روش‌های آموزشی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۱ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۰۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

روش‌های آموزشی

برخی از روش‌های آموزشی معصومان(ع) که به‌واسطۀ آنها محتوای آموزشی خود را به دیگران منتقل می‌کردند عبارت است از:

روش‌های گفتاری

روش‌هایی را گفتاری می‌نامند که در آنها معلم آموزه‌ها را بیشتر از راه سخن گفتن به شاگردان منتقل می‌کند. در این بخش، پنج روش از روش‌های گفتاری را بررسی خواهیم کرد.

روش خطابه

روش مناظره

روش سؤال و جواب

نکته‌آموزی یا آموزش غیر رسمی

نکته‌آموزی در سیره معصومان(ع) از دیگر روش‌های آموزشی است که از آن زیاد استفاده شده است. اساس این روش بر این پایه استوار است که محدود کردن آموزش در زمان و مکانی خاص، آموزش را از جهت کمی و کیفی محدود می‌کند. محدودیت کمی این انحصار روشن است؛ زیرا انسان ناچار است تنها در ساعت‌های خاصی از روز و با حضور در مکان خاصی (مدرسه و کلاس درس) آموزش ببیند و بسا افرادی که گرفتاری‌های زندگی هرگز چنین اجازه‌ای را به آنان ندهد. از سوی دیگر، چند ساعت آموزش پیوسته در شبانه‌روز خسته کننده است و از کیفیت آموزش نیز می‌کاهد، درحالی‌که روش نکته‌آموزی زمان و مکان خاصی ندارد و شاگرد در هر زمان و مکان، محل کار، کوچه و خیابان، مسجد و بازار و... که استاد، مربی و یا هر کسی که سطح علمی او بالاتر و یا هم‌سطح و پایین‌تر از او نیز باشد، می‌تواند مطالبی را فراگیرد، به این شرط که همه افراد وظیفه‌شناس بوده و بنایشان بر این باشد که آنچه را می‌دانند به نیازمندان بیاموزند.

معصومان(ع) زمان و مکان خاصی برای آموزش احکام و معارف دینی، نمی‌شناختند؛ البته این به معنای بی‌نظمی و عدم شناخت موقعیت نیست بلکه عین شناخت دقیق موقعیت و استفاده مفید از آن است که حتی در کوچه و بازار و محل کار نیز از فرصت استفاده کرده، به تعلیم و تربیت مردم می‌پرداختند.

در این روش، محتوای آموزش مختصر و مفید است؛ در نتیجه شاگرد به راحتی می‌تواند آن را فرا بگیرد؛ به ویژه اینکه معصومان(ع) با به‌کارگیری فنون آموزشی، مطالب آموزشی را به سبکی ارائه می‌کردند که فراگیری به بهترین وجه و بالاترین سطح، حاصل شود.

همچنین در این روش سعی معصومان(ع) بر این است که نکته و مطالب آموزشی را در مناسبت‌های خاص متناسب با آن ارائه کنند؛ مانند موارد ابتلا، نیاز و یا وقتی که حادثه‌ای در رابطه اتفاق افتاده باشد؛ ازاین‌رو است که می‌توان این روش را روش «موردی» نیز نامید؛ زیرا آموزش در مورد خاصی که برای شاگرد پیش آمده، صورت می‌گیرد[۱].

روش املا

روش‌های نوشتاری

نامه‌نگاری

رساله و کتاب‌نویسی

روش آموزش عملی

روش‌های تعلیمی اهل‌بیت(ع)

توجه به ساختار اجتماعی و فرهنگ کهن هر جامعه در امر تعلیم، امری ضروری است. اهل‌بیت(ع) متناسب با ساختار اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه عصر خود روش‌هایی را در تعلیم اتخاذ می‌کردند که در ادامه به بارزترین آنها اشاره می‌شود:[۲].

روش شفاهی

روش شفاهی، روشی گفتاری و شنیداری است که کتابت و استفاده از ابزارآلات نوشتاری در آن جایی ندارد و مبتنی بر قدرت حافظه می‌باشد. اهل‌بیت(ع) با توجه به شرایط جامعه، در تعلیمات خود غالباً از روش‌های شفاهی بهره می‌بردند. چنان‌که در بخش زمینه‌های فرهنگی به تفصیل بیان شد، فرهنگ جامعه عرب فرهنگی شفاهی بود[۳]. جغرافیای سخت و دشوار جزیرةالعرب، کوچ‌روی و عدم سکونت بیشتر ساکنان آن، نامناسب بودن وضع معیشتی و مهیا نبودن نیازهای اولیه و فقدان امنیت و آرامش سبب شده بود که اعراب، به یادگیری خواندن و نوشتن بی‌توجه باشند؛ از این‌رو خط عربی در آغاز اسلام به سبب دوری اعراب از تمدن و شهرنشینی، بسیار ابتدایی و ناقص بود و حتی قرآن تا زمان تابعان به قصد تیمّن و تبرّک، با همان رسم‌الخط نامناسب نوشته می‌شد و هیچ تلاشی برای تغییر و اصلاح خط صورت نمی‌گرفت[۴].

