جوان‌مردی در معارف و سیره معصوم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

فتوت و جوانمردی

واژه «فتوت» از کلمه عربی فتی و به معنای جوانی است و در ادبیات فارسی به معنای جوانمردی و مردانگی، خودداری از آزار رساندن به خلق، بخشش، ترک شکایت از نبودن و نداشتن، و نیز به معنای بت‌شکنی به کار رفته است. از آنجا که خداوند در قرآن ابراهیم بت‌شکن را به جوانمردی ستوده است[۱]، پس بت هرکس روان اوست و هر کس با روان خود مخالفت ورزد، جوانمرد حقیقی اوست[۲]. جوانمرد خواندن اصحاب کهف نیز از همین باب است؛ آنان که برای بندگی خداوند و حفظ دینشان، از خوشی زندگی گذشتند و به سختی‌ها تن دادند و الگوی جهانیان شدند و سرانجام خداوند نیز آنان را چنین ستود: ﴿إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى[۳].

در سیره نظامی رسول خدا(ص) و آموزه‌های دینی، سفارش‌های فراوانی را می‌بینیم که گویای برجستگی اصل جوانمردی در میان دیگر آموزه‌های دینی است؛ ترحم بر کسانی که در سپاه دشمن نقش‌آفرین نیستند، گرچه به‌ظاهر از آنها محسوب می‌شوند، مانند زنان، اطفال، پیران و عابدان از اهل کتاب؛ حفظ آبادی‌ها اموال، مزارع، نخلستان‌ها و هر آنچه برای معیشت مردم و استفاده‌های عمومی به کار می‌آید؛ منع از مثله‌کردن جنازه دشمن، و ممنوعیت شکنجه و آزار اسیران، برخی از سفارش‌های رهبران معصوم اسلام(ع) در این زمینه است[۴].

امیرمؤمنان علی(ع) که فتوت را زیباترین زیور انسان توصیف می‌کند[۵]، خود به بهترین وجه ممکن این زیبایی را به نمایش می‌گذارد. نمونه بارز آن، رفتارش با عمرو بن عبدود، دشمن قوی‌پنجه اسلام است. هنگامی که آن حضرت عمرو را به زمین زد و روی سینه او نشست تا سرش را جدا کند، عمرو گفت: «ای عموزاده؛ درخواست من از تو این است که مرا عریان نکنی و لباس‌هایم را در نیاوری». علی(ع) فرمود: «این برای من بسیار آسان است». زمانی که حضرت از میدان برگشت، عمر بن خطاب به ایشان گفت: «چرا زره او را که سه‌هزار درهم می‌ارزد و در میان زره‌های عرب منحصر‌به‌فرد است، در نیاوردی؟ امام(ع) فرمود: «من حیا کردم که پسرعمویم را برهنه کنم»[۶].

امیرمؤمنان علی(ع) در روایت دیگری، برخی مصادیق فتوت را تحمل لغزش‌های برادران و رسیدگی به همسایگان ذکر می‌کند[۷]. امام صادق(ع) نیز برخی دیگر از مصادیق این صفت پسندیده را چنین بیان می‌کند: «جوانمردی به سفره انداختن و بذل و بخشش و خوش‌رویی و پاک‌دامنی و عزت‌نفس و آزار نرساندن است»[۸].

یکی دیگر از مصادیق عالی فتوت در سیره نظامی امیرالمؤمنین(ع) واکنش ایشان به عمل ناجوانمردانه معاویه در بستن آب بر سپاهیان امام در صفین است. عبدالله بن عوف بن احمر گوید: چون در صفین با سپاه معاویه و شامیان روبه‌رو شدیم، دیدیم آنان در جایی هموار فرود آمده و اردوی گسترده‌ای برپا کرده‌اند و سرچشمه آب را در اختیار گرفته‌اند، و سواران و پیادگان را بر سر آب به صف کرده و تیراندازان را همراه با نیزه‌داران و سپرداران، پیشاپیش آنان قرار داده‌اند تا مانع دسترسی ما به آب شوند. بی‌درنگ نزد امام(ع) رفتیم و موقعیت را به او گزارش دادیم. وی صعصعة بن صوحان را نزد معاویه فرستاد و به او پیغام داد موانع دسترسی به آب را از میان بردارد؛ وگرنه ابتدا بر سر آب با او خواهد جنگید.

معاویه پس از شنیدن پیام امام به یاران خود گفت: «نظر شما چیست؟» ولید بن عقبه گفت: «چنان‌که آنان آب را بر عثمان بستند، آب را بر ایشان می‌بندیم تا از تشنگی بمیرند». عمرو بن عاص گفت: «مانع میان آن قوم و آب را برطرف کن؛ زیرا آنها تشنه نمی‌مانند تا تو سیراب باشی (و سرانجام به آب می‌رسند)»[۹].

