آیه والنجم اذا هوی در حدیث
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 16 بهمن 1403 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
آیه نجم﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴾[۱] از جمله ادله قرآنی اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) است. بر اساس روایات صحیح و معتبری که در منابع شیعه و سنی نقل شده است، پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به جمعی که از خلافت و امامت پس از آن حضرت پرسیده بودند، با توجه دادن آنها به حرکت و فرود آمدن شهاب یا ستارهای خاص در آسمان فرمودند: هر کسی که آن ستاره در منزلش فرود آید، وصی و خلیفه بعد از من است، برغم اینکه شاهدان فرود ستاره را در منزل امام علی(ع) دیدند اما این مسأله را انکار کرده و به پیامبر اکرم اتهام گمراهی زدند از این رو این آیه نازل شد و بر درستی گفتار آن حضرت و حقانیت وصایت و خلافت امام علی(ع)، تأکید کرد.
| آیه والنجم اذا هوی | |
|---|---|
| پرونده:آیه 1 سوره نجم. | |
| ترجمه آیه | |
| مشخصات آیه | |
| بخشی از | آیهٔ ۱ سورهٔ نجم قرآن کریم |
| محتوای آیه | |
| شأن نزول آیه | علی بن ابیطالب(ع) |
| مصادیق برای آیه | وصایت علی بن ابیطالب(ع) |
| دلالت آیه |
|
تبیین مفردات
﴿النَّجْمِ﴾
در این که مراد از «النجم» در اینجا چیست؟ مفسران احتمالات بسیار داده، و هر یک تفسیرى را برگزیدهاند.
- جمعى، آن را اشاره به «قرآن مجید» مىدانند،؛ چراکه متناسب با آیات بعد درباره وحى است، و تعبیر به «نجم» به خاطر این است که، عرب از چیزى که تدریجاً و در فواصل مختلف انجام مىگیرد، تعبیر به «نجوماً» مىکند، (همانگونه که در اقساط وامها و امور دیگرى از این قبیل تعبیر «نجوماً» بسیار به کار مىرود) و از آنجا که قرآن در طول ۲۳ سال، و در مقاطع مختلف، بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است، به عنوان «نجم» از آن یاد شده، و منظور از «إِذا هَوى» نزول آن، بر قلب پاک رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است.
- جمعى دیگر، آن را اشاره به یکى از ستارگانآسمان مانند «ثریا»[۲] یا «شعرى»[۳] دانستهاند،؛ چراکه این ستارگان از اهمیت خاصى برخوردار هستند.
- بعضى نیز گفتهاند: منظور از «النجم» شهابهایى است که به وسیله آن شیاطین از صحنه آسمان رانده مىشوند، و عرب این شهابها را «نجم» مىنامد.
ولى هیچ یک از این چهار تفسیر، دلیل روشنى ندارد، بلکه ظاهر آیه آن چنان که اطلاق واژه «النجم» اقتضاء مىکند، سوگند به همه ستارگان آسمان است که از نشانههاى بارز عظمت خداوند و از اسرار بزرگ جهان آفرینش و از مخلوقات فوق العاده عظیم پروردگار است. این نخستین بار نیست که قرآن به موجودات عظیمى از جهان خلقت سوگند یاد مىکند، در آیات دیگر قرآن نیز به خورشید و ماه و مانند آن، سوگند یاد شده است.
﴿إِذَا هَوَى﴾
تکیه بر غروب ستارگان، در حالى که طلوع آنها بیشتر جلب توجه مىکند، به خاطر آن است که غروب ستارگان، دلیل بر حدوث آنها است و نیز دلیلى است بر نفى عقیده ستاره پرستان، همانگونه که در داستان «ابراهیم»(ع) آمده است: {{متن قرآن|﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ﴾[۴]
این معنى نیز قابل توجه است که مسأله «طلوع»، در ریشه لغتِ «نجم» افتاده،؛ چراکه به گفته «راغب» در «مفردات»، اصل «نجم» همان «کوکب طالع» است، و به خاطر همین است که از «روئیدن گیاه در زمین»، و «دندان در دهان»، و «آشکار شدن نظریهاى در ذهن»، تعبیر به «نجم» مىشود.
