حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب در تراجم و رجال
آشنایی اجمالی
از حارث بن نوفل[۱] یک روایت در کتاب تفسیر کنز الدقائق به گزارش از کتاب کمال الدین و تمام النعمة به ثبت رسیده است:
«بَإِسنَادِهِ إِلَی عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) عَنِ الْحَارِثِ بْنِ نَوْفَلٍ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ(ع) لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَ مِنَّا الْهُدَاةُ أَمْ مِنْ غَيْرِنَا قَالَ بَلْ مِنَّا الْهُدَاةُ إِلَى اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ بِنَا اسْتَنْقَذَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ضَلَالَةِ الشِّرْكِ وَ بِنَا يَسْتَنْقِذُهُمْ مِنْ ضَلَالَةِ الْفِتْنَةِ وَ بِنَا يُصْبِحُونَ إِخْوَاناً بَعْدَ ضَلَالَةِ الْفِتْنَةِ كَمَا بِنَا أَصْبَحُوا إِخْوَاناً بَعْدَ ضَلَالَةِ الشِّرْكِ وَ بِنَا يَخْتِمُ اللَّهُ كَمَا بِنَا فَتَحَ اللَّهُ»[۲].[۳]
شرح حال راوی
نام کامل راوی، الحارث بن نوفل بن الحارث بن عبدالمطلب بن هاشم الهاشمی است و کنیهاش «ابو عبدالله» و با عنوان حارث بن نوفل در اسناد برخی از روایات قرار گرفته است.
از رجالیان قدمای شیعه، تنها شیخ طوسی از وی در کتاب رجال طوسی نام برده و او را از اصحاب پیامبر اکرم(ص) معرفی کرده است[۴]؛ ولی در بسیاری از منابع رجالی و تاریخی اهل سنت از ایشان یاد شده و شرح حال او به تفصیل آمده است. بر اساس گزارش منابع تاریخی و رجالی اهل سنت، حارث بن نوفل به همراه پدرش اسلام آورده[۵] و از اصحاب رسول خدا(ص) شمرده میشود[۶]. پیامبر اکرم(ص) او را بر بعضی از امور مکه به کار گمارد[۷].[۸]
طبقه راوی
تاریخ ولادت راوی، مشخص نیست و در تاریخ وفاتش نیز اختلاف است: بیشتر رجالیان سنی نوشتند که وی در اواخر خلافت عثمان و در حدود ۷۰ سالگی از دنیا رفته است[۹] و بعضی از منابع، درگذشت او را در زمان خلافت عمر گزارش کردند[۱۰] و برخی در زمان معاویه[۱۱].[۱۲]
به گزارش برخی از منابع، حارث بن نوفل در جنگ صفین در رکاب امام علی(ع) حضور داشت و آن حضرت(ع) او را امیر بر قریش بصره قرار داده بود[۱۳]؛ نیز گزارش شده که حارث بن نوفل سفیر صلح میان امام حسن(ع) و معاویه بوده است[۱۴]. بر این اساس، تاریخ درگذشت او در زمان معاویه تقویت میشود.[۱۵]
استادان و شاگردان راوی
حارث بن نوفل از پیامبر اکرم(ص)[۱۶]، امام علی(ع)[۱۷] و عایشه روایت کرده است[۱۸]، چنانکه پسرش عبدالله بن حارث و پسر پسرش حارث بن عبدالله و ابو مجلز لاحق بن حمید البصری از وی روایت نمودهاند[۱۹].[۲۰]
روایت معصوم(ع) از غیر معصوم
در سند روایت مورد بحث، امام باقر(ع) از حارث بن نوفل روایت کرده[۲۱]، از این رو این سؤال مطرح است که آیا معصوم(ع) از غیر معصوم روایت میکند.
در اسناد روایات شیعه، تنها موردی که امام معصوم(ع) از غیر معصوم روایت نموده، روایت امام باقر(ع) از جابر بن عبدالله انصاری[۲۲] و در اسناد روایات سنی، روایت رسول خدا(ص) از تمیم بن اوس داری است که بعضی از رجالیان سنی آن را یک منقبت و فضیلت بزرگ برای تمیم بن اوس به شمار آوردهاند[۲۳]. یکی از بزرگان درباره روایت پیامبر(ص) از تمیم داری نوشته است: و ثمة نكتة جديرة بالإشارة و هي أن النبي(ص) أفضل الأمة و أعلمهم، فكيف يحدث عن واحد من أفراد الأمة، كتميم الداري و لم ير في متون التاريخ رواية المعصوم عن غيره[۲۴].
