نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Msadeq(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۶ آوریل ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۳۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۶ آوریل ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۳۲ توسط Msadeq(بحث | مشارکتها)
دستۀ اول: روایاتی که رسوخ در علم را به معنایی سلبی و حاکی از پایبندیهای علمی و عملی شمرده و بر پرهیزراسخان در علم از ورود به عرصههای ژرف و ناپیدا و شبههزای معارف تأکید میکند. در روایت مشهوری از پیامبر(ص) به نقل تنی چند از صحابه، فضیلتهای اخلاقی و روحی ملاک صدقرسوخ درعلم شمرده شده که میتواند در همین زمینه ارزیابی شود:[۲] «إِنَّ الرَّاسِخَ مَنِ اسْتَقَامَ قَلْبُهُ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ وَ بُرَّتْ يَمِينُهُ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه؛ کسی که دستش به نیکی و زبانش به راستی و دلش به استواری و شکمش به عفّت و پاکی متّصف باشد، راسخ درعلم است».[۳] در منابع شیعی نیز روایاتی از اهل بیت(ع) همان وجه سلبی را تأیید میکند: امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ مردی که از ایشان درخواست کرد تا خدا را چنان توصیف کند که محبت و معرفتش چنان افزون شود که گویی به طور مستقیم به او مینگرد، با خشم و غضبمردم را به مسجد فرا خوانده و در بخشی از خطبه خویش چنین میفرماید:[۴] «وَ اعْلَم أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ فَمَدَحَ اللَّه اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِين؛ بدان که «راسخان در علم» کسانی هستند که اقرار به جهل نسبت به آنچه در پردۀ غیبنهان است، آنان را از فرو افتادن در پس این پردهها بینیاز ساخته است. پس خداوند نیز اعتراف آنها را به ناتوانی از دستیابی به آنچه در قلمرو دانش ایشان نیست، ستوده و ترک ژرف کاوی را در آنچه به پیجویی در عمق آن وادار نشدهاند، «رسوخ» نامیده است. پس تو نیز به همان بسنده کن و عظمتخداوند سبحان را با میزانعقل خود مسنج تا از تباهان نباشی».[۵]
دستۀ دوم: روایاتی که از رسوخ در علم معنایی ایجابی و ناظر به ویژگیهای علمی راسخان به دست داده و به طور خاص با تطبیق مفهوم «الراسخون فی العلم» بر پیشوایان معصومدین در منابع شیعی و برخی صحابه در منابع سنی، این معنا را نشان میدهند.[۶] در این زمینه امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:[۷] «أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم؛ کجایند آنان که به دروغ و تجاوزگمان بردهاند که آنها راسخان در علماند، نه ما؟ آنها از این رو، به این گمان رفتهاند که خداوند ما را رفعت بخشیده وآنان را پایین نشانده است».[۸]
برخی از احادیث بیانگر آنند که راسخین در علم، که از تأویل قرآن آگاهند و علمشان به تأویل در کنار علمخدا قرار گرفته، همان امامان(ع) هستند و همان هایند که خداوند در کتاب محکم خویش دربارۀ آنها میگوید:[۹] «بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ».[۱۰] در اصول کافی[۱۱] بابی وجود دارد با عنوان: «بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ»[۱۲] برخی از این روایات عبارتند از:
یعقوب ابن یزید از ابن ابی عمیر از سیف ابن عمیره از ابی صباح کنانی روایت کرده است، امام صادق(ع) فرمودند: «ای اباصباح! ما قومیهستیم که خداوند طاعتمان را واجب کرد و انفال و اموالبرگزیده برای ماست و ما راسخان در علم هستیم و ما مورد حسدمردم هستیم همانطور که خداوند فرمود: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه»»[۲۱]
↑ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص ۶۹؛ مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگیها، ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص ۱۴۲؛ حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی(ع)، ص ۷۶؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص ۲۳ ـ ۲۷؛ میرشمسی، صدیقه، تاویل در قرآن، فصلنامه پژوهشنامه متین، ش ۱۵ و ۱۶، ص ۲۱۷