مواد آموزشی
مقدمه
مراد از مواد تعلیمی در این پژوهش، محتوا و موضوعاتی است که اهلبیت(ع) در سیره تعلیمی خود به آنها اهتمام ویژهای داشتند. تأمل در سیره تعلیمی اهلبیت(ع) در قلمرو زمانی این جستار نشان میدهد که اساس تعلیمات آنان حول سه محور اصلی قرآن، سنت و علوم متعارف بود. نگارنده در این فصل بر آن است تا پس از مشخص کردن دقیقتر این مواد تعلیمی، زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مؤثر بر آنها را شرح دهد؛ چراکه این مواد تحت تأثیر شرایط خاصی بیان شدهاند که فهم آن شرایط، به تحلیل صحیحتر سیره تعلیمی آنان کمک میکند.
قرآن
تعلیم قرآن، ریشه قرآنی دارد. قرآن کریم، تعلیم این کتاب آسمانی و مفاهیم آن را وظیفهای برای پیامبر(ص) و جانشینان آن حضرت قرار داده و میفرماید: ﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ﴾[۱]؛ بر این اساس قرآن اصلیترین ماده تعلیمی اهلبیت(ع) بود. از آنجا که قرآن کتاب شریعت و مهمترین منبع معرفتی اسلام است، ماندگاری آن رمز ماندگاری اسلام میباشد؛ به همین دلیل عمده تلاشهای اهلبیت(ع) به تعلیم همهجانبه این کتاب آسمانی برای حفظ آن از خطر انحراف و نابودی اختصاص داشت.
تعلیمات قرآنی پیامبر(ص) در دو سطح انجام میشد. آن حضرت در وهله اول به تعلیم لفظ و صورت ظاهری آیات و در وهله دوم به تعلیم و تبیین مفاهیم قرآن میپرداخت که غالباً در ضمن تعلیم لفظ قرآن و به صورت غیر تفکیک شده بیان میشد. لزوم حفظ قرآن سبب شد که پیامبر(ص) در ابتدای بعثت خود، بیشترین وقت خویش را به تعلیم لفظ آیات اختصاص دهد. چنانکه در فصل گذشته اشاره شد، این تعلیم با توجه به مخاطبین به دو روش اقراء و املاء انجام میگردید. از آنجا که عموم مخاطبان پیامبر(ص) بیسواد و دارای ذهنی شفاهی بودند، اقرای قرآن جهت حفظ و ثبت آیات در اذهان عمومی بهترین روش برای انتقال لفظ قرآن به مردم بود؛ درحالیکه صحابه باسواد، ضمن حفظ شفاهی به حفظ و ثبت کتابی قرآن نیز میپرداختند. این دو اقدام رسول خدا(ص) مؤید و مکمل یکدیگر بودند؛ چراکه از یک سو ضبط شفاهی قرآن صورت شناور داشت و در معرض خطا و فراموشی قرار میگرفت؛ درحالیکه املاء به دلیل داشتن صورت قید شده، کمتر دستخوش تحریف و نسیان واقع میشد؛ از طرف دیگر، ثبت آیات در حافظه همگانی نوعی نظارت عمومی بر حجیت قرآن تلقی گردیده، سبب میشد که بعدها دخل و تصرف در این کتاب آسمانی به حداقل برسد.
تبیین و توضیح آیات نیز جزو تعلیمات قرآنی پیامبر(ص) بود. از آنجا که در دوره حضور رسول خدا(ص) در مکه، آیات و سورههای قرآن بر محور عقاید - از جمله توحید، نبوت و معاد - و تبشیر و انذار دور میزند و مخاطبان این آیات اعراب آشنا به زبان قرآن بودند، درک آیات برای آنان آسان بود و پیامبر(ص) کمتر به توضیح و تفسیر آیات میپرداخت. با ورود رسول خدا(ص) به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، مضامین آیات به صورت قابل توجهی تغییر یافت؛ چراکه ورود روزافزون مردم به جرگه مسلمانان، آنها را به تعلیم احکام دینی و تبیین مسائل گوناگون اسلام محتاج میساخت. اما پرداختن قرآن به کلیات سبب شد که پیامبر(ص) در ضمن تعلیم لفظ قرآن به تبیین و تفسیر آیات آن نیز بپردازد؛ چنانکه وقتی آیه ﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ﴾[۲] نازل شد، پیامبر(ص) در تفسیر آن برای مسلمانان بیان کردند که پس از من افرادی از اهلبیت من امام بر مردم خواهند بود[۳].
