بداء در حدیث
بداء در روایات
بداء در جوامع روایی شیعه، به گونهای مورد توجه خاصّ قرار گرفته است تا جایی که یکی از بابهای کتب روایی، بدین موضوع میپردازد[۱]. اهل سنت نیز به رغم عدم پذیرش بداء و توهم مخالفت آن با علم الهی و نسبت دادن انحصار اعتقاد آن به شیعه، روایات بداء را بیش از امامیه در کتب خود نقل کردهاند[۲]. به رغم تصریح به مسئله بداء در صحاح معروف[۳] برخی از ایشان بداء را ملازم با جهل خداوند دانستهاند[۴]. در حالی که بداء به هیچ وجه علم الهی را محدود نمیکند و ناشی از جهل نیست[۵]. توهم تلازم بداء با جهل و نقصان علم خدا موجب گردیده تا برخی عالمان شیعه نیز از به کار بردن بداء در مورد خداوند خودداری کرده و حتی آن را انکار کنند[۶]، یا اینکه بداء را تأویل برده، آن را به معنای اظهار و ابداء بدانند[۷].[۸]
امام صادق (ع) در چندین روایت فرمودند: «خداوند به چیزی همانند بداء بزرگ شمرده نشده است»[۹]؛ «خداوند با چیزی مانند بدا عبادت نشده است»[۱۰] و «اگر مردم پاداش اعتقاد به بداء را میدانستند در سخن گفتن از آن سستی نمیکردند»[۱۱]. ائمه (ع) اعتقاد به بدا را بالاترین نشان اعتقاد به توحید و تنزیه پروردگار میدانند و آن را یکی از آموزههای مشترک ادیان معرفی میکنند. امام رضا (ع) فرمود: «هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر به حرام بودن شراب و اقرار به بدا برای خداوند»[۱۲]. امام صادق (ع) میفرماید: «کسی که گمان کند برای خداوند در چیزی بداء حاصل میشود که روز قبل آن را نمیدانست، از او بیزاری بجویید»[۱۳]. در حدیث دیگری آمده است: «برای خدا در چیزی بداء حاصل نمیشود، مگر اینکه پیش از آن به آن علم داشته است»[۱۴].[۱۵]
از مجموع روایات به دست میآید بدا ناظر به دو اصل مهم در جهانبینی توحیدی و اسلامی است: اول اینکه قدرت خداوند مطلق و نامحدود است و آنچه را که بر اساس علم و حکمت خود احسن و اصلح بداند، محقق خواهد ساخت، بر خلاف عقیدۀ یهود که دست خدا را بسته دانسته و تصور میکردند در عالم تکوین هیچگونه تحولی رخ نخواهد داد ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ﴾[۱۶]. دوم اینکه اعمال خوب و بد انسان در سرنوشت او تأثیر میگذارد. از باب مثال صله رحم عمر را طولانی و قطع رحم عمر را کوتاه میکند[۱۷]، همچنین دادگری سلطان سبب طولانی شدن و ستمگری وی، سبب کوتاه شدن زمامداری او میشود[۱۸].[۱۹]
برخی از نکاتی که از روایات بداء استفاده میشود عبارتاند از:
- اقرار انبیاء و ستایش اعتقاد به بداء از طرف ائمه بیانگر این است که شناخت خداوند بدون اعتقاد به بداء کامل نیست.
- نسبت بداء به خداوند به معنای آن است که خداوند سرنوشت انسان را بر اساس اعمال او تغییر میدهد. انسان میتواند با کار خوب یا بد آینده خود را رقم زند. اعمال انسان حتی در حوادث طبیعی نیز مؤثرند؛ مثلًا گاهی موجب نزول بلا میشوند و گاه، بلایی را دور میکنند و یا مایه برکات آسمانی و الهی میشوند. اعمالی همانند استغفار، توبه، شکر نعمت، صدقه، احسان، صله ارحام و نیکی به والدین موجب تغییر سرنوشت انسان و نزول برکاتاند و در مقابل، کفر و گناهان موجب بلا و عذاب الهی.
- اعتقاد به بداء در برابر باور یهود است که معقتدند خدا جهان را آفریده، سرنوشت انسانها را تقدیر کرده و تغییر در آن راه ندارد.
- خداوند دو نوع علم دارد: علمی که به فرشتگان و پیامبران میبخشد و تغییری در آن راه ندارد و علمی که نزد خود اوست و کسی از آن آگاهی ندارد مگر آنکه خداوند اراده کند، بداء در نوع دوم پدید میآید[۲۰].
منابع
پانویس
- ↑ کافی، ج ۱ ص ۱۴۶؛ التوحید، باب ۵۴، باب البداء.
- ↑ ر.ک: دیبا، حسین، بداء، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵، ص ۳۷۴ ـ ۳۷۸؛ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ج۲، ص ۵۵.
- ↑ صحیح البخاری، ج۴، ص۱۷۶؛ ج۷، ص۹۶.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۱۹، ص۶۶.
- ↑ «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع)قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ یَبْدُ لَهُ مِنْ جَهْلٍ». الکافی ج ۱ ص ۱۴۸.
- ↑ تلخیص المحصل، ص۴۲۱ـ۴۲۲.
- ↑ المسائل العکبریه، ص۹۹ـ۱۰۰.
- ↑ ر.ک: دیبا، حسین، بداء، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵، ص ۳۷۴ ـ ۳۷۸؛ پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه، ص ۱۵۰.
- ↑ «مَا عُظِّمَ اللَّهُ بِمِثْلِ الْبَدَاءِ». الکافی، ج۱، ص۱۴۶؛ التوحید، باب البداء، ح۲.
- ↑ «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ مِثْلِ الْبَدَاءِ»؛ الکافی، ج۱، ص۱۴۶، باب البداء، ح۱؛ التوحید، باب البداء، ح۱.
- ↑ «لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِی الْقَوْلِ بِالْبَدَاءِ مِنَ الْأَجْرِ مَا فَتَرُوا عَنِ الْکَلَامِ فِیهِ». الکافی، ص۱۴۸؛ التوحید، باب البداء، ح ۷.
- ↑ «عَنِ الرِّضَا (ع) قَالَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا بِتَحْرِیمِ الْخَمْرِ وَ أَنْ یُقِرَّ لَهُ بِالْبَدَاء»؛ ابن بابویه، محمد بن علی، توحید، ص ۳۳۴.
- ↑ «مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَبْدُو لَهُ فِی شَیْءٍ لَمْ یَعْلَمْهُ أَمْسِ فَابْرَءُوا مِنْهُ»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۱۱۱.
- ↑ «مَا بَدَا لِلَّهِ فِی شَیْءٍ إِلَّا کَانَ فِی عِلْمِهِ قَبْلَ أَنْ یَبْدُوَ لَهُ»؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۴۸، ح۹.
- ↑ ر.ک: دیبا، حسین، بداء، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵، ص ۳۷۴ ـ ۳۷۸؛ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ج۲، ص ۵۵؛ جعفری، یعقوب، بحثى در باره لوح محفوظ و لوح محو و اثبات، فصلنامه کلام اسلامی، ش ۳۴، ص ۹۵؛ پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه، ص ۱۵۰؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۴۹-۵۰.
- ↑ «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است» سوره مائده، آیه ۶۴.
- ↑ تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۲۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴، ص۱۲۱.
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴، ص۱۰۳.
- ↑ ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ج۲، ص ۵۵.
- ↑ ر.ک: پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه، ص ۱۵۳.