ابن بابه کاشی
آشنایی اجمالی
ابن بابه کاشی (م ۵١٠): کتاب رأس مال الندیم فی تواریخ اعیان اهل الاسلام از ابوالعباس احمد بن علی بن بابه القاشی (کاشی) متوفای ۵۱۰ است [ایضاح المکنون: ۱/ ۵۴۶] و این کتاب را در سال ۵۰۱ هجری نوشته است. کتاب «رأس مال الندیم» یک اثری تاریخی است و متن چاپی آن بر اساس نسخه استانبول توسط محمد عبدالقادر خریسات از مردمان اردن تصحیح و در سال ۲۰۰۱ در امارات مرکز زاید منتشر شده است. همانجا شرح حال مختصری نیز از وی بهدست داده شده است. ابن بابه کاشانی بوده و به نظر میرسد با فرهنگ شیعی کاملاً آشنایی داشته است. وی اواخر عمر به مرو رفته و همانجا درگذشته است. خودش در ص۳۹۲ به رفتنش به خراسان یاد کرده است.
بر اساس آنچه در این کتاب آمده سعی کرده بیطرفانه مطالب را بنویسد، اما پیداست که بر فرهنگ شیعی تسلط کافی داشته و از اخبار و باورهای رایج در میان امامیان آگاه بوده است. چنانکه به جای نام بردن از امام دوازدهم تعبیر «القائم الحجة» را بکار میبرد. سمعانی (م ۵۶٢) ذیل مدخل بساسیری مطلبی از او به نقل از تاریخ ابوالوفاء اخسیکتی نقل کرده است همو در جای دیگری هم نوشته است: الْقَاشِيُّ نِسْبَةٌ إِلَىٰ قَاشَانَ أَيْضًا، وَ هِيَ بَلْدَةٌ قَرِيبَةٌ مِنْ أَصْبَهَانَ، وَ الْمَشْهُورُ بِهٰذِهِ النِّسْبَةِ أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بَابَةَ الْقَاشِيُّ الْأَدِيبُ، كَانَ فَاضِلًا، يَعْرِفُ الْأَدَبَ وَ التَّارِيخَ، صَاحِبَ كُتُبٍ حِسَانٍ، وَ جَمَعَ أَشْيَاءَ، رَوَىٰ لَنَا عَنْهُ أَبُو مُضَرَ طَاهِرُ بْنُ مَهْدِيِّ الطَّبَرِيُّ. و بدین ترتیب از ابن بابه، به عنوان فردی فاضل که ادب و تاریخ میدانسته یاد کرده و اینکه کتابهای خوبی داشته و مطالبی را گردآوری کرده بوده است. واسطه او ابن بابه ابومضر طار بن مهدی طبری بوده است[۱]. یاقوت مطلب او را در باره بساسیری آورده است[۲]. اما نکته دیگر، مطلبی است که یاقوت حموی ذیل مدخل «قاشان» در معجم البلدان از کتابی از او که درباره فرق شیعه بوده یاد کرده است.
عبارت یاقوت این است: «قاشان، شهری است نزدیک اصفهان که معمولاً با قم یاد میشود. ظروف کاشی از آنجا به دست میآید و مردم عادی آن را قاشی [کاشی] میگویند. مردمانش همه شیعه امامی هستند. من در کتابی که آن را ابوالعباس احمد بن علی بن بابه قرشی درباره فرق شیعه نوشته مطالبی خواندم تا آنجا که به منتظر پرداخته و گوید: از عجایب آنچه من در بلاد خودم شاهد بودم این است که کسانی از علویان از اصحاب تنایات [کشاورزان] که معتقد به این مذهب هستند هر صبحگاه منتظر طلوع قائم هستند و تنها به انتظار بسنده نمیکنند بلکه همه آنها سوار اسب و درحالی که شمشیر بهدست هستند و سلاح بر تن از قرای خود بیرون آمده به استقبال امام میروند و متاسف از اینکه ظهور نشده، بازمیگردند»[۳]. اما کتاب رأس مال الندیم، یک اثر عمومی در تاریخ و فرهنگ دنیای اسلام است، اثری که سبک آن تلفیقی از نگارشهای مختلفی است که از قرن دوم به بعد در حوزه تاریخ اسلام و عرب نوشته است. برای مثال بخشی از آن شبیه آثار محمد بن حبیب در المنمق و المحبر است که در تاریخ عرب جاهلی و انساب و نوعی تاریخنگاری قبیلهای خاص است. بخشی دیگر بحث از اوائل و مشابه آثاری است که در اوائل نوشته شده است. بابی به معمرین اختصاص داده شده و بخشی دیگر خلفای اولیه و تاریخ امویان و عباسیان و سلسلههای ایرانی است. بخشی دیگر مداخل جغرافی مانند دارالندوه اهرام مصر، مناره اسکندریه و... است. قسمتی از کتاب هم به نوادر و مُلح و داستانهای لطیف اختصاص یافته است. شماری از شعرا هم در بخشی دیگر معرفی شدهاند. بدین ترتیب راس مال الندیم گویا به این معناست که یک کسی که ندیم است، چه سرمایهای باید داشته باشد تا بتواند برای سلطان و یا وزیر سودمند باشد. خودش میگوید: جَمَعْتُ فِيهِ أَحَاسِنَ الْأَخْبَارِ، وَ عُيُونَ الْأَحَادِيثِ وَ الْأَشْيَاءَ الْمُتَشَاكِلَةَ وَ الْمُتَضَادَّةَ وَ الِاتِّفَاقَاتِ الْعَجِيبَةَ وَ الْأُمُورَ الْغَرِيبَةَ، چیزهایی که یک ندیم باید بداند. [ص ١۶] و در پایان کتاب با اشاره به سفرش به خراسان تجربه کارهای ندیمان را توضیح داده و ارتباط تألیف اثر حاضر را با آن بیان کرده است.
