بحث:حضرت فاطمه در تاریخ اسلامی
مقدمه
حضرت فاطمه(س) آخرین فرزند رسول الله(ص) از خدیجه(س) است و تنها فرزندی است که پس از رحلت پدر بزرگوارش در قید حیات بود، اما پس از تحمل مصایب بسیار در سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری از دنیا رحلت فرمود.
تولد
در زادروز فاطمه(س) اختلاف است. از سال پنجم پیش از بعثت تا سال پنجم بعد از بعثت رسول الله(ص) گفتهاند. عموم نویسندگان سیره و مورخان اهل سنت و جماعت، تولد آن حضرت را پنج سال پیش از بعثت ذکر کرده و عموماً نوشتهاند: «آن سالی بود که قریش خانه کعبه را میساختند»[۱]. اما بیشتر مورخان و محدثان شیعه، پس از بعثت را نقل کردهاند: کلینی و ابن شهر آشوب سال پنجم بعد از بعثت را تصریح کردهاند، شیخ طوسی و یعقوبی سال اول بعثت و شیخ مفید و سید بن طاووس سال دوم بعثت را نقل کردهاند[۲]. آنچه امروز در کشور ایران و دیگر کشورهای شیعهنشین به نام روز میلاد حضرت فاطمه(س) شهرت دارد، بیستم جمادی الثانی سال پنجم پس از بعثت میباشد، یعنی قول کلینی و مورخان همعقیده با اوست.
اما با چنین اختلاف در نقل روایات، پذیرفتن سندی و رها کردن سند دیگر، بسیار دشوار است. در اینکه او در چه روز و در چه سالی متولد شد، چندان مهم نیست. آنچه اهمیت دارد این است که او که بود؟ چگونه تربیت شد؟ چگونه زیست؟ چه اثری در محیط خود و پس از خود نهاد؟ او که نمونه کامل زن تربیت شده و برخوردار از اخلاق عالی است و با تولدش که تولد انسان کامل و نمونه اعلای هستی و علت غایی آفرینش است، میلادش برای همه هستی ارزش پیدا میکند. آنچه در زندگی این بانو اهمیت دارد پارسایی، پرهیزگاری، بردباری، فضیلت، ایمان به خدا، ترس از پروردگار و دیگر خصلتهای عالی انسانی است. این حقیقتی است که پیروان همه مذاهب اسلامی بدان اعتراف دارند. برای همین است که در عموم کتب شیعه و کتابهای معتبر اهل سنت و جماعت فصلی جداگانه در فضیلت دختر پیامبر اکرم(ص) دیده میشود.[۳]
نامگذاری
رسول الله(ص) دخترش را فاطمه نامید. فاطمه وصفی از مصدر فطم است. فطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده است. این صیغه فاعلی معنای مفعولی میدهد به معنی بریده و جدا شده است. فاطمه از چه چیز جدا شده است؟ در کتابهای شیعه و سنی روایتی میبینیم که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «إِنَّهَا فُطِمَتْ هِيَ وَ شِيعَتُهَا مِنَ النَّارِ»[۴] او را فاطمه نامیدم چون او و شیعیانش از آتش دوزخ بریده شدهاند. شیخ صدوق در علل الشرایع از امام باقر(ع) روایت میکند: «لَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ(س) أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مَلَكٍ فَأَنْطَقَ بِهِ لِسَانَ مُحَمَّدٍ فَسَمَّاهَا فَاطِمَةَ ثُمَّ قَالَ إِنِّي فَطَمْتُكِ بِالْعِلْمِ وَ فَطَمْتُكِ عَنِ الطَّمْثِ»؛ هنگامی که دختر پیامبر متولد شد، خدای عزوجل به یکی از فرشتگان وحی نمود تا کلمه فاطمه را بر زبان پیامبر جاری کند؛ لذا رسول خدا(ص) نام این دختر را فاطمه نهاد و به او فرمود: من تو را با علم و دانش همراه و از پلیدی پاک نمودم.
سپس امام باقر(ع) فرمود: «وَ اللَّهِ لَقَدْ فَطَمَهَا اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِالْعِلْمِ وَ عَنِ الطَّمْثِ بِالْمِيثَاقِ»؛ به خدا سوگند که حق تعالی فاطمه(س) را در روز عهد و میثاق (عالم ذر) با علم قرین و از پلیدیها برکنار نمود[۵]. شبیه این روایت را شیخ هاشم در مصباح الانوار نقل نموده است. بیان: «&& فطمتک بالعلم أی أرضعتک بالعلم حتی استغنیت و فطمت أو قطعتک عن الجهل بسبب العلم أو جعلت فطامک من اللبن مقرونا بالعلم کنایة عن کونها فی بدو فطرتها عالمة بالعلوم الربانیة &&» یعنی از هنگام شیرخوارگی تو را با علم و دانش قرین و همراه میدارم تا غنی شوی؛ و یا اینکه جهل را از تو دور میدارم تا علم جایگزین آن شود و این کلام کنایه از آن است که فاطمه(س) از بدو تولدش عالم به علوم ربانی بوده است[۶]. پیامبر اکرم(ص) خطاب به فاطمه(س) فرمود: «شَقَّ اللَّهُ لَكِ يَا فَاطِمَةُ اسْماً مِنْ أَسْمَائِهِ فَهُوَ الْفَاطِرُ وَ أَنْتِ فَاطِمَةُ [وَ شِبْهِهِ]»[۷] خداوند برای تو نامی را که از نامهای خود مشتق گردیده قرار داده؛ زیرا نام او فاطر است و نام تو فاطمه و این نام به آن شبیه میباشد.
