نظارت در معارف و سیره علوی
مقدمه
یکی از اصول مهم سازمانی کنترل و نظارت است؛ سؤال کلیدی در اینجا این است که آیا نظارت به عنوان اصلی از اصول مدیریتی در گزارههای علوی صحه گذاشته شده است؟ در پاسخ به این پرسش با توجه به رویکرد تهذیبی در تحلیل اجتهادی و کاربست راهبردهای امضایی و یا تأسیسی در گزارههای علوی این اصل مهم عقلایی پذیرفته شده است؛ چراکه از منظر عقلاء و عرف خاص (متخصصان مدیریت) اصولاً نظارت اصلی اساسی در اداره جامعه و یا سازمان است؛ مدیران بعد از انجام برنامهریزی و هدفگذاری و سازماندهی امور به منظور تحقق اثربخش فعالیتها لازم است نظارت جدی بر آنها داشته باشند؛ بدیهی است که این نظارت قبل از عمل، حین عمل و بعد از عمل است اما قبل از هر چیز باید دانسته شود که نظارت چیست و فرایند آن کدام است؟[۱]
مفهوم نظارت
«نظارت و کنترل عبارت است از توجه به نتایج کار و پیگیری برای مقایسه فعالیتهای انجام شده با برنامهها و اعمال اصلاحات مقتضی در مواردی که از انتظارات، انحرافی صورت گرفته است»[۲].
در این زمینه دو مسأله اساسی و محوری وجود دارد: یکی نظارت و ارزیابی نتایج و دیگری پیگیری در مورد ارزیابی به عمل آمده و انجام اصلاحات لازم[۳].
امیر مؤمنان علی(ع): «وَ تَحَفَّظْ مِنَ الْأَعْوَانِ؛ فَإِنْ أَحَدٌ مِنْهُمْ بَسَطَ يَدَهُ إِلَى خِيَانَةٍ اجْتَمَعَتْ بِهَا عَلَيْهِ عِنْدَكَ أَخْبَارُ عُيُونِكَ، اكْتَفَيْتَ بِذَلِكَ شَاهِداً، فَبَسَطْتَ عَلَيْهِ الْعُقُوبَةَ فِي بَدَنِهِ، وَ أَخَذْتَهُ بِمَا أَصَابَ مِنْ عَمَلِهِ، ثُمَّ نَصَبْتَهُ بِمَقَامِ الْمَذَلَّةِ وَ وَسَمْتَهُ بِالْخِيَانَةِ وَ قَلَّدْتَهُ عَارَ التُّهَمَةِ»؛ به دقت بسیار مراقب همکاران خود باش؛ پس اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و گزارش همه بازرسان تو آن را تأیید کرد، به این مقدار از گواهی اکتفا کن و او را خوار و رسوا ساز و داغ خیانت بر پیشانی او بزن و حلقه بدنامی بر گردنش بیاویز[۴].
با توجه به فحوای گزاره بالا نظارت فرایند تحت نظر قرار دادن افراد است از اینرو میتوان نوشت که نظارت فرایند تحت نظر قرار دادن فعالیتها، به منظور حصول اطمینان از اینکه آنها همانگونه که برنامهریزی شدهاند، انجام میشوند، و اصلاح انحرافات قابل ملاحظه و مهم است[۵].در تعبیری دیگر، نظارت و کنترل را میتوان فرایندی دانست که «بایدها» را با «هست»ها، «مطلوبها» را با «موجودها» و «پیشبینیها» را با «عملکردها» مقایسه میکند و تصویر واضحی از اختلاف یا تشابه بین این گروه در اختیار مدیران و مسئولان مربوطه قرار میدهد[۶].
اهمیت نظارت
همواره در روند انجام فعالیتهای سازمان موانعی وجود دارد که هر یک سبب میشود تا روند انجام امور از مسیر اصلی خویش منحرف شده و سازمان در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده ناکام ماند. ازاینرو سیستمها و روشهای معینی برای کنترل روند انجام امور و میزان انحراف آنها از معیار در سازمانها به وجود آمده است تا رسیدن به موانع احتمالی را برطرف سازد.
اهمیت نظارت و کنترل از آنرو است که براساس آن میتوان به اصلاح انحرافات، تطابق عملکردها با اهداف مطلوب سازمانی پرداخت. «مدیر همیشه باید بداند آیا کارها طبق برنامه پیش میرود یا خیر؟ همچنین، او باید بداند چه قسمت از برنامهها اجرا شده و چه قسمتهایی باقیمانده است و چنانچه مواردی دچار رکورد شدهاند، در رفع آن بکوشد. مدیر باید بهطور دقیق بداند کدامیک از کارکنان کارشان را درست و کدامیک ضعیف انجام میدهند تا به تشویق افراد فعال و اصلاح افراد کمکار بپردازد. نظارت و کنترل ارتباط نزدیکی با تصمیمگیری و برنامهریزی دارد؛ زیرا در صورت عدم کنترل اهداف و برنامهها اجرا نمیگردد یا آنکه درست اجرا نمیشود. به همین جهت حضرت علی(ع) میفرماید: «وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ»[۷]؛ «و برای آنها ناظرانی بگمار که نسبت به تو وفادار و راستگو باشند».
اینکه از ناظران به عنوان «عیون» (چشمها) یاد شده، به این دلیل است که چشم اشتباه یا خیانت نمیکند و آنچه را میبیند بهطور دقیق منعکس میکند. بعلاوه، کار چشم تجزیه و تحلیل نیست، بلکه انتقال موارد دیده شده است. کار تجزیه و تحلیل به عهده مغز است و در سازمان نیز کار تحلیل به عهده مدیر میباشد»[۸].
این تصور که همه کارمندان سازمان وظایف خود را به درستی انجام داده و مسؤولیت خود را همچون امانتی عزیز میدارند آرمانی دست نیافتنی است. حقیقت آن است که شایستگیها و وجدان کاری افراد متفاوت است و کم نیستند کارگزارانی که اگر پیگیریهای لازم صورت نپذیرد ممکن است در اثر وسوسههای درونی و بیرونی خیانت در امانت کنند و از انجام وظایف خودداری نمایند و چه بسا بیتالمال مسلمین را به تاراج برده و یا با ارباب رجوع برخوردهای ناشایستی را انجام دهند.
همواره قدرت و ثروت آفت ایمان بوده است و این دو در اختیار کارگزاران نظام قرار دارد. بنابراین زمینه برای انحراف، فراوان است اما کنترلهای لازم سبب میشود تا بسیاری از این زمینهها در نطفه از بین برود. هنر مدیریت در آن است که همه چیز را به وجدان انسانها واگذار ننماید و سیستم را چنان طراحی کند که گریزگاه خلاف و سوءاستفاده در آن وجود نداشته باشد. کنترلهای مداوم هرگونه انحرافی را به سرعت آشکار میسازد و هر کس در هر جایگاهی میداند که اعمال ناشایست او از چشمان تیزبین مسؤولان سازمان در امان نخواهد ماند: «ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ، وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ، فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ»[۹]؛ «پس در کارهای کارگزارانت وارسی کن، و ارباب راستی و وفا را بر آنان مراقب ساز، که بازرس نهانی در کارشان، آنان را به امانتداری و نرمی با مردان وادار میسازد».