بر این اساس، نقل روایت امام باقر(ع) از حارث بن نوفل جای تأمل دارد و به احتمال قوی، مقصود از ابوجعفر، یکی از روات است که از حارث بن نوفل گزارش کرده و به اشتباه با پسوند(ع) ذکر گردیده است.[۲۵]
مذهب راوی
اطلاع دقیقی درباره مذهب راوی در اختیار نیست؛ ولی از بعضی قرائن، تشیع و گرایشش به جریان حق استظهار میشود؛ مانند حضورش در نبرد صفین در سپاه امام علی(ع) و مضمون روایت مورد بحث: «قَالَ عَلِيٌّ(ع) لِرَسُولِ اللَّهِ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَ مِنَّا الْهُدَاةُ؟ أَوْ مِنْ غَيْرِنَا؟ قَالَ: بَلْ مِنَّا الْهُدَاةُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، بِنَا اسْتَنْقَذَهُمُ اللَّهُ مِنْ ضَلَالَةِ الشِّرْكِ، وَ بِنَا اسْتَنْقَذَهُمُ اللَّهُ مِنْ ضَلَالَةِ الْفِتْنَةِ، وَ بِنَا يُصْبِحُونَ إِخْوَاناً بَعْدَ ضَلَالَةِ الْفِتْنَةِ...»[۲۶].[۲۷]
جایگاه حدیثی راوی
وی از صحابی رسول خدا(ص) است و منابع رجالی اهل سنت به همین اندازه در ثبوت وثاقت ایشان اکتفا کردند؛ اما در منابع رجالی شیعه، تنها شیخ طوسی از ایشان در کتاب رجال الطوسی در اصحاب رسول خدا(ص) یاد کرده است و به پیروی از ایشان در کتب رجالی بعد عنوان گردیده است، بیجرح و تعدیل. علامه مامقانی او را از مجاهیل دانسته[۲۸] و شیخ محیی الدین مامقانی در تعلیقه خود بر تنقیح المقال نوشته است: لتصدیه الولایة[۲۹] یحکم بالضعف؛ و لم یثبت بقاؤه إلی حادثة صفین؛ و علی فرض ذلک لم یتضح عاقبة أمره، فهو إما ضعیف أو مجهول الحال[۳۰] .[۳۱]
جستارهای وابسته
- عبدالله بن حارث (فرزند)
- حارث بن عبدالله (نوه)
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: أ. منابع شیعی: رجال الطوسی، ص۳۵، ش۱۸۰؛ منهج المقال، ج۳، ص۳۰۲، ش۱۲۴۱؛ نقد الرجال، ج۱، ص۳۹۲، ش۱۱۴۱؛ تنقیح المقال، ج۱۷، ص۲۳۸، ش۴۴۶۹؛ أعیان الشیعه، ج۴، ص۳۷۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۱۸۶، ش۲۵۲۵؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۲۸۲، ش۳۰۸۷؛ قاموس الرجال، ج۳، ص۵۶، ش۱۷۱۴. ب. منابع سنی: الطبقات الکبری، ج۴، ص۵۶؛ الجرح و التعدیل، ج۳، ص۹۱، ش۴۲۳؛ الثقات (ابن حبان)، ج۳، ص۷۸؛ أسد الغابه، ج۱، ص۳۵۰؛ مشاهیر علماء الأمصار، ص۶۳، ش۲۰۰؛ تهذیب الکمال، ج۵، ص۲۹۲، ش۱۰۴۹؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۱۹۹، ش۲۸؛ الکاشف، ج۱، ص۳۰۵، ش۸۷۸؛ تاریخ الإسلام، ج۳، ص۳۳۸؛ الوافی بالوفیات، ج۱۱، ص۱۸۶؛ الإصابه، ج۱، ص۶۹۵، ش۱۵۰۲؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۷۸، ش۱۰۵۷؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۴۰، ش۲۸۰؛ الأعلام، ج۲، ص۱۵۸.
- ↑ تفسیر کنز الدقائق، ج۳، ص۱۸۹ به گزارش از کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص٢٣٠-۲۳۱، ح۳۱.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۶، ص109-110.
- ↑ رجال الطوسی، ص۳۵، ش۱۸۰.
- ↑ أسد الغابه، ج۱، ص۳۵۰: أسلم عند إسلام أبیه نوفل.
- ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۱۹۹، ش۲۸.
- ↑ تهذیب الکمال، ج۵، ص۲۹۳، ش۱۰۴۹: صحب الحارث بن نوفل النبی(ص)، و روی عنه و استعمله علی بعض أعمال مکة ثم ولاه أبوبکر و عمر و عثمان مکة.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۶، ص110.
- ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۱۹۹، ش۲۸: مات فی خلافة عثمان عن نحو من سبعین سنه.
- ↑ أسد الغابه، ج۱، ص۳۵۰: قیل مات آخر خلافة عمر.
- ↑ بعضی احتمال دادند که یزید بن از عبارت افتاده و صحیح آن حین مات یزید بن معاویه است. (أعیان الشیعه، ج۴، ص۳۷۶: و فی أسد الغابة حین مات یزید بن معاویة و هو الصواب در حالی که این عبارت در مورد فرزند حارث بن نوفل است؛ نه خود حارث. (أسد الغابه، ج۱، ص۳۵۰: و ولد له علی عهده ابنه عبدالله الذی تلقب ببة الذی ولی البصرة عند موت یزید بن معاویة.
- ↑ الإصابه، ج۱، ص۶۹۶: و قال غیره من أهل بیته مات زمن معاویة.
- ↑ وقعة صفین، ص۲۰۶.
- ↑ أعیان الشیعه، ج۴، ص۳۷۶: أنه کان السفیر فی الصلح بین الحسن بن علی(ع) و معاویة.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۶، ص110-111.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۵۶: و کان الحارث بن نوفل رجلا علی عهد رسول الله(ص) و صحب رسول الله(ص) و روی عنه.
- ↑ الإمامة و التبصره، ص۹۲، ح۸۱.
- ↑ مسند أحمد بن حنبل، ج۶، ص۲۸۰: عن الحارث بن نوفل، عن عائشة.
- ↑ تهذیب الکمال، ج۵، ص۲۹۲؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۴۰: روی عن النبی(ص) و عن عائشة و عنه ابنه عبدالله و ابن ابنه الحارث بن عبدالله و أبو مجلز.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۶، ص111-112.
- ↑ عن أبی جعفر(ع) عن الحارث بن نوفل یادآوری میشود منبع اصلی این روایت کتاب الإمامة و التبصرة (ص ۹۲، ح۸۱) تألیف علی بن بابویه قمی پدر شیخ صدوق است که آن را در اکمال الدین و اتمام النعمة روایت کرده است.
- ↑ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ج۱، ص۲۳۴، ح۹۱: «هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ، قَالا سَأَلْنَا أَبَا جَعْفَرٍ(ع) عَنْ أَحَادِيثَ فَرَوَاهَا عَنْ جَابِرٍ، فَقُلْنَا مَا لَنَا وَ لِجَابِرٍ! فَقَالَ: بَلَغَ مِنْ إِيمَانِ جَابِرٍ أَنَّهُ كَانَ يَقْرَءُ هَذِهِ الْآيَةَ: ﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ﴾»؛ نیز ر.ک: الکافی، ج۱، ص۵۲۷، ح۳؛ ج۳، ص۲۳۳، ح۲؛ ج۵ ص۵۲۸، ح۵؛ البدایة و النهایه، ج۴، ص۲۱۶؛ السیرة النبویه، ج۳، ص۳۵۹؛ تاریخ الإسلام، ج۳، ص۶۲۶؛ ینابیع الموده، ج۱، ص۴۲۶، ح۳؛ الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۲، ص۹۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۷، ص۵۱۱؛ المغازی (واقدی)، ج۲، ص٨٠٢؛ المناقب (خوارزمی)، ص۳۳۲، ح۳۵۳؛ المعجم الأوسط، ج۲، ص۲۷۳؛ معرفة السنن و الآثار، ج۲، ص۵۲۷، ح۱۸۰۸؛ تفسیر السمرقندی، ج۱، ص۵۶۳.
- ↑ تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۲۷، ش۸۰۰: و روی عنه النبی(ص) حدیث الجساسة، و هو منقبة شریفة جدا، و یدخل ذلک فی روایة الأکابر عن الأصاغر.
- ↑ الحدیث النبوی بین الروایة و الدرایه، ص۱۸۷.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۶، ص112-113.
- ↑ تفسیر کنز الدقائق، ج۳، ص۱۸۹.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۶، ص 113.
- ↑ تنقیح المقال، ج۱۷، ص۲۴۰، ش۴۴۶۹.
- ↑ تهذیب الکمال، ج۵، ص۲۹۳، ش۱۰۴۹: ثم ولاه أبوبکر و عمر و عثمان مکة.
- ↑ تنقیح المقال، ج۱۷، پانوشت ص۲۴۰.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۶، ص113-114.