بحث:حبابه والبیه در تاریخ اسلامی
حبابه و حدیثی در امامت معصومین (ع)
حبابه میگوید: روزی خدمت حضرت علی (ع) رسیدم و عرض کردم: خدا شما را رحمت کند، دلیل امامت شما چیست؟ حضرت به من فرمود: "آن سنگ کوچک را بیاور" و با دست اشاره به سنگ خاصی کرد. من آن سنگ را خدمتش بردم، حضرت با انگشترش (خاتمش) آن سنگ سخت را مُهر کرد و به من داد و فرمود: "ای حبابه، هرگاه کسی مدعی امامت شد و توانست روی این سنگ را با انگشترش مهر کند، چنان که من کردم پس بدان که اطاعت او واجب است و امام هر چیزی که بخواهد از او پوشیده نیست"[۱].
حبابه میگوید: من آن سنگ را با خود برداشتم و پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع) خدمت امام حسن مجتبی (ع) رسیدم که در مقام پدر بزرگوارش قرار گرفته و امامت و رهبری امت اسلامی به عهدهاش بود، مردم از او پرسش میکردند و حضرت جواب میداد، همین که مرا دید فرمود: "ای حبابه"، گفتم: بله، مولایم. فرمود: "آنچه را با خود داری بیاور. (اشاره به همان سنگ کوچک مهر شده)". من فوراً سنگ را به حضرت دادم و امام مجتبی (ع) بر آن مُهر کرد، همان گونه که امیرالمؤمنین (ع) مُهر کرده بود. لذا دانستم او امام به حق است. بعد از شهادت امام حسن (ع) به محضر امام حسین (ع) در مسجد مدینه رسیدم به من مرحبا گفت و فرمود: "آیا دلیل امامت من را میخواهی؟" عرض کردم: آری آقای من. فرمود: "آنچه را با خود داری بیاور". من آن سنگ را به حضرت دادم بر آن مهر زد. پس از شهادت آن حضرت، خدمت امام سجاد (ع) و پس از شهادت آن امام (ع) به محضر امام باقر (ع) و بعد از آن به حضور امام صادق (ع) و پس از آن به حضور امام موسی بن جعفر (ع) شرفیاب شدم و هر کدام بر آن سنگ خاص مهر زدند، و پس از آن خدمت امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) رسیدم و آن حضرت نیز بر آن مهر زد. از این رو به امامت به حق امامان معصوم (ع) به یقین رسیدم.
مرحوم کلینی در ادامه از محمد بن هشام نقل میکند که: حبابه نُه ماه پس از دیدار با امام رضا (ع) از دنیا رفت[۲].[۳]
حبابه والبیه
حبابه دختر جعفر اسدی منسوب به والبه شعبهای از قبیله بنیاسد بود و از این جهت به والبیه اسدیه شهرت یافت[۴]. کنیهاش امالندی و به قولی امغانم است[۵]. او را از راویان امیرالمؤمنین علی(ع) دانسته و ابنبابویه حدیثی فقهی به روایت حبابه از آن حضرت آورده است[۶]. حبابه یکی از زنان مورد وثوق و احترام قبیله خود و مورد علاقه خاندان پیامبر اکرم(ص) بوده است. رجالشناسان شیعه نام و کنیه او را ذیل راویان امام حسن تا امام محمد باقر(ع) آوردهاند[۷]. بنابر یک روایت وی از امام علی(ع) نشانه امامت خواست. آن حضرت سنگریزهای از او طلب کرد و آن را با خاتم خود مهر زد و توضیح داد که هرکس مدعی امامت شد، اگر بر این کار توانا باشد، امام مفترضالطاعه است، از آن پس حبابه آن سنگریزه را نزد یکایک ائمه تا امام رضا(ع) میبرد و آنان آن را مهر میزدند[۸]. بر اساس همین روایت گفته شده که حبابه تا زمان امام رضا(ع) را نیز درک کرده و نُه ماه پس از دیدار با آن حضرت در گذشته است. امام نیز لباس خود را کفن او کرده و بر او نماز گزارده است[۹]. حبابه را صاحبه الحصاة (صاحب سنگریزه) نیز نامیدهاند.
