فدک در کلام اسلامی
مقدمه
فدک، از دهکدههای آباد مدینه در نزدیکی خیبر بود که در سال ۷ هجری بدون خونریزی به دست پیامبر(ص) فتح شد. اهالی فدک با پیامبر(ص) مصالحه کردند به این گونه که نیمی از باغهای خود را به آن حضرت واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم پیامبر(ص) را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند[۱]. بنابر حکم صریح قرآن سرزمینهایی که بدون درگیری نظامی به فتح مسلمانان درآیند، ملک شخصی پیامبر(ص) میشوند و پیامبر(ص) میتواند هرگونه مصلحت بداند، درباره آنها تصمیم بگیرد[۲][۳].
فدک نیز از این سرزمینها بود. پیامبر(ص) آن را به فرمان خدا در زمان حیات خویش به دخترش فاطمه(س) بخشید و بنی هاشم تا پیامبر(ص) زنده بود، از محصول فدک بهره میبردند[۴]. بنابر روایات، پیامبر(ص) پس از فتح فدک، دخترش را فرا خواند و براساس آیه ﴿ وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ﴾[۵] آن را به فاطمه(س) بخشید. در همان مجلس علی(ع) را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که امیرمؤمنان(ع) و ام ایمن گواهان آن بودند[۶]. حضرت زهرا(س) نمایندهای برای خود برگزید که امور فدک را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به فرمان او درآورد. پس از رحلت پیامبر(ص) خلیفه اول، نماینده حضرت زهرا(س) را اخراج کرد و فدک را به بهانه حدیث ساختگی «"نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "» به تصرف خویش درآورد[۷][۸].
امیرمؤمنان(ع) و حضرت زهرا(س) از راههای گوناگون کوشیدند فدک را بازپس گیرند و برای اثبات مالکیت خود، استدلال و احتجاج کردند. فدک مدتها در اختیار حضرت فاطمه(س) بود و از این رو، نیازی نبود که آن حضرت برای اثبات مالکیت خویش بینه اقامه کند؛ اما از او بینه خواستند. سرانجام، با اینکه حضرت فاطمه(س) بینه و شاهد اقامه کرد، نپذیرفتند و فدک را بازنگرداندند. حجاج نیشابوری ماجرای مطالبه فدک از خلیفه اول را به صورت مشروح نقل کرده است و در روایتی از عایشه آورده است که چون خلیفه فدک را بازپس نداد، فاطمه(س) با او قهر کرد و دیگر هیچگاه با او سخن نگفت. فدک از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت بنی هاشم درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان خلافت مأمون عباسی به گونه رسمی و مستند به مالکیت فرزندان زهرا(س) درآمد[۹][۱۰].
فدک برای شیعیان تنها یادآور یک نزاع مالی نیست؛ بلکه نمادی از مظلومیت حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) است. فدک با نام و یاد فاطمه(س) گره خورده است و ارزش اعتقادی یافته است[۱۱].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ الأمالی، ۴۰؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۰؛ تاریخ المدینة، ۱/ ۱۹۳.
- ↑ ﴿ وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾؛ سوره حشر، آیه ۶.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص356.
- ↑ مسند ابی یعلا، ۲/ ۳۳۴؛ تفسیر مجمع البیان، ۳/ ۴۱۱؛ ینابیع المودة، ۱/ ۱۳۸.
- ↑ «و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.
- ↑ اثبات الهداة، ۲/ ۱۱۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بحارالانوار، ۲۹/ ۱۱۴.
- ↑ احتجاج طبرسی، ۱/ ۲۰؛ الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار،۱۲۷ و ۱۸۹.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص356.
- ↑ الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ الصواعق المحرقة، ۱۵۰؛ احتجاج طبرسی، ۱/ ۱۲۰، ۲۱۳- ۲۱۰؛ الغدیر، ۷/ ۱۹۶- ۱۹۴؛ السقیفة و فدک، ۱۰۰ و ۱۰۵ و ۱۰۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بلاغات النساء، ۱۴- ۱۲؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۳- ۲۱۰؛ شرح الاخبار، ۳/ ۳۴؛ صحیح مسلم، ۳/ ۱۳۸۰.
- ↑ فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص357.
- ↑ فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص357.