به این ترتیب، خداوند هم سوگند به طلوع ستارگان یاد کرده، و هم غروب آنها؛ چراکه دلیل بر حدوث و اسارتشان در چنگال قوانین خلقت است.[۵]
﴿صَاحِبُكُمْ﴾
تعبیر به «صاحب» که به معنى دوست و همنشین است، ممکن است اشاره به این باشد که آنچه او مىگوید، از روى محبت و دلسوزى براى شما است.
﴿ضَلَّ﴾ و ﴿غَوَى﴾
بسیارى از مفسران، میان «ضَلَّ» و «غَوى» فرقى نگذاشتهاند، و آنها را تأکید یکدیگر مىدانند، ولى، بعضى معتقدند: میان این دو تفاوت است: «ضلالت» آن است که انسان ابداً راهى به مقصد نیابد، ولى «غوایت» آن است که راه او مستقیم و خالى از اشکال نباشد، اولى همچون «کفر» است، و دومى همچون «فسق و گناه». اما «راغب» در «مفردات» در معنى «غى» مىگوید: «جهلى است که توأم با اعتقاد فاسد باشد». بنابراین، «ضلالت» به معنى مطلق جهل و نادانى و بىخبرى است، ولى «غوایت» جهلى است که با عقیده باطلى توأم باشد، و به هر حال، خداوند مىخواهد در این عبارت، هر گونه انحراف و جهل و گمراهى و اشتباه را از پیامبرش نفىکند، و تهمتهایى را که در این زمینه از سوى دشمنان به او زده مىشد، خنثى نماید[۶].
شأن نزول آیه
قاطبه مفسران شیعه و غالب مفسران اهل سنت بر اساس روایات صحیح و معتبر که در منابع فریقین ذکر شده شأن نزول این آیه را وصایت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) دانستهاند. چنانچه در روایتی علی مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که ستارهای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من وصی من خواهد بود. آنگاه جوانان بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل علی بن ابیطالب(ع) فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به بیراهه رفتهای! در این هنگام بود که خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴾[۷]
احادیث نزول آیه در بیت امیرالمؤمنین(ع)
احادیثی که ذیل سوره مبارکه نجم وارد شده و بیانگر فرود آمدن ستاره در منزل امیرالمؤمنین(ع) است، در منابع و کتب حدیثی متعدد فریقین و به صورتهای مختلفی روایت شده است که بیانگر اخبار رسول خدا(ص) از وصایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) هستند که در ادامه به اهم منابع معتبر و مشهور فریقین اشاره مینماییم:
منابع شیعه
روایت اول
«اجْتَمَعَ أَصْحَابُ رسول الله(ص) فِی عَامِ فَتْحِ مَکَّهًَْ فَقَالَ رسول الله(ص) إِنَّ مِنْ شَأْنِ الْأَنْبِیَاءِ(ع) إِذَا اسْتَقَامَ أَمْرُهُمْ أَنْ یَدُلُّوا عَلَی وَصِیٍّ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُومُ بِأَمْرِهِمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ وَعَدَنِی أَنْ یُبَیِّنَ لِی هَذِهِ اللَّیْلَهًَْ وَصِیّاً مِنْ بَعْدِی وَ الْخَلِیفَهًَْ الَّذِی یَقُومُ بِأَمْرِی بِآیَهًٍْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ فَلَمَّا فَرَغَ النَّاسُ مِنْ صَلَاهًِْ الْعِشَاءِ الْآخِرَهًِْ مِنْ تِلْکَ اللَّیْلَهًِْ وَ دَخَلُوا الْبُیُوتَ وَ کَانَتْ لَیْلَهًَْ ظَلَامٍ لَا قَمَرٍ فَإِذَا نَجْمٌ قَدْ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ بِدَوِیٍّ عَظِیمٍ وَ شُعَاعٍ هَائِلٍ حَتَّی وَقَفَ عَلَی ذِرْوَهًِْ حُجْرَهًِْعَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ(ع) وَ صَارَتِ الْحُجْرَهًُْ کَالنَّهَارِ أَضَاءَتِ الدُّورُ بِشُعَاعِهِ فَفَزِعَ النَّاسُ وَ جَاءُوا یُهْرَعُونَ إِلَی رسول الله(ص) وَ یَقُولُونَ إِنَّ الْآیَهًَْ الَّتِی وَعَدْتَنَا بِهَا قَدْ نَزَلَتْ وَ هُوَ نَجْمٌ وَ قَدْ نَزَلَ عَلَی ذِرْوَهًِْ دَارِ عَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ(ع) فَقَالَ النَّبِیُّ(ص) فَهُوَ الْخَلِیفَهًُْ مِنْ بَعْدِی وَ القائم(ع) مِنْ بَعْدِی وَ الْوَصِیُّ مِنْ بَعْدِی وَ الْوَلِیُّ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی فَأَطِیعُوهُ وَ لَا تُخَالِفُوهُ فَخَرَجُوا مِنْ عِنْدِهِ فَقَالَ الْأَوَّلُ لِلثَّانِی مَا یَقُولُ فِی ابْنِ عَمِّهِ إِلَّا بِالْهَوَی وَ قَدْ رَکِبَتْهُ الْغَوَایَهًُْ فِیهِ حَتَّی لَوْ یُرِیدُ أَنْ یَجْعَلَهُ نَبِیّاً(ص) مِنْ بَعْدِهِ لَفَعَلَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى﴾.»
