف است. برخی از خطبه‌های آن حضرت در کتاب شریف نهج‌البلاغه، گردآوری شده است. از میان خطابه‌های آن حضرت برخی از نظر محتوا و یا از نظر فصاحت و بلاغت شهرت و برجستگی ویژه‌ای دارد؛ از آن جمله: خطبه‌های مشهور و معروف همام یا متقین، شقشقیه، قاصعه و خطبه وسیله می‌باشد. خطبه‌های حضرت علی(ع) به قدری فصیح، بلیغ و پرمحتوا است که آنها را از سخن خالق فروتر و از سخن مخلوق فراتر خوانده‌اند.

پس از امام علی(ع)، نقش خطابه در سیره ائمه(ع) کمرنگ شد؛ زیرا در صدر اسلام رسم و معمول این بود که حاکمان برای مردم خطبه می‌خواندند و اگر کسانی غیر از حاکمان برای مردم خطبه می‌خواندند، باید از حاکمان اجازه می‌گرفتند و این می‌طلبید که از درباریان و هواداران حکومت باشند و چون ائمه(ع) با حکومت‌ها مخالف بودند، چندان موقعیتی برای خطبه خواندن نداشتند. در عین حال از برخی از آنها چندین خطبه نقل شده است؛ از جمله: خطبه امام حسن(ع) در حضور معاویه. معاویه، پس از پیمان صلح آن حضرت با او، از ایشان خواست بر منبر رود و از فضایل او برای مردم سخن بگوید. امام بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای خدا و درود و صلوات بر پیامبر و خاندانش، به معرفی خود و بر حق بودن خود و معرفی معاویه و بر باطل بودن او پرداخت[۵].

از حضرت امام حسین(ع) نیز دو خطبه مشهور و معروف است؛ یکی خطبه آن حضرت به هنگام خروج از مکه[۶] و دیگری خطبه وی در روز عاشورا برای سپاه دشمن[۷].

بنابراین، خطابه یکی از شیوه‌هایی بوده است که برخی از معصومان(ع)، در راستای آموزش اعتقادات، احکام و اخلاق اسلامی به عموم مردم، از آن بهره می‌برده‌اند[۸].

پانویس

  1. عرب این کلمه را برای زنگ خطر به کار می‌برد و گزارش‌های وحشتناک را معمولاً با این کلمه آغاز می‌کند.
  2. فروغ ابدیت، ص۲۱۷.
  3. «ای مؤمنان! چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای شما حلال کرده است حرام مشمارید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۸۷.
  4. بحارالانوار، ج۴۰، ص۳۲۸؛ تفسیر نور الثقلین و تفسیر صافی، ذیل آیه ۸۷ سوره مائده.
  5. تحف العقول، ص۲۳۴.
  6. ده گفتار، ص۲۴۲، به نقل از اللهوف، ص۲۶ – ۲۵.
  7. سخنان حسین بن علی(ع) از مدینه تا کربلا، ص۸۷ و ۱۹۷.
  8. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۷۹.
بازگشت به صفحهٔ «خطابه».