بحث:مذهب جعفری اثناعشری
نویسنده: آقای یوسفی
مقدمه
- شیعه دوازده امامی، معتقدان به دوازده امام معصوم پس از پیامبر خدا(ص) در مقابل شیعه زیدی یا فَطَحی یا واقفی که به کمتر از دوازده امام معتقدند.
- "اثنا عشر" یعنی دوازده. در احادیثی از پیامبر خدا(ص) نقل شده است که امامان دوازده نفرند. نام و مشخصات آنان را هم بیان فرموده است. اولین آنان علی بن ابیطالب(ع) و آخرین ایشان امام زمان(ع) است[۱].
- اثنا عشریّه، عنوانی برای شیعه رستگار و برحق است و نشان میدهد که تنها این گروه از شیعه، اهل نجاتند و بر حقاند[۲].
- نقش عمدهای که امام صادق(ع) در دورۀ آغازین عباسیان در نشر فقه و فرهنگ اهل بیت و حوزههای درسی شیعه در عراق و مدینه و تربیت شاگردان بسیار داشت و روایات فراوان در زمینههای مختلف از آن حضرت نقل شد، همچنین بهرههای فراوانی که هم راویان شیعه، هم بزرگان فرقهها و مکاتب و مذاهب دیگر از علوم امام صادق(ع) بردند و به شاگردی او افتخار میکردند، سبب شد که نام امام صادق(ع) بهعنوان رئیس مذهب شیعه مطرح شود. عمر طولانی آن حضرت، فرصتی پیش آورد تا اندیشههای مدوّن فقه اهل بیت را ارائه کند. درواقع، مذهب جعفری همان مذهب علوی و حسینی و نبوی و فاطمی است، لکن نقش حضرت صادق را در ارائۀ سیمای پرجاذبه و درخشان و عمیق مکتب اهل بیت نمیتوان انکار کرد.[۳] در زمینۀ اخلاقی و سلوک اجتماعی نیز "جعفری بودن" تمایز خاصّی داشت و امام صادق(ع) میکوشید که مکتب اخلاقی خود را نیز که مکتب اهل بیت است، بارز سازد. به زید شحّام توصیه فرمود که به دوستان و هواداران مطیع ما سلام برسان و توصیۀ مرا در مورد تقوا و تلاشگری برای خدا و راستگویی و امانتداری و طول سجود و خوش همسایگی به آنان برسان، که این از آیین محمّدی است، با مردم گرم بگیرید و رابطۀ خوب داشته باشید، چراکه اگر شما دیندار، پرواپیشه، راستگو، امین و خوشرفتار باشید، مردم میگویند که: این جعفری است، این ادب جعفر است و این مرا خوشحال میکند و اگر جز این باشد، ننگ و عار آن بر من خواهد بود و گفته میشود که ادب و تربیت جعفر همین است! [۴] این همان آموزشی است که میفرمودند برای ما مایۀ زینت باشید، نه وسیلۀ سرافکندگی و عیبجویی[۵]
- "اثناعشریه" یا "شیعه دوازده امامی" بزرگترین و معروفترین مذهب از مذاهب شیعه است. اثناعشریه به امامت دوازده امام معتقدند و به مجموعههایی همچون "اخباریّه"، "اصولیّه"، "شیخیّه" و... تقسیم میشوند[۶] و اثناعشری به معنای پیرو دوازده امام مشخص پس از پیامبر خاتم(ص)[۷]
- اکثریت فرقه امامیه را که شیعه و جعفریمذهباند و از علی بن ابی طالب(ع) تا حضرت مهدی فرزند امام حسن عسکری(ع) را امام واجب الطاعة میدانند، گویند[۸][۹].
- "اثناعشریه" پر جمعیتترین فرقههای شیعه هستند[۱۰].
- آنان معتقد به دوازده امامند که با حضرت علی(ع) آغاز میشود و به محمد بن حسن مهدی آل محمد(ص) ختم میگردد. شیعه با بهرهمندی از برهانهای عقلی و آموزههای آفتابگون پیشوایان معصوم(ع)، بر این باور است که در هر زمان، برای انسانها، ناگزیر باید حجّتی[۱۱] از طرف خداوند سبحانه و تعالی نصب شود[۱۲][۱۳].
- ایشان دلایل فراوانی از آیات قرآن و احادیث نبوی بر امامت علی(ع) اقامه کرده و امامت آن حضرت را به نص صریح، از طرف خداوند دانستهاند.
- همچنین معتقدند پیامبر اکرم(ص) از طرف خداوند، تمام امامان دوازدهگانه را معرفی کرده است.
- آنان، امامان را مانند پیامبر، ملهم از جانب خدا میدانند و میگویند: امام ریاست عامّه دارد و مقام او مافوق بشر عادی است و از آن روزی که خداوند آدم را آفرید، نور خود را در برگزیدگان خویش - از حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی(ع) گرفته تا به حضرت محمد(ص)، خاتم الانبیا- سرایت داد و از وی آن نور را به اوصیای او، امامان معصوم(ع)، سریان داد. همان نور و روح خدایی است که در امام عصر(ع) تجلّی میکند و او را از سطح بشر عادی فراتر میبرد و وی را قادر میسازد که قرنها، بلکه هزاران سال بیهیچ گزند و آزار و بدون ضعف و پیری، با بدن جسمانی که در بشر عادی موجب کون و فساد است زندگی کند و در زمان مناسب، به امر خداوند از پس پرده غیب ظهور فرماید[۱۴][۱۵].
پانویس
- ↑ «الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ...». بحارالأنوار، ج۳۶، ص۲۲۶.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۹.
- ↑ درباره نقش علمی و ویژگیهای مکتب فقهی و کلامی فقهی و تربیتی امام صادق(ع) ر.ک: «الإمام الصادق والمذاهب الأربعه» اسد حیدر، «الإمام الصادق» محمد ابوزهره، «عقیدة الشیعة فی الإمام الصادق» حسین یوسف مکّی، «الإمام الصادق» عبدالحلیم جندی و...
- ↑ «هَذَا جَعْفَرِيٌّ فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ وَ يَدْخُلُ عَلَيَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا كَانَ عَلَى غَيْرِ ذَلِكَ دَخَلَ عَلَيَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَر»؛ اصول کافی، ج ۲ ص ۶۳۱ ح ۵
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۳۶.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۹.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۳۶.
- ↑ معارف و معاریف، ج ۲، ص ۴۰۸.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۷۲
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۳۶.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۱۷۸(باب ان الارض لا تخلو من حجة
- ↑ ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴾و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۳۶.
- ↑ ر. ک: محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۴
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۳۶.