همچنین نظارت سبب میشود تا کارمندان بدانند که زحمات آنها در سازمان دیده میشود و مورد تقدیر و تشویق قرار خواهند گرفت. حضرت امیر(ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر درباره نظامیان چنین فرمان داده است: «ثُمَّ لَا تَدَعْ أَنْ يَكُونَ لَكَ عَلَيْهِمْ عُيُونٌ مِنْ أَهْلِ الْأَمَانَةِ وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ عِنْدَ النَّاسِ، فَيُثْبِتُونَ بَلَاءَ كُلِّ ذِي بَلَاءٍ مِنْهُمْ لِيَثِقَ أُولَئِكَ بِعِلْمِكَ بِبَلَائِهِمْ ثُمَّ اعْرِفْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا أَبْلَى»[۱۰]؛ «پس فراموش نکن که باید بر آنان مأموران مخفی از مردمان امین و حقگوی را که در میان مردم بدین صفات شناخته شده باشند بگماری تا زحمات و فداکاریهای آنان را برای تو بنویسند و آنان مطمئن باشند که تو زحمات و فداکاریهای آنان را میدانی و باید مناسب با میزان زحمات و فداکاریهایشان با آنان برخورد نمایی»[۱۱].
اهمیت و ضرورت نظارت در آموزههای علوی
«وَ اقْصُرْ رَأْيَكَ عَلَى مَا يَعْنِيكَ»؛ توجهت تنها به اموری باشد که به تو ارتباط دارد[۱۲]. در این فراز از گفتار علی(ع) نکته مهم این است که حضرت، کارگزار خود را گوشزد میکند که توجهش به امور نظارتی خویش باشد و از التفات به مسائلی که مربوط به وی نبوده و خارج از مسئولیتش است پرهیز نماید؛ ناگفته نماند که در فرایند انجام نظارت تنها به نظارت درونی توجه نمیشود بلکه نظارت بیرونی و نظارت بر عملکرد مدیران و کارکنان نیز مورد توجه قرار میگیرد و در این خصوص هر آنچه که مرتبط با نظارت است و در دالان نظام کنترلی میگنجد باید واکاوی و مطالعه گردد و از هر چیزی که مربوط به موضوع نیست پرهیز شود، با این توصیف، نظارت بر عملکرد مدیران و کارکنان در آموزههای علوی امری ضروری محسوب میشود. یادآوری این نکته مهم است که وجود نظارت و کنترل و سفارش به داشتن یک نظام قوی و دقیق، به معنای توصیه به نداشتن اعتماد به کارکنان نیست؛ بلکه در یک عبارت کوتاه میتوان گفت: «اعتماد در سازمان خوب است؛ ولی نظارت لازم است»؛ یعنی هم باید به کارکنان سازمان اعتماد کرد و کارها را به آنها واگذار نمود، و هم نسبت به عملکرد آنها نظارت و کنترل مناسبی انجام داد و این دو، هیچ تضاد و منافاتی با هم ندارند؛ با مروری به آموزههای علوی مشاهده میشود که در مورد نظارت و کنترل در سازمان دستورهای صریح و روشنی وجود دارد که مدیران مسلمان را به داشتن یک نظام دقیق، جدّی و عادلانه برای نظارت و کنترل بر سازمان سفارش میکند. نخست، خداوند متعال و فرشتگان الهی در همه حال، ناظر بر اعمال و رفتار و نیات انسانها معرفی میشوند و به انسان هشدار میدهد که همواره در محضر خداست؛ بنابراین باید مواظب اعمال و رفتار و نیات خود باشد. بر همین اساس، بحث نظارت انسان بر عملکرد خویشتن مطرح میشود؛ امام علی(ع) درباره نظارت بر خویشتن میفرماید: «اجْعَلْ مِنْ نَفْسِكَ عَلَى نَفْسِكَ رَقِيباً»؛ از خودت مراقبی بر خویشتن قرار بده[۱۳].
از اینرو بر آدمی توصیه میشود که همواره بر اعمال و رفتار خود نظارت داشته باشد و قبل از اینکه عملکرد او مورد ارزیابی و سنجش دیگران قرار گیرد، خودش عملکرد و رفتار خود را مورد ارزیابی و حسابرسی قرار دهد[۱۴].
فرایند نظارت و کنترل
فرایند نظارت و کنترل، دارای چهار مرحله است که ذیلاً بدان اشاره میشود:
- تعیین استانداردها و معیارها: استاندارها انواع مختلفی دارند که برخی از آنها عبارتاند از: استانداردهای فیزیکی، استانداردهای قیمت، استانداردهای نظری، استانداردهای تاریخی و استانداردهای مهندسی یا کارسنجی.
- جمعآوری اطلاعات و اندازهگیری عملکرد: «مدیران تنها در سایه داشتن اطلاعات دقیق و به موقع میتوانند میزان پیشرفت سازمان را در جهت تأمین هدفها مشخص نمایند»[۱۵]. از آنجا که هر قدر اطلاعات دقیقتر باشد، کیفیت آن بیشتر است و مدیر هنگام تصمیمگیری بیشتر میتواند به آن تکیه و اعتماد کند، بنابراین «برای اینکه اطلاعات، سودمند و اثربخش باشند، باید دقیق و صحیح باشند»[۱۶].
- مقایسه اطلاعات به دست آمده از عملکرد با استانداردها: مقایسه اطلاعات واقعی از عملکرد با استانداردها و معیارها، باید به گونهای باشد که امکان تصمیمگیری و انجام اقدامات اصلاحی را ممکن سازد.
- پیگیری و انجام اقدامات اصلاحی: مراحل سهگانه فوق به عنوان مقدمهای هستند برای مرحله نهایی کنترل که همان مرحله پیگیری، و در صورت نیاز، انجام اقدامات اصلاحی است.«اگر مدیر، فرایند کنترل را تا رسیدن به نتیجه ادامه ندهد، باید گفت که تنها عملکرد را تحت نظر قرار داده و کاری به عنوان کنترل انجام نداده است»[۱۷].
بنابراین لازم است پیگیریهای لازم صورت گیرد و در صورتی که برنامههای اجرا شده و در حال اجرا، با استانداردهای تعیین شده، هماهنگی کامل نداشته باشد، اقدامات اصلاحی لازم در برنامهها صورت گیرد[۱۸].
ویژگیهای نظارت و کنترل مؤثر
مهمترین ویژگیهای نظارت مؤثر مشتمل بر موارد زیر است:
- دقّت: برای اینکه کنترل به صورت دقیق و صحیح انجام گیرد، لازم است که اطلاعات به دست آمده، از دقت و صحت بالایی برخوردار باشد؛ چراکه «نتیجه اطلاعات نادرست، فعالیت مدیریتی نامناسب خواهد بود»[۱۹]. سیره و روش عملی حضرت علی(ع) در نظارت بر عملکرد کارگزاران اینگونه بود که با دقت فراوان و محتاطانه، این کار را انجام میدادند و هرگونه اطلاعاتی که به دستشان میرسید را مبنای عمل قرار نمیدادند. یکی از نمونههای چنین دقتهایی، نامهای است که به یکی از فرمانداران خود نوشته است؛ در این نامه امام(ع) ابتدا به او اطلاع میدهد که چنین خبری به دست من رسیده است؛ اما در ادامه از او میخواهد که گزارش دقیق کار خود را به امام(ع) ارسال کند، تا از صحت و سقم خبر دریافتی مطمئن شود.
