حجاب در فقه اسلامی
مقدمه
بر زن، واجب است تمامی بدن خود ـ جز صورت و دست از سر انگشتان تا مچ و نیز پا از سر انگشتان تا مچ ـ را از نامحرم بپوشاند. در وجوب پوشاندن صورت و دستها از سر انگشت تا مچ و نیز قدمها اختلاف است. مراد از نامحرم هر بیننده بالغ و نیز نابالغ ممیّز بجز شوهر و محارم است. [۱]
به نصّ قرآن کریم ﴿وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴾[۲] بر زن واجب نیست خود را از مردان ﴿غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ﴾ بپوشاند. در مراد از ﴿غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ﴾ اختلاف است. برخی آن را به پیر مردانی تفسیر کردهاند که بر اثر پیری زیاد رغبتی به زناشویی ندارند. [۳]
پوشاندن موی اصلی از نامحرم واجب است؛ لکن در وجوب ستر موی مصنوعی، مویْبند و زیور آلات متّصل به مو ـ با پوشیده بودن موی اصلی ـ اختلاف است. پیرزنانی که بر اثر پیری امیدی به ازدواج ندارند به نصّ قرآن کریم از حکم یادشده مستثنا هستند و نمایاندن آن مقدار از مو که نپوشاندن آن برای پیرزنان، متعارف میباشد ـ مانند بعض مو و ذراع ـ برای آنان جایز است، مشروط بر آنکه از این کار قصد خودنمایی نداشته باشند؛ هرچند پوشاندن آن مقدار نیز برای آنان افضل است[۴].[۵]
حجاب در مکتب در فرآیند نواندیشی
- شیخ مفید معتقد است: برای زن مسلمان جایز نیست که زینتش را جز برای کسانی که خداوند در کتابش مباح دانسته، آشکار سازد»[۶]. اگر زینت متصل به بدن نباید نمایش داده شود، خود بدن که جاذبه و تحریک بیشتری میآفریند، به قیاس اولویت نباید نمایش داده شود.
- علامه حلی مینویسد: «همه بدن زن به جز صورت واجب است که پوشانده شود. علمای شهرها بر این حکم اجماع دارند، به جز ابوبکر بن عبدالرحمان بن هشام؛ زیرا او میگوید: پوشاندن همه بدن زن واجب است، حتی ناخنها، که این قول مردود است. اما کفین نیز نزد علمای امامیه همانند صورت هستند و مالک و شافعی و اوزاعی و ابوثور نیز همینگونه گویند؛ چون ابن عباس درباره سخن خداوند متعال ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا﴾ گفت: مقصود از زینت ظاهری که مجاز به آشکار کردن هستند، همان وجه و دو کف دست است»[۷]. علامه حلی همچنین در نهایه مینویسد: «زن آزاد و بالغ، همه بدنش باید پوشانده شود؛ جز وجه و کفین و قدمین. دلیل این حکم نیز قول و خداوند متعال است: ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا﴾[۸].
- مرحوم راوندی مینگارد: «وجه و کفین و قدمین عورت به شمار نمیروند و برای زن واجب نیست که بپوشاند»[۹]؛ ولی پوشش دیگر اعضا واجب است.
- مرحوم بحرانی در توضیح آیه ﴿وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ﴾ مینگارد: «خُمُر یا مقنعهها جمع خمار، پارچهای است برای پوشش سر زن که به دو طرف سرانداخته میشود. در آیه به زنان دستور داده شده که مقنعهها را بر روی سینههایشان نیز بیندازند تا گردن و سینه پوشیده شود؛ چون گفته شده که آنان پیشتر [گوشه و پره] مقنعهها را به پشت سر میانداختند و در نتیجه سینهها پیدا میشد. آیه صراحت دارد که مقنعه باید بر سینه و پشت انداخته شود تا باعث پوشش سر و گردن گردد»[۱۰].
- محقق کرکی آورده: «علما اجماع دارند بر اینکه همه بدن زن [به استثنای وجه و کفین] باید پوشانده شود. و قول خداوند متعال ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا﴾ به وجه و کفین تفسیر شده و مشهور فقهای امامیه قدمین را نیز استثنا میداند؛ زیرا قدمین غالباً آشکارند»[۱۱].
