زید بن لصیت قینقاعی

آشنایی اجمالی

نام پدرش لصیت، به تصغیر[۱] و برخلاف مشهور، لصیب و صلیت و نصیب نیز گفته شده است[۲] که به احتمال تصحیف شده لصیت باشند؛ چنان که یزید[۳] نیز تصحیف زید است. زید از احبار یهودیان بنی‌قینقاع بود که مسلمان شد، اما از جمله منافقان[۴] و یاران نزدیک عبدالله بن ابی، سرکرده منافقان شد که اخبار مسلمانان را برای طرح و نقشه بر ضد آنان، برای یهودیان و هم‌پیمانان مشرک خود می‌بردند[۵]. مفسران ذیل آیه: ﴿وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّىٰٓ إِذَا خَرَجُوا۟ مِنْ عِندِكَ ...[۶] او و عبدالله بن ابی و تنی چند از منافقان را مخاطب آن دانسته‌اند[۷]. گفته شده وی با عمر بن خطاب در بازار بنی‌قینقاع جنگیده است[۸]، اما اگر این مطلب اشاره به جنگ بنی‌قینقاع باشد، نمی‌تواند صحیح باشد؛ زیرا بنا بر آنچه خود ابن هشام[۹] و واقدی[۱۰] تصریح کرده‌اند، در این جنگ جز محاصره اتفاق دیگری نیفتاد؛ یعنی نه تیری پرتاپ شد و نه جنگی صورت گرفت. از ظاهر عبارت ابن هشام[۱۱] برمی‌آید که وی در شمار منافقانی بود که در مسجد، مسلمانان را مسخره می‌کردند و پیامبر(ص) دستور اخراج آنان را داد. زید از جمله پانزده نفر منافقی است که در جنگ مریسیع (غزوه بنی‌مصطلق در سال ششم) به تحریک انصار بر ضد مهاجران سخن گفتند[۱۲]. وقتی شتر پیامبر(ص) در راه تبوک گم شد، زید گفت: این محمد چگونه می‌پندارد پیامبر است و از آسمان شما را آگاه می‌کند، اما اینک نمی‌داند شترش کجاست؟! رسول خدا(ص) فرمود: به خدا سوگند! من تنها آنچه را که خداوند مرا بر آن آگاه کرده، می‌دانم و هم‌اینک نیز مرا آگاه ساخت که شتر من در فلان وادی است و افسار آن به درختی گیر کرده است. اصحاب پیامبر(ص) رفتند و شتر را آوردند[۱۳]. واقدی داستان مزبور را هم در جنگ مریسیع[۱۴] و هم در تبوک[۱۵] آورده، اما شباهت‌های بسیاری که میان این دو هست احتمال توهم و اشتباه راویان را در تکرار واقعه تقویت می‌کند اما نظر واقدی و ابونعیم[۱۶] تکرار داستان است. برخی بر این باورند که زید با مشاهده این معجزه پیامبر(ص) توبه کرد، اما عده‌ای معتقدند زید بر نفاق خود همچنان بود تا از دنیا رفت[۱۷]. شاید به همین دلیل ابن عبدالبر و ابونعیم و برخی دیگر از صحابه‌نگاران، نام او را در شمار صحابه نیاورده‌اند، یا چون چنین افرادی معارض و ناقض قانون عدالت صحابه هستند، خوش نداشته‌اند که نامشان را در شمار صحابه بیاورند.

ابن حجر[۱۸] نیز با اینکه به نقل از ابن اسحاق تردید در توبه وی را آورده، اما با این حال بدون اثبات توبه وی، نام وی را در شمار صحابه آورده است. قضایای دیگری که درباره زید نقل شده‌اند، در عمل قول دوم، یعنی توبه نکردن وی را ترجیح می‌دهند، بر این اساس، آوردن نام وی در شمار صحابه از سوی ابن حجر قابل قبول نیست. قضایایی مانند اینکه در جنگ تبوک وقتی صحابه دچار بی‌آبی شدند، پیامبر(ص) از خدای متعال خواست تا آنان را سیراب کند و چنین شد، یکی از صحابه به زید گفت: آیا با مشاهده این معجزه باز هم سخنی داری؟! زید گفت: اینها ابرهایی بودند که از آسمان اینجا عبور کردند و باران ریختند[۱۹]. همچنین وی با سه نفر دیگر از منافقان از دستور پیامبر(ص) در تبوک که فرموده بود: کسی بر صخره و کوهی که اندکی از درون آن آب بیرون می‌آید پیشی نگیرد، سرپیچی کردند و رسول خدا(ص) آنان را لعنت و نفرین کرد[۲۰]. بنا بر آنچه متداول میان صحابه بوده، زید بن لصیت از اعضای پانزده نفری است که در بازگشت پیامبر از تبوک قصد داشتند با رم دادن شتر آن حضرت، پیامبر(ص) را از کوه پرت کنند و به قتل برسانند[۲۱]. زید بن لصیت در مرگ رئیس منافقان، عبدالله بن ابی (سال دهم) همراه دیگر منافقان متصدی تجهیز و دفن او بود و آنان پس از دفن عبدالله در حالی که خاک بر سر خود می‌ریختند خطاب به او می‌گفتند: ای کاش جان‌های ما به فدایت می‌شد و پیش از تو می‌مردیم[۲۲]. از زمان درگذشت زید اطلاعی در دست نیست.[۲۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۲۷۲.
  2. ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۱۶۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۷۰؛ قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج۱۶، ص۲۳۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۵۱۱.
  3. ر.ک: عینی، عمدة القاری، ج۱۸، ص۴۵؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۵، ص۱۱۴.
  4. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۶۱ و ص۱۷۴؛ فریابی، صفه النفاق و ذم المنافق، ص۲۷.
  5. شلبی، مقارنة الادیان مصر، ص۳۱۴.
  6. «و برخی از ایشان به تو گوش فرا می‌دهند تا آنگاه که از نزد تو بیرون روند، از دانشوران بپرسند: (این مرد) هم اکنون چه گفت؟ آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌هایشان مهر کوبیده است و از هوا و هوس‌هایشان پیروی کرده‌اند» سوره محمد، آیه 16.
  7. قرطبی، الجامع الاحکام، ج۱۶، ص۲۳۸.
  8. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۷۴؛ فریانی، صفة النفاق و ذم المنافق، ص۲۷.
  9. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۷۴-۱۷۵.
  10. واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۷۶-۱۷۸.
  11. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۷۴-۱۷۵.
  12. واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۱۶.
  13. ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۱۶۷؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۰۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۷۳؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۵، ص۴۴۸-۴۴۹.
  14. واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۲۳.
  15. واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۲۳.
  16. مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۳، ص۳۱۹.
  17. ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۱۶۷؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۱۰؛ ابن شبه نمیری، تاریخ المدینه المنوره، ج۱، ص۳۵۴.
  18. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۵۱۱.
  19. واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۰۹.
  20. واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۳۹.
  21. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۱۶۷؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۸۷.
  22. واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۶۰.
  23. هدایت‌پناه، محمدرضا، مقاله «زید بن لصیت قینقاعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۵۳-۴۵۴.