بنی امیه در نهج البلاغه

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۹ ژوئن ۲۰۲۱، ساعت ۱۸:۲۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث بنی امیه است. "بنی امیه" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل بنی امیه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

بنی‌امیه یکی از شاخه‌های بزرگ قبیله قریش بودند که سال‌ها بر سرزمین‌های اسلامی حکومت کردند. نسب امویان به امیه می‌رسد. قبیله بنی‌امیه حتی پیش از ظهور اسلام نیز با قبیله بنی‌هاشم رقابت داشتند، اما ظهور اسلام بر تقابل آنها با بنی‌هاشم و دشمنی آنها با رسول خدا و خاندانش افزود. هنگام ظهور اسلام ابوسفیان برجسته‌ترین فرد خاندان بنی‌امیه بود. ابوسفیان در شمار مخالفان پیامبر اکرم (ص) قرار داشت. آنها در چندین مورد به اقدام عملی بر ضد پیامبر دست زدند. ابوسفیان و خاندانش هنگام فتح مکّه در سال دهم هجری، به‌ظاهر اسلام آوردند. رأفت پیامبر شامل حال آنها شد. پیامبر آنها را "طُلَقا" (یعنی آزادشدگان) نامید[۱].

خاندان بنی امیه به اسلام به‌عنوان جایگاهی برای رسیدن به مطامع دنیوی و سیاسی می‌نگریستند. از این‌رو پس از ارتحال پیامبر در تب و تاب دست‌یابی به قدرت و حکومت برآمدند. بنی‌امیه در دوران خلافت خلیفه سوم، که خود از فرزندان امیّه بود، به قدرت رسیدند. از ابوسفیان نقل است که به خویشان خود سفارش می‌کرد: "حال که گوی خلافت به دست شما رسیده، آن‌را میان خود بگردانید و نگذارید از دستتان خارج شود." آنها به حسب طبع زیاده‌خواه و مستکبر خود از فرصت به‌دست آمده بهره جستند و به غارت بیت المال پرداختند. امام علی (ع) در مورد آنها فرمود: تا سرانجام سومین به خلافت نشتست، در حالی که باد نخوت به غبغب افکنده و هدفی جز کام‌جویی از خلافت در سر نپرورده بود؛ و همراه او خویشانش به غارت بیت المال پرداختند و چون شتری که بر گیاه بهاران درآمده، مال خدا را بر باد دادند[۲]. امام علی (ع) پس از خلافت در نخستین خطبه‌های خود از خیانت‌هایی که در بیت المال صورت گرفته بود، پرده برداشت و فرمود: به خدا سوگند، اگر این املاک، کابین (مِهر) همسران و بهای کنیزکان هم شده باشد، آن را به بیت‌المال برمی‌گردانم، که در عدالت گشایش است و آن کس که "داد" بر او سخت آید، از "بیداد" به فریاد آید[۳][۴].

در دوران خلافت امام علی (ع) سران بنی‌امیه به مکه گریختند. امام علی (ع) فتنه بنی‌امیه را خطرناک‌ترین فتنه‌ها برمی‌شمرد[۵]. در عین حال از آن‌جا که اقتضای مقام امامت است در فرازهای گوناگون آنها را مورد نصیحت قرار می‌دهد. برای مثال آنها را از کوتاهی عمر حکومتشان مطلع می‌سازد[۶]. آنها هنگامی که طلحه و زبیر به خون‌خواهی عثمان به مخالفت با امام برخاستند، مجالی برای مخالفت با امام یافتند. پس از نبرد جمل بیشتر آنها راهی شام، مقر خلافت معاویه شدند. از این‌رو نقطه آغازین حکومت امویان را باید ولایت شام و به‌دست معاویه دانست و پس از او دیگر حاکمان از این طایفه به حکومت رسیدند[۷].

روش حکومتی بنی امیه در طول دوران خلافت بر غلبه سیاسی و نظامی استوار بود. دین در حکومت آنها جایگاهی نداشت و تنها محملی برای مخالفان آنان بود تا با دعوت به دین و تأکید بر حق اهل بیت پیامبر (ص) پایه حکومتی آنها را سست کنند و سرانجام حکومت آنان را ساقط گردانند. گرچه بنی‌عباس که بعد از آنها بر کرسی خلافت نشستند نیز رویه‌ای مزوّرانه پیش گرفتند و ادعای دین‌مداری آنها نیز بر وفق واقعیت نبود. شیعیان در تفسیر آیه ۶۰ سوره اسراء "شجره ملعونه" را با بنی‌امیه تطبیق می‌دهند. بنی‌امیه در طول حکومت خود ذکر فضائل امام علی (ع) را منع کردند و آن حضرت را مورد ناسزا قرار می‌دادند. بنی‌امیه به‌دلیل دشمنی با اهل‌بیت پیامبر (ع) هممواره مورد لعن و نفرین شیعیان قرار داشتند[۸][۹].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ١٦٩.
  2. «إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَيْهِ بَيْنَ نَثِيلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِيهِ يَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ [خَضْمَ] خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِيعِ إِلَى أَنِ انْتَكَثَ عَلَيْهِ فَتْلُهُ وَ أَجْهَزَ عَلَيْهِ عَمَلُهُ وَ كَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۳.
  3. «وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ. فَإنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵.
  4. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ١٧٠.
  5. «أَلَا وَ إِنَّ أَخْوَفَ الْفِتَنِ عِنْدِي عَلَيْكُمْ فِتْنَةُ بَنِي أُمَيَّةَ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۹٣.
  6. «وَ اللَّهِ ظِلًّا مَمْدُوداً إِلَى أَجْلٍ مَعْدُودٍ»؛ نک: خطبه ۱۰٥.
  7. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ١٧٠.
  8. نک: زیارت عاشورا.
  9. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.