بحث:عابس بن ابیشبیب شاکری
شهادت عابس بن ابی شبیب
عابس از قبیله بنوشاکر شیفته امیرالمؤمنین بودند. حضرت درباره ایشان فرمود: لو تمت عدتهم الفا لعبد الله حق عبادته اگر شماره این فامیل به هزار نفر برسد حق پرستش خداوند ادا میشود. آنها همه به شجاعت مشهور بودند. ایشان یکی از شهدای شجاع کربلا و از جمله شیعیان با وفا و ناطقین گویا و رساست. پس از رسیدن نامه امام حسین(ع) به کوفه و گرد هم آیی شیعیان در محضر جناب مسلم، عابس برخاسته و پس از حمد و سپاس خدا و درود بر پیامبر اکرم روی به جناب مسلم نمود عرض کرد: اني لست اعلم ما في قلوب الناس و لكن اخبرك بنفسي اذا دعوتموني اجبتكم و اضرب بسيفي عدوكم حتى القى الله تعالى عز و جل من نمیدانم که در دلهای مردم چیست و لکن از خودم خبر میدهم که هر وقت مرا بخوانید شما را جواب میدهم و با شمشیرم به دشمن شما میزنم تا وقتی که خدا را ملاقات کنم.
حبیب بن مظاهر از جا برخاسته روی به عابس نمود و فرمود: يرحمك الله تعالى قد قضيت عليك انا و الله على مثل ذلك خداوند تو را رحمت کند که آنچه را بر تو واجب بود بجا آوردی، من هم قسم به خدا که مانند تو بر این عقیدهام. عابس در کربلا نیز به حسین(ع) گفت: ما امسي على ظهر الارض قريب و لا بعيد اعز عليك، و لو قدرت ان ارفع عنك بشيء اعز علي من نفسي لفعلت.
بر پشت این زمین عزیزتر از تو احدی وجود ندارد، اگر عزیزتر از جانم چیزی میداشتم و میتوانستم با آن دفع ظلم از تو بکنم به راستی انجام میدادم. سلام بر تو یا اباعبدالله شهادت میدهم که من بر هدایت تو و پدرت میباشم[۱].
عابس روز عاشورا وقتی اجازه میدان گرفت پس از خداحافظی با شمشیر کشیده به سوی میدان تاخت، در حالی که قبلاً پیشانیش از ضرب شمشیر دشمن مجروح شده بود. مردانه در میدان ایستاد و مبارزطلبید ولی کسی جرأت آن نداشت که در برابرش ظاهر شود و با او بجنگد؛ زیرا او را از پیش میشناختند و شجاعتش را در جنگها دیده بودند. عمر سعد وقتی مبارزه طلبیدن او را دید که میگوید الا رجل الا رجل کیست مردی که با من مبارزه کند؟ عمر سعد گفت وای بر شما اگر نمیتوانید به جنگ او بروید و او را سنگباران کنید! وقتی از هر طرف بر او سنگ میآمد زره و کلاهخود خود را بیرون آورد و بر آنها حمله کرد. بیش از ۲۰۰ نفر را کشت و در محاصره قرار گرفت و به شهادت رسید. در فضیلت این بزرگوار همین بس که در زیارت ناحیه مقدسه به او سلام داده شده است[۲].[۳]
پانویس
- ↑ طبری، ج۶، ص۲۵۴.
- ↑ ارشاد مفید، ج۳، ص۱۰۵؛ ابصار العین، ص۱۱۸.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت سیدالشهداء ج۲، ص ۷۵.