- شهید مطهری میگوید: «در اینکه پوشانیدن غیر وجه و کفّین بر زن واجب است، از لحاظ فقه اسلام هیچ گونه تردیدی وجود ندارد. این قسمت جزء ضروریات و مسلّمات است. نه از نظر قرآن و حدیث و نه از نظر فتاوا در این باره اختلاف و تشکیکی وجود ندارد. آنچه مورد بحث است پوشش چهره و دستها تا مچ است»[۱۲].
- علامه حلی: «به اجماع علمای شهرها لازم است تمام بدن زن پوشانده شود»[۱۳].
- مقداد حلی صاحب کنزالعرفان: «فقها اتفاق نظر دارند که پوشاندن همه بدن زن لازم است، جز بر همسر و محارم»[۱۴].
- محقق کرکی: «اینکه همه بدن زن باید پوشانده شود، اجماعی میان علماست»[۱۵].
- شهید مطهری: در اینکه پوشانیدن غیر وجه و کفّین بر زن واجب است، از لحاظ فقه اسلام هیچ گونه تردیدی وجود ندارد»[۱۶].
- آیت اللّه منتظری (که برخی شبهه افکنان ایشان را تندیس عدالت و فقاهت کلامش را مشک میداند:) «وجوب پوشاندن موی سر زن مورد اتفاق علمای فریقین است»[۱۷].
- وجوب پوشش بدن زن، فراتر از اجماع، جزء ضروریات احکام اسلامی است. ضرورت، بسیار محکمتر از اجماع است؛ همانند واجب بودن اصل نماز که از ضروریات است و اثباتش بینیاز از اجماع و اجتهاد و فتوا و حتی کتاب و سنت است. به چند نمونه بنگرید:
- آیتاللّه بروجردی: «در وجوب پوشش غیر وجه و کفین، هیچ اشکالی نیست و با ضرورت نزد مسلمانان شیعه و سنی واجب است»[۱۸].
- شهید مطهری: این قسمت [پوشانیدن غیر وجه و کفّین] جزء ضروریّات و مسلّمات است»[۱۹].
- آیتاللّه منتظری: «اصل وجوب حجاب از ضروریات فقه اسلام است و همه مذاهب اسلامی بر آن اتفاق دارند»[۲۰].[۲۱]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ جواهر الكلام: ج۲، ص:۴ و ج۲۹، ص:۷۵ ـ ۸۰.
- ↑ «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.
- ↑ جواهر الكلام: ج۲۹، ص:۹۴ ـ ۹۶
- ↑ جواهر الكلام: ج۲۹، ص:۸۵
- ↑ ر. ک. هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲، صفحه ۲۸۳-۲۸۴.
- ↑ أحکام النساء (للشیخ المفید)، ص۵۶.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۴۴۶-۴۴۷.
- ↑ نهایة الأحکام، ج۱، ص۳۶۶.
- ↑ فقه القرآن، ج۲، ص۱۲۸.
- ↑ الحدائق الناضرة، ج۷، ص۹۶.
- ↑ جامع المقاصد، ج۲، ص۹۶.
- ↑ فقه و حقوق (مجموعه آثار)، ج۱۹، ص۵۰۷.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۴۴۶.
- ↑ کنزالعرفان، ج۲، ص۲۲۲.
- ↑ جامع المقاصد، ج۲، ص۹۶.
- ↑ فقه و حقوق (مجموعه آثار)، ج۱۹، ص۵۰۷.
- ↑ رساله استفتاءات (منتظری)، ج۲، ص۳۵۴.
- ↑ تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۰.
- ↑ فقه و حقوق (مجموعه آثار)، ج۱۹، ص۵۰۷.
- ↑ رساله استفتاءات (منتظری)، ج۲، ص۳۵۶.
- ↑ علیپور وحید، حسن، مکتب در فرآیند نواندیشی، ص ۲۱۶-۲۱۹.