تک‌نگاری حوادث تاریخی

مقدمه

اگر سیره‌نگاری نبوی را کنار بگذاریم، و همین‌طور پراکنده‌کاری در ثبت اخبار را که به صورت تک روایتی توسط افرادی مانند شعبی و برخی از افراد مشابه وی از قرن اول باقی مانده، باید بگوییم «تک‌نگاری حادثه‌ها» نخستین شیوه تاریخ‌نویسی است که مسلمانان از آن در ثبت وقایع مهم بهره جسته‌اند. آنچه پیش از عصر تألیف، یعنی در قرن اول جریان داشت، نوعی ثبت اخبار پراکنده تاریخی، آن هم عمدتاً شفاهی بود که در لابلای علم حدیث از یک طرف و در ادامه سنت تاریخ‌نگاری عربی پیش از اسلام و نیز متأثرین از فرهنگ یهودی و به‌طور کلی اهل کتاب از طرف دیگر، دیده می‌شد. شعبی نمونه عربی آن و کسانی چون وهب بن منبه نمونه اسرائیلی آن بودند. از اینها که بگذریم و به عصر تدوین برسیم، باید از تک‌نگاری‌های رساله‌ای و به تدریج کتابی یاد کنیم که در اطراف وقایع مهم نوشته شده است. چنین نگاشته‌هایی اغلب پیرامون روزهای پرحادثه است و از این جهت شباهت تام و تمام با ایام العرب دارد که سابقه‌ای شناخته شده میان عرب جاهلی داشته است. برای آنان، ایام العرب روزهای جنگ و درگیری و طبعاً پرماجرا و افتخارآفرین بوده است. این سبک، از لحاظ درونی، ترکیب اخبار یک حادثه از آغاز یعنی مقدمات آن تا پایان است و می‌توان آن را اولین سبک تاریخ‌نگاری دانست که میان مسلمانان به کار گرفته شده است. بعدها تواریخ عمومی از پیوستن این تک‌نگاری‌ها پدید آمدند.

نظم موجود در این تک‌نگاری‌ها بر اساس حوادثی است که منجر به روز واقعه شده، به طوری که در شکل بیان آن رویداد تنها ترتیب داخلی تحولات ریز آن رعایت می‌شود. ابومخنف، هشام کلبی و مداینی، نخستین مورخان برجسته از جمله مورخانی هستند که بیشتر نگاشته‌هایشان تک‌نگاری به همین سبک است. عناوین برخی از کتاب‌های ابومخنف چنین است: کتاب الجمل، کتاب صفین، کتاب الشوری، مقتل عثمان، مقتل حجر بن عدی، وفاة معاویه و ولایة ابنه یزید، وقصة الحرة وحصار ابن الزبیر و...[۱] این قبیل عناوین در میان آثار غالباً مورخان درجه اول از اوائل قرن دوم به بعد دیده می‌شود. در بسیاری از موارد و شاید مورد بالا ترتیب تک‌نگاری‌ها به گونه‌ای است که چینش منظم آنها، یک کتاب چند جلدی را درباره یک دوره طولانی فراهم می‌آورد.

تک‌نگاری، تنها مربوط به حوادث نظامی و سیاسی نبود بلکه آنچه از موضوعات اجتماعی می‌توانست، از زاویه تاریخی - اجتماعی مورد علاقه مورخ قرار گیرد، سوژه نگارش شده، هرچند متأسفانه بسیاری از این آثار از میان رفته است. از این نمونه کتاب‌ها به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: کتاب المُعَمَّرین؛ به معنای شناساندن کسانی که عمر طولانی کردند. کتاب المَثالب؛ زشتی‌های قبایل و افراد. کتاب الاوائل؛ اولین کارها به دست چه کسانی صورت گرفت. کتاب اسواق العرب؛ بازارهای عرب. کتاب المؤدوات؛ دختران زنده به گور شده. کتاب فخرالکوفة علی البصره، کتاب اسماء بغایا قریش فی الجاهلیة و من وَلَدنَ؛ نام زنان بدنام قریش و فرزندان آنها. کتاب من تزوج من الموالی فی العرب؛ عجم‌هایی که با زنان عرب ازدواج کردند و... اینها نمونه کتاب‌هایی است که برخی از بزرگ‌ترین مورخان تک‌نگار همچون هشام کلبی، مداینی و دیگران تألیف کرده‌اند. این نوشته‌ها نه فقط در متون تاریخی مورد استفاده قرار گرفته، بلکه در کتاب‌های ادبی نیز، بیشترین بهره از آنها صورت گرفته است. روزنتال با اشاره به شکل «خبری و حدیثی» که در ابتدا قالب گزارش‌های تاریخی بوده تک‌نگاری را شکل پایانی ثبت خبر می‌داند؛ گام بعدی صورت وقایع نگاشتی است[۲].

بخش مهمی از این تک‌نگاری‌ها درباره داستان کشته شدن اشخاص برجسته در تاریخ اسلام است که به آنها مقتل گفته می‌شود. یکی از معروف‌ترین زمینه‌های آن کتاب‌هایی است که درباره واقعه کربلا نوشته شده و از آن با تعبیر مقتل الحسین یاد می‌شود. عنوان مقتل بعدها چندان برای کربلا به کار رفت که حتی بدون آنکه نام الحسین به دنبال آن بیاید، اطلاق بر آن حادثه عظیم داشت. جریان مقتل‌نگاری، به‌ویژه نسبت به علویان، شاخه‌ای از همین گرایش تک‌نگاری بود که به دلایل سیاسی و مذهبی، برای مورخان عراق اهمیت داشت. بخش مهمی از این رساله‌ها، توسط ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین گردآوری شد. جالب است که بخش قابل توجهی از کتاب «المقالات» (ص١٠۴-۱۱۵) ابوالقاسم بلخی (م ۳۱۹) به مقاتل علویان اختصاص یافته است. این نشان می‌دهد که گاه مطالب تاریخی به صورت تخصصی، در منابعی است که اساساً برای این کار وضع نشده است. درباره مقتل‌های مربوط به کربلا در جای دیگری سخن خواهیم گفت[۳].

منابع

پانویس

  1. الفهرست، ص١٠۵.
  2. تاریخ تاریخنگاری در اسلام، ج۱، ص۸۵.
  3. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۳۱.