معاویه
مقدمه
- معاویه، فرزند ابوسفیان، بنیانگذار سلسله خلافت اموی، از دشمنان سرسخت امام علی (ع)، مردی مزور، نیرنگباز، حیلهگر و دنیاطلب و دارای رذایل اخلاقی بود. او هرگز در دل ایمان نیاورد و در برابر اسلام آوردن ظاهری پدرش، ابوسفیان، وی را با اشعاری مورد نکوهش قرار داد و مایه رسوایی و تباهی دانست. او برای وصول به اهداف دنیوی از هیچ عملی فروگذار نمیکرد. امام علی (ع) در مورد رفتارهای معاویه میفرماید: به خدا سوگند، معاویه از من زیرکتر نیست. او پیمانشکنی میکند و گنهکاری. اگر پیمانشکنی را ناخوش نمیداشتم، من زیرکترین مردم میبودم، ولی پیمانشکنان، گنهکارند و گنهکاران، نافرمان. هر پیمانشکنی را در روز قیامت پرچمی است که بدان شناخته شود[۱].
- امام علی (ع) در تبیین شخصیت، نسبت و پیشینه او، از عبارت "آزادشدگان" و "فرزندان آزادشدگان" یاد میکند[۲]، یعنی کسانیکه پس از فتح مکه بهدست پیامبر مورد بخشش قرار گرفتند و در شرایطی که باید به اسارت درمیآمدند و اموالشان به غنیمت گرفته میشد، با رأفت اسلامی آزاد شدند. معاویه همانند پیشینیانش کینهای دیرین از بنیهاشم در دل داشت.
- امام علی (ع) در بیانی از این موضوع که نیت و علاقه درونی معاویه از بین بردن همه افراد بنیهاشم است، پردهبرداری میکند و دلیل این امر را خاموش کردن نور حق میداند. معاویه در راستای اهداف خود، دستور به جعل حدیث در سیره و تاریخ میداند. او از طعن و گفتار ناهنجار نسبت به رسول خدا (ص) ابایی نداشت. از اینرو برخی شارحان نهج البلاغه، مانند ابن ابی الحدید، او را در زمره ملحدان بهشمار میآورند.
معاویه در بیان پیامبر اکرم (ص)
- پیامبر اکرم (ص) که بر مبنای علم الهی از شخصیت و اهداف او آگاه بود، در فرازهایی از گفتار خویش به معرفی و تشریح شخصیت او پرداخته است. از جمله فرمود وقتی او را دیدید که بر منبر خطبه میخواند، گردنش را بزنید. نیز هنگامیکه او را به همراه عمروعاص مشاهده کرد، فرمود که این دو هرگز برای خیر و صلاح با هم جمع نمیشوند.
معاویه در دوران خلفا
- پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و ماجرای سقیفه، ابوسفیان به دستگاه خلافت متمایل شد. دستگاه خلافت که از قدرت و نفوذ او آگاهی داشتند، برای دفع شر او، صدقاتی که در دوران پیامبر گرد آورده بود، به او بازگرداندند. از اینرو او به همکاری با دستگاه خلافت راضی شد. خلیفه اول فرزند ارشد او، یزید بن ابیسفیان را به ولایت دمشق منصوب کرد. بدینسان بنیاد خلافت امویان بهدست خلیفه اول پیریزی شد. در زمان خلیفه دوم یزید بن ابیسفیان درگذشت. خلیفه بنا بهپیشنهاد یزید، معاویه را به جانشینی او برگزید. معاویه بر شام تسلط یافت و با استفاده از سه عامل زر و زور تزویر، حکومت خود را در شام تثبیت کرد. در این دوران تمام نواحی شام زیرنظر حکومت او قرار گرفت. دوران خلیفه سوم، بهدلیل خویشاوندی خلیفه با امویان، دوران طلایی حکومت معاویه بهحساب میآید. در این دوره افزون بر دمشق، سایر ولایات شامات، شامل سوریه، فلسطین، اردن و لبنان امروزی در قلمرو حکومتی معاویه قرار گرفت. او در زمان عثمان، اختیار تام یافت. در سایه نیروی نظامی و برخورداری از درآمدهایی که در اثر جنگها و غنایم بهدست آمده بود، معاویه حکومت خود را استحکام بخشید. با وجود حمایتهایی که خلیفه سوم نسبت به او داشت، اما هنگام محاصره خانه او، در حالیکه از معاویه درخواست کمک کرده بود، از حمایت و کمک به او خودداری کرد، زیرا کشته شدن خلیفه را گامی در جهت وصول به آرزوی دیرین خود، یعنی خلافت، میدانست. پس از قتل عثمان، همسرش پیراهن خونی او را برای معاویه فرستاد تا بدین وسیله انگیزه وی در فریب و تحمیق مردم شامل جامه عمل بپوشد. امام علی (ع) در نامهای خطاب به او مینویسد که به خدا قسم عثمان را کسی جز تو نکشت. نیز در فرازی دیگر مینویسد زمانی به یاری او میشتافتی که به نعمت باشد و زمانی او را خوار میکردی که باز به نفعت باشد.
معاویه در دوران امام علی (ع)
- امام علی (ع) در شروع دوران حکومت خویش، دست به اصلاحاتی دامنگستر در سطح حکومت زد. یکی از اصلاحات مهم عزل کارگزاران اموی و بهکارگیری کارگزارانی بود که صلاحیت لازم را داشته باشند. از اینرو معاویه با امام بیعت نکرد و در تمام دوران حکومت امام، به کارشکنی و مبارزه با امام پرداخت. دشمنی او با امام از سویی ریشه در دشمنی او با آیین اسلام و مشی عدالتمحور و از دیگر سو، ریشه در کینهای دیرینه از شخص امام دارد.
- معاویه به حیلهگری و مکر همراه با بیتقوایی و روشهای ضد انسانی با امام روبهرو شد. نقش او در جنگ جمل و تحریک خونخواهان عثمان و تطمیع آنها نقشی بارز بود. جنگ صفین را نیز بهطور مستقیم، او به راه انداخت که به ماجرای حکمیت انجامید. نتیجه حکمیت، پیدایش خوارج بود که مشکلات عدیدهای برای امام آفرید و به جنگ نهروان انجامید. معاویه همواره با مشورت مشاور حیلهگر خود، عمرو عاص علیه حکومت امام توطئهچینی میکرد. از دیگر سو، غفلت و سستی مردمان در یاری امام، روزبهروز بر جسارت او میافزود و نیروی امام رو به ضعف میگذاشت. امام (ع) در فرازهایی مردمان را نسبت به حکومت خطرناک معاویه هشدار میدهد[۳]؛ نیز خبر از ستمگری و فساد آنها میدهد[۴] و فتنههای آنها را بر مردمان بازگو میکند[۵]. سرانجام با شهادت امام علی (ع) که البته ردپای معاویه نیز در آن وجود دارد، زمینه رؤیای او بر خلافت مسلمانان به واقعیت پیوست و او به مدت بیست سال بر مسند خلافت تکیه زد.
[۶].