اسحاق بن جعفر بن محمد الصادق در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

اسحاق از مادری پرهیزکار به نام حمیده بربریه در سرزمین عریض زاده شد. او برادر پدر و مادری امام موسی بن جعفر و از بزرگان و پرهیزکاران روزگار خود به شمار می‌‌رفت. همسرش نفیسه دختر حسن بن زید بود و از وی سه فرزند به نام‌های «محمد»، «حسن» و «حسین» به جای ماند. اسحاق از جمله شیعیان مخلصی است که مسیر صحیح را شناخت و به دیگران شناساند. او هرگز خندان دیده نمی‌شد، به همین جهت وی را حزین نامیدند [۱]. خاندان اسحاق به «اسحاقیین» مشهورند.

هر چند نحله‌ای از شیعیان پس از امام صادق(ع) او را امام شناختند، لکن او خودش نه تنها هرگز دست از تبلیغ امامت امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) برنداشت، بلکه از راویان وصیت و سفارش امام صادق(ع) به امامت امام موسی(ع) و نیز از شاهدان وصیت امام کاظم به پیشوایی فرزندش علی بن موسی الرضا بود[۲].

هنگامی که امام کاظم وصیت می‌‌کرد، جماعتی را بر وصیت خود شاهد گرفت که از جمله آنها، اسحاق بود. امام(ع) پس از پایان وصیت، آن را مهر کرده و فرمود: کسی حق باز کردن این مکتوب را ندارد. لعنت خدا و ملائکه و رسولان بر کسی که چنین کند. وقتی که عباس فرزند بزرگ امام موسی(ع) به بهانه واهی آن کتاب را نزد قاضی گشود، اسحاق به شدت برآشفت و به یاری امام رضا(ع) شتافت و عباس را سرزنش کرد.

اصحاب رجال - اعم از شیعه و سنی - او را ستوده و توثیق کرده‌اند. ابن معین او را صدوق می‌‌خواند. سفیان بن عیینه و ابن کاسب هر گاه از او حدیثی نقل می‌‌کردند، وی را با عنوان ثقه یاد نموده و می‌‌گفتند: "حدَّثني الثِّقة"

ابن حبان او را در شمار ثقات نام برده و بخاری وی را از برادرش محمد موثق‌تر می‌‌داند.

شیخ مفید او را نیکوکار و اهل فضل و ورع می‌‌خواند که دارای احادیث و آثار فراوانی است.

شیخ طوسی او را در شمار اصحاب امام صادق(ع) و برقی علاوه بر آن او را در میان اصحاب امام باقر(ع) و امام کاظم(ع) نیز نام می‌‌برد.

اسحاق از امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، سعید بن مسلم، صالح بن معاویه بن عبدالله بن جعفر، عبدالله بن جعفر مخرمی، عبدالرحمن بن ابی بکر ملیکی جدعانی، عبدالرحمن بن عبدالعزیز انصاری امامی و دیگران روایت می‌‌کند. و از او کسانی چون: ابراهیم بن منذر حزامی، محمد بن اسماعیل بن جعفر، یعقوب بن حمید بن کاسب و یعقوب بن محمد زهری روایت می‌‌کنند. روایات اسحاق در جوامع روایی شیعه و سنی مانند: اصول کافی، صحیح بخاری، سنن ابن ماجه، سنن ابی داوود و ترمذی آمده است [۳].

اسحاق روایت می‌‌کند که از امام صادق(ع) سؤال شد: برخی گمان می‌‌کنند ابوطالب کافر است. ایشان فرمودند: دروغ می‌‌گویند. او چگونه می‌‌تواند کافر باشد در حالی که در باره پیامبر(ص) چنین سروده است: "المتعلموا اَنّا وَجَدْنا محمّداً نبیّاً کَمُوسی خُطَّ فی اوّل الکُتُبِ"[۴]. اسحاق پس از مهاجرت از مصر، به مدینه آمد، در همان جا زیست و پس از گذراندنِ عمری دراز در ۸۵ سالگی، سال ۲۰۸ﻫ.ق بدرود حیات گفت[۵].[۶]

آشنایی اجمالی

اسحاق بن جعفر صادق هاشمی علوی مدنی[۷]، محدث امامی[۸]، مکنی به ابومحمد و ملقب به مؤتمن است که گاه وی را به حزین نیز متصف کرده‌اند،؛ چراکه گفته‌اند هیچ گاه کسی او را خندان ندیده است[۹].

