حبابه والبیه در تاریخ اسلامی
- اين مدخل از زیرشاخههای بحث حبابه والبیه است. "حبابه والبیه" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
مقدمه
حَبابه دختر جعفر اسدی از طایفۀ بنی والبه وابسته به قبیلۀ بنیاسد، معروف به حبابة والبیه کنیهاش ام الندی به قولی ام البراء یا ام غانم و یکی از زنان مورد وثوق و احترام قبیله خود و مورد علاقه خاندان پیامبر اسلام(ص) بوده است.
او حضرت علی، امام حسن و امام حسین(ع) را درک کرد و روایاتی نیز از آنان نقل نمود، و چون عمرش بسیار طولانی بود در سن ۱۱۳ سالگی با امام سجاد(ع) ملاقات کرد و حتی به نقلی خدمت امام باقر، امام صادق و امام کاظم(ع) شرفیاب شد و نُه ماه پس از ملاقات با امام رضا(ع) از دنیا رفت[۱]. امام هشتم(ع) به سبب علاقهای که به این بانوی سالخورده و مکرمه داشت، پیراهن مبارک خود را برای کفن او داد[۲].[۳]
دعای امام(ع) و شفای حبابه
اسحاق بن عمار به نقل از حبابه میگوید: من گرفتار بیماری برص شده بودم، امیرالمؤمنین(ع) دست مبارکش را بر محل زخم گذاشت و دعا کرد و همین طور که دعا میکرد، دستش را از زحم برداشت خداوند بیماری برص را از من برطرف کرد و بهبودی یافتم. بعد امام(ع) به من فرمود: "ای حبابه، هیچ کس از این امت جز خود ما و شیعیانمان بر دین حنیف ابراهیم نیست و سایر مردم از دین حنیف ابراهیم دور و جا هستند"[۴].[۵]
حبابه و حدیثی در امامت معصومین(ع)
حبابه میگوید: روزی خدمت حضرت علی(ع) رسیدم و عرض کردم: خدا شما را رحمت کند، دلیل امامت شما چیست؟ حضرت به من فرمود: "آن سنگ کوچک را بیاور"، و با دست اشاره به سنگ خاصی کرد. من آن سنگ را خدمتش بردم، حضرت با انگشترش (خاتمش) آن سنگ سخت را مُهر کرد و به من داد و فرمود: "ای حبابه، هرگاه کسی مدعی امامت شد و توانست روی این سنگ را با انگشترش مهر کند، چنان که من کردم پس بدان که اطاعت او واجب است و امام هر چیزی که بخواهد از او پوشیده نیست"[۶].
حبابه میگوید: من آن سنگ را با خود برداشتم و پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع) خدمت امام حسن مجتبی(ع) رسیدم که در مقام پدر بزرگوارش قرار گرفته و امامت و رهبری امت اسلامی به عهدهاش بود، مردم از او پرسش میکردند و حضرت جواب میداد، همین که مرا دید فرمود: "ای حبابه"، گفتم: بله، مولایم. فرمود: "آنچه را با خود داری بیاور. (اشاره به همان سنگ کوچک مهر شده)". من فوراً سنگ را به حضرت دادم و امام مجتبی(ع) بر آن مُهر کرد، همان گونه که امیرالمؤمنین(ع) مُهر کرده بود. لذا دانستم او امام به حق است. بعد از شهادت امام حسن(ع) به محضر امام حسین(ع) در مسجد مدینه رسیدم به من مرحبا گفت و فرمود: "آیا دلیل امامت من را میخواهی؟" عرض کردم: آری آقای من. فرمود: "آنچه را با خود داری بیاور". من آن سنگ را به حضرت دادم بر آن مهر زد. پس از شهادت آن حضرت، خدمت امام سجاد(ع) و پس از شهادت آن امام(ع) به محضر امام باقر(ع) و بعد از آن به حضور امام صادق(ع) و پس از آن به حضور امام موسی بن جعفر(ع) شرفیاب شدم و هر کدام بر آن سنگ خاص مهر زدند، و پس از آن خدمت امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) رسیدم و آن حضرت نیز بر آن مهر زد. از این رو به امامت به حق امامان معصوم(ع) به یقین رسیدم.
مرحوم کلینی در ادامه از محمد بن هشام نقل میکند که: حبابه نُه ماه پس از دیدار با امام رضا(ع) از دنیا رفت[۷].[۸]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: اصول کافی، ج۶، کتاب الحجة، ص۳۴۶؛ ترجم اعلام النساء، ج۲، ص۶؛ اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۸۳؛ رجال طوسی، ص۶۷ و ۱۴۲.
- ↑ اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۸۳.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۴۰۹-۱۴۹۱.
- ↑ «يَا حَبَابَةُ إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ فِي هَذِهِ اَلْأُمَّةِ غَيْرُنَا وَ غَيْرُ شِيعَتِنَا وَ مَنْ سِوَاهُمْ مِنْهَا بِرَاءٌ »؛ رجال کشی، ص۱۱۵؛ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۶.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۴۹۱.
- ↑ «يَا حَبَابَةُ إِذَا اِدَّعَى مُدَّعٍ اَلْإِمَامَةَ فَقَدَرَ أَنْ يَطْبَعَ كَمَا رَأَيْتِ فَاعْلَمِي أَنَّهُ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ اَلطَّاعَةِ وَ اَلْإِمَامُ لاَ يَعْزُبُ عَنْهُ شَيْءٌ يُرِيدُهُ »
- ↑ اصول کافی، ج۱، کتاب الحجه، ص۳۴۶؛ تراجم أعلام النساء، ج۲، ص۶ و ۸.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۴۹۰-۱۴۹۲.