وی در این کتاب، سند نقلها را نیاورده و غالباً منبع خود را هم ذکر نکرده است، با این حال در مواردی نام افرادی چون کلبی، ابن کلبی، جاحظ، مبرد، اصمعی، صولی و واقدی آمده است. نقل او از کتاب مفاخر خراسان از ابوالقاسم کعبی باید از موارد دیگر جالبتر باشد. وی گفته است که کتاب را برای رئیس سعدالملک ابوالفتح محمد بن بهرام بن علی نوشته است تا «دستوراله و مشوقة الی وراء ذلک قیاسا علی ما کانت تجری به العادة فی العراق منذ وصول بنی العباس الی الخلافه» تا دستور و قانونی باشد برای او برای شناختن آنچه در عراق از زمان پس از روی کار آمدن عباسیان به صورت عادت و قاعده رخ میدهد. [ص ٣٩۴]. در پایان رساله هم آمده است که نگارش آن در رمضان ۵۰۱ پایان یافته است. نام کتاب هم همانجا آمده گفته شده است: «و سمیته رأس مال الندیم».
ابن بابه در بیان تاریخ خلفای اولیه و امویان و عباسیان از هر خلیفه یاد کرده و اطلاعاتی مختصر درباره تولد و وفات او دارد؛ به علاوه نکاتی را هم درباره آنها یا وزیرانشان نقل میکند. وی پس از بیان خلافت قائم که آغازش در ۴۲۱ - پس از القادر - یاد کرده و وفات وی را در ۴۶٧ نوشته و این که ولیعهد او مقتدی بوده و با وی بیعت شده است. وی پس از آن از مستظهر عباسی که پس از درگذشت مقتدی در سال ۴۸۷ آمده یاد نکرده است. پس از آن با آوردن عنوان ائمة الشیعه اثنا عشر نفرا شرح حال دوازده امام را در صفحات ٣۵٧ تا ٣۶٣ دارد. آنگاه و در ادامه ذیل عنوان «ائمه الباطنیة السبعة» خلفای فاطمی را از المهدی تا المستعلی معرفی کرده و گوید که وفات مستنصر را و اینکه چه زمانی مستعلی بر سر کار آمده نمیداند و قول داده که اگر مطلبی یافت بنویسد: إِذَا ظَفِرْتُ بِمَنْ يَتَحَقَّقُ ذلِكَ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ أَلْحَقْتُهُ هُنَا. اگر چیزی به دست آوردم اینجا اضافه خواهم کرد». (ص ٣۶٩). از اینجا به بعد مباحثی درباره امرای طاهری سامانی دیلمی یعنی آل بویه و غزنوی دارد و همینجا کتاب پایان مییابد[۴]. در بیشتر این قسمتها اطلاعات جالبی هست که باید با منابع دیگر مقایسه شود؛ اما بخش امامان شیعه که در ضمن باورهای خود او را هم نشان میدهد، در اینجا مورد نظر است. یک مورد هم با اشاره به نابود شدن نسب امویان با تعبیر وَ لَا يُسْمَعُ بِنَسَمَةٍ مِنْ عَقِبِ الْعَاصِ بْنِ وَائِلٍ، وَ لَا ابْنِهِ اللَّئِيمِ میافزاید این در حالی است که دنیا از عترت رسول(ص) پر شده است: إِنَّ الدُّنْيَا مَلْأَى مِنْ عِتْرَةِ الرَّسُولِ(ص) شَرْقًا وَ غَرْبًا، بَرًّا وَ بَحْرًا[۵].[۶]
منابع
پانویس
- ↑ الانساب سمعانی، ج۱۰، ص۲۹۹.
- ↑ معجم البلدان، ج۱، ص۴١٢، همین نقل در در بغیه الطلب فی تاریخ حلب (ج۳، ص١٣۵۵) آمده است. لابد منبع آنها همان سمعانی است.
- ↑ معجم البلدان، ج۴، ص۴٩۶.
- ↑ رأس مال الندیم، ص٣٧٣-٣٩۵.
- ↑ رأس مال الندیم، ص۲۰۳.
- ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۲۹۳.