بحریه دختر مسعود خزرجی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۸ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۵۲ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

مادر عمرو بن جناده به ظاهر پیرزنی ضعیف و فرتوت بود، اما ایمان و روح بسیار بزرگی داشت. وی شیفته و دل‌باخته اهل بیت، به ویژه امام حسین (ع) بود. او زنی آگاه و با بصیرت بود که بر بسیاری از مردم زمان خود پیشی گرفت، به طوری که تکلیف خود را در برابر نهضت حسینی فهمید و به خوبی بدان عمل کرد. وی بانویی بود که در دو راهی دین و دنیا و عقیده و عاطفه، با به‌کارگیری نیروی ایمان خود، دین و عقیده را بر عاطفه و احساسات پیشی داشت و با تشویق همسر و فرزند خود به یاری امام برخاست. او به گونه‌ای مستقیم در حماسه کربلا شرکت کرد و با دشمنان جنگید و اگر دستور امام به بازگشت نبود، او نیز همانند همسر و فرزندش شربت شهادت می‌نوشید.

این زن فداکار همراه همسر و فرزندش عمرو، از مکه به کاروان امام پیوستند. جنادة بن کعب در روز عاشورا پس از آنکه شانزده نفر از دشمنان را به هلاکت رساند به شهادت رسید[۱]. پس از او پسر نوجوانش به نام عمرو بن جناده، که یازده سال بیش نداشت[۲]. به دستور مادر لباس رزم پوشید و از امام اجازه میدان خواست، امام فرمود: «پدر این نوجوان، کشته شده است. شاید وی بدون اطلاع مادرش تصمیم به جنگ گرفته است و مادرش به کشته شدن او راضی نباشد».

نوجوان گفت: مادرم این لباس را بر تنم پوشیده و مرا به یاری شما فرستاده است. او نیز به میدان رفت و اشعار حماسی زیر را فریاد کرد:

اَمیری حُسَیْنٌ وَنِعْمَ الاَمیرُسُرُور فُؤادِ البَشیر النّذیرِ
عَلِیٌّ وَفاطِمَةٌ والِداهُفَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظیرٍ
لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحیلَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْرِ الْمُنیرِ[۳]
رهبر من حسین است. چه رهبر خوبی است! او مایه خوشحالی پیامبر (ص)، بشارت‌ دهنده و هشدار دهنده است. علی (ع) و فاطمه (س) پدر و مادرش می‌باشند. آیا همانند او خواهید یافت. رخش همانند خورشید و ماه شب چهارده می‌درخشد.

بصیرت و معرفت بالای این نوجوان یازده ساله از این شعارها پیداست. او در این رجزها از امامت و رهبری امام حسین (ع)، انتساب او به پیامبر و فاطمه زهرا و از چگونگی صفات آن بزرگواران با دشمنان سخن گفته است و در حقیقت با این کار حقانیت جبهه امام حسین (ع) و بطلان جبهه دشمن را اثبات می‌کند.

بنابراین اطاعت این نوجوان از مادرش را نباید صرفاً از دیدگاه عاطفی و روابط نسبی توجیه و تحلیل کرد. او بحث امام و مأموم را طرح و خود را فردی پیرو امام معرفی می‌کند. وی برای حفظ جان حضرت خطر را به جان می‌خرد. علامه مجلسی به نقل مناقب رجز دیگری برای او آورده است[۴].

او با دشمنان جنگید تا کشته شد. سرش را بریدند و به سوی خیمه‌ها انداختند. مادرش پس از پاک کردن خاک و خون از چهره‌اش، آن را به صورت مردی از دشمن زد که در آن نزدیکی بود و او را به هلاکت رساند[۵] و گفت: «آفرین ای فرزندم، نور چشمم و سرور قلبم!».

سپس به سوی خیمه بازگشته و عمود خیمه را برگرفت و فریادزنان به سوی دشمن حمله کرد:

اَنَا عَجُوزٌ فِی النِّساء ضَعیفَةٌبالِیَةٌ خاویَةٌ نَحیفَةٌ
اَضْرِبُکُمْ بِضَرْبَةٍ عَنیفَةٍدُونَ بَنی فاطِمَةِ الشَّریفَةِ[۶]
من در میان زنان، پیری ضعیف و ناتوانم، نحیف و سال‌خورده. شما را با ضربتی شدید می‌زنم تا از فرزندان فاطمه دفاع کنم.