- مبتنی بر اهداف سازمان بودن: یکی دیگر از ویژگیهای کنترل و نظارت این است که مبتنی بر اهداف سازمان باشد؛ چراکه «هدف نهایی فرایند کنترل، به دست آوردن اهداف میباشد و تعیین استانداردها، مشخص کردن مشکل، سنجیدن انحرافات و گزارشها، ابزارهای سادهای برای دستیابی به هدف هستند»[۲۰].
- تأکید بر نقاط استراتژیک و راهبردی: از آنجا که کنترل و نظارت بر تمام کارها و عملیات ممکن نیست و چنین کاری ضرورتی هم ندارد، کنترل و نظارت باید توجه اصلی خود را بر نقاط حساس و راهبردی معطوف دارد[۲۱].
- بهموقع بودن: بهموقع بودن، یکی دیگر از خصوصیات و ویژگیهای کنترل و نظارت مؤثر و موفق است. نظارت باید به موقع و در زمان مناسب صورت گیرد و گزارش آن باید هرچه سریعتر در اختیار مدیران قرار گیرد، تا آنها بتوانند در صورت نیاز، اقدامات اصلاحی لازم را انجام دهند.
- انعطافپذیری: بدیهی است که یک نظام خشک و غیر منعطف، تناسبی با سازمانهای پویای امروزی ندارد و کارایی لازم را در اینگونه سازمانها نمیتواند داشته باشد؛ علاوه بر اینکه کنترلهای منعطف میتوانند ناپایداریهای محیطی را تعدیل کنند[۲۲].
- مقرون به صرفه بودن: کنترل و نظارت مستلزم صرف منابع انسانی، زمان و هزینههای مادی است، و صرف این منابع و هزینهها در صورتی معقول و درست خواهد بود که کنترل، نتیجهبخش باشد و منافعی - اعم از منافع مادی و معنوی- را برای سازمان داشته باشد، و هزینه اجرای نظارت باید کمتر از فواید حاصل از نظام کنترل در سازمان باشد[۲۳].
- تناسب: نظام کنترل و نظارت برای سازمان باید به گونهای طراحی و اجرا شود که با عملیات، کارها و پستهای گوناگون تناسب داشته باشد.
- مقبولیت داشتن: ویژگیهای نظارت مؤثر در نمودار زیر نشان داده شده است[۲۴].
انواع نظارت
به طور کلی هر نظام مدیریت کارآمدی نیازمند به نظارت و کنترل است؛ چه اینکه تحقق وظایف مختلف مدیریت در گرو نظارت مدیران است؛ و بدیهی است که نظارت به صورتهای مختلفی مانند نظارت بیرونی یا درونی، آشکار یا مخفی، عمومی یا اختصاصی انجام میشود. در این فصل سؤال کلیدی این است که چه نوع از نظارت با توجه به رویکرد تهذیبی در اجتهاد دینی و کاربست راهبردهای امضایی و تأسیسی در گزارههای علوی پذیرفته شده است؟ به منظور پاسخ به این مهم، هر یک از انواع نظارت به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار میگیرد[۲۵].
نظارت مستقیم
نظارت مستقیم آن است که مدیر بدون هیچگونه واسطهای بر کار دستگاهها و فعالیتها ناظر باشد و آنها را از نزدیک مورد تفقد و بررسی قرار دهد. این نوع نظارت در زندگی علی(ع) فراوان دیده میشود.
امام باقر(ع) میفرماید، امیرالمؤمنین(ع) در آن ایام که در کوفه بود چنین عادت داشت که هر روز صبح از دارالاماره خود بیرون میآمد و در یکایک بازارهای کوفه میگشت و تازیانهای دو شاخه به نام «السیبه» به همراه داشت، در هر بازاری میایستاد و در میان اهل آن صدا میزد «ای تاجران! پیش از داد و ستد از خداوند خیر و نیکیطلبید و با آسانگیری در معامله از خداوند برکت جویید و به خریداران نزدیک شوید (گران نفروشید که از شما بگریزند) و خود را به زینت حلم و بردباری آرایش دهید و از سوگند خوردن خودداری کنید و از دروغ بپرهیزید و از ستم کناره گیرید، و با مظلومان به انصاف رفتار نمایید و به رباخواری نزدیک نشوید و پیمانه را کامل بدهید (کمفروشی نکنید) حضور شخص علی(ع) در جنگهای جمل، صفین و نهروان نیز نشان از نظارت مستقیم حضرت بر روند مبارزه با دشمنان دارد: «كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ(ع) كُلَّ بُكْرَةٍ يَطُوفُ فِي أَسْوَاقِ الْكُوفَةِ سُوقاً سُوقاً، وَ مَعَهُ الدِّرَّةُ عَلَى عَاتِقِهِ، وَ كَانَ لَهَا طَرَفَانِ، وَ كَانَتْ تُسَمَّى السَّبِيبَةَ، فَيَقِفُ عَلَى سُوقٍ سُوقٍ، فَيُنَادِي: يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ! قَدِّمُوا الِاسْتِخَارَةَ وَ تَبَرَّكُوا بِالسُّهُولَةِ وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِينَ، وَ تَزَيَّنُوا بِالْحِلْمِ وَ تَنَاهَوْا عَنِ الْكَذِبِ وَ الْيَمِينِ، وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِينَ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا»؛ امیر مؤمنان علی بن ابیطالب(ع) چنین عادت داشت که هر روز صبح به یکایک بازارهای کوفه سر میزد، در حالی که تازیانهای دو شاخه به نام «سببیه» به همراه داشت؛ در هر بازاری میایستاد و با صدای بلند میفرمود: ای تاجران! پیش از داد و ستد، از خداوند خیر و نیکی بطلبید و با آسانگیری در معامله، از خداوند برکت جویید و با خریداران نزدیک شوید (گران نفروشید تا از شما بگریزند) و خود را به زینت حلم و بردباری آرایش دهید و از دروغ گفتن و قسم خوردن بپرهیزید و از ظلم و ستم کناره گیرید و با مظلومان به انصاف رفتار نمایید و به رباخواری نزدیک نشوید[۲۶].
امام برخلاف مدیرانی که در پشت میز خود نشسته و بیخبر از همه جا، تنها دستور میدهند، در صحنههای مهم حاضر میشدند و بر حسن انجام کار نظارت داشتند. آن حضرت با حضور در جامعه شخصاً مسائل را پیگیری میکردند و به کارگزاران خود نیز توصیه میکردند که با حضور در میان مردم مسائل را مستقیماً پیگیری کنند. «پس از این همه، مبادا خویش را از رعیتت فراوان پنهان کنی که پنهان شدن والیان از رعیت، نمونهای است از تنگخویی (و نامهربانی) و کماطلاعی در کارها. نهان شدن از رعیت، والیان را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده (و پنهان) است بازمیدارد. پس کار بزرگ نزد آنان خرد و کوچک به شمار میآید و کار کوچک بزرگ مینماید. زیبا، زشت شود و زشت، زیبا گردد و باطل به لباس حق درآید»[۲۷].
البته طبیعی است که اگر قرار باشد مدیر در جزئیترین امور شخصاً به رسیدگی بپردازد از کارهای مهمتر بازخواهد ماند: «قَالَ عَلِيٌّ(ع): مَنِ اشْتَغَلَ بِغَيْرِ الْمُهِمِّ ضَيَّعَ الْأَهَمَّ»[۲۸]؛ علی(ع) فرمود: کسی که خود را به کارهای غیر مهم مشغول سازد، کارهای مهمتر را ضایع کرده است.