اسحاق، محمد و موسی کاظم (ع) از مادری ام‌ولد به نام حمیده بربریه بودند[۱۰]. وی در عریض، روستایی در نزدیکی مدینه، متولد شد[۱۱]. او را شبیه‌ترین افراد به پیامبر اکرم (ص) دانسته‌اند[۱۲]. ابو محمد علاوه بر درک امامت امام کاظم (ع)، به امامت برادر خویش اعتقاد داشت و نص امامت ایشان را از قول پدر، امام جعفر صادق (ع)، نقل کرده است[۱۳].

اسحاق به دلیل خویشاوندی با امام رضا (ع) در برخی مناسبت‌ها همراه امام رضا (ع) بود و مطالبی را نیز در دفاع از حضرت بیان می‌داشت. بعد از شهادت امام کاظم (ع) و تشکیک عباس، برادر امام رضا (ع)، مبنی بر عدم قبول کفالت امام رضا (ع) بر تمامی امور، برادران، امام رضا (ع) را به دادگاه قاضی ابوعمران طلحی بردند. در آن جلسه، اسحاق، عباس را به دلیل سخنان نامناسب درباره امام رضا (ع) سرزنش و عتاب کرد. بعد از گشوده شدن مهر وصیت‌نامه امام کاظم (ع)، امام، اسحاق بن جعفر (ع) را از جمله شاهدان بر عقائد حقه خویش و نیز شاهدی بر وصایت امام رضا (ع) قرار داده بود[۱۴]. این شواهد نشان از مقبولیت و موجه بودن اسحاق در نزد امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) دارد.

بنا به نقل شیخ مفید، اسحاق مردی از اهل فضل و صلاح و ورع و اجتهاد بود که مردم آثار و احادیث بسیاری از او نقل کرده‌اند[۱۵]. به دلیل همین صفات نیکو وی ثقه و ممدوح دانسته شده است[۱۶]، به گونه‌ای که رجالیون اهل سنت نیز از او با نیکی یاد کرده و وی را مقبول دانسته‌اند[۱۷]. چنان که ابن‌حبان وی را در زمره ثقات آورده[۱۸] و ابن‌معین او را صدوق دانسته است[۱۹]. همچنین زمانی که این کاسب از او نقل حدیث می‌کرد، وی را الثقة الرضی[۲۰] و سفیان بن عیینه، الثقة الرضا[۲۱] صفت داده‌اند.

شیخ طوسی ابو محمد را در زمره اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع) یاد کرده[۲۲] و برقی او را جزو اصحاب امام کاظم (ع) نیز آورده است[۲۳].

اسحاق احادیثی چون ایمان ابوطالب، حمل مادران ائمه (ع)، امامت امام کاظم (ع) و... از پدر و برادر خویش، موسی کاظم (ع)، و امام رضا (ع) شنیده و نقل کرده است[۲۴]. وی از افرادی چون سعید بن مسلم بن بانک، صالح بن معاویة بن عبدالله بن ابی‌طالب، عبدالله بن جعفر المخرمی و... نیز روایت کرده[۲۵] و کسانی مانند محمد بن اسحاق، فرزندش، اسماعیل بن محمد بن اسحاق، نوه‌اش و ابوهاشم بن کاسب از او روایت کرده‌اند[۲۶].

اسحاق با نفیسه دختر حسن بن زید از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) ازدواج کرد[۲۷]. قاسم و ام‌کلثوم فرزندان وی از نفیسه بودند که نسلی از آنها باقی نمانده است. بنورقی در مصر، بنو زهره در حلب و بنو حارث در ری، از نسل «اسحاق» از دیگر فرزندان وی‌اند[۲۸]. در سال ۱۹۵ق اسحاق و نفیسه بنت الحسن ابتدا به زیارت حضرت ابراهیم (ع)[۲۹] و سپس به فسطاط مصر رفتند و در آنجا ساکن شدند. نفیسه به سال ۲۰۸ ق وفات یافت و با اصرار مردم مصر در همان شهر در مکانی به نام درب السباع، محله‌ای بین مصر و قاهره، دفن گردید[۳۰]، اما اسحاق به همراه دو فرزندش به مدینه مراجعت کرد[۳۱].