در منابع شیعی غالباً ذیل بحث اثبات امامت ائمه یا ذکر معجزات ایشان درباره حبابه والبیه مطالبی آمده است، از جمله شفا یافتن مرض وی به دست امیرالمؤمنین علی(ع)[۱۰] و یا به دست امام حسین(ع)[۱۱] و یا به دست امام سجاد(ع)[۱۲] و یا به دست امام صادق(ع)[۱۳]. جوان شدن وی در یکصد و سیزده سالگی با اشاره امام سجاد(ع)[۱۴] و سیاه شدن موی سپید سرش با دعای امام محمدباقر(ع)[۱۵] از دیگر معجزات ائمه درباره این بانوی بزرگوار است. اگر آنچه درباره حبابه در منابع آمده صحت داشته باشد، زنده بودن او برای این زمان طولانی جز به واسطه معجزه نمیتواند باشد وگرنه داستان او عقلانی نیست[۱۶].
مقدمه
از زنانی است که طبق روایتی از امام صادق (ع) جزو یاران حضرت مهدی (ع) خواهد بود. شیخ طوسی وی را از اصحاب امام حسن (ع) و ابن داود او را از اصحاب امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر (ع) میداند. برخی دیگر ایشان را از اصحاب هشت امام معصوم -تا امام رضا (ع)- شمردهاند. همچنین گفته شده است که امام رضا (ع)، ایشان را در پیراهن شخصی خود کفن کرد. او به هنگام مرگ، بیش از ٢٤٠ سال داشت. او دوبار به دوران جوانی بازگشت که یک بار با معجزه امام سجاد (ع) و بار دوم با معجزه امام رضا (ع) بود و اوست که هشت امام معصوم بر سنگی که به همراه داشت، با خاتم خود، بر آن نقش زدند[۱۷]. حبابه والبیه میگوید: ... به امیر مؤمنان (ع) عرض کردم: خدا تو را مشمول رحمت خود قرار دهد. دلیل امامت چیست؟ حضرت در پاسخ فرمود: «آن سنگریزه را نزد من بیاور.» آن را به حضور حضرت آوردم، علی (ع) با انگشتر خود بر آن مهر زد، بهگونهای که آن مهر بر آن سنگ، نقش بست و به من فرمود: «ای حبابه! هرکس که مدّعی امامت شد و توانست مانند من این سنگ را مهر کند، او امامی است که پیروی از او واجب است. امام کسی است که هرچیز را بخواهد میداند.» من پی کار خودم رفتم، تا امیر مؤمنان (ع) از دنیا رفت. آنگاه خدمت امام حسن (ع) آمدم که بر جای علی (ع) نشسته بود و مردم از او سؤال میکردند. چون مرا دید، فرمود: «ای حبابه والبیه!» عرض کردم: بلی سرور من! فرمود: «آنچه همراه داری بیاور». من آن سنگ کوچک را به آن حضرت دادم. ان بزرگوار مانند علی (ع) با انگشتر خود بر آن مهر زد؛ بهگونهای که جای مهر بر آن نقش بست. سپس به حضور امام حسین (ع) که در مسجد رسول خدا بود آمدم. مرا نزد خود خواند و خوشآمد گفت و فرمود: «دلیل آنچه تو میخواهی موجود است. آیا نشانه امامت را میخواهی؟» گفتم: آری، ای آقای من! فرمود: «آنچه با خود داری بیاور»؛ من آن سنگ کوچک را به او دادم، انگشترش را بر آن زد و مهرش بر آن نقش بست.