مدیر باید در نظارت همانند دیگر مسائل مدیریت، از اصل رعایت اهم و مهم پیروی کند. وی نباید ذهن خود را جایگاه یک سلسله مسائل جرئی گرداند: «قَالَ عَلِيٌّ(ع): إِنَّ رَأْيَكَ لَا يَتَّسِعُ لِكُلِّ شَيْءٍ فَفَرِّغْهُ لِلْمُهِمِّ»[۲۹]؛ حضرت علی(ع) فرمود: «اندیشه تو برای همه کارها گنجایش ندارد پس آن را برای مطالب مهم فارغ نگه دار».
اما با این وجود پرداختن به امور با اهمیت سبب نمیشود تا مدیر نظارت مستقیم خود را اعمال نکند یا اینکه به سرکشی نپردازد؛ چراکه رها کردن امور سبب میشود تاعمال و کارگزاران به هرگونه که میخواهند عمل کنند و هیچ کس هم جلوگیر آنان نباشد؛ لذا یکی از انتقادهای اساسی امام به عثمان عدم نظارت وی بر عمال و کارگزارانش بود که همین امر هم سرانجام موجب نارضایتی عمومی و کشته شدن عثمان گردید[۳۰].
نظارت غیرمستقیم
نظارت غیرمستقیم آن است که مدیر از طریق عوامل و دستگاههای مختلف که به منزله چشمهای او میباشند، کار نظارت بر سازمان را انجام میدهد، برای این منظور روشهای مختلفی وجود دارد:
نظارت درونی
در این روش مدیر از طریق نمایندگان خویش گزارشهای مختلف را بررسی کرده و رهنمودهای خود را برای اصلاح سیستم ابراز میدارد. در این صورت مدیر همواره در جریان روند امور قرار گرفته و اطلاعات لازم را نسبت به گردش فعالیتها از طریق وسائطی که دارد به دست میآورد و سپس با روشهایی که پی میگیرد به اصلاح امور و رفع نواقص اقدام میکند.
نظارت درونی بدان معنا است که افراد بدون وجود عامل خارجی خود مراقب اعمال خویش باشند این نوع نظارت معمولاً نسبت به کارمندان و عوامل انسانی صورت میگیرد و بدین ترتیب تلاش میشود با تقویت وجدان کاری آنها و ایجاد ایمان و اعتقاد به اهداف سازمان هر یک خود به نظارت از خویشتن بپردازد.
بدین ترتیب هزینههای نظارت و کنترل بسیار پایین آمده و کیفیت آن نیز افزایش مییابد؛ چراکه انسانها معمولاً نسبت به کنترلهای بیرونی حساسند و آن را در تقابل با آزادی شخصی و منافع خویش مییابند. اما در صورتی که این کنترل توسط خود آنها صورت پذیرد با میل و رغبت از آن استقبال میکنند و آن را سبب رشد و کمال خویش مییابند. همچنانکه در تشویق گفتیم همواره پاداشهای درونی کارایی بیشتری نسبت به پاداشهای بیرونی دارند اکنون در کنترل نیز، نظارت درونی مؤثرتر است؛ چراکه همواره همراه آدمی است و او را آزار نمیدهد.
نظارت درونی معمولاً از طریق فعالیت فرهنگی صورت میپذیرد بدین ترتیب که تلاش میشود اهداف سازمان و کارایی آن را با ارزشهای فردی و آرمانهای او همسو نشان داد بدین ترتیب فرد رشد سازمان را رشد شخصیت خویش میداند و تلاش میکند موانع آن را برطرف سازد[۳۱].
امیر مؤمنان علی(ع): «أمَّا بَعْدُ، فَاسْتَخلِفْ علَى عَمَلِكَ، وَ اخْرُجْ فِي طَائِفَةٍ مِنْ أَصْحَابِكَ، حَتَّى تَمُرَّ بِأَرْضِ السَّوَادِ كُورةً كُورةً، فَتَسْأَلُهُمْ عَنْ عُمَّالِهِمْ، وَ تَنْظُرَ فِي سِيرَتِهِمْ»؛ بر حوزه خدمت خود کسی را به عنوان جانشین قرار بده و خود به همراه گروهی از یارانت (به منظور کنترل و نظارت بر عملکرد کارگزاران و مسئولان) بیرون برو و تمام سرزمین عراق را منطقه به منطقه بگردید و از چگونگی رفتار و عملکرد کارگزاران و عمّال من جویا شوید و سیره و روش آنان را مورد بررسی و نظارت قرار دهید[۳۲].
همچنان که از آموزه علوی فوق استفاده میشود حضرت از طریق دیگران به طور غیر مستقیم بر مدیران و عمال خود نظارت دارد.
این شیوه نظارت، برای سازمانهای امروزی، به ویژه برای سازمانهای بزرگ و مدیران عالی سازمانها، کارآمدتر و اثربخشتر خواهد بود؛ چراکه در اینگونه سازمانها، این امکان وجود ندارد که مدیر سازمان به تنهایی بر تمام بخشهای سازمان و عملکرد کارکنان آنها، کنترل و نظارتی جامع و کامل داشته باشد؛ علاوه بر اینکه مدیران عالی سازمانها وظیفه مهم و خطیر هدایت کلی سازمان و طراحی برنامههای استراتژیک و بلندمدت و نظارت کلی بر سازمان را بر عهده دارند؛ بنابراین نمیتوانند بر تمام مسائل ریز و درشت سازمان نظارت مستقیم داشته باشند، بلکه باید با استفاده از افراد قابل اعتماد و امین، این وظیفه مهم را به انجام رسانند و با توجه به گزارشهای آنها و جمعبندی و پردازش این گزارشها، در مورد سازمان، برنامهها و کارکنان آن تصمیمگیری کنند.
یکی از نمونههای این کار امام(ع) مأمور کردن مالک بن کعب برای این کار مهم است. آن حضرت به مالک بن کعب - که یکی از فرمانداران ایشان در منطقه «عین التمر» بود- نامهای نوشت و به او دستور داد تا به منطقه عراق برود و بر عملکرد کارگزاران امام(ع) در آن منطقه نظارت و کنترل داشته باشد و نتیجه کار خود را به اطلاع ایشان برساند[۳۳].[۳۴]
نظارت پنهان
نظارت پنهان آن است که عملکرد کارگزاران به واسطه افرادی ناشناس تحت نظر قرار گرفته و به مدیر گزارش شود. این نوع کنترل دارای اهمیت بسیار زیاد است.
امیرالمؤمنین(ع) از این نوع نظارت جهت کنترل عملکرد فرماندارانشان استفاده نمودهاند، به گونهای که در چند مورد از نهجالبلاغه به این مسأله عنایت شده است. آن حضرت در نامه خود به مالک اشتر به انجام نظارت پنهان و گماردن ناظرانی به این منظور دستور داده و چنین میفرمایند: «ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ، وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ، فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ»[۳۵]؛ «سپس با فرستادن مأموران مخفی، راستگو و باوفا، کارهای آنان را زیر نظر بگیر؛ زیرا بازرسی مداوم و پنهانی سبب میشود که آنها به امانتداری و مدارا کردن به زیردستان ترغیب شوند».
