آموزش قرآن
آموزش قرآن به عنوان مصداق تمسک به قرآن
بدون تردید قرآن برای آن نازل شده که مردم آن را بشناسند، چه قرآن بیان، بلاغ و قانون کاملی است که در عین وضوح و روشنی، از جامعیت نیز برخوردار است[۱]؛
حال از آنجا که این کتاب، کتاب دانش و علم است، به معلّم و آموزگار نیازمند است. از اینرو خداوند کسی را که تمامی علم کتاب را بدو بخشیده، به عنوان معلّم قرآن برگزیده ما را امر فرموده که در این زمینه به او رجوع کنیم. او که در مرحله نخست پیامبر اکرم (ص) است و بس، معلّم اوّل و اوّلین معلّم در زمینه آموزش قرآن است[۲]. در مرحله بعد نیز، عترت پاک ایشان (ع) که در قرآن کریم به عنوان راسخان در علم از ایشان یاد شده، بندگان برگزیده و شهادت دهندگان بر رسالت دانسته شدهاند، معلّم قرآن میباشند. معلّمانی که بر اُمّت واجب است که دانش این کتاب را تنها از آنان بازستانند، و تنها از سرچشمه علم آنان نوشند[۳]؛
لذا بر همگان واجب است که اوّلاً در فهم قرآن و سپس در تدبّر آیات آن، به ایشان رجوع کرده، آن را از اهلش فراگیرند؛ آنگاه به رجوع به تفاسیر بپردازند، تا ملکه استنباط و دریافت معانی قرآن را بیابند[۴].
سیره معصومان و آموزش قرآن
سیره معصومان(ع) در آموزش قرآن چنین است:
- آموزش قرآن به عموم مردم: قرآن مهمترین منبع معارف دین اسلام است و بهترین و مطمئنترین راه برای آشنایی با توصیهها، موعظهها، دستورها و حلال و حرام الهی مطالعه قرآن و تأمل و تدبر در آن است. به همین سبب، معصومان(ع) به آموزش قرآن به مسلمانان بسیار اهمیت میدادند. در سیره پیامبر(ص) آمده است: مردی نزد پیامبر(ص) آمد تا پیامبر(ص) به او قرآن بیاموزد. هنگامی که به آیه ﴿فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ﴾[۵] رسید، گفت: بس است و رفت. پیامبر(ص) فرمود: رفت در حالی که فقیه شده بود[۶].
- قرآن، اولین ماده درسی: دوره کودکی و نوجوانی دورهای است که انسان آسانتر میآموزد و آموختههایش نیز پایدارتر و استوارتر است. پیامبر(ص) میفرماید: آنکه در جوانی بیاموزد، آموزشش به منزله نقش در سنگ است و آنکه در بزرگسالی بیاموزد، آموزشش به منزله نوشتن بر آب است[۷]. امیرمؤمنان علی(ع) در نامهاش به فرزندش امام حسن(ع) به همین نکته اشاره میکند و میفرماید: قلب و جان جوان چون زمین ناکاشته است؛ هر بذری را که در آن افکنده شود میپذیرد؛ از اینرو به ادب آموختنت پرداختم، پیش از آنکه قلب و جانت سخت شود و ذهنت مشغول گردد[۸]. از سوی دیگر، هدف قرآنآموزی تنها قرائت قرآن نیست؛ بلکه قرائت قرآن مقدمه آشنایی با آموزهها و معارف وحیانی و عمل به آنهاست. بنابراین اگر بخواهیم نسل جدید قرآن را به آسانی بیاموزند و از دریای معارف آن بهرهمند شوند و کاخ شخصیت آنها بر پایۀ آموزههای وحیانی بنا شود، بهترین راه این است که در اولین فرصت و به عنوان اولین ماده درسی وی را با قرآن آشنا کنیم و قرائت قرآن را به وی بیاموزیم؛ چنان که معصومان(ع) چنین میکردند.
- مأنوس کردن با قرآن: تسلط بر قرائت قرآن گوهری گرانبهاست که طالبش باید بهای آن را بپردازد و بهای آن، تلاوت مداوم قرآن و انس با آن است. افزون بر این، قرآن با کتابهای بشری تفاوت دارد؛ شاید بتوان تمام مطالب کتابهای عادی را با یک بار خواندن درک کرد و فهمید، اما قرآن کتابی است که «ظاهری دارد و باطنی؛ ظاهرش حکم و دستور و باطنش علم و معرفت است؛ ظاهرش نیکو و زیبا و باطنش پر عمق و ژرفاست... عجایبش ناشمردنی و غرایبش کهنهناشدنی است؛ چراغهای هدایت و علایم و نشانههای حکمت در آن است»[۹]. بدیهی است به چنگ آوردن درهای گرانبهای معرفت و گوهرهای بیبدیل حکمت موجود در این دریای ژرف جز با غواصی مکرر در آن به دست نمیآید. به همین سبب، در سیره معصومان(ع) قرائت قرآن و انس با آن بسیار مورد توجه واقع شده و مسلمانان به آن فراوان توصیه شدهاند.