پس از امام حسین (ع) خدمت امام سجاد (ع) رسیدم و به قدری پیر شده بودم که رعشه بر اندامم مستولی شده بود و صد و سیزده سال داشتم. آن حضرت در رکوع و سجود بود و به من توجّهی نداشت. از دریافت نشانه امامت ناامید شدم. آن حضرت با انگشت سبابه خود به من اشاره کرد و به اشاره او جوانیام برگشت. گفتم: ای آقای من! از دنیا چه اندازه گذشته و چه اندازه مانده است؟ فرمود «نسبت به آنچه گذشته است، آری و آنچه مانده است نه. یعنی ما به گذشته علم داریم؛ اما آینده از غیب است که غیر خدا آن را نمیداند و یا مصلحت نیست بگویم». آنگاه به من فرمود: «آنچه با خود داری بیاور». من آن سنگ را به حضرت دادم و حضرت مهر بر آن زد. پس از گذشت زمانی، به حضور امام باقر (ع) آمدم، ان حضرت نیز بر آن سنگ، مهر زد. بعد از او نزد امام صادق (ع) آمدم و آن جناب نیز آن را مهر کرد. پس از طی شدن سالها به حضور امام کاظم (ع) شرفیاب شدم، ان بزرگوار نیز بر آن مهر زد و بعد از او خدمت حضرت رضا (ع) رسیدم، مهر آن حضرت نیز بر آن نقش بست. حبابه پس از آن، نُه ماه زنده بود[۱۸][۱۹].
حبابه والبیه
حبابه والبیه، دختر جعفر اسدی مکنی به امندی که از راویان احادیث امیرالمؤمنین علی(ع) بود[۲۰]، رجالشناسان شیعه نام و کنیه او را ذیل راویان امام حسن تا امام محمد باقر(ع) نیز آوردهاند[۲۱].[۲۲]
پانویس
- ↑ «يَا حَبَابَةُ إِذَا اِدَّعَى مُدَّعٍ اَلْإِمَامَةَ فَقَدَرَ أَنْ يَطْبَعَ كَمَا رَأَيْتِ فَاعْلَمِي أَنَّهُ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ اَلطَّاعَةِ وَ اَلْإِمَامُ لاَ يَعْزُبُ عَنْهُ شَيْءٌ يُرِيدُهُ »
- ↑ اصول کافی، ج۱، کتاب الحجه، ص۳۴۶؛ تراجم أعلام النساء، ج۲، ص۶ و ۸.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی ج۲، ص۱۴۹۰-۱۴۹۲.
- ↑ الانساب، ج۵، ص۵۶۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۱۴۰؛ الثاقب فی المناقب، ص۵۶۲؛ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۶؛ اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۸۳.
- ↑ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۱۴۰؛ الثاقب فی المناقب، ص۵۶۲؛ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۶؛ أعیان الشیعه، ج۴، ص۳۸۳.
- ↑ ر.ک: من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۹۸.
- ↑ ر.ک: رجال برقی، ص۶۲؛ اختیار معرفة الرجال، ص۱۱۴-۱۱۵؛ رجال طوسی، ص۹۴، ۱۵۱؛ رجال ابن داوود حلی، ص۲۳۳.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۷؛ کمال الدین و تمام النعمه، ص۵۳۶-۵۳۷؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۰۸-۴۰۹؛ الثاقب فی المناقب، ص۱۴۰-۱۴۱.
- ↑ الغیبه طوسی، ص۵۰.
- ↑ اختیار معرفة الرجال، ص۱۱۵.
- ↑ بصائر الدرجات، ص۲۷۱؛ اختیار معرفة الرجال، ص۱۱۵.
- ↑ نوادر المعجزات فی مناقب الائمة الهداة(ع)، ص۱۱۹؛ دلائل الامامه، ص۲۱۳.
- ↑ طب الائمه، ص۵۰۵.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ص۵۳۷؛ الثاقب فی المناقب، ص۱۵۱؛ مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۳۵.
- ↑ بصائر الدرجات، ص۲۷۰؛ الهدایة الکبری، ص۲۴۰؛ الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۲۷۳.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۸۵.
- ↑ تنقیح المقال، ج ۲۳، ص ۷۵.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۳۴۶؛ تنقیح المقال، ج ۳، ص ۷۵؛ چشماندازی به حکومت مهدی (ع)، نجم الدین طبسی، ص ۷۴.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص ۲۶۶.
- ↑ ر.ک: من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۹۸.
- ↑ ر.ک: رجال برقی، ص۶۲؛ اختیار معرفة الرجال، ص۱۱۴-۱۱۵؛ رجال طوسی، ص۹۴، ۱۵۱؛ رجال ابن داوود، ص۲۲۳.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۱۸.