در این روایت ضمن دستور به انجام نظارت پنهانی، حضرت، فواید این امر مهم را برشمرده، میفرمایند این عمل موجب رعایت امانت و مدارای با زیردستان میشود. آری اگر عملکرد مسؤولین کنترل نشود امکان خیانت و ظلم به زیردستان وجود دارد: «ثُمَّ لَا تَدَعْ أَنْ يَكُونَ لَكَ عَلَيْهِمْ عُيُونٌ مِنْ أَهْلِ الْأَمَانَةِ وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ عِنْدَ النَّاسِ، فَيُثْبِتُونَ بَلَاءَ كُلِّ ذِي بَلَاءٍ مِنْهُمْ لِيَثِقَ أُولَئِكَ بِعِلْمِكَ بِبَلَائِهِمْ ثُمَّ اعْرِفْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا أَبْلَى»[۳۶]؛ «پس فراموش نکن که باید بر آنان مأموران مخفی از مردمان امین و حقگوی را که در میان مردم بدین صفات شناخته شده باشند، بگماری تا زحمات و فداکاریهای آنان را برای تو بنویسند و آنان مطمئن باشند که تو زحمات و فداکاریهای آنان را میدانی و باید مناسب با میزان زحمات و فداکاریهایشان با آنان برخورد نمایی».
امیرمؤمنان خود در دوران حکومتش مراقبت و نظارتی دقیق بر کارگزاران خویش داشت و نامههای آن حضرت به آنان گویای این واقعیت است که آن حضرت بر کارگزاران خود «عیون» میگماشته است تا کلیه رفتار و عملکردهای آنان را برای وی گزارش کنند. عبارت «بَلَغَنِي» (به من رسیده است) که در تعدادی از نامههای آن حضرت به کارگزارانش آمده است، حاکی از این مراقبت و نظارت جدی است.
این مراقبت به گونهای بود که حتی شرکت آنان در یک مهمانی از نظر آن حضرت مخفی نماند، چنانکه وقتی «عثمان بن حنیف» فرماندار بصره، در مجلس مهمانی (جشن عروسی) یکی از ثروتمندان بصره شرکت کرد، گزارش آن بلافاصله به امام رسید و بدو نوشت: «أَمَّا بَعْدُ يَا ابْنَ حُنَيْفٍ، فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْيَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاكَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَيْهَا تُسْتَطَابُ لَكَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَيْكَ الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ»[۳۷]؛ «اما بعد، ای پسر حنیف! به من گزارش رسیده است که یکی از جوانان[اهل بصره تو را به خوان مهمانی دعوت کرده است و تو به سرعت به سوی آن شتافتهای، و در آنجا برایت طعامهای رنگارنگ و ظرفهای بزرگ غذا یکی پس از دیگری آورده میشده است! من گمان نمیکردم تو مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند» و نیز در نامه خود به یکی از کارگزارانش میفرماید: «أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِي عَنْكَ أَمْرٌ، إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّكَ وَ عَصَيْتَ إِمَامَكَ وَ أَخْزَيْتَ أَمَانَتَكَ...»[۳۸]؛ «اما بعد، درباره تو به من جریانی گزارش شده است، که اگر انجام داده باشی پروردگارت را به خشم آوردهای، امامت را عصیان کردهای و امانت (مسؤولیت و فرمانداری) خود را به رسوایی کشیدهای».
همچنین در نامهای که به «مصقلة بن هبیره شیبانی» فرماندار «اردشیر خُرّه» یکی از شهرهای فارس، چنین نوشت: «بَلَغَنِي عَنْكَ أَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَكَ، وَ عَصَيْتَ إِمَامَكَ...»[۳۹]؛ «به من درباره تو گزارشی رسیده است که اگر درست باشد و این کار را انجام داده باشی، پروردگارت را به خشم آورده و امامت را عصیان کردهای». همه این موارد نشان از کنترل پنهان حرکات کارگزاران توسط علی(ع) دارد.
در عین حال «نظارت» بر عملکرد کارگزاران در صورتی که امنیت روانی و آرامش آنان را در انجام وظایفشان خدشهدار کند، در عمل به جای افزایش کارآمدی موجب از دست رفتن اعتماد به نفس کارگزاران شده و در نتیجه سازمان را از رسیدن به اهداف خویش بازمیدارد. از اینرو در این مورد میبایستی دقتهای لازم را به عمل آورد. از سوی دیگر اصلاح پارهای حرکتها و شفافیت امور و قوانین خود سبب میشود تا بسیاری از انحرافات احتمالی پیشگیری شود. بهرهگیری از ابزارهای نوین اطلاعرسانی و ارتباطی میتواند مدیر را در نظارت بر مجموعه یاری رساند. وجود فرصتهای برابر و اطلاعرسانی شفاف از امور و عدم تمرکز فعالیتها در ساز و کارهای دولتی نیز خود عامل موثری برای نظارت در شرایط کنونی میباشد. همچنین کوچک بودن سازمان و پرهیز از تورم زائد مجموعه اداری و پرهیز از تصدیگریهای بیمورد نیز سبب میشود تا امکان کنترل و نظارت بیشتری بر مجموعه فراهم آید[۴۰].
نظارت مردمی
اسلام مسأله نظارت را تنها وظیفه دستگاه حاکمه و یا شخص حاکم نمیداند، بلکه به کلیه مردم به عنوان تکلیفی الهی آموزش میدهد که نسبت به سرنوشت یکدیگر علاقه نشان دهند و این علاقه و ایمان را در قانون امر به معروف و نهی از منکر به نمایش میگذارد چنانکه قرآن میگوید: ﴿الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾[۴۱].
در جامعه اسلامی هر فرد مسلمانی موظف است که به اصلاح امور دیگران قیام کند و با تبلیغ و تشویق خوبیها را گسترش و از بدیها جلوگیری به عمل آورد: «يَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ يُنَاصِحَهُ»[۴۲]؛ امام صادق(ع) فرمود: «از حقوق واجب مؤمن بر مؤمن این است که یکدیگر را نصیحت کنند».
اصل زنده و مترقی امر به معروف و نهی از منکر این امکان را برای مدیران اسلامی فراهم کرده است که تمامی مردم، ناظران سازمان در انجام درست امور باشند؛ چراکه براساس این اصل همه مسلمانان نسبت به امور یکدیگر و به ویژه اموری که مربوط به حاکمیت و نظام اسلام میشود مسؤولند و هر کجا که خلافی را مشاهده کردند واجب است تذکر داده و امر به معروف و نهی از منکر کنند. براساس این اصل اجزاء سازمان در برابر تمامی مردم مسؤولند و همه مردم نیز ناظر بر اعمال کارگزاران نظامند.