این زنی که مردانگی را باید از او آموخت با این که همسر و فرزندش در جلو چشمانش کشته شده‌اند، در رجزهای خود سخنی از فدائیان خود نمی‌گوید بلکه با اخلاصی که می‌تواند نتیجه عشق و شیفتگی او به ولایت باشد تهاجم خود را به دشمن تنها برای دفاع از فرزندان فاطمه می‌داند و از انتقام خون عزیزانش سخنی به میان نمی‌آورد. او به سپاه عمر سعد حمله کرد و دو نفر از آنان را کشت[۷]. سپس امام او را به خیمه‌ها باز گرداند و برایش دعا کرد[۸].

نکته‌های برجسته:

از سخنان و عملکرد این بانوی صبور و فدا کار چند نکته در حمایت از دین و امام خود نمایی می‌کند. شجاعت این زن در کشتن دو نفر از دشمنان با عمود خیمه ظهور و بروز پیدا کرد. قوت روحی و ایمانی او در همراهی و همدلی با همسر و فرزند و تحریک فرزندش بر شهادت و جانبازی در راه امام حسین و معرفت او به تکلیف و بصیرت و روشن‌بینی او، در دستور فرزند به جهاد پیش روی امام زمان خود ظهور و بروز یافت. دوستی و عشق او به اهل بیت در مواسات و شرکت او در مصائب و مشکلات آنان بروز کرد. آنچه در این صحنه مهم‌تر از همه به چشم می‌آید پیروی مطلق او از امام (ع) بود؛ چراکه او از روی هوا و هوس عمل نمی‌کرد و همه اعمالش در راستای رضایت و اطاعت از امام بود. وی به دشمن حمله می‌برد، اما وقتی امام به او فرمان بازگشت می‌دهد بدون فوت وقت اطاعت می‌کند. افزون بر این، حفظ جان و سلامتی امام برای وی بسیار مهم بود؛ لذا شوهر و فرزند خود را تشویق کرد که برای حفظ جان امام و آرمان او، جان خود را نثار کنند. همچنین وی نیز بر آن بود که پس از شهادت عزیزان خود به گونه‌ای عمل کند که روحیه آن بزرگوار آزرده نشود. به همین جهت در حضور امام بر شهادت همسر و فرزندش گریه نکرد؛ چراکه بر این باور بود با سلامتی امام همه پیشامدها هر چند بزرگ باشد، ناچیز است. عملکرد این مادر از همه جهات یاد شده برای زنان امروز و فردای ما درخور الگوگیری است[۹].

بحریه بنت مسعود خزرجی

بحریه دختر مسعود خزرجی به همراه همسرش جنادة بن کعب بن حارث انصاری خزرجی صحابی رسول خدا(ص) و از یاران امیرالمؤمنین علی(ع) و فرزند یازده‌ساله‌اش عمرو (عمر) از مدینه به مکه و سپس تا کربلا با کاروان امام حسین(ع) همسفر شده بود. بحریه صبح عاشورا شاهد تمامی جریانات و رنج‌ها و آلام امام حسین(ع) و خاندان و اصحاب آن حضرت بود. او همچنین شاهد به شهادت رسیدن همسرش در حمله اول و یا نبرد تن به تن بود. پس از آن پسرش را برای اذن جهاد به خدمت امام حسین(ع) فرستاد. امام که در همه شرایط به آزادی در انتخاب می‌اندیشید وقتی این نوجوان را عازم میدان دید، فرمود: فرزندم! تو نوجوانی هستی که پدرت را از دست داده‌ای و شاید شهادت تو برای مادرت سنگین باشد و او از به میدان رفتن تو اکراه داشته باشد. وی عرض کرد: مادرم خود به من دستور به میدان رفتن و یاری شما را داده و خود لباس رزم بر تن من کرده است. امام پذیرفت و جوان به میدان شتافت درحالی‌که رجز می‌خواند به نبرد پرداخت او در معرفی خود، گوی سبقت را از همه ربود و رجزی شکوهمند خواند و شخصیت بی‌نظیر امام حسین(ع) را به زیبایی معرفی نمود و نشان داد که او نیز همچون پدر و مادرش امام را شناخته و او را سرور و فرمانروای خود، بلکه حاکم و سالاری شایسته معرفی کرد و فارغ از همه علقه‌ها و به دور از ترس و وحشت و با شهامت و افتخار رودرروی دشمن قرار گرفت: «أَمِيرِي حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الْأَمِيرُ *** سُرُورُ فُؤَادِ الْبَشِيرِ النَّذِيرِ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَالِدَاهُ *** فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظِيرٍ له طلعةٌ مثل شمس الضّحى *** له غُرّةٌ مثل بدرٍ منيرٍ»[۱۰] پیشوای من حسین است و او بهترین پیشواست. حسین مایه شادی دل پیامبر اکرم(ص) است که بشیر و نذیر است. حسین فرزند علی و فاطمه است. آیا پیشوایی چون او می‌شناسید؟ چهره او چون خورشید تابان درخشنده و پیشانی او چون ماه شب چهارده تابنده است.

