آموزش قرآن در معارف و سیره نبوی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

اهتمام پیامبر خاتم(ص) به آموزش قرآن

به جز آموزه‌های دینی و اخلاقی که پیامبر خدا همواره مردم را از آن بهره‌مند می‌ساخت و از کمترین فرصت‌ها، بیشترین بهره را برای القای درس‌های بزرگ زندگی می‌برد، آموزش قرآن کریم را نیز در رأس آموزه‌های دینی خود قرار می‌داد و همواره مسلمانان را بدان تشویق و بر آن نظارت می‌کرد.

آن حضرت، حاملان قرآن را مهتران امت خویش می‌خواند[۱] و می‌فرمود: «بهترین شما کسی است که قرآن را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد»[۲]. شماری از اصحاب رسول تصریح کرده‌اند که قرآن را مستقیما از زبان حضرت شنیده و آموخته‌اند.

جابر بن عبدالله انصاری گوید: «پیامبر(ص) استخاره در کارها را همچون آموزش سوره‌ای از قرآن به ما آموخت»[۳].

ابن عباس نیز با بیانی دیگر به آموزش قرآن کریم توسط آن حضرت تصریح کرده است[۴].

عبدالله بن عمر نیز گفته است که رسول خدا(ص) گاه برای ما قرآن تلاوت می‌فرمود و چون به آیه سجده می‌رسید، تکبیر می‌گفت و به سجده می‌رفت و ما نیز همراه ایشان سجده می‌کردیم[۵].

این رویکرد و اقبال عمومی به حفظ و فراگیری کتاب خدا، موجب پیدایش جمع کثیری از حافظان قرآن کریم در عصر پیامبر شد که گاه محفوظات خویش را بر آن حضرت عرضه می‌داشتند.

صحابی جلیل، عبدالله بن مسعود گوید: روزی رسول خدا(ص) به من فرمود: برایم قرآن بخوان. عرض کردم: من چگونه برایتان قرآن بخوانم در حالی که قرآن بر شما نازل شده است؟ فرمود: دوست دارم آن را از غیر خود بشنوم. از این رو، شروع به تلاوت سوره نساء کردم، تا به آیه ۴۱ رسیدم: ﴿فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا[۶]. با شنیدن این آیه اشک از دیدگان حضرت جاری شد و فرمود: اینک بس است[۷].

بدین ترتیب، آن همه تأکید و عنایت پیامبر خدا(ص) به فضیلت تعلیم و تعلم قرآن کریم، حافظان و قاریان را در حوزه‌های آموزش، در خدمت مشتاقان و تشنگان پیام وحی، از زن و مرد و کودک و جوان، قرار داد.

این نکته نیز گفتنی است که گاه پیامبر(ص) زنی را به عقد ازدواج مردی درمی‌آورد و مهر و کابین وی را آموختن آنچه مرد از قرآن می‌داند به همسرش قرار می‌داد[۸].

باری، جوامع روایی شیعه و سنی و منابع فراوان سیره و تاریخ، مشحون از اخبار و احادیثی است که در غایت وضوح، میزان عنایت و دقت رسول اکرم(ص) را به امر تعلیم و تربیت، نشان می‌دهد که این مقام را مجال آن همه نیست[۹].

منابع

پانویس

  1. «أَشْرَافُ أُمَّتِي حَمَلَةُ الْقُرْآنِ وَ...» (من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۹۹؛ صحیح بخاری، ص۹۲۸، ح۵۰۲۷ (کتاب فضائل القرآن - باب (۲۱)).
  2. «خِيَارُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ» (امالی طوسی، ص۳۵۷، مجلس ۱۲؛ صحیح بخاری، ص۹۲۸، ح۵۰۲۷ (کتاب فضائل القرآن - باب (۲۱)).
  3. مستدرک الوسائل، ج۶، ص۲۳۶؛ صحیح بخاری، ص۲۱۲، ح۱۱۶۲ (کتاب التهجد، باب ۲۵).
  4. «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُعَلِّمُنَا التَّشَهُّدَ كَمَا يُعَلِّمُنَا السُّورَةَ مِنَ الْقُرْآنِ‌» (مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۹۴، ح۳۷۳۸؛ فتح الباری، ج۲، ص۳۱۵).
  5. مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۱۵۷، ح۶۴۶۱؛ الدر المنثور، ج۳، ص۱۵۸.
  6. «پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟» سوره نساء، آیه ۴۱.
  7. الجمع بین الصحیحین، ج۱، ص۱۲۱، ح۲۶۲؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۴۲.
  8. مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۳۱۳؛ صحیح بخاری، ص۹۲۸، ح۵۰۲۹ و ۵۰۳۰ (کتاب فضائل القرآن - باب ۲۱ و ۲۲).
  9. کریمیان، احمد، نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۲.