ازاینرو امام علی(ع) نوعاً هر حاکمی را که به حوزه مأموریتش اعزام میکرد ضمن معرفی نامهای که به او میداد تا میان مردم قرائت کند، نامهای نیز خطاب به مردم مینوشت و در آن یاد آوری میکرد که حاکم موظف است بر طبق احکام الهی عمل کند و در صورت خلاف، مردم موظفند جلوگیری کرده و مراتب را گزارش دهند. حضرت علی(ع) خطاب به گردآوران خراج و حکامی که لشکریان از حوزه مأموریت آنان میگذشتند نوشت: «اما بعد من سپاهیانی را فرستادم که به خواست خدا بر شما خواهند گذشت، و آنچه را خدا بر آنان واجب کرده به ایشان سفارش کردم.... پس کسی را که دست به ستم بگشاید کیفر دهید و دست بیخردان خود را از زیان رساندن به لشکریان و زحمت رساندن به ایشان در آنچه استثنا کردیم، بازدارید، من در میان سپاه جای دارم - شکایتهایی را که دارید به من برسانید و از آنچه از آنان به شما میرسد و جز به وسیله خدا و من توانایی برطرف کردن آن را ندارید، با من در میان بگذارید تا من به یاری خدا تغییر دهم انشاءالله»[۴۳].
پس از رویداد جمل، آن حضرت، عبدالله بن عباس را حاکم بصره کرد، پس از ارائه رهنمودهای لازم به وی، خطاب به مردم فرمود: «فرمان او را تا هنگامی که از فرمان خدا و رسول اطاعت میکند، اطاعت کنید و اگر میان شما بدعتی پدید آورد یا از حق منحرف شده او را از فرماندهی بر شما عزل خواهم کرد». روزی حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در کوفه مرکز حکومت خود، مردم را مخاطب قرار داد و فرمود: «ای مردم کوفه! اگر دیدید که من از شهر شما بیرون رفتم به غیر از آن وضعی که قبلاً داشتم و لباس و خوراک من یا مرکب و غلام من عوض شده و در مدت حکومت من یک زندگی مرفه، برای خود درست کردهام بدانید که من در حکومت، به شما خیانت کردهام»[۴۴]. در این فرمایش امام هم ملاکهای مردم برای نظارت بر اعمال کارگزاران را بیان میکنند و هم مردم را برای نظارت عمومی بر عملکرد آنان تشویق میکنند.
در نامهای دیگر به مردم کوفه هنگام جنگ در بصره و سرکوبی توطئهگران جمل چنین مینگارند: «اما بعد، اینک پایگاه خویش را ترک کردهام و به سوی دشمن روانه شدهام. ستمگر یا ستمدیده، متجاوز یا مورد تجاوز و به تمامی کسانی که این نامه را میخوانند مسؤولیت الهیشان را یادآور میشوم که به سوی من روی آرند، اگر نیکوکارم دیدند، یاریم کنند و اگر بدکار، به باد انتقادم گیرند»[۴۵].
امام به جامعه هشدار میدهند در صورتی که نظارت مردمی بر عملکرد کارگزاران را از طریق امر به معروف و نهی از منکر ترک کنند موجب تسلط اشرار و کارگزاران فاسد خواهد شد.
امروز نظارت مردمی عمدتاً از طریق رسانهها، احزاب، فرهیختگان جامعه و مراکز علمی و پژوهشی اعمال میگردد. وجود آزادی بیان و فضای باز سیاسی و احزاب نیرومند و امکان رقابت آزاد احزاب و گروهها بهترین فرصت برای نقد عملکرد مسؤولان و نظارت بر امور را در اختیار جامعه قرار میدهد. ازاینرو انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر در شرایط فعلی تا حدود زیادی بستگی به وجود معیارهای مردمسالاری در میان جامعه دارد و حکومت دینی موظف است تا تلاش خود را در این راستا به عمل آورد[۴۶].
سیره امیرمؤمنان علی(ع) در نظارت بر نیروها
امیر مؤمنان علی(ع) با نظارت دقیق عملکرد مدیران و کارگزاران خود را مورد ارزیابی قرار میدادند سیره نظارتی حضرت را میتوان در موارد زیادی مشاهده کرد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره میشود:
- مأموریت نظارتی مالک بن کعب ارحبی: «أمَّا بَعْدُ، فَاسْتَخلِفْ علَى عَمَلِكَ، وَ اخْرُجْ فِي طَائِفَةٍ مِنْ أَصْحَابِكَ، حَتَّى تَمُرَّ بِأَرْضِ السَّوَادِ كُورةً كُورةً، فَتَسْأَلُهُمْ عَنْ عُمَّالِهِمْ، وَ تَنْظُرَ فِي سِيرَتِهِمْ»؛ بر حوزه خدمت خود کسی را به عنوان جانشین قرار بده و خود به همراه گروهی از یارانت (به منظور کنترل و نظارت بر عملکرد کارگزاران و مسئولان) بیرون برو و تمام سرزمین عراق را منطقه به منطقه بگردید و از چگونگی رفتار و عملکرد کارگزاران و عمال من جویا شوید و سیره و روش آنان را مورد بررسی و نظارت قرار دهید[۴۷]. امام علی(ع) کسانی را به عنوان بازرس، به نقاط مختلف میفرستاد تا در مورد عملکرد و رفتار کارگزاران آن حضرت تحقیق و تفحص کنند و اطلاعات لازم در مورد عملکرد آنان را به دست آورند و به اطلاع امام(ع) برسانند مالک بن کعب ارحبی، فرماندار منطقه «عین التمر» از طرف حضرت علی(ع) بود. حضرت امام علی(ع) در این نامه، به مالک بن کعب ارحبی مأموریت میدهد که بر عملکرد کارگزارانش در محدوده سرزمین عراق نظارت کند و نتیجه کنترل خود را به آن حضرت گزارش دهد.
- نظارت بر رفتار فرماندار منطقه فارس: «بَلَغَنِي عَنْكَ أَمْرٌ، إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَكَ وَ عَصَيْتَ إِمَامَكَ أَنَّكَ تَقْسِمُ فَيْءَ الْمُسْلِمِينَ الَّذِي حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُيُولُهُمْ، وَ أُرِيقَتْ عَلَيْهِ دِمَاؤُهُمْ فِيمَنِ اعْتَامَكَ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِكَ؛ فَوَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَئِنْ كَانَ ذَلِكَ حَقّاً لَتَجِدَنَّ لَكَ عَلَيَّ هَوَاناً وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِي مِيزَاناً»؛ به من در مورد تو گزارشی رسیده است که اگر درست باشد و این کار را انجام داده باشی، پروردگارت را به خشم آورده و امامت را عصیان کردهای؛ (گزارشی رسیده که) تو غنایم مربوط به مسلمانان که به وسیله اسلحه و اسبهایشان به دست آمده و خونهایشان در این راه ریخته شده، در بین افرادی از بادیهنشینان قبیلهات که خود برگزیدهای، تقسیم میکنی؛ سوگند به کسی که دانه را در زیر خاک شکافت و روح انسانی را آفرید! اگر این گزارش درست باشد، تو در نزد من خوار خواهی شد و ارزش و مقدارت کم و ناچیز خواهد بود[۴۸].
- نظارت بر رفتار فرماندار بصره: امیرمؤمنان علی(ع): «أَمَّا بَعْدُ يَا ابْنَ حُنَيْفٍ فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْيَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاكَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَيْهَا تُسْتَطَابُ لَكَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَيْكَ الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ»؛ ای پسر حنیف! همانا به من گزارش رسیده که یکی از جوانان اشراف بصره تو را به خوان میهمانیاش دعوت کرده و تو به سرعت به سوی او شتافتهای؛ و در آنجا برای تو غذاهای رنگارنگ و ظرفهای بزرگ غذا، یکی پس از دیگری آورده میشده است؛ من گمان نمیکردم که تو میهمانیِ مردمی را بپذیری که نیازمندانشان از آن میهمانی محروم بوده و ثروتمندانشان دعوت شده باشند[۴۹]!