«یاران رسول خدا(ص) در شبی در سال فتح مکّه دور هم جمع شدند و گفتند: «ای رسول خدا(ص)! همه پیامبران وقتی که کارشان سر و سامان پیدا میکرد، جانشین یا قائممقامی برای خود تعیین میکردند تا دستورات او را انجام دهد و سیرت او را در آن ملّت پیاده کند»؟ رسول خدا(ص) فرمود: «پروردگار من این وعده را به من داده است که با آیهای که از آسمان میفرستد، مشخص کند که چه کسی را دوست دارد که پس از من جانشین من در میان امّت من باشد تا مردم هم آن جانشین را بشناسند. وقتی پیامبر(ص) آخرین نماز عشا را در آن ساعت با مردم خواند، مردم به آسمان نگاه کردند تا ببیند چه چیزی رخ میدهد. آن شب، بسیار تاریک بود و ماه نیز نبود. ناگهان نور زیادی مشرق و مغرب را روشن کرد. در واقع ستارهای از آسمان به طرف زمین فرود آمد و شروع کرد به چرخیدن به دور خانهها، تا اینکه بر بالای خانه علی(ع) توقّف کرد. نور وحشتناکی داشت و مانند پارچهای که تنور را میپوشاند، خانه علی(ع) را پوشاند. آن نور خانهها را روشن کرده بود، مردم ترسیده بودند و شروع کردند به گفتن: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَکْبَر» و گفتند: «ای رسول خدا(ص)! ستارهای از آسمان بر بالای خانه علی(ع) افتاد». رسول خدا(ص) ایستاد و گفت: «به خدا قسم، او پس از من امام است و جانشین من است و به پادارنده امر من است. از او اطاعت کنید و با او مخالفت نکنید و از او پیشی نگیرید. او پس از من، جانشین خداوند در زمین میباشد». راوی گفت: «مردم از اطراف رسول خدا(ص) متفرّق شدند». یکی از منافقین گفت: «هرچه درباره پسر عمویش میگوید از روی هوی و هوس است. گمراهی بر او چیره شده است تا آنجا که اگر برایش امکان داشت میگفت علی(ع)، پیامبر(ص) است». آنگاه جبرئیل نازل شد و گفت: «ای محمّد(ص)! خداوند بلند مرتبه بر تو سلام میرساند و میگوید: بخوان؛ ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى﴾» [۸]
روایت دوم
«أمیرالمؤمنین(ع)- جَاءَتْ جَمَاعَهًٌْ مِنْ قُرَیْشٍ إِلَی النَّبِیِّ(ص) فَقَالُوا یَا رسول الله(ص): انْصِبْ لَنَا عَلَماً یَکُونُ لَنَا مِنْ بَعْدِکَ لِنَهْتَدِیَ وَ لَا نَضِلَّ کَمَا ضَلَّتْ بَنُو إِسْرَائِیلَ بَعْدَ مُوسی(ع) بْنِعِمْرَانَ(ع) فَقَدْ قَالَ رَبُّکَ سُبْحَانَهُ ﴿إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ﴾ وَ لَسْنَا لِنَطْمَعَ أَنْ تُعَمَّرَ فِینَا مَا عُمِّرَ نُوحٌ(ع) فِی قَوْمِهِ وَ قَدْ عَرَفْتَ مُنْتَهَی أَجَلِکَ وَ نُرِیدُ أَنْ نَهْتَدِیَ وَ لَا نَضِلَّ قَالَ إِنَّکُمْ قَرِیبُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِیَّهًِْ وَ فِی قُلُوبِ أَقْوَامٍ أَضْغَانٌ وَ عَسَیْتَ إِنْ فَعَلْتَ أَنْ لَا تَقْبَلُوا وَ لَکِنْ مَنْ کَانَ فِی مَنْزِلِهِ اللَّیْلَهًَْ آیَهًٌْ مِنْ غَیْرِ ضَیْرٍ فَهُوَ صَاحِبُ الْحَقِّ قَالَ فَلَمَّا صَلَّی النَّبِیُّ(ص) الْعِشَاءَ وَ انْصَرَفَ إِلَی مَنْزِلِهِ سَقَطَ فِی مَنْزِلِی نَجْمٌ أَضَاءَتْ لَهُ الْمَدِینَهًُْ وَ مَا حَوْلَهَا وَ انْفَلَقَ بِأَرْبَعِ فِلَقٍ وَ انْشَعَبَ فِی کُلِّ شِعْبٍ فِلْقَهًٌْ مِنْ غَیْرِ ضَیْرٍ قَالَ نَوْفٌ قَالَ لِی جَابِرُبْنُعَبْدِ اللَّهِ إِنَّ الْقَوْمَ أَصَرُّوا عَلَی ذَلِکَ وَ أَمْسَکُوا فَلَمَّا أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیِّهِ أَنْ ارْفَعْ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّکَ قَالَ یَا جَبْرَئِیلُ أَخَافُ مِنْ تَشَتُّتِ قُلُوبِ الْقَوْمِ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَأَمَرَ النَّبِیُّ(ص) بِلَالًا أَنْ یُنَادِیَ بِالصَّلَاهًِْ جَامِعَهًًْ فَاجْتَمَعَ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ تَعَالَی وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ الْعَرَبِ لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ الْمَوَالِی لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ دَعَا بِدَوَاهًٍْ وَ طِرْسٍ فَأَمَرَ وَ کُتِبَ فِیهِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ(ص) رسول الله(ص) قَالَ شَهِدْتُمْ قَالُوا نَعَمْ قَالَ أَ فَتَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاکُمْ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ قَالَ أَ فَتَعْلَمُونَ أَنَّنِی مَوْلَاکُمْ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ قَالَ فَقَبَضَ عَلَی ضَبْعِ عَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ(ص) فَرَفَعَهُ فِی النَّاسِ حَتَّی تَبَیَّنَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِ ثُمَّ قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ(ع) مَوْلَاهُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ فِیهِ کَلَامٌ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾ فَأَوْحَی إِلَیْهِ ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ﴾».
