آیا قول به عصمت در انبیا و امامان مستلزم غلو است؟ (پرسش)

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
آیا قول به عصمت در انبیا و امامان مستلزم غلو است؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ عصمت
مدخل بالاترعصمت
مدخل اصلیعصمت پیامبران - عصمت امام
مدخل وابستهغلو
تعداد پاسخ۲ پاسخ

آیا قول به عصمت در انبیا و امامان مستلزم غلو است؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث عصمت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی عصمت مراجعه شود.

عبارت دیگری از این پرسش

اعتقاد به عصمت کبری و مطلق درباره انبیا و امامان، با توضیحاتی که گذشت، نوعی غلوگرایی درباره آنهاست؛ به دیگر سخن، در نظریه عصمت مطلق، معصومان بسیار فراتر از شأن و جایگاه خود قرار داده می‌شوند و درباره آنها بسیار اغراق می‌شود؛ در حالی‌که غلوگرایی و غالیان در آموزه‌های دینی و از زبان پیشوایان دین لعن و طرد شده‌اند؛ از این رو، اثبات عصمت برای معصومان غلو را به همراه دارد و این شایسته نیست[۱].

پاسخ جامع اجمالی

در نقد این شبهه باید گفت: هنگامی که عصمت مستندات عقلی و قرآنی و حدیثی دارد و تاریخ زندگی انبیا و ائمه اطهار(ع) نیز به عصمت آنان گواهی می‌دهد، دیگر غلو و اغراق گویی در میان نخواهد بود. اگر این نظریه مستندی نداشت و شواهد تاریخی، آن را تأیید نمی‌کرد و بدون هیچ‌گونه دلیلی آن را برای کسی در نظر می‌گرفتیم، می‌شد آن را غلوگرایی خواند.

اگر منظور شبهه افکنان غلو اصطلاحی باشد؛ یعنی انسان‌های معصوم خدا تلقی شده‌اند، بطلان آن روشن‌تر است؛ زیرا ما، معصومان(ع) را خدا نمی‌دانیم، بلکه آنان را انسان‌های وارسته‌ای می‌دانیم که از طرف خدا برگزیده شده‌اند و دارای ویژگی عصمت‌اند. خود معصومان نیز با غالیانی که آنها را خدا قلمداد می‌کردند، مبارزه سرسختانه‌ای داشتند و بارها بر این نکته تکیه می‌نمودند: ما را معبود و خدا ندانید و بنده خدا بدانید و درباره فضایل ما هرچه خواستید بگویید[۲]. این سخن نشان می‌دهد که عصمت آنان و نیز پرداختن به آن هیچ‌گونه غلو ـ چه اصطلاحی و چه غیر اصطلاحی ـ را به همراه نخواهد داشت[۳].

به عبارت دیگر این شبهه را می‌توان چنین تقریر کرده و پاسخ داد غلو در انبیا و امامان(ع) به واسطه چند چیز است:

  1. قائل شدن به اُلوهیت آنها؛
  2. شریک قرار دادن آنها برای خداوند در عبودیت، مثل خلق کردن و رازق بودن؛
  3. حلول خداوند در آنها یا اتحاد با آنها؛
  4. علم غیب مطلق بدون وحی و الهام؛
  5. قائل به اینکه امامان همان انبیا هستند؛
  6. تناسخ ارواح بعضی در بعضی؛
  7. قول به بی‌نیازی از تکالیف به واسطه معرفت آنها.

قول به هر یک از اینان به دلالت عقل و قرآن و روایات، کفر و الحاد است و خود ائمه اطهار از غلات تبری جسته و آنان را کافر دانسته‌اند و حتی به قتل آنان حکم دادند و فرمودند: جوانان خود را از غلات برحذر کنید؛ زیرا غلات بدترین خلق خدا هستند؛ چون عظمت خدا را تحقیر و ربوبیت را برای بندگان خدا ادعا می‌کنند و نیز فرموده‌اند غلات از یهود و نصاری و مجوس بدترند[۴].

