نهج البلاغه در تاریخ اسلامی
مقدمه
کتاب ماندگاری که سخنان امام علی(ع) را برگزید و امروزه همگان آن را میشناسند و فرهیختگان با آن مانوس هستند، نهجالبلاغه است. این کتاب، حاصل جمعآوری و گزینش سید رضی است. در مطالب پیش رو، به مختصری از زمینههای پیدایش نهجالبلاغه پرداخته خواهد شد:
سالهای آغازین غیبت کبری
با پایان یافتن غیبت صغری در سال ۳۲۹ هجری، غیبت کبری آغاز شد. محروم بودن شیعیان از امام زمان(ع) آنان را به تلاشی دوچندان واداشت و چه بسیار میراث گرانبهای شیعی که در این دوران رقم خورد. اهتمام عالمان شیعی در پاسداشت میراث حدیثی امامان معصوم(ع) کتابهای ارزشمندی همچون: الکافی[۱]، کتاب من لا یحضره الفقیه[۲]، تهذیب الأحکام[۳]، الإرشاد[۴]، الأمالی[۵] و صدها[۶] اثر دیگر را پدید آورد. نهجالبلاغه نیز رهآورد همین دوران است که سال نگارش آن (۴۰۰ ه) با آغاز غیبت کبری حدود هفتاد سال فاصله دارد[۷].
تحولات سیاسی مناسب
بنابر آنچه جرجی زیدان - دانشمند معروف لبنانی - در کتاب تاریخ آداب اللغة العربیة[۸] نگاشته است دوران حکومت عباسیان، که از سال ۱۳۲ هجری آغاز شده است، به چهار بخش تقسیم میشود. سومین بخش آن، یعنی سالهای ۳۳۴ تا ۴۴۷ هجری دورانی است که نهجالبلاغه در آن پدید آمده است. مهمترین ویژگی این دوران، اقتدار وزرای شیعیمذهب آل بویه است که از ناتوانی خلفای عباسی بهترین بهره را بردند و نهضت علمی بزرگی را در سراسر جهان اسلام، سامان دادند. وزرای دانشمندی چون ابن عمید، صاحب بن عباد، شاپور بن اردشیر و مهلبی، خود سرآمد دانشمندان و ادیبان و مشوق آنان بودند[۹].[۱۰]
جنبش فرهنگی
وزیران دانشمند آل بویه، مقدمات برپایی کتابخانهها و دانشگاههای متعددی را فراهم آوردند. شهرت کتابخانه شاپور بن اردشیر و دارالعلمهای گوناگون در همین دوران است. کتابخانه ۸۰ هزار جلدی سید مرتضی - برادر سید رضی - نیز از مجموعههای فرهنگی مشهور است. عضدالدوله دیلمی از وزیران آل بویه، نیز دانش و دانشمندان را گرامی میداشت و برای فقیهان، محدثان، متکلمان، مفسران، نحویان، شاعران، نسبشناسان، پزشکان، ریاضیدانان و مهندسان حقوق تعیین کرده بود[۱۱]. در این دوران گفتگوهای علمی میان دانشمندان رونق ویژهای داشت. بسیاری از مکتوبات ارزشمند، در نقد آراء دانشمندان، در این زمان نگاشته شد. چنانکه شیخ مفید - استاد سید مرتضی - در زمینههای گوناگون قلم زد؛ آثاری چون کتاب الإفصاح درباره امامت و فلسفه سیاسی اسلام، اوائل المقالات درباره عقاید و آراء متکلمان و علمای مذاهب، الثقلان، رسالهای درباره حدیث نبوی معروف و مسلم ثقلین و... را پدید آورد[۱۲].
ثمره این جنبش علمی - فرهنگی، تنها از آن شیعیان و در علوم حدیث نبود، بلکه بنا بر گفته جرجی زیدان، علوم انشعاب یافت و رشتههای آن از سیصد رشته افزون گردید[۱۳]. البته باید دردمندانه اذعان کرد که برخی از مباحث علمی و عقیدتی هماره ساخته و پرداخته حاکمان وقت بوده است تا مردمان از یکپارچگی و وحدت به دور باشند. استاد محمدرضا حکیمی در این باره مینویسد: «اگر از سادهنگری به تاریخ بگذریم و اندکی در جبر و اختیارهای تاریخ دقیق شویم، میبینیم که این دانش و گسترش را به جای آنکه در جاودانگی تفوق اسلام به کار گیرند، حکمروایان در راه دیگری به کار گرفتند؛ به ویژه دانشهای عقیدتی را در راه ایجاد تفرقه و از میان بردن استقلال و وحدت اندیشهای اجتماع، به مصرف رسانیدند»[۱۴].
ایشان با اشاره به طرحهای تفرقهافکن برخی از خلفا مینویسد: «به این چشمانداز نگاه کنید؛ اگر به واقع مقصود آنان آزادی دادن بوده است، چرا در افکار سیاسی آزادی وجود نداشته است؟! باید در این مسائل نگریست. آنان در صدد ایجاد تفرقه بودند و سست کردن بنیه امت[۱۵]. در این دوره زمانی، ظهور شاعران بزرگی؛ مانند: متنبی (م ۳۵۴ ه)، حمدانی (م ۳۵۷ ه)، سری الوفاء (م ۳۶۲ ه)، سلامی (م ۳۹۳ ه)، شریف رضی (م ۴۰۶ ه)، مهیار دیلمی (م ۴۲۸ ه) و أبوالعلاء معری (م ۴۴۹ ه) را نباید از نظر دور داشت؛ همچنانکه نثر و بلاغت در این دوره رونق ویژهای یافت و برخی واژهشناسان؛ نظیر: ابن العمید (م ۳۶۰ ه) و ابوبکر خوارزمی (م ۳۸۳ ه)، رخ نمودند[۱۶].[۱۷]
منابع
پانویس
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی (م ۳۲۹ ه).
- ↑ محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م ۳۸۱ ه).
- ↑ محمد بن حسن طوسی (م ۴۶۰ ه).
- ↑ شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان (م ۴۱۳ ه).
- ↑ امالی نام کتابهایی است که مؤلف آن را برای حاضرین در جلسه درس املا میکرد و فردی آن را مینگاشت. شیخ صدوق و مفید و سید مرتضی هر سه دارای کتاب امالی هستند.
- ↑ ر.ک: الفهرست شیخ طوسی.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۴۴.
- ↑ تاریخ آداب اللغة العربیة، ج۲، ص۱۷.
- ↑ آموزش نهجالبلاغه، دکتر محمد مهدی جعفری، ص۲۸.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۴۵.
- ↑ چشمه خورشید، ص۷۸.
- ↑ میر حامد حسین، محمدرضا حکیمی، ص۴۷-۵۶.
- ↑ میر حامد حسین، محمدرضا حکیمی، ص۲۹.
- ↑ میر حامد حسین، محمدرضا حکیمی، ص۲۹.
- ↑ میر حامد حسین، محمدرضا حکیمی، ص۳۰.
- ↑ آموزش نهجالبلاغه، ص۲۹.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۴۵.