- نظارت بر رفتار منذر بن جارود عبدی: امیر مؤمنان علی(ع): «فَإِذَا أَنْتَ فِيمَا رُقِّيَ إِلَيَّ عَنْكَ، لَا تَدَعُ لِهَوَاكَ انْقِيَاداً وَ لَا تُبْقِي لِآخِرَتِكَ عَتَاداً، تَعْمُرُ دُنْيَاكَ بِخَرَابِ آخِرَتِكَ وَ تَصِلُ عَشِيرَتَكَ بِقَطِيعَةِ دِينِكَ؛ وَ لَئِنْ كَانَ مَا بَلَغَنِي عَنْكَ حَقّاً، لَجَمَلُ أَهْلِكَ وَ شِسْعُ نَعْلِكَ خَيْرٌ مِنْكَ، وَ مَنْ كَانَ بِصِفَتِكَ فَلَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ، أَوْ يُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ، أَوْ يُعْلَى لَهُ قَدْرٌ، أَوْ يُشْرَكَ فِي أَمَانَةٍ، أَوْ يُؤْمَنَ عَلَى جِبَايَةٍ؛ فَأَقْبِلْ إِلَيَّ حِينَ يَصِلُ إِلَيْكَ كِتَابِي هَذَا»؛ ناگهان در مورد تو به من چنین گزارش دادند که از پیروی از هوا و هوس فروگذار نمیکنی و برای آخرتت چیزی باقی نگذاشتهای، دنیایت را با ویرانی آخرتت آباد میسازی و پیوند با خویشاوندانت را به بهای از دست دادن دینت برقرار میکنی؛ اگر آنچه در مورد تو به من رسیده درست باشد، شتر (بارکش) خانوادهات و بند کفشت از تو بهتر هستند! و کسی که همچون تو باشد، نه شایستگی این را دارد که حفظ مرزی به او سپرده شود و نه کاری به دست او اجرا گردد، یا قدر و منزلتش بالا رود، یا در امانتی شریک باشد و یا در جمعآوری بیتالمال به او اعتماد شود؛ پس هرگاه نامه من به دستت رسید، نزد من آی[۵۰].[۵۱]
تحلیل و استنتاج سیره نظارتی علی(ع) بر عملکرد مدیران
امیر مؤمنان علی(ع): «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِي عَنْكَ أَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّكَ وَ عَصَيْتَ إِمَامَكَ وَ أَخْزَيْتَ أَمَانَتَكَ بَلَغَنِي أَنَّكَ جَرَّدْتَ الْأَرْضَ فَأَخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَيْكَ وَ أَكَلْتَ مَا تَحْتَ يَدَيْكَ فَارْفَعْ إِلَيَّ حِسَابَكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ حِسَابَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ حِسَابِ النَّاسِ»؛ اما بعد، در مورد تو چیزی به من گزارش شده است که اگر آن را انجام داده باشی، پروردگارت را به خشم آورده، از امام خودت نافرمانی کرده و امانت (فرمانداری) را به رسوایی کشیدهای؛ به من خبر رسیده که تو زمینهای آباد را ویران کرده و آنچه توانستهای تصاحب نمودهای و از بیتالمالی که زیر دست تو بوده است به صورت خیانت خوردهای؛ فوراً حساب خویش را برایم بفرست و بدان که حساب خدا از حساب مردم بزرگتر است[۵۲].
این نامه بیانگر این مسئله است که یکی از فرمانداران و کارگزاران حضرت، دست به کارهای خلاف زده و خیانتی مرتکب شده بود. هنگامی که گزارش این مسئله به دست آن حضرت رسید، ایشان به آن گزارش اکتفا نکرد و تنها بر اساس آن گزارش تصمیم نگرفت؛ بلکه نامهای به کارگزار خود نوشت و پس از یادآوری گزارشهای دریافتی، از او میخواهد که بلافاصله گزارشی از عملکرد خود برای آن حضرت ارسال نماید. بررسی و واکاوی سیره نظری و سیره عملی حضرت علی(ع) نشان میدهد که آن حضرت در نظارت بر عملکرد و رفتار مدیران و کارگزاران خود بسیار جدی بودهاند؛ ایشان تنها به گزارشهایی که به دستشان میرسید اکتفا نمیکردند و فقط با تکیه بر آنها، در مورد کارگزاران خود قضاوت نمینمودند؛ بلکه علاوه بر آن گزارشها، کارگزاران خود را به حضور میطلبیدند و از آنان در مورد عملکردشان سؤال میکردند؛ یا اینکه از آنان میخواستند که گزارش دقیق عملکرد خود را به صورت کتبی خدمت ایشان ارسال کنند و بدین وسیله در مورد عملکرد آنها از خودشان نیز تحقیق میکردند.
این مسئله نشان میدهد که آن حضرت، با وجود تأکیدی که بر دقت در نظارت داشت و در این مورد سختگیری میکرد، اما به هیچوجه عدالت و انصاف را از یاد نمیبرد و راضی نمیشد که در این مورد، افراط و زیادهروی شود و در نتیجه، ظلم و ستمی متوجه یکی از کارگزاران گردد. عبارت «فَارْفَعْ إِلَيَّ حِسَابَكَ» یعنی گزارش عملکرد خود را برای من بفرست، که در بعضی از نامههای ایشان به کارگزارانش وجود دارد، گویای این واقعیت است.
در برخی موارد دیده میشود که حضرت گزارش مأموران سری را کافی دانسته و به مدیر خود دستور اجرا طبق گزارش را میدهد آنجا که میفرماید: «فَإِنْ أَحَدٌ مِنْهُمْ بَسَطَ يَدَهُ إِلَى خِيَانَةٍ اجْتَمَعَتْ بِهَا عَلَيْهِ عِنْدَكَ أَخْبَارُ عُيُونِكَ اكْتَفَيْتَ بِذَلِكَ شَاهِداً فَبَسَطْتَ عَلَيْهِ الْعُقُوبَةَ فِي بَدَنِهِ وَ أَخَذْتَهُ بِمَا أَصَابَ مِنْ عَمَلِهِ»؛ اگر یکی از آنها (کارگزاران و کارکنان تو) دست به خیانت زد و مأموران سرّی تو بالاتفاق چنین گزارشی را دادند، به همین مقدار از شهادت قناعت کن و او را زیر تازیانه کیفر بگیر و به مقدار خیانتی که انجام داده، او را کیفر نما[۵۳].[۵۴]
ویژگیهای ناظران و بازرسان
به طور کلی وجود نظام دقیق نظارتی در سازمان بر کارآمدی آن تأثیرگذار است گفته شد که در درون این نظام نظارتی لازم است که هم به صورت علنی و هم مخفی کنترل صورت پذیرد؛ مع الوصف، موفقیت نظام نظارتی در گرو داشتن ناظران و بازرسان مورد اعتماد و توانمند است؛ به عبارت دیگر ناظران لازم است از ویژگیهای خاصی برخوردار باشند که در اینجا با توجه به آموزههای علوی به برخی از مهمترین ویژگیها اشاره میشود:
- خشیت و تواضع: امیر مؤمنان علی(ع): «فَفَرِّغْ لِأُولَئِكَ ثِقَتَكَ مِنْ أَهْلِ الْخَشْيَةِ وَ التَّوَاضُعِ»؛ پس بر آنها افراد مورد اطمینان که خداترس و متواضع باشند، را انتخاب کن[۵۵]. خداترسی یکی از ویژگیهای برجسته انسانی است؛ زیرا افرادی که خداترس و اهل خشیت باشند، همواره خود را در محضر خدا و خداوند متعال را ناظر بر اعمال، رفتار و نیات خود میدانند؛ بنابراین وظایف خود را با دقت و صحت هر چه تمامتر انجام میدهند.