«امام علی(ع)- جمعی از قریش نزد رسول خدا(ص) آمده و گفتند: «ای رسول خدا(ص)! شخصی را به ما معرّفی کن که بعد از تو از او پیروی کنیم تا آنگونه که بنی اسرائیل پس از مرگ موسیبنعمران(ع) گمراه گشتند، گمراه نشویم و خداوند فرموده است:؛ تو میمیری و آنها نیز خواهند مرد!. [۹] و انتظار آن نداریم در میان ما عمر نوح(ع) داشته باشی و خود میدانی که عمرتان به پایان خود نزدیک میشود و ما خواهان آنیم که هدایت یابیم و گمراه نگردیم». فرمود: «شما فاصله زیادی از دوره جاهلیّت ندارید و مردمانی هستند که هنوز دلهایشان مالامال از کینه است و بیم آن دارم که اگر کسی را معرّفی کنم، نپذیرید، امّا بدانید کسی که امشب ستارهای بر خانهاش فرود آید و آسیبی به وی نرساند، هم او صاحب حقّ است». علی(ع) گوید: «چون آن شب رسول خدا(ص) نماز عشاء را اقامه فرمود و به خانهاش رفت و من هم به خانه خود رفتم. ستارهای بر خانهام فرود آمد که تمام شهر و پیرامون آن را روشن کرد و سپس به چهار قسمت شکافته شد و هر قسمتی در درّهای افتاد بیآنکه کسی آسیبی ببیند». جابر بن عبدالله انصاری گوید: «امّا آن قوم با وجود این معجزه بر نفاق خویش اصرار ورزیدند و فضل علی(ع) را نپذیرفتند. و چون آیهای نازل گشت که رسول خدا(ص) میباید دست علی(ع) را به عنوان جانشین خود بالا ببرد، پیامبر(ص) به جبرئیل فرمود: «بیم آن دارم با این کار دلهای مردم پراکنده شود»، از این رو خداوند فرمود: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا [به مردم] برسان! و اگر نکنی،رسالت او را انجام ندادهای! خداوند تو را از [خطرات احتمالی] مردم، نگاه میدارد. (مائده/۶۷)، پس پیامبر(ص) دستور داد بلال نماز جمعه را ندا در دهد. و چون مهاجرین و انصار گرد آمدند، پیامبر(ص) بر منبر رفته و حمد و ثنای خدا را به جا آورده سپس فرموده: «ای مردم قریش! امروز شرافت از آن شماست، پس صفهای خود را فشرده سازید». سپس أمر فرمود دوات و قرطاسی بیاورند. و چون آوردند، دستور داد در آن چنین بنویسند: «بِسمِ اللهِ الرحَمنِ الرَّحیم لا ألهَ إلّا الله محّمدٌ رَسُول الله». آنگاه فرمود: «آیا به این دو شهادت میدهید»؟ گفتند: «آری، به خدا»! فرمود: «آیا میدانید که من مولای شما هستم»؟ گفتند: «آری، به خدا»! سپس بازوی علیبنابیطالب(ع) چنان بالا برد که سفیدی زیر بغل او پیدا گشت. و فرمود: «هرکس من مولای او بودهام اینک علی(ع) مولای اوست» و در ادامه فرمود: «خداوندا، با دوست او دوست باش و با دشمن او، دشمن، و یار آن کس باش که او را یاری کند و هرکس او را خوار و ذلیل بدارد، خوار و ذلیلش بدار». سپس خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾ و به دنبال آن آیه: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است.» [۱۰] را تلاوت کرد»[۱۱]
روایت سوم
«بَیْنَا النَّبِیُّ(ص) جَالِسٌ إِذْ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ مَنْ أَخْیَرُ النَّاسِ بَعْدَکَ یَا رسول الله(ص) فَأَشَارَ إِلَی نَجْمٍ فِی السَّمَاءِ فَقَالَ: مَنْ سَقَطَ هَذَا النَّجْمُ فِی دَارِهِ فَقَالَ الْقَوْمُ: فَمَا بَرِحْنَا حَتَّی سَقَطَ النَّجْمُ فِی دَارِ عَلِیٍّ(ع) فَقَالَ علیبنأبیطالب(ع): فَقَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: مَا أَشَدَّ مَا رَفَعَ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * ماضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴾ مُحَمَّدٌ(ص) ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾ فِی عَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ(ع) ﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾ أَنَا أَوْحَیْتُهُ إِلَیْهِ».