پیامبر(ص) از هر راهی برای تعلیم قرآن استفاده میکرد. از آنجا که تعلیم این ماده به مردم در سراسر قلمرو اسلامی، از عهده شخص پیامبر(ص) خارج بود، شیوه تعلیم و تعلم از جانب آن حضرت برگزیده شد. همانگونه که در فصل گذشته نیز بیان شد، رسول خدا(ص) پس از تعلیم صحابه، آنها را به عنوان معلم قرآن مأمور انتقال تعالیم خود به دیگران میکرد؛ چنانکه در یکی از خطبههای خود فرمود: «چه میشود مردمی را که از همسایگان خود مطلبی را فرانمیگیرند و تفقه نمیکنند.»..[۴] و در جای دیگر فرمود: «بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و به دیگران یاد دهد»[۵]. بیان ثواب قرائت سورههای مختلف نیز از دیگر طرقی بود که رسول خدا(ص) و اهلبیت آن حضرت با بیان آن، مسلمانان را به قرائت و تعلیم قرآن تشویق میکردند؛ چنانکه رسول خدا(ص) در بیان ثواب قرائت سوره انعام فرمود: «... هر کس سوره انعام را قرائت کند، به تعداد آیات آن، هفتاد هزار ملک بر او نازل میشود.»..[۶]. ائمه معصوم(ع) در تداوم تعلیمات قرآنی چند کار اصلی را انجام میدادند. پس از توصیه مردم به حفظ لفظی قرآن[۷]، جمع و تدوین قرآن برای حفظ و انتقال آن اولین و مهمترین اقدام امام علی(ع) بود. مصحفنگاری نیز اقدام دیگر اهلبیت پیامبر(ع) محسوب میشد؛ برای مثال امام حسن(ع) به این امر پرداخت، که بخشهایی از قرآن منسوب به ایشان هماکنون در موزه آستان قدس رضوی موجود میباشد و شاهد این امر است. تفسیر، تأویل و تبیین آیات قرآن نیز از مهمترین فعالیتهای تعلیمی اهلبیت(ع) در حوزه تعلیمات قرآنی بود. پیامبر(ص) همزمان با نزول آیات، به تبیین مفاهیم قرآن و تفسیر آیات نیز میپرداخت؛ چنانکه در تفسیر ﴿جَنَّاتِ عَدْنٍ﴾[۸]، فرمود که جنات عدن در ابتدا تنها شاخهای بود که خداوند آن را کاشت و سپس به آن فرمان داد تا بوستان شود[۹]. آن حضرت در تعلیم آیه ۱۰۳ سوره آلعمران نیز مراد از «حبل الله» را «قرآن» ذکر کرد[۱۰].
امام علی(ع) نیز در اثر تعلیمات گسترده پیامبر(ص) بر همه علوم و مفاهیم قرآنی تسلط داشت. رسول خدا(ص) در باب مقام علمی امام علی(ع) نسبت به قرآن کریم فرمود: «همانا علی با قرآن است و قرآن با علی، این دو هرگز از هم جدا نمیشوند، تا آنکه در کنار حوض کوثر به من بازگردانده شوند»[۱۱]. در روایتی از ابن عباس نیز آمده است که «هرچه را که از تفسیر قرآن آموختم، از علی بن ابیطالب بود»[۱۲]. ابن عباس در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آورده است: «همانا علی برادر من است... خداوند قرآن را بر من نازل فرمود... و هر کس علم آن را نزد کسی جز علی(ع) بجوید، هلاک میشود»[۱۳]. امام علی(ع) به انواع علوم قرآنی علم داشت. آن حضرت در تأویل آیه ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ﴾[۱۴] فرمود: «رسول خدا(ص) متوسم بود و پس از او من و امامانی که از ذریه من میباشند جزء متوسمین خواهند بود»[۱۵].
امیرمؤمنان(ع) به اسباب نزول آیات نیز عالم بود؛ چنانکه در باب اسباب نزول آیه ﴿الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ...﴾[۱۶] فرمود که درباره نعیم بن مسعود اشجعی و پس از بازگشت پیامبر(ص) از جنگ احد نازل شده است.[۱۷] امام علی(ع) به محکم و متشابه قرآن نیز علم داشت؛ چنانکه وقتی زندیقی درباره مفهوم حرکت و رفتن خدا در آیه ﴿وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا﴾[۱۸] سؤال کرد، آن حضرت پس از توضیح وجود آیاتی که ظاهر و باطن متفاوتی دارند، به پرسش زندیق پاسخ داد[۱۹].
امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نیز به تفسیر، تأویل و بیان سایر مردم و مفاهیم قرآنی میپرداختند. از امام حسن(ع) درباره خاص یا عام بودن شأن نزول آیه ﴿اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ﴾[۲۰] سؤال کردند و آن حضرت به تفصیل به این پرسش پاسخ داد[۲۱]. از امام حسین(ع) درباره تأویل ﴿وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا * وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا * وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا﴾[۲۲] سؤال کردند، آن حضرت مراد از آیه اول را رسول خدا و مراد از آیه دوم را امام علی(ع) و مراد از آیه سوم را قائم آل محمد(ص) معرفی کرد[۲۳]. اهلبیت(ع) متناسب با شرایط سیاسی جامعه به تعلیم مخاطبان خود میپرداختند. رسول خدا(ص)، امام علی(ع) و امام حسن(ع) در دوره حکومت خود، به دلیل قرار گرفتن در رأس حکومت اسلامی و در اختیار داشتن امکانات گوناگون بدون مشکل جدی به تعلیم مخاطبان میپرداختند؛ اما در دوره خارج شدن حکومت از دست اهلبیت(ع) و ایجاد تنگناهای سیاسی، فعالیتهای اهلبیت(ع) محدود شد؛ اما با وجود همه این مشکلات و محدودیتها آنان هیچگاه از تعلیم مسلمانان باز نایستادند و در نهان و آشکار به بیان تعالیم اسلامی میپراختند که در فصلهای آتی به تفصیل به این نکته پرداخته خواهد شد. تأویلهای امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نیز قابل توجه است. بررسی روایات باقیمانده از این دو امام در تفسیر و تأویل آیات نشان میدهد که اهلبیت(ع) تأویل بسیاری از آیات را پیامبر(ص) و علی بن ابیطالب(ع) دانستهاند[۲۴]. این نکته را میتوان با توجه به شرایط سیاسی آن روزگار تبیین کرد. این دو امام در شرایطی به مقام امامت رسیدند که امویان با همه امکانات نظامی و تبلیغاتی خود برای محو سیره و سنت پیامبر(ص) و امام علی(ع) تلاش میکردند. در این شرایط لازم بود که این دو امام از تعلیمات خود به روشنگری بپردازند و جایگاه واقعی پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع) را به مردم معرفی کنند.[۲۵]
منابع
پانویس
- ↑ «بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.
- ↑ «روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۱۵.
- ↑ «مَا بَالُ أَقْوَامٍ لَا يَتَعَلَّمُونَ مِنْ جِيرَانِهِمْ وَ لَا يَتَفَقَّهُونَ...». ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۲، ص۵۸.
- ↑ «خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ». احمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۵۸.
- ↑ «... فَمَن قَرَأَهَا صَلَّى عَلَيْهِ أُولَئِكَ السَّبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ بَعْدَدِ كُلِّ آيَةٍ مِنَ الأنعَامِ...». طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص۳.
- ↑ به عنوان نمونه ر.ک: سید رضی، نهجالبلاغه، خطبه ۸۶.
- ↑ «بوستانهای جاودان» سوره توبه، آیه ۷۲.
- ↑ ر.ک: صدوق، الخصال، ص۵۵۸.
- ↑ ابن بطریق، العمده، ص۹۹.
- ↑ «إِنَّ عَلِيّاً مَعَ الْقُرْآنِ، وَ الْقُرْآنَ مَعَ عَلِيٍّ، لَا يَفْتَرِقَانِ حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ». طوسی، الامالی، ص۵۰۶.
- ↑ قرطبی، تفسیر، ج۱، ص۳۵.
- ↑ «إِنَّ عَلِيّاً هُوَ أَخِي... إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ عَلَيَّ الْقُرْآنَ... وَ مَنِ ابْتَغَى عِلْمَهُ عِنْدَ غَيْرِ عَلِيٍّ هَلَكَ». صدوق، الامالی، ص۱۲۱.
- ↑ «همانا در این (داستان) برای نشانهشناسان نشانههاست» سوره حجر، آیه ۷۵.
- ↑ «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْمُتَوَسِّمَ وَ أَنَا مِنْ بَعْدِهِ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّيَّتِيَ الْمُتَوَسِّمُونَ». صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۷.
- ↑ «کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند.».. سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۲۰، ص۱۱۰.
- ↑ «و (امر) پروردگارت برسد و فرشتگان صف در صف فرا رسند» سوره فجر، آیه ۲۲.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۹۰، ص۱۱۴.
- ↑ «از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید و جز در مسلمانی نمیرید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.
- ↑ طبری، محمد بن علی، بشارة المصطفی، ص۳۰۳.
- ↑ «سوگند به خورشید و روشنایی آن * و به ماه چون از پی آن درآید * و به روز چون آن (زمین) را روشن گرداند» سوره شمس، آیه ۱-۳.
- ↑ فرات کوفی، تفسیر، ص۵۶۳.
- ↑ برای نمونه ر.ک: صدوق، الخصال، ج۱، ص۴۳؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۸۰؛ ج۲، ص۲۵۵؛ صدوق، معانی الاخبار، ص۹۵؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۳، ص۱۸۷ و ۲۰۷؛ ابن ابی الفتح اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۶۶؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۲۳، ص۲۵۱؛ ج۲۵، ص۷۰؛ ج۲۶، ص۲۵۴ و ۳۳۶.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۲۲۳.