آگاهی‌های اعراب عمدتاً به روش سینه به سینه منتقل می‌شد و پایبندی به ارزش‌ها و سنت‌های پدران و نیاکان که همگی به صورت شفاهی به آنها می‌رسید، بسیار شدید بود. این ویژگی‌ها و شرایط فرهنگی و اجتماعی عرب جاهلیت که در صدر اسلام نیز به قوت خود باقی بود، سبب گردید که اهل‌بیت(ع) در انتقال مفاهیم مورد نظر خود بیشتر از روش‌های شفاهی و متناسب با فرهنگ جامعه بهره گیرند تا به نتایج مطلوب دست یابند. این نکته را نیز باید مدنظر قرار داد که به‌کارگیری روش‌های شفاهی و چهره به چهره در مواجهه با مخاطبانی که با تعالیم اسلام کاملاً بیگانه بودند، بیشترین اثر‌گذاری را داشت. افرادی که بیشتر، تحت تأثیر شرایط و اقتضائات جامعه خود، اجتماعی شده باشند، درصورتی‌که به هر دلیل، با تغییر و تحولات جدید روبه‌رو شوند، دچار چالشی عمیق و انقلابی درونی خواهند شد[۵]. بر این اساس بهترین و کارآمد‌ترین وسیله تسریع و تسهیل این تغییر، دستگاه مکالمه شفاهی و ارتباط مستقیم است؛ دستگاه مکالمه و ارتباط مستقیمی که کاملا پیوسته و همساز، به‌کار گرفته شود[۶]. بنابراین اتخاذ روش شفاهی توسط اهل‌بیت(ع) بسیار منطقی و هدفمند بود. آنها برای انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود با روش شفاهی از پنج شیوه به ترتیب و شرح زیر بهره می‌گرفتند[۷]:

اقراء

مناظره

خطابه

سؤال و جواب

مذاکره یا مدارسه

روش کتابی

با وجود سیطره فرهنگ شفاهی بر جامعه عرب صدر اسلام، کتابت امری ضروری بود. پیامبر(ص) و اهل‌بیت ایشان(ع) مبلغ و حامل دین جدیدی بودند که روش‌های گفتاری و شفاهی تنها سبب تبلیغ و نشر آن در اذهان می‌شد؛ حال آن‌که انتقال و رواج این دین جهانی که به نوعی ختم همه ادیان تلقی می‌شد، به کتابت و استفاده از روش‌های کتابی نیازمند بود. کتابت در واقع مهم‌ترین ابزار توسعه و تقویت فرهنگ است که می‌تواند در طول سال‌ها و قرن‌های متمادی یادآور ارزش‌ها، باورها و هنجارهای جامعه باشد[۸]. اهل‌بیت(ع) با عنایت به این نیاز و ضرورت که برآمده از مقتضیات نوین پس از گسترش اسلام در خارج از جزیرةالعرب بود، درصدد برآمدند با بهره‌گیری از روش‌های کتابی آموزه‌ها و تعالیم اسلامی را تثبیت و ماندگار سازند؛ چراکه برخورد شفاهی با قرآن و معارف اسلامی که باید به نسل‌های آینده انتقال می‌یافت، نادرست بود و آنها را در معرض انحرافات گوناگون قرار می‌داد. بر همین اساس اهل‌بیت(ع) در سیره تعلیمی خود بر کتابت و بهره‌گیری از روش‌های کتابی تأکید فراوانی داشتند و برای تثبیت و انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود از سه روش کتابی املاء، مکاتبه و صحیفه‌نگاری استفاده کردند که در این بخش به این روش‌ها و زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایجاد آنها پرداخته می‌شود[۹].

املاء

مکاتبه

صحیفه‌نگاری

روش رفتاری

منابع

پانویس

  1. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۲۵.
  2. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۳۹.
  3. ر.ک: پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل‌بیت، ص۷۱-۷۶.
  4. ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۳۱-۸۳۲.
  5. برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۲.
  6. برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۷-۲۰۹.
  7. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۱.
  8. بابایی طلاتپه، محمدباقر، مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه امام علی(ع)، ص۱۰۱.
  9. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۸۰.