رسول خدا(ص) در جمع صحابه نشسته بود یکی از آنان عرض کرد: «ای رسول خدا(ص)! بهترین مردم بعد از شما چه کسی است»؟ پس پیامبر(ص) به ستارهای در آسمان اشاره کرده و فرمود: «هرکس آن ستاره در خانهاش فرود آمد». آن جماعت گویند: «هنوز آنجا را ترک نکرده بودیم که آن ستاره در خانه علیبنابیطالب(ع) فرود آمد. پس یکی از صحابه گفت: «چقدر منزلت پسر عمویش را بالا برد»؟ سپس آیات ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * ماضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴾ را در شأن رسول خدامحمد(ص) نازل فرمود و آیه: ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾ را درباره علیبنابیطالب(ع) نازل فرمود و آیه: ﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾ به معنای «من آن را به او وحی کردم» است.[۱۲]
روایت چهارم
«لَمَّا أَقَامَ رسول الله(ص) أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ علِیَّبْنَأَبِیطَالِبٍ(ع) یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ فَذَکَرَ کَلَاماً فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی عَلَی لِسَانِ جَبْرَئِیلَ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدٌ(ص) إِنِّی مُنْزِلٌ غَداً ضَحْوَهًًْ نَجْماً مِنَ السَّمَاءِ یَغْلِبُ ضَوْؤُهُ عَلَی ضَوْءِ الشَّمْسِ فَأَعْلِمْ أَصْحَابَکَ أَنَّهُ مَنْ سَقَطَ ذَلِکَ النَّجْمُ فِی دَارِهِ فَهُوَ الْخَلِیفَهًُْ مِنْ بَعْدِکَ وَ أَعْلَمَهُمْ رسول الله(ص) أَنَّهُ یَسْقُطُ غَداً مِنَ السَّمَاءِ نَجْمٌ یَغْلِبُ ضَوْؤُهُ عَلَی ضَوْءِ الشَّمْسِ فَمَنْ سَقَطَ النَّجْمُ فِی دَارِهِ فَهُوَ الْخَلِیفَهًُْ مِنْ بَعْدِی فَجَلَسُوا کُلُّهُمْ فِی مَنْزِلِهِ یَتَوَقَّعُ أَنْ یَسْقُطَ النَّجْمُ فِی مَنْزِلِهِ فَمَا لَبِثُوا أَنْ سَقَطَ النَّجْمُ فِی مَنْزِلِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ(ع) وَ فَاطِمَهًَْ(س) فَاجْتَمَعَ الْقَوْمُ وَ قَالُوا وَ اللَّهِ مَا تَکَلَّمَ فِیهِ إِلَّا بِالْهَوَی فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ(ص) ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾ إِلَیَّ أَفَتُمارُونَهُ عَلی ما یَری»
«هنگامیکه رسول خدا(ص) در روز عید غدیرخُم امیرالمؤمنین(ع) را به جانشینی خود تعیین نمود، سخنی بر زبان راند که جبرئیل از قول خداوند متعال به پیامبر(ص) عرض کرد: «یا محمّد! من فردا پس از طلوع آفتاب ستارهای از آسمان فرود خواهم آورد که روشنایی آن بر روشنایی خورشید غلبه کند. پس به یارانت اعلام کن که این ستاره بر خانه هرکس فرود آمد، خلیفه بعد از من اوست». و رسول خدا(ص) نیز آنان را از این أمر آگاه فرمود. مردم به خانههای خود رفته و به انتظار فرود آمدن ستاره نشستند در حالی که هریک دوست داشت این ستاره در خانه او فرود آید لیکن ستاره در خانه علی(ع) فرود آمد، در آن هنگام آن جماعت گرد آمده و گفتند: «محمّد از روی هوی و هوس سخن میگوید»! و خداوند در پاسخ به آنان فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾.» [۱۳]
منابع عامه
احادیث شأن نزول این آیه در مورد ولایت امیرالمؤمنین(ع) در منابع اهل سنت نیز نقل شدهاند، به عنوان نمونه حاکم حسکانی چنین نقل کرده که:
«انْقَضَّ کَوْکَبٌ علی عهْدِ رسول الله(ص) فَقَالَ رسول الله(ص): انْظُرُوا إِلَی هَذَا الْکَوْکَبِ فَمَنِ انْقَضَّ فِی دَارِهِ فَهُوَ الْخَلِیفَهًُْ مِنْ بَعْدِی فَنَظَرُوا فَإِذَا قَدِ انْقَضَّ فِی مَنْزِلِ عَلِیٍّ(ع) فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى...﴾»
«در زمان پیامبر(ص) ستارهای فرود آمد، پیامبر(ص) فرمود: «به این ستاره نگاه کنید، در خانه هرکس فرود آید او خلیفه من پس از من است. پس نگاه کردیم و دیدیم که در منزل علیّبنابیطالب(ع) فرود آمده است». گروهی از مردم گفتند: «محمّد(ص) در محبّت علی(ع) سرگشته است، پس خدا این آیه را نازل کرد: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾» [۱۴]
نقل حدیث در منابع عامه