- دینداری و امانتداری: امیرمؤمنان علی(ع): «أَرَى أَنْ تَبْعَثَ قَوْماً مِنْ أَهْلِ الصَّلَاحِ وَ الْعِفَافِ، مِمَّنْ يُوثَقُ بِدِينِهِ وَ أَمَانَتِهِ، يَسْأَلُ عَنْ سِيرَةِ الْعُمَّالِ وَ مَا يَعْمَلُونَ فِي الْبِلَادِ»؛ به نظر من (باید) به گروهی از اهل صلاح و عفت که به دینداری و امانتداری آنها اطمینان داری، مأموریت دهی تا از سیره و نحوه برخورد و رفتار کارگزاران، و نیز از کارهایی که آنها انجام میدهند، تحقیق کنند[۵۶].
- حقگویی: امیرمؤمنان علی(ع): «ثُمَّ لَا تَدَعْ أَنْ يَكُونَ لَكَ عَلَيْهِمْ عُيُونٌ مِنْ أَهْلِ الْأَمَانَةِ وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ عِنْدَ النَّاسِ»؛ فراموش مکن که باید بر آنان، بازرسان مخفی از میان کسانی که در میان مردم به امانتداری و حقگویی شناخته شدهاند، بگماری[۵۷].
- صداقت و وفاداری: امیر مؤمنان علی(ع): «وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ»؛ و با فرستادن مأموران مخفی راستگو و باوفا، عملکرد کارگزارانت را زیر نظر بگیر[۵۸].
- شایستگی اخلاقی و مغرور نشدن به مقام: امیرمؤمنان علی(ع): «وَ اخْصُصْ رَسَائِلَكَ الَّتِي تُدْخِلُ فِيهَا مَكَايِدَكَ وَ أَسْرَارَكَ بِأَجْمَعِهِمْ لِوُجُوهِ صَالِحِ الْأَخْلَاقِ مِمَّنْ لَا تُبْطِرُهُ الْكَرَامَةُ»؛ و نامههای سرّی و نقشهها و طرحهای مخفی خود را در اختیار کسی بگذار که دارای اساسیترین اصول اخلاقی باشد؛ از کسانی که موقعیت و مقام، آنها را مست و مغرور نسازد[۵۹].[۶۰]
نظارت غیر مشروع (تجسس)
امیر مؤمنان علی(ع): «وَ لْيَكُنْ أَبْعَدَ رَعِيَّتِكَ مِنْكَ وَ أَشْنَأَهُمْ عِنْدَكَ أَطْلَبُهُمْ لِمَعَايِبِ النَّاسِ فَإِنَّ فِي النَّاسِ عُيُوباً الْوَالِي أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا فَلَا تَكْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْكَ مِنْهَا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ تَطْهِيرُ مَا ظَهَرَ لَكَ وَ اللَّهُ يَحْكُمُ عَلَى مَا غَابَ عَنْكَ فَاسْتُرِ الْعَوْرَةَ مَا اسْتَطَعْتَ»؛ باید آنها که نسبت به مردم عیبجوتر هستند، از تو دورتر باشند؛ زیرا مردم عیبهایی دارند که والی و مسئول، در پوشاندن آن عیبها از همه سزاوارتر است. در صدد مباش که عیب پنهانی آنها را به دست آوری، بلکه وظیفه تو آن است که آنچه برایت ظاهر گشته، تطهیر کنی و آنچه از تو مخفی است، خدا درباره آن حکم میکند. بنابراین تا آنجا که توانایی داری، عیبهای مردم را پنهان ساز[۶۱].
با توجه به فراز بالا از فرمایش امام علی(ع) یکی از مواردی که به شدت دستور پرهیز از آن داده شده، نظارت بر امور شخصی مردم و تفتیش اسرار آنان است؛ امیر مؤمنان(ع) در عهد خویش به مالک اشتر در مورد تجسّس و کسانی که همواره به دنبال یافتن عیوب مردم و اسرار نهانی آنان هستند، و نیز در مورد نحوه برخورد حاکم و مسئول جامعه اسلامی با عیوب و اسرار مردم، و برخورد با کسانی که در صدد یافتن و آشکار کردن اسرار مردم هستند، هشدار میدهد و تجسس در امور آنان را مورد نکوهش قرار میدهد[۶۲].
منابع
پانویس
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۵۴.
- ↑ مشبکی، اصغر و محمد حسن روحانی، مدیریت رفتار سازمانی، اقبال، تهران، ۱۳۸۶، ص۱۵.
- ↑ عباسنژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۲۷۲.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ استونر، مدیریت عمومی، ص۶۰۰.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۵۴.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ علیآبادی، مدیران جامعه اسلامی، ص۱۲۵.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ عباسنژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۲۷۲.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۶۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ح۲۴۲۹.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۵۵.
- ↑ استونر، مدیریت عمومی، ص۶۶۶.
- ↑ باندز، مدیریت عمومی، ص۶۷۹.
- ↑ استونر، مدیریت عمومی، ص۶۰۱.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۵۶.
- ↑ گریفین، مدیریت عمومی، ص۶۲۳.
- ↑ چندان، نظریه و عمل مدیریت، ص۲۹۷.
- ↑ چندان، نظریه و عمل مدیریت، ص۲۹۷.
- ↑ گریفین، مدیریت عمومی، ص۶۲۳.
- ↑ گریفین، مدیریت عمومی، ص۲۹۷.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۵۷.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۰.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۰۴.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ۸۶۰۷.
- ↑ علامه امینی، الغدیر، ج۳، ص۳؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲۰، ص۳۱۴.
- ↑ عباسنژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۲۷۴.
- ↑ عباسنژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۲۷۶.
- ↑ قاضی ابویوسف، الخراج، ص۱۱۸.
- ↑ قاضی ابویوسف، الخراج، ص۱۸.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۰.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۴۵.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۴۰.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۴۳.
- ↑ عباسنژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۲۷۷؛ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۲.
- ↑ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند» سوره توبه، آیه ۷۱.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، صححه و علق علیه علیاکبر الغفاری، دارالکتب الاسلامیه، طهران، الطبعه الرابعه، ۱۳۶۵ ه.ق، ج۲، ص۲۰۸.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۶۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۱ ص۱۳۷.
- ↑ معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، نشر ذره، تهران، ۱۳۷۲، ج۱، ص۳۸۸.
- ↑ عباسنژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۲۸۱؛ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۳.
- ↑ قاضی ابویوسف، الخراج، ص۱۱۸.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۵.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۷۱.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۴.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۰.
- ↑ نهج البلاغه، نامه۵۳.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۶.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ محمودی، محمدباقر، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغة، ج۵، ص۴۲۵.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۷.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ شفیعی، عباس، اصول مدیریت در نهج البلاغه، ص ۱۶۹.