زید بن حصین طائی در تاریخ اسلامی
مقدمه
وی از تیره سنبس[۱] از قبیله طی است[۲]. ابن ابیحاتم[۳] نام صحیح زید را «زیاد» دانسته، ولی بیشتر تراجمنگاران نام او را زید آوردهاند. همچنین در نام پدرش به حصن[۴] و حصین اختلاف است[۵]، احتمال دارد که این اشتباه از نساخ باشد. ابن حجر[۶] نام او را در بخش اول الاصابه (صحابه) آورده و به نقل از هیثم بن عدی (م ۲۰۷) او را عامل عمر بن خطاب در اطراف کوفه ذکر کرده است. سپس طبق معیار ابن حجر که در عصر فتوحات تنها به صحابه فرماندهی داده میشد، او را صحابی دانسته است، ولی دیگران او را تابعی میدانند[۷].
زید که فردی پارسا بود، هنگام حرکت به سوی نبرد صفین[۸] و قبل از جنگ جمل نزد امام علی(ع) بود، برخاست و پس از حمد و ستایش پروردگار و شهادت به رسالت پیامبر(ص) درباره زیان شک و تردید در نبرد با مخالفان و نیز درباره مهاجر و انصار سخن گفت[۹].
آنگاه که معاویه قرآنها را بر نیزه کرد گروهی از سپاه امام علی(ع)، از جمله زید بن حصین، که مسلح بودند و پیشانیهایشان از سجده پینه بسته بود نزد آن حضرت آمدند و از امام خواستند تا تقاضای معاویه را بپذیرد، امام درخواست آنان را رد کرد؛ ولی این گروه امام را تهدید و سرانجام مجبور به پذیرش حکمیت ابوموسی کردند[۱۰]. آنان پس از آنکه معلوم شد فریب خوردهاند، گفتند ما از این کار توبه میکنیم و شما هم باید توبه کنید و با هم به جنگ معاویه برویم، اما امام(ع) فرمود: باید صبر کرد، اگر بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) حکم نکردند با هم به جنگ آنان میرویم؛ ولی آنان بر لجاجت خود اصرار داشتند[۱۱]. از این رو، گروه دیگری به نام خوارج تشکیل شد و در مقابل حضرت علی(ع) قرار گرفت. زید از سران خوارج بود[۱۲] که در خانه او یا عبدالله بن وهب راسبی جمع شدند و زید برای آنان سخن گفت و آنان را به امر به معروف و نهی از منکر ترغیب کرد و آیاتی از قرآن، از جمله آیه ﴿يَـٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلْنَـٰكَ خَلِيفَةًۭ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱحْكُم بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ...﴾[۱۳] و آیه ﴿... وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْكَـٰفِرُونَ﴾[۱۴] را برای آنان خواند و گفت آنان حکم کتاب خدا را کنار گذاشتند[۱۵]. سپس به زید پیشنهاد فرماندهی قوم را دادند، اما او نپذیرفت[۱۶].
خوارج پس از انتخاب عبدالله بن وهب به عنوان فرمانده گروه، تصمیم گرفتند برای به دست آوردن افراد به مدائن بروند که زید در این باره پیشنهادهایی داد که مورد قبول واقع شد[۱۷]. زید در حالی که این آیه ﴿... فَٱخْرُجْ إِنِّى لَكَ مِنَ ٱلنَّـٰصِحِينَ﴾[۱۸] و ﴿فَخَرَجَ مِنْهَا خَآئِفًۭا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِى مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ﴾[۱۹] را میخواند از کوفه خارج شد و زمانی که از فرات گذشت آیه ﴿وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَآءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّىٓ أَن يَهْدِيَنِى سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ﴾[۲۰] را خواند[۲۱].
امیرمؤمنان علی(ع) نامهای به آنان نوشت و از ایشان خواست تا در جنگ با معاویه وی را یاری دهند، ولی خوارج نپذیرفتند و درخواست توبه از آن حضرت را کردند که امام(ع) از آنان ناامید شد[۲۲]. زید فرمانده جناح راست سپاه خوارج در نهروان بود و به دست ابوایوب انصاری[۲۳] و به نقل برخی دیگر، به دست قیس بن سعد بن عباده، کشته شد[۲۴]. وی با چند واسطه از رسول خدا(ص) روایت نقل کرده است[۲۵].[۲۶]
منابع
پانویس
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۳۱۲.
- ↑ سمعانی، الاسناب، ج۴، ص۳۵.
- ↑ ابن ابیحاتم، بیان خطا البخاری، ص۳۵.
- ↑ ابن اعثم، کتاب الفتوح، ج۲، ص۳۹۰؛ ابن صباغ، فصول المهمه فی معرفه الائمه، ج۱، ص۵۲۰.
- ↑ منقری، وقعه صفین، ص۹۹؛ اسکافی، المعیار والموازنه، ص۱۲۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۹؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۸۷.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۹۸.
- ↑ بخاری، تاریخ، ج۳، ص۳۹۱؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۴۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۳۵۰.
- ↑ منقری، وقعه صفین، ص۹۹؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۸۷.
- ↑ منقری، وقعه صفین، ص۹۹-۱۰۰؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۸۷؛ سید علی خان، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، ص۳۵۷.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۹-۵۱.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۵، ص۷۵؛ ثقفی، الغارات، ج۱، ص۳۷۲.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، ج۳، ص۶۰۵؛ ابن کثیر، البدایه النهایه، ج۷، ص۳۱۶.
- ↑ «ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کردهاند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه 26.
- ↑ «ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (توراتشناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری میکردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه 44.
- ↑ ابن کثیر، البدایه النهایه، ج۷، ص۳۱۶.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۵، ص۷۵.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۵، ص۷۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۳، ص۳۳۶.
- ↑ «و مردی از دورترین جای شهر شتابان آمد؛ گفت: ای موسی! سرکردگان (شهر) در کار تو همدل شدهاند تا تو را بکشند پس (از شهر) بیرون رو که من از خیرخواهان توام» سوره قصص، آیه 20.
- ↑ «آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس میداشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش» سوره قصص، آیه 21.
- ↑ «و چون روی به سوی مدین نهاد گفت: امید است پروردگارم مرا به راه میانه رهنمون گردد» سوره قصص، آیه 22.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۳۹.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۵، ص۷۶؛ ابن دمشقی، جواهر المطالب فی مناقب امام علی، ص۷۳.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴۷؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۸۷؛ ابن حاتم عاملی، الدر النظیم، ص۶۶۴.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴۷.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۳۵۰.
- ↑ مرادینسب، حسین، مقاله «زید بن حصین طائی سنبسی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۳۸-۴۳۹.