احادیث شأن نزول این آیه در ولایت امیرالمؤمنین(ع) در بسیاری از منابع معتبر اهل سنت نقل شدهاند که در ادامه به چند مورد اشاره میشود:
- تاریخ مدینه دمشق: ابن عساکر دمشقی [۱۵]
- کفایة الطالب: ابوعبدالله گنجی شافعی [۱۶]
- مناقب علی بن ابیطالب: ابن مغازلی شافعی [۱۷]
- شواهد التنزیل: حاکم حسکانی[۱۸]
مرحوم علامه حلی در کتاب نهج الحق مینویسد: «روی الجمهور» یعنی جمهور اهل سنت این روایت را ذکر کردهاند و بدین منظور سخن ابوالفرج جوزی را به عنوان شاهدی بر این مدعا میآورد چه اینکه ابن جوزی این روایت را به گروهی از راویان سنی منتسب ساخته است. [۱۹] علاوه بر این با مراجعه به اسانید حدیث در کتابهای یاد شده، به روشنی میتوان دریافت که برخی از حدیث پژوهان نامی اهل سنت در زمره راویان این حدیث هستند که از جمله آنها میتوان به ابو محمد جوهری اشاره کرد. [۲۰]
دلالت آیه
دلالت بر وصایت و خلافت امیرالمؤمنین(ع)
مهمترین دلالت این آیه، در کنار اثبات افضلیت امام علی(ع)، وصایت و امامت آن حضرت است. مرحوم علامه حلی این آیه را در کتاب منهاج الکرامة خود به عنوان دلیل چهارم بر اثبات ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) مطرح ساخته و در ذیل آن روایتی را از ابن مغازلی شافعی آورده است. ایشان مینویسد: «فقیه علی مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که ستارهای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من وصی من خواهد بود. آنگاه جوانان بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل علی بن ابیطالب(ع) فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به بیراهه رفتهای! در این هنگام بود که خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴾. با توجه به این حدیث، آیه شریفه به روشنی بر وصایت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. [۲۱].[۲۲]
منابع
پانویس
- ↑ «سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیات ۱ و ۲
- ↑ «ثریا»، مجموعه ستارگانى هفتگانه است، که اکثر آنها آشکار و یکى بسیار کم نور است، که معمولاً براى شناسائى قدرت دید، افراد را به وسیله آن آزمایش مىکنند، سوگند به این ستاره ممکن است به خاطر مسافت زیاد آن از ما بوده باشد
- ↑ «شعرى»، یکى از پرنورترین ستارگان آسمان است. رمز سوگند به آن ممکن است از این نظر باشد که فوق العاده پرفروغ و درخشان و داراى ویژگىهایى است
- ↑ «و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم» سوره انعام، آیه ۷۶.
- ↑ اگر در بعضى از روایات، «نجم» به شخص پیامبر(ص) تفسیر شده و «هوى» به معنى نزول او از آسمان در شب معراج، در حقیقت جزء بطون آیه است نه ظاهر آن.
- ↑ برگرفته از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی،https://old.makarem.ir/main.aspx?lid=4&typeinfo=11&catid=1&pageindex=53&mid=27428
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۵، ص۲۲۴؛ کلینی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۷۴
- ↑ سوره زمر، آیه۳۰
- ↑ سوره مائده، آیه ۶۷
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع) ج۱۵، ص۲۲۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۸۱؛ فرات الکوفی، تفسیر، ص۴۵۰
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۵، ص۲۳۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۸۰؛ فرات الکوفی، تفسیر، ص۴۴۹
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۵، ص۲۳۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۸۳؛ فرات الکوفی، تفسیر، ص۴۵۱
- ↑ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۷۵ و ج۲، ص۲۷۷؛ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج15، ص232
- ↑ ج۴۲، ص۳۹۲
- ↑ ص۲۶۰ و ۲۶۱
- ↑ ص۲۱۶ و ۲۱۷، ش۲۸۱
- ↑ ج۲، ص۲۷۸، ش۹۱۲
- ↑ نهج الحق و کشف الصدق، ج۲، ص۲۷۸، ش۹۱۲
- ↑ میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۲-۳۴۳
- ↑ علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۱۹-۱۲۰
- ↑ میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۳۷ و ۳۳۸