میثم تمار

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۹ اکتبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۴:۲۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل میثم تمار (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.


مقدمه

ابوسالم، میثم بن یحیی اسدی، معروف به میثم تَمّار از یاران بزرگوار امیر مؤمنان، امام حسن و امام حسین(ع) است. امام علی(ع) او را از زنی که وی را به غلامی داشت، خرید و آزاد کرد. او در محضر باب علم پیامبر(ص) به جایگاه والایی از علم، دست یافت تا آنجا که او را عالِم به "مرگ‌ها و حوادث" دانسته‌اند. علی(ع) او را از چگونگی شهادت و رنج کشیدنش در راه خدا، آگاه ساخته بود و او این حقیقت را شکوهمند و تنبه آفرین، در پیش روی قاتل جلاد و ستم پیشه‌اش بازگفت و با صلابت تمام بر حتمیت آن پیشگویی معجزه‌آسا تأکید کرد. استواری او در راه حق و استقامتش در دفاع از ولایت، و زبان گویایش در اعلان حقایق، بارها و بارها در بیان امامان(ع) و بیان و قلم عالمان، تبیین و گزارش شده است که در ادامه، برخی از آن متون خواهد آمد. عبید الله بن زیاد، چند روز قبل از شهادت امام حسین(ع) او را به شهادت رساند[۱].

  • وی غلام زنی از بنی اسد بود. علی(ع) او را خرید و آزاد کرد. حضرت نحوۀ شهادت او را به وی گفته بود و نخلی را هم که قرار بود بر آن به دار آویخته شود نشانش داده بود. وی از شیعیان مخلص و یاران بی‌نظیر امام به‌شمار می‌رفت. ابن زیاد او را دستگیر کرد و به دار آویخت. میثم تمار تا آخرین دم که بر بالای دار زنده بود، زبان به مدح علی(ع) و نقل فضایل او می‌گشود.[۲][۳].
  • او از جمله شیفتگان علی(ع)، میثم تمار است که بیست سال پس از شهادت مولا، بر سر چوبۀ دار از علی(ع) و فضایل او سخن گفت. در ایامی که سرتاسر مملکت اسلامی در خفقان فرو رفته، تمام آزادی‌ها کشته شده و نفس‌ها در سینه‌ها زندانی بود، او از بالای دار فریاد می‌زد: بیایید تا از علی برایتان بگویم. مردم از اطراف برای شنیدن سخنان ميثم هجوم آوردند. حکومت قداره‌بند اموی که منافع خود را در خطر می‌دید دستور داد بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی به حیاتش خاتمه دادند.[۴][۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس