بحث:نظارت در معارف و سیره علوی

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

کنترل و نظارت مخفی

امیر مؤمنان علی(ع): «ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ»؛ سپس با گماشتن مأموران مخفی که راستگو و باوفا باشند، کارهای آنان را بررسی نما[۱]؛ «عیون» جمع کلمه «عین» است و «عین» بر چشم مخفی و ناظر پنهانی و مأمور اطلاعاتی اطلاق می‌گردد؛ منظور از کنترل مخفی، نظارت بر عملکرد کارکنان سازمان، به گونه‌ای است که کارکنان سازمان متوجه این کار نشوند. اهمیت این نوع نظارت بیشتر در جایی آشکار می‌گردد که مشاهده می‌شود برخی مدیران و کارکنان با ظاهر‌سازی مدیریت را فریب می‌دهند. این افراد با ظاهر‌سازی و تظاهر، خود را فردی با عملکرد خوب نشان می‌دهند و این‌گونه وانمود می‌کنند که کارهای مفید زیادی برای سازمان انجام می‌دهند.

حضرت علی(ع) خطر این‌گونه افراد را به مالک اشتر گوشزد می‌کند و می‌فرماید: «فَإِنَّ الرِّجَالَ يَتَعَرَّضُونَ لِفِرَاسَاتِ الْوُلَاةِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسْنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَيْسَ وَرَاءَ ذَلِكَ مِنَ النَّصِيحَةِ وَ الْأَمَانَةِ شَيْ‏ءٌ»؛ همانا افراد زرنگ، راه جلب نظر و خوش‌بینی زمامداران را با ظاهر‌سازی و خوش‌خدمتی، خوب می‌دانند؛ در حالی که در ورای این ظاهر جالب و فریبنده، هیچ خیرخواهی و امانت‌داری وجود ندارد[۲].

سیره مدیریتی امیر مؤمنان علی(ع) در زمان حکومت و مدیریت خویش بر جامعه اسلامی، این بود که همواره رفتار و عملکرد کارگزاران و عمّال خود را در اقصی نقاط کشور پهناور اسلامی آن زمان، به صورت پنهانی و مخفیانه زیر نظر داشت و کنترل می‌کرد، حضرت امام علی(ع) در نامه‌ای به یکی از کارگزاران خود می‌فرماید: «فَإِنَّ عَيْنِي بِالْمَغْرِبِ كَتَبَ إِلَيَّ يُعْلِمُنِي أَنَّهُ...»؛ همانا مأمور مخفی من در سرزمین شام، برایم نامه‌ای نوشته و به من خبر داده است که...[۳].

این نامه به وضوح، نمایانگر این مطلب است که حضرت علی(ع) در منطقه شام، به عده‌ای مأموریت داده بود که به صورت مخفیانه، اخبار و اطلاعات مربوط به آنجا را خدمت آن حضرت گزارش کنند.

دقت در نامه‌هایی که امیرالمؤمنین(ع) به کارگزاران و عمّال خود در مناطق مختلف نوشته است، نیز بیانگر همین حقیقت است؛ به عنوان مثال، ایشان در ابتدای نامه‌هایی که به عده زیادی از کارگزاران خود نوشته‌اند، آورده‌اند: «بَلَغَنِي عَنْكَ...»[۴]؛ یعنی در مورد تو این‌گونه به من گزارش رسیده است که... یا می‌نویسند: «رُقِّيَ إِلَيَّ عَنْكَ...»؛ یعنی در مورد شما به من خبر رسیده که...[۵]. در جای دیگر می‌نویسند: «بَلَّغَنِي رَسُولِي عَنْكَ...»؛ یعنی فرستاده من درباره تو چنین اطلاع داد که.... و بالاخره در یکی دیگر از نامه‌ها آورده‌اند: «رَسُولِي أَخْبَرَنِي بِعُجْبٍ...»؛ یعنی فرستاده من قضیه شگفتی را برایم گزارش کرد[۶].

نظارت همگانی

«وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ...»؛ و اما حق من بر گردن شما، وفادار ماندن به بیعتی است که با من بسته‌اید، و نصیحت و خیرخواهی، چه در حضور من و چه در غیاب من، و...[۷].

کنترل و نظارت همگانی و عمومی که در تعابیر دینی با عنوان «امر به معروف و نهی از منکر» آمده است در سازمان نیز به عنوان یک جامعه کوچک، صادق و جاری است؛ یعنی در صورت وجود کنترل و نظارت همگانی و عمومی در سازمان، و احساس مسئولیت کردن همه اعضای سازمان نسبت به عملکرد یکدیگر، نقاط قوت و ضعف سازمان و کارکنان آن روشن می‌شود و سازمان می‌تواند برای جبران ضعف‌ها و از بین بردن موانع داخلی خود، برنامه‌ریزی کند.

مسئله‌ای که در آموزه‌های دینی از آن به «النَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ» تعبیر شده است، اشاره به نظارت بر عملکرد مسئولان و مدیران جامعه در سطح کلان و سازمان‌ها در سطح خرد دارد این مهم در سیره امیر مؤمنان علی(ع) دیده می‌شود[۸].[۹]

پانویس

  1. نهج البلاغه، نامه ۵۳.
  2. نهج البلاغه، نامه ۵۳.
  3. نهج البلاغه، نامه ۳۳.
  4. نهج البلاغه، نامه‌های ۴۰، ۴۳، ۶۳ و ۷۱.
  5. نهج البلاغه، نامه ۷۱.
  6. شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۲.
  7. نهج البلاغه، نامه ۳۴.
  8. نهج البلاغه، نامه ۳۴.
  9. شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۳.