نفس

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۸ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

نَفس هم به معنای روح و جان آدمی است، هم به معنای تمایلات شیطانی و خواسته‌های دل، هم به معنای خون به کار می‌‌رود. انسان غیر از این جسم، جانی دارد که حقیقت وجود اوست و به آن "نفس ناطقه" گفته می‌شود و همان است که او را از حیوانات ممتاز می‌‌سازد و در علم اخلاق، سعی می‌‌شود که نفس انسان به صفات خوب و فضایل آراسته شود. به کشش‌های حیوانی و شیطانی که در درون انسان است و او را به سمت و سوی گناه فرامی‌خواند "نفس اماره" گفته می‌‌شود. به آن وجدان درونی و ملامتگر انسان که او را پس از انجام یک کار زشت، سرزنش می‌کند "نفس لوامه" گفته می‌شود. به آن روح آرام و به خدا رسیده و تسلیم در برابر فرمان الهی هم "نفس مطمئنه" گویند.

مسأله نفس انسان بسیار پیچیده است و مباحث مختلفی دارد. گاهی از آن به "خود" تعبیر می‌‌شود و معرفت نفس و خودشناسی از سودمندترین معرفت‌ها به شمار می‌‌رود، گاهی از آن به "هوس" یاد می‌‌شود و مبارزه با نفس که "جهاد اکبر" نامیده می‌‌شود، یعنی تسلیم خواسته‌های دل و تمنیات هوس‌آلود نفس نشدن. چنین نفس وسوسه‌گر، دشمن سعادت انسان است و پیوسته با عقل در نبرد است و جهاد با نفس، فضیلت پیدا می‌‌کند[۱].

معناشناسی

«نفس» به معنای ذات، حقیقت و جان آمده است[۲]. همچنین در اصطلاح فلسفه، نخستین مرتبه کمال برای جسم طبیعی محسوب می‌شود که آثار حیات مانند نمو، ادراک و حرکت ارادی بالقوه از آن صادر می‌گردد[۳].

نفس با اصطلاحات دیگری، چون روح و عقل مرتبط است. عقل در ذات و فعل مجرد از ماده است؛ اما نفس در ذات مجرد از ماده و در فعل نیازمند به ماده است[۴].[۵]

مراتب نفس

عقل در وجود آدمی سِمَت رهبری و مدیریت دارد و همه قوا باید تحت فرمان او عمل کنند؛ ولی این جایگاه به آسانی و بدون درگیری در اختیار عقل نهاده نمی‌شود، مبارزات طولانی باید تا شهوت و غضب به حق عقل اعتراف کنند و طوق اطاعت او را به گردن گیرند. قرآن کریم با لحاظ این سه حالت نفس را با سه صفت یاد کرده است:

  1. نفس اماره: در صورتی که عقل به طور کامل شکست خورده، به خدمت شهوت و غضب درآید و خود نیز به ابزاری در دست واهمه تبدیل شود. از آن به نفس اماره تعبیر می‌شود. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي[۶].
  2. نفس لوامه: هنگامی که عقل با شهوت و غضب می‌جنگد و میدان نبرد را به نفع آنها خالی نمی‌کند، گاهی زمین می‌خورد و گاه برمی‌خیزد، نفس لوامه نامیده می‌شود؛ چراکه خود را برای هر شکست سرزنش می‌کند[۷]. قرآن کریم در مقام ارزش‌گذاری به این مرتبه نفس سوگند یاد کرده، می‌فرماید: ﴿وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ[۸].
  3. نفس مطمئنه: بالاترین مرتبه نفس انسان، حالت آرامش و اطمینان است یعنی هنگامی که نیروی عقل بر قوای دیگر فائق آمده، شهوت و غضب را تحت فرمان گرفته، دسیسه‌های واهمه را برملا کرده و بر تمام وجود آدمی يا حکم می‌راند. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي[۹].[۱۰]

منابع

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی.
  2. فراهیدی، کتاب العین، ۷/۲۷۰؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۶/۲۳۵–۲۳۶؛ طریحی، مجمع البحرین، ۴/۱۱۲–۱۱۴.
  3. ارسطو، فی النفس، ۲۹–۳۵ و ۱۵۷؛ خواجه‌نصیر، شرح الاشارات و التنبیهات، ۲/۲۹۰–۲۹۱؛ ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ۲۳۲–۲۳۳.
  4. شیخ اشراق، مجموعه مصنفات، ۴/۶۵–۶۶؛ امام خمینی، تقریرات، ۲/۵۵۳.
  5. صاحبی، باقر، مقاله «نفس»، دانشنامه امام خمینی ج۱۰، ص۴۸–۶۲.
  6. «و من نفس خویش را تبرئه نمی‌کنم که نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.
  7. ر.ک: محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۱۰، ص۱۹۰.
  8. «نه، و سوگند به روان سرزنشگر،» سوره قیامه، آیه ۲.
  9. «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷ - ۳۰.
  10. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۷۸-۷۹.