فتال نیشابوری ضمن حدیثی از امام صادق(ع) آورده است که «فُطِمَتْ مِنَ الشَّرِّ» چون از بدیها بریده شد، او را فاطمه نامیدهاند. آن حضرت در ادامه حدیث فرمودند: «لَوْ لَا أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) تَزَوَّجَهَا لَمَا كَانَ لَهَا كُفْؤٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ»[۸] اگر امیرالمؤمنین علی(ع) نبود که با فاطمه(س) ازدواج کند، از زمان حضرت آدم تا روز قیامت، در روی زمین کسی یافت نمیشد که شایستگی همسری با آن حضرت را داشته باشد. در این حدیث وجه تسمیه فاطمه(س) تنهایی او و نداشتن کفو و همتاست و اگر امام علی(ع) نبود، برای او کفوی وجود نداشت. و فرمود: «سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ عَنِ الطَّمْثِ»[۹] برای آن دختر پیامبر اکرم(ص) را فاطمه(س) نامیدند که او از پلیدیها پاک شده است.
و فرمود: «إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا»[۱۰] فاطمه نامیده شده، چون مردم از شناختن او عاجزند. امام کاظم(ع) علت نام نهادن آن حضرت به فاطمه را اراده خداوند میداند که خلافت و امامت در ذریه آن حضرت استقرار یابد و طمع دیگران در خلافت قطع گردد. ایشان میفرمایند: «وَ أَنَّهُمْ يَطْمَعُونَ فِي وِرَاثَةِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ قِبَلِهِ فَلَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ سَمَّاهَا اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَاطِمَةَ لِمَا أَخْرَجَ مِنْهَا وَ جَعَلَ فِي وُلْدِهَا فَفَطَمَهُمْ عَمَّا طَمِعُوا فَبِهَذَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فَطَمَتْ طَمَعَهُمْ وَ مَعْنَى فَطَمَتْ قَطَعَتْ»[۱۱] موقعی که دختر رسول خدا(ص) متولد شد، او را فاطمه نامید و امر خلافت و وصایت را برای فرزندان او قرار داد و بدین وسیله دست سایرین را از آن کوتاه نمود؛ زیرا فاطمه به معنی کوتاه کردن و قطع دست طمع دیگران است. پس در اینجا «فطمت» به معنای «قطعت» است[۱۲]. امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾[۱۳] فرمودند: مقصود از «لیله» فاطمه(س) و مقصود از قدر خداوند است، هرکس فاطمه را بدانگونه که سزاوار و شایان معرفت است، بشناسد «لیلة القدر» را درک کرده و از آن جهت فاطمه، فاطمه نامیده شده که مردم از شناخت او بریده و دور نگه داشته شدهاند[۱۴]. همچنین آن حضرت از ماسوی الله بریده شده و به الله پیوند خورده است. فاطمه مستغرق در ذات حضرت دوست است.[۱۵]
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۱۸۶۹؛ انساب الاشراف، ص۴۰۲؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۴۱؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۷۵۰؛ مقاتل الطالبیین، ص۴۸.
- ↑ ر.ک: الکافی، ج۱، ص۴۵۸؛ مصباح المتهجد، ص۵۶۱؛ الارشاد، ج۲، ص۴۵۰؛ اقبال الاعمال، ص۶۲۱؛ مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۵۷.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۷۷.
- ↑ عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۴۶؛ امالی طوسی، ج۱، ص۳۰۰؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۲، ۱۴.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۴۶۰؛ المحتضر، ص۱۳۸، ۱۳۲؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۸۹؛ عوالم العلوم الامام الحسین(ع)، ج۱۱، ص۲۵، ۲۷.
- ↑ مصباح الانوار، ص۲۲۳.
- ↑ دلائل الامامه، ص۱۰؛ امالی صدوق، ص۴۷۴؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ الخصال، ج۱، ص۴۱۴؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۱، ص۴۶۳؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۴.
- ↑ امالی صدوق، ص۴۷۴؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ روضة الواعظین، ج۱، ص۱۴۸؛ دلائل الامامه، ص۱۰؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۹۸؛ مصباح الانوار، ص۲۲۳؛ عوالم العلوم الامام الحسین(ع)، ج۱۱، ص۳۲؛ الامامه و التبصره، ص۱۳۳؛ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰.
- ↑ دلائل الامامه، ص۱۰؛ امالی صدوق، ص۴۷۴؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ الخصال، ج۱، ص۴۱۴؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۱، ص۴۶۳؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۴.
- ↑ تفسیر فرات، ص۵۸۱.
- ↑ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ معانی الاخبار، ج۱، ص۶۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۳.
- ↑ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۱.
- ↑ «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم» سوره قدر، آیه ۱.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۲۶؛ ج۴۳، ص۱۴؛ با اشاره به آیه ۱ سوره قدر.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۷۸.