مقداد بن اسود کندی از صحابه بزرگ رسول خداست. عالمانعلم انساب، نسب وی را این گونه نگاشتهاند: "مقداد بن عمرو بن ثعلبة بن مالک بن ربیعة بن ثمامة بن مطرود بن زهیر بن بن لؤی بن ثعلبة بن مالک بن شرید بن ابی اهون بن قائش بن دریم بن أهود بن بهراء قضاعی"[۱].
از آنجا که عمرو، پدرمقداد، در سرزمین حضرموت، با طائفه معروف کنده همپیمان بود و در آن سرزمین زندگی میکرد به "مقداد حضری" یا "مقداد کندی" نیز معروف شده است[۲].
از دختر مقدادنقل شده است که وی مردی بلند قد و سیه چرده، با شکمی بزرگ و سری پر مو بود. ریش بسیار زیبای خود را زرد میکرد و چشمهای درشت و ابروهای پیوسته مشکی داشت[۱۲][۱۳].
مقداد از معدود افرادی است که در تمام غزوات، از جمله جنگ بدر، سواره، در کنار رسول خدا(ص) حضور یافته است[۲۵] که از افتخارات او به شمار میرود[۲۶].
رسول اکرم(ص)، در جنگ بدر، اصحاب را به دور خود جمع کرد و از آنها مشورت طلبید. هر کدام چیزی گفتند. در این میان، "ابوبکر" و "عمر"، به عقبنشینی رأی دادند که باعث خشم و نارحتی پیامبر(ص) شد. در این هنگام مقداد برخاست و چنین گفت: "ای رسول خدا! سپاه قریش، مغرورانه به سمت ما میآید. ما به تو ایمان آوردیم و تو را تصدیق میکنیم... و فرمان تو را به جان میپذیریم. ما حرفی که بنیاسرائیل به موسی(ع) گفتند: ﴿فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ﴾[۲۷] را نمیگوییم. ما میگوییم تو و پروردگارت جنگ کنید و ما همراه شما میجنگیم"[۲۸].
چهل نفر، نزد علی(ع) آمدند و گفتند: "ما آماده دفاع و حمایت از شماییم". حضرت به آنها فرمود: "اگر بر سر قول خود هستید، فردا موی سر خود را بتراشید و نزد من بیایید". روز بعد تنها سلمان، مقداد و ابوذر با سرهای تراشیده نزد ایشان حاضر شدند[۳۳].
امام صادق(ع) حول آیه شریفه: ﴿قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى﴾[۳۸] فرمود: "به خداسوگند! کسی به این آیه عمل نکرد، مگر هفت نفر و مقداد یکی از آنها بود"[۳۹].
↑«تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست» سوره مائده، آیه ۲۴.
↑عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۷۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۲۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۴۳۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۸۰- ۵۸۱.