- تشویق به تفکر و تأمل در قرآن: معصومان(ع) در آموزش قرآن تنها به درست تلاوت کردن، با آهنگ تلاوت کردن، و مستمر تلاوت کردن قرآن بسنده نمیکردند و افزون بر آن متربیان را به تأمل و تدبر در آیات قرآن فرامیخواندند؛ چراکه قرآن چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمود، «ظاهری دارد و باطنی و باطن آن نیز باطنهایی دارد، عجایبش شمردنی و کهنهشدنی نیست»[۱۰]. بدیهی است پی بردن به باطن قرآن و دستیابی به عجایب و غرایب معرفت و حکمت نهفته در ژرفای اقیانوس قرآن با ابزار قرائت ممکن نیست، بلکه ابزار قویتر و نافذتر مثل اندیشه و تعقل لازم است تا بتوان از سطح آن گذر کرد و به درون آن راه یافت و نظارهگر گوهرهای ناب معرفت و حکمت الهی شد. از اینرو، امیرمؤمنان علی(ع) در فرازی از سخنی طولانی میفرماید: آگاه باشید، خیری نیست در قرائتی که همراه با تدبر نباشد...[۱۱] و اصولاً قرآن نازل شده است تا مردم در آن بیندیشند: ﴿كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ﴾[۱۲].[۱۳]
اهتمام پیامبر خاتم(ص) به آموزش قرآن
به جز آموزههای دینی و اخلاقی که پیامبر خدا همواره مردم را از آن بهرهمند میساخت و از کمترین فرصتها، بیشترین بهره را برای القای درسهای بزرگ زندگی میبرد، آموزش قرآن کریم را نیز در رأس آموزههای دینی خود قرار میداد و همواره مسلمانان را بدان تشویق و بر آن نظارت میکرد.
آن حضرت، حاملان قرآن را مهتران امت خویش میخواند[۱۴] و میفرمود: «بهترین شما کسی است که قرآن را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد»[۱۵]. شماری از اصحاب رسول تصریح کردهاند که قرآن را مستقیما از زبان حضرت شنیده و آموختهاند.
صحابی جلیل، عبدالله بن مسعود گوید: روزی رسول خدا(ص) به من فرمود: برایم قرآن بخوان. عرض کردم: من چگونه برایتان قرآن بخوانم در حالی که قرآن بر شما نازل شده است؟ فرمود: دوست دارم آن را از غیر خود بشنوم. از این رو، شروع به تلاوت سوره نساء کردم، تا به آیه ۴۱ رسیدم: ﴿فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا﴾[۱۶]. با شنیدن این آیه اشک از دیدگان حضرت جاری شد و فرمود: اینک بس است[۱۷].[۱۸]
منابع
پانویس
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۳۸؛ سوره بقره، آیه ۲۴۲؛ سوره بقره، آیه ۲۱۹؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۳؛ سوره ابراهیم، آیه ۵۲.
- ↑ سوره نحل، آیه ۴۴ و ۶۴.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۷؛ سوره فاطر، آیه ۳۱-۳۲؛ سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۴، ص ۳۹۶-۴۰۰.
- ↑ «پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید * و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.
- ↑ «رُويَ أنَّ رجُلاً جاءَ إلَى النبيِّ صلى الله عليه و آله لِيُعَلِّمَهُ القرآنَ، فانتَهى إلى قولِهِ تعالى: ﴿فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ﴾. فقالَ: يَكفِيني هذ، و انصَرَفَ، فقالَ رسولُ اللّه(ص): انصَرَفَ الرجُلُ و هُو فَقيهٌ».
- ↑ «موسی بن جعفر، عن آبائه(ع) قال: قال رسول الله(ص): مَن تَعَلَّمَ في شَبابِهِ كانَ بِمَنزِلَةِ الرَّسمِ في الحَجَرِ، و مَن تَعَلَّمَ و هُو كبيرٌ كانَ بمَنزِلَةِ الكِتابِ على وَجهِ الماءِ». (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱، ص۲۲۲)
- ↑ «إنّما قَلْبُ الحَدَثِ كالأرضِ الخالِيةِ ما اُلقِيَ فيها مِنْ شيءٍ قَبِلَتْهُ، فبادَرْتُكَ بالأدبِ قبلَ أن يَقْسُوَ قلبُكَ و يَشتغِلَ لُبّكَ». (نهج البلاغه، ص۲۹۵)
- ↑ «عن الصادق عن آبائه عن رسول الله(ص):... و له ظهر و بطن؛ فظاهره حكم الله و باطنه علم الله تعالي فظاهره وثيق و باطنه له تخوم، و علي تخومه تخوم؛ لا تحصي عجائبه و لا تبلي غرائبه؛ فيه مصابيح الهدي و منار الحكمة». (کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۲، ص۵۹۶)
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۲، ص۶۰۳.
- ↑ «أَلاَ لا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلا لا خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ». (کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۶).
- ↑ «(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند» سوره ص، آیه ۲۹.
- ↑ حسینیزاده و داوودی، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت، ص۱۶۲ ـ ۱۶۷.
- ↑ «أَشْرَافُ أُمَّتِي حَمَلَةُ الْقُرْآنِ وَ...» (من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۹۹؛ صحیح بخاری، ص۹۲۸، ح۵۰۲۷ (کتاب فضائل القرآن - باب (۲۱)).
- ↑ «خِيَارُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ» (امالی طوسی، ص۳۵۷، مجلس ۱۲؛ صحیح بخاری، ص۹۲۸، ح۵۰۲۷ (کتاب فضائل القرآن - باب (۲۱)).
- ↑ «پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟» سوره نساء، آیه ۴۱.
- ↑ الجمع بین الصحیحین، ج۱، ص۱۲۱، ح۲۶۲؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۴۲.
- ↑ کریمیان، احمد، نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۲.