با توجه به کلام فوق اسناد عصمت به انبیا و امامان با هیچ‌یک از بندهای هفت‌گانه غلو سازگاری ندارد، چون:

  1. اولاً، عصمت به ضرورت عقل، لازمه وجود انبیا و امامان است و اسناد آن به معصومین هیچ‌گونه محال ذاتی و وقوعی را در بر ندارد.
  2. ثانیاً، علاوه بر عقل، خداوند متعال انبیا و امامان را معصوم دانسته است و آن را موهبت خود برای آنها معرفی کرده، مثل آیه تطهیر و این موضوع موجب مدح و ستایش و برتری آنهاست.
  3. ثالثاً، عصمت در عمل دارای مراتب و درجاتی است و چه بسا انسان‌های معمولی به بعضی از مراتب عصمت نائل شوند. شاید مستشکل هم در طول عمرش نسبت به بعضی از گناهان معصوم باشد و حتی فکر آن گناه را در سر نپروراند؛ لذا عصمت عملی را، هم عقل و هم قرآن، برای عموم مردم ممکن می‌دانند و اختصاص به شخص یا گروه خاصی ندارد.
  4. رابعاً، فقط عصمت علمی مختص به انبیا و امامان است که با وحی و الهام الهی است. البته این عصمت علمی غیب مطلق نیست، بلکه به اذن خداوند تعالی به وسیله وحی یا الهام انجام می‌گیرد و اسناد غلو به کسانی که عصمت را به انبیا و امامان نسبت می‌دهند، انکار قرآن و روایات مسلّم است؛ لذا إسناد عصمت به انبیا و امامان را باید عین حقیقت و از ضروریات دین و مذهب شمرد[۵].

پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه

۱. سید موسی هاشمی تنکابنی؛
حجت الاسلام و المسلمین سید موسی هاشمی تنکابنی در کتاب «عصمت ضرورت و آثار» در این‌باره گفته است:

«غلوآمیز بودن نظریه عصمت

اعتقاد به عصمت کبری و مطلق درباره انبیا و امامان، با توضیحاتی که گذشت، نوعی غلوگرایی درباره آنهاست؛ به دیگر سخن، در نظریه عصمت مطلق، معصومان بسیار فراتر از شأن و جایگاه خود قرار داده می‌شوند و درباره آنها بسیار اغراق می‌شود؛ در حالی‌که غلوگرایی و غالیان در آموزه‌های دینی و از زبان پیشوایان دین لعن و طرد شده‌اند؛ از این رو، اثبات عصمت برای معصومان غلو را به همراه دارد و این شایسته نیست[۶].

نقد و نظر

در نقد این شبهه باید گفت: هنگامی که عصمت مستندات عقلی و قرآنی و حدیثی دارد و تاریخ زندگی انبیا و ائمه اطهار(ع) نیز به عصمت آنان گواهی می‌دهد، دیگر غلو و اغراق گویی در میان نخواهد بود. اگر این نظریه مستندی نداشت و شواهد تاریخی، آن را تأیید نمی‌کرد و بدون هیچ‌گونه دلیلی آن را برای کسی در نظر می‌گرفتیم، می‌شد آن را غلوگرایی خواند.

اگر منظور شبهه افکنان غلو اصطلاحی باشد؛ یعنی انسان‌های معصوم خدا تلقی شده‌اند، بطلان آن روشن‌تر است؛ زیرا ما، معصومان(ع) را خدا نمی‌دانیم، بلکه آنان را انسان‌های وارسته‌ای می‌دانیم که از طرف خدا برگزیده شده‌اند و دارای ویژگی عصمت‌اند. خود معصومان نیز با غالیانی که آنها را خدا قلمداد می‌کردند، مبارزه سرسختانه‌ای داشتند و بارها بر این نکته تکیه می‌نمودند: ما را معبود و خدا ندانید و بنده خدا بدانید و درباره فضایل ما هرچه خواستید بگویید[۷]. این سخن نشان می‌دهد که عصمت آنان و نیز پرداختن به آن هیچ‌گونه غلو ـ چه اصطلاحی و چه غیر اصطلاحی ـ را به همراه نخواهد داشت»[۸].
۲. ابراهیم صفرزاده؛
آقای صفرزاده در کتاب «عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی» در این‌باره گفته است:

«غلو در انبیا و امامان (ع) به واسطه چند چیز است:

  1. قائل شدن به اُلوهیت آنها؛
  2. شریک قرار دادن آنها برای خداوند در عبودیت، مثل خلق کردن و رازق بودن؛
  3. حلول خداوند در آنها یا اتحاد با آنها؛
  4. علم غیب مطلق بدون وحی و الهام؛
  5. قائل به اینکه امامان همان انبیا هستند؛
  6. تناسخ ارواح بعضی در بعضی؛
  7. قول به بی‌نیازی از تکالیف به واسطه معرفت آنها.

