آیه والنجم اذا هوی

(تغییرمسیر از آیه والنجم)

آیه والنجم از جمله ادله قرآنی اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) است. بر اساس روایات صحیح و معتبری که در منابع شیعه و سنی نقل شده است، پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به جمعی که از خلافت و امامت پس از آن حضرت پرسیده بودند، با توجه دادن آنها به حرکت و فرود آمدن شهاب یا ستاره‌ای خاص در آسمان فرمودند: هر کسی که آن ستاره در منزلش فرود آید، وصی و خلیفه بعد از من است، به‌رغم اینکه شاهدان فرود ستاره را در منزل امام علی(ع) دیدند اما این مسأله را انکار کرده و به پیامبر اکرم اتهام گمراهی زدند از این رو این آیه نازل شد و بر درستی گفتار آن حضرت و حقانیت وصایت و خلافت امام علی(ع)، تأکید کرد.

آیه والنجم اذا هوی
پرونده:آیه 1 سوره نجم.
ترجمه آیه
سوگند به ستاره آن هنگام که فرود آید.
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۱ سورهٔ نجم قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهعلی بن ابی‎طالب(ع)
مصادیق برای آیهوصایت علی بن ابی‌طالب(ع)
دلالت آیه
  • امامت امیرالمؤمنین(ع)

تبیین مفردات

﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَی[۱].

﴿النَّجْمِ

در اینکه مراد از «النجم» در اینجا چیست؟ مفسران احتمالات بسیار داده، و هر یک تفسیری را برگزیده‌اند.

  1. جمعی، آن را اشاره به «قرآن مجید» می‌دانند،؛ چراکه متناسب با آیات بعد درباره وحی است، و تعبیر به «نجم» به خاطر این است که، عرب از چیزی که تدریجاً و در فواصل مختلف انجام می‌گیرد، تعبیر به «نجوماً» می‌کند، (همانگونه که در اقساط وام‌ها و امور دیگری از این قبیل تعبیر «نجوماً» بسیار به کار می‌رود) و از آنجا که قرآن در طول ۲۳ سال، و در مقاطع مختلف، بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است، به عنوان «نجم» از آن یاد شده، و منظور از «إِذا هَوی» نزول آن، بر قلب پاک رسول خدا(ص) است.
  2. جمعی دیگر، آن را اشاره به یکی از ستارگان آسمان مانند «ثریا»[۲] یا «شعری»[۳] دانسته‌اند،؛ چراکه این ستارگان از اهمیت خاصی برخوردار هستند.
  3. بعضی نیز گفته‌اند: منظور از «النجم» شهاب‌هایی است که به وسیله آن شیاطین از صحنه آسمان رانده می‌شوند، و عرب این شهاب‌ها را «نجم» می‌نامد.

ولی هیچ یک از این چهار تفسیر، دلیل روشنی ندارد، بلکه ظاهر آیه آن چنان که اطلاق واژه «النجم» اقتضاء می‌کند، سوگند به همه ستارگان آسمان است که از نشانه‌های بارز عظمت خداوند و از اسرار بزرگ جهان آفرینش و از مخلوقات فوق العاده عظیم پروردگار است. این نخستین بار نیست که قرآن به موجودات عظیمی از جهان خلقت سوگند یاد می‌کند، در آیات دیگر قرآن نیز به خورشید و ماه و مانند آن، سوگند یاد شده است.

﴿إِذَا هَوَی

تکیه بر غروب ستارگان، در حالی که طلوع آنها بیشتر جلب توجه می‌کند، به خاطر آن است که غروب ستارگان، دلیل بر حدوث آنها است و نیز دلیلی است بر نفی عقیده ستاره پرستان، همان‌گونه که در داستان «ابراهیم»(ع) آمده است: {{متن قرآن|﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَی کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ[۴].

این معنی نیز قابل توجه است که مسأله «طلوع»، در ریشه لغتِ «نجم» افتاده،؛ چراکه به گفته «راغب اصفهانی» در «مفردات»، اصل «نجم» همان «کوکب طالع» است، و به خاطر همین است که از «روئیدن گیاه در زمین» و «دندان در دهان»، و «آشکار شدن نظریه‌ای در ذهن»، تعبیر به «نجم» می‌شود.

به این ترتیب، خداوند هم سوگند به طلوع ستارگان یاد کرده، و هم غروب آنها؛ چراکه دلیل بر حدوث و اسارتشان در چنگال قوانین خلقت است[۵].