عمرو بن جناده پس از پیکاری شدید ردای شهادت پوشید و جسد مطهرش بر زمین افتاد. مزدوران پسر سعد سر از بدنش جدا کردند و به سوی خیمه‌گاه امام پرتاب نمودند. مادرش که از پایمردی و استقامت فرزند خود خشنود بود سر را برداشته بوسید و گفت: آفرین بر تو پسرم، ای شادی دلم و نور چشمم چه نیکو جهاد کردی. آنگاه دوباره سر را به سوی دشمن افکند و گفت: ما آنچه را در راه خدا داده‌ایم، بازپس نمی‌گیریم. خود نیز با عمود خیمه به سوی دشمن حمله برد. امام حسین(ع) از او خواست تا برگردد و او برگشت و امام برایش دعا کرد[۱۱]. بحریه همراه کاروان اسرا به کوفه و شام رفت و سپس پیروزمندانه وارد مدینه شد.[۱۲]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۰۴.
  2. منابع متقدم از میزان سنّ او سخنی به میان نیاورده‌اند، اما یکی از نویسندگان متأخر سن او را نه یا یازده دانسته‌اند (مقرم، مقتل الحسین، ص۲۵۳؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۳۲۷).
  3. ذخیرة الدارین، ص۲۴۴.
  4. بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۸.
  5. مقرم در پاورقی مقتل آورده است: این کار بعید نیست؛ چراکه امثال آن در تاریخ فراوان رخ داده است. از باب نمونه حکیم بن جبله عبدی پس از آنکه پایش قطع شد، با آن مردی از دشمنان را زد و کشت. کتاب الجمل شیخ مفید، ص۱۳۷ و همچنین ابن اثیر در کامل نوشته است: مردی از اصحاب مسیلمه پای ثابت بن قیس را قطع کرد. او پای قطع‌شده خود را برداشت و بر سر قاتل خود زد و او را کشت. (ر. ک: الکامل، ج۲، ص۱۴۰؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۴۸۹).
  6. مقتل الحسین (ع)، خوارزمی، ج۲، ص۲۶، انوارالهدی.
  7. پیش از این نیز اسما ء بنت یزید بن سگن در جنگ یرموک با عمود خیمه نه نفر از رومیان را کشته است (ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۲).
  8. بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۷؛ ابصار العین، ص۱۵۹؛ مقرم، مقتل الحسین، ص۲۵۳؛ تسلیة المجالس، ج۲، ص۲۹۶ - ۲۹۸.
  9. مزینانی، محمد صادق، نقش زنان در حماسه عاشورا، ص۶۲-۶۶.
  10. الفتوح، ج۵، ص۱۱۰.
  11. مقتل الحسین خوارزمی، ج۲، ص۲۵-۲۶؛ اعیان الشیعه، ج۴، ص۲۲۴؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۲۷۵.
  12. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۴۷.