در روایت دیگری آمده است عمرو گفت: راه ایشان را برای رسیدن به آب باز بگذار؛ زیرا علی کسی نیست که دست روی دست بگذارد (و تحمل کند) که تو سیراب باشی و او تشنه بماند. وی سوارانی زبده در اختیار دارد و چنان به آب فرات می‌نگرد و راه می‌جوید، تا از آن بنوشد و یا در برش جان بازد. تو خود می‌دانی که او دلاوری شجاع و لشکرشکن است و اهل عراق و حجاز همراه اویند، و من و تو از او شنیده‌ایم که می‌گفت: «اگر فقط چهل مرد در اختیار داشتم.».. (یعنی اگر روزی که به خانه فاطمه ریختند، چهل مرد با من بودند، دمار از روزگار مخالفانم در می‌آوردم)[۱۰].

اما معاویه با نظر عمرو مخالفت کرد و این وضعیت را برای خود به فال نیک گرفت و گفت: «ای مردم شام؛ به خدا این نخستین فتحی است که خداوند طعم آن را به من چشاند؛ خدا (آب بهشت را) به ابوسفیان (پدرم) ننوشاند اگر بگذارم آنان قطره‌ای از این آب بنوشند، مگر آن‌که همه آنها بر سر آن کشته شوند»[۱۱].

در این هنگام مردی شامی به نام معری بن اقبل که با عمرو بن عاص دوستی نزدیک داشت، نزد معاویه آمد و گفت: ای معاویه؛ اینک شما بر آنان پیشی گرفته و بر فرات چیره شده‌اید و آنان را از آب بازداشته‌اید؛ ولی به خدا سوگند اگر آنان بر شما پیشی می‌گرفتند، به شما آب می‌دادند. آیا بزرگ‌تر از این لطمه‌ای که بدان قوم زدید و آنان را از آب محروم کردید کاری توان کرد؟ آنان به‌هر‌حال بر آبشخوری دیگر فرود می‌آیند و شما را به سبب کاری که کرده‌اید کیفر می‌دهند. آیا نمی‌دانید که در میان ایشان غلامان و کنیزان و افرادی ناتوان و بی‌گناه هستند؟ به خدا سوگند این کار نخستین ظلم و ستم است. تو (با این کار) حتی ترسوها را (بر ضد خود) دلیر کردی و مرددان و بدگمانان را بینا و هشیار نمودی و کسی را که نمی‌خواست با تو پیکار کند بر شانه خویش سوار کردی.

معاویه با او درشتی کرد و به عمرو گفت: «دوستت را از نزد من بران و مرا از شرّش راحت کن». پس عمروعاص به او پرخاش کرد. معری در واکنش به این رفتار آنها شعری سرود که بیانگر تأثیر این اقدام ناجوانمردانه معاویه در روحیه اوست: به جان پدرم سوگند که درد بی‌درمان معاویه بن حرب و عمرو را دارویی نیست، مگر لطمه‌ای که هوش را برباید و ضربتی کاری، آن‌گاه که خون‌ها در هم آمیزد. من در تمام عمرم، هرگز از آیین ناروای پسر هند پیروی نمی‌کنم؛ هرچند عرصه بر من تنگ شود. گلایه (و اندرزگویی) از میان رفت و دیگر گلایه‌ای نباشد و دوستداری برافتاد و دوستی در میان نماند، و هر سخن نصیحت‌آمیزی که من در تمام این حوادث به عمرو و رفیقش گفتم، به هدر رفت. ای پسر هند؛ آنچه نهان بود عیان شد و دیگر چیزی (از ناجوانمردی‌ات) پنهان نمانده است. آیا آب را بر روی مردانی می‌بندی که نیزه‌های باریک جان‌شکار به کف دارند، و شمشیرهای برّانشان را به گردن آویخته‌اند؟ این گروه (شامیان) پیش آنان (مانند) زنان‌اند. انتظار داری علی در کنار شما بی‌آب بماند و گروه‌های مخالف اسلام سیراب باشند؟ معری این شعر را خواند و سپس از لشکر معاویه جدا شد و در تاریکی شب راهی شد و به علی پیوست[۱۲].

عبدالله بن عوف می‌گوید: به خدا ما به دستور امیرمؤمنان علی(ع) صفوف سواره و پیاده نگهبانان آب را در هم کوبیدیم و آب را در اختیار گرفتیم؛ آن‌گاه گفتیم: به خدا که به شامیان آب نمی‌دهیم؛ اما علی به ما دستور داد: «به‌اندازه نیازتان آب برگیرید و به لشکرتان بازگردید و راه رسیدن آنان را به آب باز بگذارید؛ همانا خداوند شما را بر آنان به سبب گمراهی و ستمشان پیروز کرده است[۱۳].