﴿صَاحِبُکُمْ

تعبیر به «صاحب» که به معنی دوست و همنشین است، ممکن است اشاره به این باشد که آنچه او می‌گوید، از روی محبت و دلسوزی برای شماست.

﴿ضَلَّ و ﴿غَوَی

بسیاری از مفسران، میان «ضَلَّ» و «غَوی» فرقی نگذاشته‌اند، و آنها را تأکید یکدیگر می‌دانند، ولی، بعضی معتقدند: میان این دو تفاوت است: «ضلالت» آن است که انسان ابداً راهی به مقصد نیابد، ولی «غوایت» آن است که راه او مستقیم و خالی از اشکال نباشد، اولی همچون «کفر» است، و دومی همچون «فسق و گناه». اما «راغب» در «مفردات» در معنی «غی» می‌گوید: «جهلی است که توأم با اعتقاد فاسد باشد». بنابراین، «ضلالت» به معنی مطلق جهل و نادانی و بی‌خبری است، ولی «غوایت» جهلی است که با عقیده باطلی توأم باشد، و به هر حال، خداوند می‌خواهد در این عبارت، هر گونه انحراف و جهل و گمراهی و اشتباه را از پیامبرش نفی‌کند، و تهمت‌هایی را که در این زمینه از سوی دشمنان به او زده می‌شد، خنثی نماید[۶].

شأن نزول آیه

قاطبه مفسران شیعه و غالب مفسران اهل سنت بر اساس روایات صحیح و معتبر که در منابع فریقین ذکر شده شأن نزول این آیه را وصایت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) دانسته‌اند. چنانچه در روایتی علی مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که ستاره‌ای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من وصی من خواهد بود. آنگاه جوانان بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل علی بن ابیطالب(ع) فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به بیراهه رفته‌ای! در این هنگام بود که خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَی[۷].

احادیث نزول آیه در بیت امیرالمؤمنین(ع)

احادیثی که ذیل سوره مبارکه نجم وارد شده و بیانگر فرود آمدن ستاره در منزل امیرالمؤمنین(ع) است، در منابع و کتب حدیثی متعدد فریقین و به صورت‌های مختلفی روایت شده است که بیانگر اخبار رسول خدا(ص) از وصایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) هستند. به عنوان نمونه می‌توان از حدیث زیر یاد کرد: «انْقَضَّ کَوْکَبٌ علی عهْدِ رسول الله(ص) فَقَالَ رسول الله(ص): انْظُرُوا إِلَی هَذَا الْکَوْکَبِ فَمَنِ انْقَضَّ فِی دَارِهِ فَهُوَ الْخَلِیفَهًُْ مِنْ بَعْدِی فَنَظَرُوا فَإِذَا قَدِ انْقَضَّ فِی مَنْزِلِ عَلِیٍّ(ع) فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی...»؛ «در زمان پیامبر(ص) ستاره‌ای فرود آمد، پیامبر(ص) فرمود: «به این ستاره نگاه کنید، در خانه هرکس فرود آید او خلیفه‌ من پس از من است. پس نگاه کردیم و دیدیم که در منزل علیّ‌بن‌ابی‌طالب(ع) فرود آمده است». گروهی از مردم گفتند: «محمّد(ص) در محبّت علی(ع) سرگشته است، پس خدا این آیه را نازل کرد: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَی * وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحَی»[۸].[۹]

دلالت آیه

دلالت بر وصایت و خلافت امیرالمؤمنین(ع)

مرحوم علامه حلی این آیه را در کتاب منهاج الکرامة خود به عنوان دلیل چهارم بر اثبات ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) مطرح ساخته و در ذیل آن روایتی را از ابن مغازلی شافعی آورده است. ایشان می‌نویسد: «فقیه علی مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که ستاره‌ای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من وصی من خواهد بود. آنگاه جوانان بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل علی بن ابیطالب(ع) فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به بیراهه رفته‌ای! در این هنگام بود که خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَی. با توجه به این حدیث، آیه شریفه به روشنی بر وصایت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. [۱۰].[۱۱]

دلالت بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع)

ماجرای فرود آمدن ستاره در بیت امیرالمؤمنین(ع) را به هر نحوی که تفسیر نماییم چه آن را به عنوان معجزه‌ای از سوی رسول خدا(ص) دانسته و چه آن را نشانه و علامتی از سوی خدا متعال بدانیم، بر برتری و افضلیت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد چه اینکه رسول خدا(ص) این واقعه را نشانه‌ای بر امامت و خلافت پس از خود دانسته و خدای متعال نیز آیه‌ای در تأیید این مسأله نازل کرد[۱۲].