قول به هر یک از اینان به دلالت عقل و قرآن و روایات، کفر و الحاد است و خود ائمه اطهار از غلات تبری جسته و آنان را کافر دانسته‌اند و حتی به قتل آنان حکم دادند و فرمودند: جوانان خود را از غلات بر حذر کنید، زیرا غلات بدترین خلق خدا هستند؛ چون عظمت خدا را تحقیر و ربوبیت را برای بندگان خدا ادعا می‌کنند و نیز فرموده‌اند غلات از یهود و نصاری و مجوس بدترند[۹].

با توجه به کلام فوق اسناد عصمت به انبیا و امامان با هیچ‌یک از بندهای هفت‌گانه غلو سازگاری ندارد، چون:

اولاً، عصمت به ضرورت عقل، لازمه وجود انبیا و امامان است و اسناد آن به معصومین هیچ‌گونه محال ذاتی و وقوعی را در بر ندارد.

ثانیاً، علاوه بر عقل، خداوند متعال انبیا و امامان را معصوم دانسته است و آن را موهبت خود برای آنها معرفی کرده، مثل آیه تطهیر و این موضوع موجب مدح و ستایش و برتری آنهاست.

ثالثاً، عصمت در عمل دارای مراتب و درجاتی است و چه بسا انسان‌های معمولی به بعضی از مراتب عصمت نائل شوند. شاید مستشکل هم در طول عمرش نسبت به بعضی از گناهان معصوم باشد و حتی فکر آن گناه را در سر نپروراند، لذا عصمت عملی را، هم عقل و هم قرآن، برای عموم مردم ممکن می‌دانند و اختصاص به شخص یا گروه خاصی ندارد.

رابعاً، فقط عصمت علمی مختص به انبیا و امامان است، که با وحی و الهام الهی است. البته این عصمت علمی غیب مطلق نیست، بلکه به اذن خداوند تعالی به وسیله وحی یا الهام انجام می‌گیرد و اسناد غلو به کسانی که عصمت را به انبیا و امامان نسبت می‌دهند، انکار قرآن و روایات مسلّم است، لذا إسناد عصمت به انبیا و امامان را باید عین حقیقت و از ضروریات دین و مذهب شمرد»[۱۰].

منبع‌شناسی جامع عصمت

پانویس

  1. ر.ک: انور الباز، عصمة الائمة عند الشیعة، ص۱۸۹: "القول بعصمة الأئمة قد دفعهم إلى الغلو في الأئمة و تقديسهم لدرجة الشرك بالله، و وضعهم في مكانة من لا يسأل عما يفعل".
  2. «نزھونا عن الربوبیة و قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ‌»، رجب البُرسی، مشارق انوار الیقین، ص۱۰۱.
  3. هاشمی تنکابنی، سید موسی، عصمت ضرورت و آثار، ص۲۱۳.
  4. امالی طوسی، ص۶۵۰؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۴۶-۳۴۷؛ العصمة، ص۴۲.
  5. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی، ص۲۵۹.
  6. ر.ک: انور الباز، عصمة الائمة عند الشیعة، ص۱۸۹: "القول بعصمة الأئمة قد دفعهم إلى الغلو في الأئمة و تقديسهم لدرجة الشرك بالله، و وضعهم في مكانة من لا يسأل عما يفعل".
  7. «نزھونا عن الربوبیة و قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ‌»، رجب البُرسی، مشارق انوار الیقین، ص۱۰۱.
  8. هاشمی تنکابنی، سید موسی، عصمت ضرورت و آثار، ص۲۱۳.
  9. امالی طوسی، ص۶۵۰؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۴۶-۳۴۷؛ العصمة، ص۴۲.
  10. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی، ص ۲۵۹.