حسن رکن الدوله
مقدمه
حسن پسر بویه برادر میانه علی و همرزم دیرین او در سپاه ما کان کاکی و مرداویج زیاری بود و چون به سال ۳۲۲ ق. میان مرداویج و علی بن بو یه قرارداد صلحی به امضا رسید، علی، حسن را به گروگان نزد مرداویج فرستاد؛ اما یک سال بعد و به دنبال قتل مرداویج به دست غلامانش، حسن خود را از بند برهانید و به فارس بازگشت[۱] و با استفاده از هرج و مرجی که پیش از مرگ مرداویج در ناحیه اصفهان و جبال پدید آمده بود، بدان دیار راند و بر اصفهان دست یافت. با این همه، به سال ۳۲۷ ق. به دنبال هجوم سهمگین وشمگیر زیاری، اصفهان را بازگذاشت و به فارس گریخت و این بار با استفاده از حمایت علی، هم اصفهان و هم ری را از چنگ وشمگیر به در آورد و قلمرو او هم مرز با سامانیان شد و به سال ۳۳۳ ق. سپاه نوح بن نصر سامانی را که به فرماندهی ابوعلی محتاج به تسخیر ری آمده بود در هم شکست؛ اما جنگ و گریز میان وی و سامانیان ادامه یافت. از اینرو علی برای آرامش خاطر حسن، با سامانیان وارد مذاکره شد و مقرر گردید که بویهیان صد هزار دینار بیشتر از ابوعلی محتاج به نوح بپردازند و او ری را به حسن واگذارد. حسن همچنین به سال ۳۳۷ ق. با کمک مرزبان بن محمد از امرای آل مسافر برای تعرض به ری بازگشت و چندی پس از مرگ علی عمادالدوله به سال ۳۳۸ ق. در ری به امیرالامرایی منصوب شد و برادرش معزالدوله به نیابت از او در عراق فرمان میراند[۲]. به دنبال این وقایع در حالی که رکن الدوله به شیراز آمده بود، سپاه خراسان به سرداری منصور بن قراتگین ری و اصفهان را عرصه تاخت و تاز کرد؛ اما رکن الدین با کمک لشکری که معزالدوله به یاری او فرستاد سپاه خراسان را مغلوب کرد و آنان را با تلفات بسیار واپس راند. با وجود این، کشمکش و اختلاف میان رکن الدوله و دشمنان و رقیبان وی نظیر سامانیان و زیاریان و آل مسافر تا پایان عمر او برقرار بود، به طوری که بخش مهمی از نیروی سیاسی و نظامی این امیر بویهی صرف مبارزه با این رقیبان گردید. رکن الدوله به استناد شواهد و مدارک تاریخی، نیک نفسترین امیر بویهی بود؛ زیرا افزون بر آنکه نسبت به زیردستان خود، خاصه کردان، به نیکی رفتار میکرد[۳]، از فریب و نیرنگ حتی در حق مخالفان پرهیز داشت[۴]؛ چنانکه از رفتار ناپسند و فریبکارانه عضدالدوله، نسبت به عزالدوله بختیار برنجید و او را به اعزام لشکر تهدید کرد[۵]. دو سال پس از این واقعه بود که رکن الدوله در محرم ۳۶۶ ق. بدرود حیات گفت.[۶].
منابع
پانویس
- ↑ الکامل، ج۸، ص۳۰۳.
- ↑ تجارب الامم، ج۲، ص۱۲۰.
- ↑ تجارب الامم، ج۲، ص۲۸۱.
- ↑ نک: تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۰.
- ↑ المنتظم، ج۷، ص۷۵.
- ↑ خضری، سید احمد رضا، تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه ص ۱۸۴.