دلالت بر منصوص بودن مقام امامت

اینکه رسول خدا(ص) از حرکت یک ستاره و فرود آمدن آن توجه دیگران را به خلافت و وصایت پس از خود جلب کرده و فرود آمدن آن را در منزل یک شخص، علامت و نشانه‌ای بر خلافت و وصایت صاحب آن بیت، پس از خود دانستند، حاکی از آن است که آن حضرت از فرود آمدن ستاره در بیت شخصی که خدای متعال او را به عنوان وصی و خلیفه خود تعیین کرده، خبر داشته و صرفا از این ماجرا در جهت معرفی اولیه امیرالمؤمنین(ع) به این مقام استفاده کرده‌اند؛ چراکه رسول خدا(ص) از همان آغازین روز دعوت علنی خویش امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان خلیفه، وصی، برادر و وزیر خود معرفی کرده و بارها و بارها در مواضع متععد بر خلافت آن حضرت تأکید کرده‌اند؛شاهد بر این سخن، احادیث فراوانی همچون یوم الانذار، منزلت، اخوت، رایت، طیر و... در این خصوص است. روشن است که این ماجرا نیز از منصوص بودن این مقام برای امیرالمؤمنین(ع) و انتصاب آن حضرت به این جایگاه توسط خدای متعال، حکایت داشته و رسول خدا(ص) به نزول ستاره در بیت آن حضرت یقین داشته‌اند. حتی اگر این جریان را معجزه‌ای از سوی رسول خدا(ص) بدانیم باز هم از آنجا که قدرت بر اعجاز از سوی خدای متعال و با اتصال به آن منبع قادر متعال به آن حضرت داده شده، اثبات این مدعا، امری سهل خواهد بود[۱۳].

دلالت بر عصمت پیامبر اکرم(ص)

نزول آیه‌ای از قرآن مبنی بر عدم گمراهی رسول خدا(ص) از یکسو به منزله تأیید گفتار و رفتار آن حضرت در ماجرای فرود آمدن ستاره به خانه امیرالمؤمنین(ع) بوده و از سوی دیگر رد گفتار شاهدان عینی ماجرا در اتهام زنی به آن حضرت است، جمع میان این دو به اثبات عصمت رسول خدا(ص) و مصونیت آن حضرت از عدم گمراهی و به بیراهه رفتن است[۱۴].

دلالت بر قدرت پیامبر اکرم(ص) بر اعجاز

بر اساس این آیه و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از جوانان بنوهاشم، مبنی بر فرود آمدن ستاره در بیت امیرالمؤمنین(ع)، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه معجزه و بینه‌ای جهت اثبات حقانیت و امامت و وصایت آن حضرت از سوی پیامبر اکرم(ص) بوده که با اراده الهی و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به نزول صاعقه یا شهاب سنگ، در نهایت بی‌انصافی است[۱۵].

منابع

پانویس

  1. «سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیات ۱ و ۲.
  2. «ثریا»، مجموعه ستارگانی هفتگانه است، که اکثر آنها آشکار و یکی بسیار کم نور است، که معمولاً برای شناسائی قدرت دید، افراد را به وسیله آن آزمایش می‌کنند، سوگند به این ستاره ممکن است به خاطر مسافت زیاد آن از ما بوده باشد.
  3. «شعری»، یکی از پرنورترین ستارگان آسمان است. رمز سوگند به آن ممکن است از این نظر باشد که فوق العاده پرفروغ و درخشان و دارای ویژگی‌هایی است.
  4. «و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم» سوره انعام، آیه ۷۶.
  5. اگر در بعضی از روایات، «نجم» به شخص پیامبر(ص) تفسیر شده و «هوی» به معنی نزول او از آسمان در شب معراج، در حقیقت جزء بطون آیه است نه ظاهر آن.
  6. برگرفته از سایت دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی،https://old.makarem.ir/main.aspx?lid=4&typeinfo=11&catid=1&pageindex=53&mid=27428.
  7. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  8. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۸۰ و ۲۸۱؛ فرات الکوفی، تفسیر، ص۴۴۹؛ «بتفاوت لفظی»؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۷۵ و ج۲، ص۲۷۷؛ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۵، ص۲۳۲.
  9. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۳۴۲-۳۴۳.
  10. علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۱۹-۱۲۰.
  11. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۳۳۷ ـ ۳۳۸.
  12. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  13. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  14. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  15. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.