از زمان وفات وی در منابع ذکری به میان نیامده است، البته وی تا سال ۲۰۸ق در قید حیات بوده است. از طرفی دیگر بنا به فرموده امام رضا (ع)، مبنی بر وفات اسحاق پیش از برادرش محمد بن جعفر (ع)[۳۲]، وی قبل از سال ۲۰۳ق، زمان وفات محمد بن جعفر (ع)، از دنیا رفته است. چنان که خراسانی در اکلیل المنهج با استناد به این روایت زمان وفات وی را در عصر امامت امام رضا (ع) می‌داند[۳۳]. بنابر این گزارش قطعی از زمان وفات اسحاق در منابع موجود نیست[۳۴].

منابع

پانویس

  1. عمدة الطالب ۲۷۹.
  2. ارشاد مفید ۲۸۶.
  3. تهذیب الکمال ۴۱۶/ ۲ و معجم رجال الحدیث ۴۲/ ۳.
  4. الغدیر ۳۹۰/ ۷.
  5. المقفّی الکبیر ۲/ ۵۵ و وفیات الاعیان ۵/ ۴۲۴.
  6. عزیزی، رستگار، بیات، راویان مشترک ج۲، ص ۱۸.
  7. تهذیب الکمال، ج۲، ص۴۱۶؛ نقد الرجال، ج۱، ص۱۹۲.
  8. الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق (ع)، ج۱، ص۱۳۶.
  9. مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۵۶- ۵۵۷؛ لسان المیزان، ج۱، ص۳۵۹.
  10. بحار الأنوار، ج۴۷، ص۲۴۱.
  11. عمدة الطالب، ص۲۴۹.
  12. عمدة الطالب، ص۲۴۹؛ سر السلسلة العلویة، ص۴۴.
  13. الارشاد، ج۲، ص۲۱۱، ۲۱۹- ۲۲۰.
  14. الکافی، ج۱، ص۳۱۷-۳۱۹؛ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۴۲-۴۴؛ الفوائد الرجالیة، ج۱، ص۴۱۶-۴۲۱.
  15. الارشاد، ج۲، ص۲۱۱؛ إعلام الوری، ج۱، ص۵۴۸؛ فائق المقال، ص۸۸؛ منتهی المقال، ج۲، ص۱۹.
  16. أعیان الشیعة، ج۳، ص۲۶۹؛ وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۳۱۶؛ الوجیزة فی الرجال، ص۲۸؛ الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق (ع)، ج۱، ص۱۳۶.
  17. الکاشف، ج۱، ص۲۳۵.
  18. کتاب الثقات، ج۸، ص۱۱۱.
  19. تاریخ ابن‌معین، دارمی، ص۷۴؛ الجرح و التعدیل، ج۲، ص۲۱۵؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۸۰.
  20. الفوائد الرجالیة، ج۴، ص۶۶؛ عوالم العلوم، ج۲۰، ص۹۲۶.
  21. الصواعق المحرقة، ص۱۶۹؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۲۶۸؛ سر السلسلة العلویة، ص۴۴.
  22. رجال الطوسی، ص۱۲۵، ۱۶۱.
  23. کتاب الرجال، برقی، ص۱۰، ۴۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۰۳.
  24. الأمالی، طوسی، ص۲۲۳؛ روضة المتقین، ج۱۲، ص۲۱۹؛ المحاسن، ج۲، ص۶۴۰.
  25. تهذیب التهذیب، ج۱، ص۲۰۰؛ تاریخ الإسلام، ذهبی، ج۱۳، ص۹۳.
  26. تهذیب الکمال، ج۲، ص۴۱۶.
  27. مستدرک سفینة البحار، ج۹، ص۳۹۹.
  28. عمدة الطالب، ص۲۵۰؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۲۶۸.
  29. منتهی الآمال، ج۲، ص۱۴۱۷.
  30. وفیات الأعیان، ج۵، ص۴۲۴؛ مرآة الجنان، ج۲، ص۳۳؛ حسن المحاضرة، ج۱، ص۴۲۰.
  31. ریاحین الشریعة، ج۵، ص۸۵.
  32. عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۲۲۳؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۵۵.
  33. إکلیل المنهج، ص۱۳۳.
  34. مقدسی، زهرا، مقاله «اسحاق بن جعفر»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص ۱۵۵.