سرهای شهدا

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط HeydariBot (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۰۰:۲۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

بریدن سر (چه از مرده و چه از کشته) نوعی مثله به حساب می‌آید و شرعا حرام است و در زمان رسول خدا (ص) و خلفای بعدی هرگز با کشته‌های دشمن کافر چنین رفتاری نشد؛ تا چه رسد به پیکر شهدای اهل بیت، که سرها را از بدن‌ها جدا کرده، شهر به شهر گرداندند[۱]. اولین سری که بریده و به جای دیگر فرستاده شد، در عصر معاویه و سر شهید بزرگوار، عمرو بن حمق خزاعی بود که از یاران با وفای علی (ع) به حساب می‌آمد. این جنایت در عصر امویان در عاشورا تکرار شد. پیش از عاشورا نیز سر مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را از بدن جدا کردند و به شام، نزد یزید فرستادند. سرهای قیس بن مسهر، عبد الله بن بقطر، عبد الأعلی کعبی، عماره بن صلخب نیز توسط ابن زیاد قطع شد.

سرهای تعداد زیادی از شهدای کربلا هم از بدن جدا شد و به کوفه نزد ابن زیاد بردند. طبق برخی نقل‌ها تعداد آنها ۷۸ سر بود که میان قبایل تقسیم کردند تا از این طریق نزد ابن زیاد و یزید، مقرّب شوند. سران هر یک از قبایل کنده، هوازن، تمیم، مذحج و... تعدادی از سرها را به کوفه بردند[۲]. ابن زیاد هم سرها را به شام نزد یزید فرستاد. کیفیت فرستادن سرها نمایشی بود تا جماعت بسیاری آنها را ببینند و وسیله ای برای ترساندن مردم و زهر چشم گرفتن از آنان باشد، به‌ویژه که جدا کردن سر نسبت به شخصیت‌های معروف‌تر انجام شد. به احتمال قوی، تصمیم به بریدن سرها توسّط سپاه عمر، با فرمان عبید الله زیاد بوده است؛ چون در نامه‌اش فرمان به کشتن و مثله کردن داده بود. به تحلیل کتاب “انصار الحسین”، بریدن سرها تنها یک جنایت جنگی نبود، بلکه نوعی حرکت سیاسی و نشان‌دهندۀ عمق خصومت و دشمنی و ترساندن مردم دیگر بود تا از قطع سرها عبرت بگیرند و هیچ کسی، اندیشۀ مبارزه با امویان را در سر نپروراند و بداند که چنین سرهایی بریده و بر نیزه‌ها افراشته خواهد شد. نیز به عنوان کاری سمبلیک برای درهم کوبیدن قداست سید الشهدا (ع) بود. مدفن برخی از این سرها (حدود ۱۶ سر) را در “باب الصّغیر” شام می‌دانند، از جمله سر مطهّر علی اکبر، حبیب بن مظاهر و حر بن یزید ریاحی را[۳].

منابع

پانویس

  1. در زمینه بریدن سرهای شهدا و انگیزه‌های سیاسی دشمن از این جنایت، رجوع کنید به بحث مفصل و تحلیلی محمد مهدی شمس الدین در کتاب «انصار الحسین»، ص۲۰۶ به بعد.
  2. بحار الأنوار، ج۴۵، ص۶۲.
  3. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص ۲۴۲.