شامیان می‌پنداشتند یاران علی با آنها مثل خودشان رفتار خواهند کرد؛ اما امیرالمؤمنین علی(ع) که ملتزم به اصول اخلاقی و فتوت اسلامی بود، پس از تسلط بر شریعه، دست آنان را در استفاده از آب فرات باز گذاشت. بنا بر نقل ابن ابی‌الحدید امام علی(ع) فرمود: «راه شریعه را برای آنان باز بگذارید تا آنان هم مثل ما آب بردارند. من هرگز کار نادانان را نمی‌کنم؛ بلکه کتاب خدا را به آنان عرضه می‌کنم و آنان را به‌سوی هدایت الهی می‌خوانم؛ اگر اجابت کردند چه بهتر، و اگر سر باز زدند، لبه تیز شمشیرها ما را از کارهای جاهلانه بی‌نیاز می‌کند؛ ان‌شاءالله تعالی»[۱۴].

ماجرای برهنه شدن عمرو بن عاص[۱۵] و بسر بن ارطاة[۱۶] در مواجهه با علی(ع) برای حفظ جانشان، و چشم‌پوشی امام از تعقیب آنان، علاوه بر اینکه به ما درس حیا و عفت‌مداری می‌دهد، بیانگر جوانمردی وی در مقابل انسان‌های فرومایه‌ای است که برای حفظ حیات ننگین خود، حاضرند دست به هر عمل ذلیلانه‌ای بزنند.

در سیره نظامی امام حسین(ع) نیز نمونه‌های فراوانی از رفتارهای جوانمردانه به چشم می‌خورد. نمونه بارز آن رفتار پدرانه توأم با ایثار سیدالشهدا(ع) هنگام رویارویی با سپاه حربن یزید ریاحی است. فرمان امام برای سیراب‌کردن سپاهیان حر و حتی حیوانات آنان، جلوه‌ای از عظمت روحی این اسوه کامل و سیره او در احیای ارزش‌های دینی و بیانگر نهایت جوانمردی انسانی الهی است که با دشمنانش چنین انسانی رفتار می‌کند. بنا بر نقل مورخان هنگامی که همراهان امام در منطقه ذوحسم با سپاه حر مواجه شدند، حضرت به جوانان فرمود: «به این مردم آب دهید و سیرابشان کنید. به اسبان نیز جرعه‌جرعه آب بنوشانید». جوانان برخاستند و همه لشکریان حر را سیراب کردند و سپس به سراغ اسب‌ها رفتند. آنان کاسه‌ها را از آب پر می‌کردند، و نزدیک دهان اسب‌ها می‌گرفتند؛ چند جرعه که می‌نوشیدند، آن را دور می‌کردند و به اسب دیگر می‌دادند. به این ترتیب به همه سپاه آب دادند[۱۷].

لباس زیبای فتوت بر تن اصحاب سیدالشهدا(ع) نیز جلوه‌نمایی می‌کند. نافع بن هلال یکی از آنان است که بعد از بسته‌شدن آب بر روی امام حسین(ع) و اصحابش، توانست خود را به شریعه برساند. مأمور شریعه به دلیل آشنایی با وی اجازه داد که تنها خودش آب بنوشد؛ ولی نافع گفت: «نه به خدا قسم؛ حال که حسین بن علی تشنه است، قطره‌ای از این آب نمی‌نوشم»[۱۸].[۱۹]

منابع

پانویس

  1. ﴿قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ «گفتند: شنیدیم جوانی که به او ابراهیم می‌گویند از آنان یاد می‌کرد» سوره انبیاء، آیه ۶۰.
  2. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه فتوت.
  3. «آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان (پنهانی) ایمان آوردند و ما بر رهنمود آنان افزودیم» سوره کهف، آیه ۱۳.
  4. برای اطلاع بیشتر در این‌باره ر.ک: همین کتاب، فصل «تعلیم و تربیت و رشد آگاهی‌های دینی» ذیل عنوان «تأکید بر رعایت قوانین و مقررات اسلامی».
  5. «مَا تَزَيَّنَ الْإِنْسَانُ بِزِينَةٍ أَجْمَلَ مِنَ الْفُتُوَّةِ» (تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص۲۵۹، ش ۵۵۳۲).
  6. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۱۵.
  7. «نِظَامُ الْفُتُوَّةِ احْتِمَالُ عَثَرَاتِ الْإِخْوَانِ وَ حُسْنُ تَعَهُّدِ الْجِيرَانِ» (تمیمی، آمدی، غرر الحکم، ص۴۲۰، ش ۹۶۲۸).
  8. محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۳۰۰، مجلس ۱۱، ح۴۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۵.
  9. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۱۶۱.
  10. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۱۶۳.
  11. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۱۶۳.
  12. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۱۶۳-۱۶۴.
  13. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۱۶۲.
  14. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۳، ص۳۳۱.
  15. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۴۲۳.
  16. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۴۶۱.
  17. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰۱؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الارشاد، ج۲، ص۷۸.
  18. ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۱۷.
  19. رستمی، علی امین، آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۲۱۸ ـ ۲۲۴.